هر انسانی امانت دار خداوند است؛چون فرزند آدم است و مسؤول .نه تنها مسؤول گروه، خانواده و مردم خویش که در برابر تمام وجود و ارادهی حاکم بر وجود و در برابر همهی کائنات مسؤول است. این است دامنهی مسؤولیت انسان.
اما در اسلام، بزرگ ترین مسؤولیت، متوجه «قلم» است. این است که در آن نهضت تازه پای اسلام در عربستان که برای درگیری با بت پرستها و دشمنان، اشراف و قدرتهای مهاجم، به مجاهدین نیاز افتاده است، رهبر نهضت با کلامی، مجاهدین را آواز میدهد که بشریت هنوز در دورهی نبوغ و فرهنگ و دانش خود فاقد چنان تعبیر درخشانی است که از سینه جامعهای بی سواد ـ حتی بیخط و کتابت ـ میجوشد که: «مِدادُ العُلَماءِ أفضَلُ مِن دِماءِالشُّهَداء؛ ارزش مرکب دانشمندان از خون شهیدان برتر است».
از چنین تعبیری،آیا این معنای بلند[و] روشن استنباط نمیشود که:اولاًخون و مرکب مسؤولیتی مشابه دارند و ثانیاًمسؤولیت مرکب از مسؤولیت خون حساس تر و سنگین تر است؟
این است که قرآن در جامعهای بی سواد که پیامبرش در آغاز کار،حتی در مدینه فقط یک منشی دارد، آن هم یهودی است و خود نیز یک «اُمّی» است، به کتاب، مرکّب، قلم و به آن چه مینویسد، سوگند میخورد: «ن وَالقَلَمِ وَما یسطَرونَ».
«قرآن» یعنی «خواندنی». اولین پیامی که بر مردی اُمّّی وارد میشود تا به جامعهای امّی ابلاغ شود، «بشنو» نیست، «بخوان» است. اگر «بشنو» بود، پیامبر امّی آسوده بود و میگفت: «میشنوم»، اما «بخوان» است. پیامی است نه به صورت سروش که شنیدنی باشد، بل آیاتی است بر حریر نوشته شده که در برابر چشمانش گرفته میشود و میگوید:«بخوان». باز میگوید نمیتوانم بخوانم. گلویش را این قدر میفشارد که احساس مرگ میکند و رهایش میکند و میگوید: «بخوان» باز میگوید نمیتوانم بخوانم دوباره فشار و احساس مرگ و فرمان «بخوان»، تا در سومین بار، توان خواندن مییابد و میخواند و دورهی خواندن در تاریخ آغاز میشود و انسان وارد مرحلهی ذهنی و آموزش فکری میشود. در همین حال، کسی که آغاز کنندهی این نهضت و دورهی فکری و فرهنگ غنی است، خود «امّی» است؛ خواندن نمیداند و نوشتن بلد نیست و از این مهم تر، در جامعهای است که جامعهی سمعی است و با نوشتن و خواندن آشنا نیست. قرآن سوگند میخورد، نه به «سروش» و «سرود» و «پیام»، که به «ن والقلم و ما یسطرون»؛ به مرکّب، به قلم، به آن چه مینویسند و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد.
کتابی است که نام بیش از هفتاد سوره اش از مسایل انسانی و بیش از سی سوره اش از پدیدههای مادی و تنها دو سوره اش از عبادات، آن هم حج و نماز گرفته شده است. کتابی است که حاملش یک امّی است که به تعبیر خود قرآن،کتاب نمیدانسته و نوشتن و خواندن نمیتوانسته و آن گاه، به مرکّب سوگند میخورد و به قلم و به نوشته. کتابی است که شمارهی آیات جهاد با آیات عبادت، قابل مقایسه نیست. کتابی است که نخستین پیامش، خواندن است وافتخار خدایش، به تعلیم انسان با قلم؛ آن هم در جامعهای بدوی و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.
.کاربرد آیات قرآن در آثار دکتر شریعتی، امیر رضایی، ص345.
