سه شنبه 28 آذر 1391  ساعت 1:03 AM

خب البته چند ماهی از بیست و هشت سالگیم می گذرد، دقیق تر بگویم شش ماه. هنوز فکر می کنم دختری 20 ساله ام. کودکی ام هنوز زنده است و صبح و شب مشغول شیطونی و کنجکاوی...

متاهلم. برای دومین بار... مفصل است داستانش که شاید بعدا بگویم به فراخور حال...

اینجا می آیم و می نویسم از روزهایم و روزمرگی هایی که عمر باید بناممشان

heart

 



 نگاشته شده توسط h b دلنوشته 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net