شهدا
 

 
 
در فکه به دنبال پیکر شهدا بودیم .نزدیک غروب مرتضی در داخل یک گودال پیکر شهیدی را پیدا کرد.با بیل خاک ها را بیرون می ریخت .هر بیل خاک که بیرون می ریخت مقدار بیشتری خاک به داخل گودال برمی گشت! نزدیک اذان مغرب بود.مرتضی بیل را داخل خاک فرو کرد وگفت:فردا بر می گردیم.
صبح به همراه مرتضی به فکه برگشتیم .به محض رسیدن به سراغ بیل رفت. بعد آن را از داخل خاک بیرون کشید وحرکت کرد!با تعجب گفتم:آقا مرتضی کجا می ری!؟ نگاهی به من کرد وگفت:دیشب جوانی به خواب من آمد وگفت:من دوست دارم در فکه بمانم!بیل را بردار وبرو!

راوی:بسیجیان تفحص

منبع:کتاب شهید گمنام


  توجه انتشار مطلب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد_سپاس… 

 


[ سه شنبه 8 مهر 1393  ] [ 11:40 PM ] [ محمد شکری ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 4233 نفر
كل مطالب : 24 عدد
آخرين بروز رساني : جمعه 11 مهر 1393 
امکانات وب
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون
ساعت فلش مذهبی

دریافت کد پرواز حباب ها

دریافت کد پرواز بادکنک ها
ابزار پرش به بالا ذکر روزهای هفته
کد بنر محک

روزشمار محرم عاشورا