... سلام بر حسین کسی که به خونش، جانش را ارزانی داشت.

سلام بر کسی که در پنهان و آشکارش، خداوند را فرمان برد.

سلام بر کسی که خداوند در خاکش شِفا را قرار داد.

سلام بر کسی که اجابت دعا در زیر گنبدش می باشد.

سلام بر کسی که امامان، از فرزندان و ذریه اش هستند.

سلام بر پنجمین اهل کساء.

سلام بر یعسوب و امیر آیین.

سلام بر کسی که خداوندِ با جلالت؛ پاکیزه اش فرموده.

سلام بر کسی که جبرئیل بدو مباهات کرده.

سلام بر کسی که میکائیل در گهواره با او سخن گفته(سرگرمش کرده).

سلام بر تو ای آقای من و بر فرشتگان بال گشوده [که خواستار فرود] اطراف گنبد تو هستند. فرشتگان بسیار احترام کننده به تربتت. طواف کنندگان صحن و فضایت. وارد شوندگان بر زیارتت.

سلام بر تو؛ همانا قصد تو کرده ام و آرزومند رستگاری نزد تو هستم.

پس اگر روزگار [ولادت] مرا به تأخیر انداخته و مقدرات مرا از یاریت دور کرده و برای کسانی که با تو کارزار کردند، مبارزه نکردم و با کسانی که با تو دشمنی کردند ستیز ننمودم، پس صبح و شام برایت ناله می کنم و به جای اشک برایت خون می گریم برای حسرت بر تو و اندوه و تأسف بر آنچه تو را گرفتار کرد و شعله ور و در سوز و گداز تا اینکه [از] بیقراری سختی ها و مصیبت ها و غصه اندوهگینی [به خاطر از دست دادن فرصت ها] بمیرم.

فرازی از زیارت ناحیه مقدسه امام زمان ارواحنافداه در رثای حضرت سیدالشهدا علیه السلام

 

بخش اول: مهدیِ حسین! (سلام الله علیهما)

 

1. در آرزوی خدمت به حضرت مهدی علیه السلام:

از امام حسین علیه السلام پرسیدند: آیا حضرت مهدی(ع) به دنیا امده است؟

فرمود:

نه، و اگر زمان او را درک کنم، در تمام عمرم به او خدمت خواهم کرد.

عقدالدرر، ص160.

 

2. روشنایی بخش هستی:

امام باقر علیه السلام فرمود: حارث بن عبدالله اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ـ حانم به فدایت ـ از تفسیر این کلام خدا که فرمود:

«و الشمس و ضحیها؛ سوگند به آفتاب و تابش هنگام برآمدنش»، مرا آگاه فرما.

حضرت فرمودند:

«ای حارث! منظور از آفتاب، محمد صلی الله علیه و آله پیامبر خداست.»

گفت عرض کردم: فدایت شوم «والقمر اذا تلیها؛ و قسم به ماه آنگاه که از پی آفتاب برآید؟» فرمود:

«[مراد از «ماه»] امیرالمؤمنین علی بن اببطالب علیه السلام است که از پی محمد صلی الله علیه و آله و سلم آید [و او را پیروی کند]».

گوید عرض کردم: « و النهار اذا جلیها؛ و سوگند به روز هنگامی که جهان را روشن سازد؟» فرمود:

«مراد از «روز» قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است که گسترۀ زمین را پر از روشنایی عدل و داد سازد.»

گفت: «و اللیل اذا یغشیها؛ و سوگند به شب وقتی که جهان را در سیاهی کشد؟» فرمود:

«بنی امیه است.»

آیات ابتدایی سوره مبارکه شمس/تفسیر الفرات،ص563؛ بحارالانوار،ج24،ص79.

 

بخش دوم: حسینِ مهدی! (سلام الله علیهما)

 

1. اولین رجعت کننده:

امام باقر علیه السلام فرمودند:

«نخستین کسی که به دنیا رجعت می کند حسین علیه السلام است؛ به قدری حکومت می کند که از کثرت سن ابروهایش روی دیدگانش می ریزد.»

بحارالانوار،ج53،ص44.

 

2. غسل و دفن حضرت مهدی علیه السلام:

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«هنگامی که اجل حضرت مهدی علیه السلام فرا می رسد و دیده از جهان فرو می بندد، آنگاه امام حسین علیه السلام آن حضرت را غسل و کفن و حنوط می کند و به خاک می سپارد که هرگز امام را جز امام عسل نمی دهد.»

تفسیر برهان،ج2،ص407/بحارالانوار،ج53،ص94.

 

3. درمان با تربت امام حسین علیه السلام:

شیخ ابراهیم کفعمی در کتاب بلدالامین نوشته است:

از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روایت شده است که :

«هرکس این دعا را در ظرف تازه ای با تربت سیدالشهدا علیه السلام بنویسد و آنرا بشوید و بنوشد، از مرض شفا می یابد:

بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله دواء و الحمدلله شفاء، و لا اله الا الله کفاء، هو الشافی و هو الکافی کفاء، اذهب البأس برب الناس شفاء، لا یغادر سقم و صلی الله علی محمد و آله النجباء.

به نام آنکه همه در او شیدایند، بخشنده بخشایشگر. به نام آنکه همه در او شیدایند، دوا است، و ستایش برای آنکه همه در او شیدایند، شفا و راحتی است. و نیست الهی جز آنکه همه در او شیدایند،[ذکر لااله الا الله او] کاملاً [و برای همه چیز] کفایت می کند، او شفا دهنده است. و او کفایت کننده است. سختی را و صلوات و توجه خداوند بر محمد و خاندان نجیبان او باد.

به نقل از: محدث نوری،جنةالمأوی، ص226.

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه و شیعته و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لاوامره و المحامین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه



 نگاشته شده توسط بچه کشکولی در پنج شنبه 24 تیر 1389  ساعت 3:06 PM
نظرات 1 | لینک مطلب



ما آدم های پر ادعا
آینه و شمعدان
نگاهم خیره روی آینه مانده است. خودم را می‌بینم در بلوز بنفشی که هم‌رنگ لباس فامیل پسر موبور همکلاسی است.

 

همیشه وقتی قدم می‌زنم فکرهای جورواجور و صد‌تا‌یک‌غاز زیادی در مغزم رژه می‌رود. حتی چیزهایی که اهمیتی هم برایم ندارند و فقط برای گذران وقت به آنها فکر می‌کنم. هر چند دقیقه یک بار هم برمی‌گردم عقب و با خودم چک می‌کنم اول به چه چیزی فکر می‌کردم که حالا به اینجا رسیدم. الان هم هر چی تلاش می‌کنم یادم نمی‌آید چی شد که فکر پسرک موبور هم‌کلاسی مثل خوره افتاده به جانم و رهایم نمی‌کند! 

از اول هم از او خوشم نمی‌آمد. از این آدم‌های پر ادعای از‌دماغ‌فیل‌افتاده که خیال می‌کنند خیلی سرشان می‌شود و یک سر و گردن از دیگران بالاترند. اما به نظر من هیچ چیز حالی‌اش نیست. من که رغبت نمی‌کنم حتی یک لحظه هم با او هم‌کلام شوم. با آن تیپ مسخره و عینک ته‌استکانی‌اش چنان ادای فیلسوف‌ها را در‌می‌آورد که نپرس. عجیب است که بچه‌ها این‌قدر دوستش دارند. من که چشم دیدنش را ندارم. 

وای خدای من! عجب پیراهن بنفش بد رنگی پوشیده این آقایی که منتظر تاکسی است! حسی به من می‌گوید که از اقوام همان پسرک مو بور عینک‌ته‌استکانی است. ببین چه قیافه‌ای هم گرفته! یکی نیست به‌ش بگوید که آخه پدر من! شما و آن قوم و خویش پر ادعایتان فکر می‌کنید چه‌کاره‌ی این مملکت هستید که این‌قدر ادا واصول در‌می‌آورید. من که از خودم نمی‌گویم؛ این مدل ایستادن و این عینک دودی احمقانه و این بلوز بنفش نفرت‌انگیز که عجیب روی اعصاب من است همه چیز را عیان می‌کند. 

سرم را برمی‌گردانم که دیگر چشمم به رویش نیفتد. سمت راستم آینه و شمعدان فروشی است. نگاهم خیره روی آینه مانده است. خودم را می‌بینم در بلوز بنفشی که هم‌رنگ لباس فامیل پسر موبور همکلاسی است. هیچ یادم نبود. خلقم را تنگ نمی‌کنم. چون به من که خیلی می‌آید. ای بابا! اصلاً  به چی فکر می‌کردم که حالا سر از این مغازه‌ی آینه و شمعدان فروشی درآوردم؟

 

الامام علی علیه‌السلام: اَکبرُ العیب أَن تعیبَ غَیرکَ بِما هوَ فیکَ.

بزرگ‌ترین عیب آن است که به چیزی که در خود تو است از دیگری عیب بگیری.   (الحکم‌الزاهره، ترجمه‌ی انصاری،۵۶۱)



 نگاشته شده توسط بچه کشکولی در پنج شنبه 24 تیر 1389  ساعت 2:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

بزرگترین مأموریّت وهّابیون تا سال 2012 م. به اجرا در خواهد آمد، تا این سال، همة نشانه‌ها، نمادها و سوابق مسلمانان سلف و اهل بیت(ع) در امّ القرای اسلامی نابود خواهد شد و در غیبت همة سنّت‌های اسلامی که در اثر بدعت‌های سلفی و شرک‌آلود  خواندن آن سنّت‌ها از میان مسلمانان رخ بربسته، در بنای اصلی «مسجدالحرام و مسجد النّبی» نیز در تیررس تیرهای زهرآلود ماسونی و شیطانی از جمله ابراج البیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد تا فراماسونری جهانی یا همان دجّال آخرالزّمان به راحتی بتواند حکومت جهانی شیطان را مستقر نماید.

 




 نگاشته شده توسط بچه کشکولی در سه شنبه 22 تیر 1389  ساعت 2:07 PM
نظرات 1 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET