کانون قرآن و عترت تخصصی حجاب و عفاف مسجد جامع شهرستان اسلام آباد غرب
یا الله 
نويسندگان
لينک دوستان

سلام بر اهالی شهر رمضان!

سلام بر میزبان این ماه!

سلام بر میهمانان این ماه و سلام بر مولود و سلام بر شهید این ماه!

سلام بر این ماه عزیز! سلام بر خدای یکتا و سلام بر مهربانی و عطوفتش که مهرش مثل مهر مادریست؛ دلش بر جسم و جان آدمی این بنده عاصی می سوزد هر دم بهانه ای می آورد که بنده را به سوی خویش باز پس آورد. رمضان می دهد شب قدر مهیا می کند می خواهد بنده را نجات دهد و به سوی خود یکتایش با آن جاذبه قوی مغناطیسی پر معنایش  جذب کند و در دریای کرامتش سوق دهد.

او که بسیار لطیف و مهربان است نمی خواهد بنده اش را در آتش داغ و سوزان جهنم که فولاد را ذوب می کند ببیند؛ آن آتشی که بر اثر نافرمانی خود بنده اش شعله ور شده است می خواهد سپری برای او بسازد که دست مهر بر سر او کشد و عشقش به بنده اش را اینگونه نشان دهد؛ او عاشق است و معشوق او خالق است و معبود. رمضان است و کریم؛ او خدای یکتای بی نیاز است.

او ودود است.

آری پس سلام بر خدای رمضان!

می گوید برو خود را در رمضان آماده کن و قدر سفره هایش و قدر لیالی قدرش را بدان و از امواج نورانی اش مستفیض شو. دستت را گرفته ام رهایت نمی کنم برو خود را بساز که محرّم و صفر پاسخ گوی خودت باشی در محرّم و صفر کم نیاوری و امام خویش را بشناسی فردا در کربلای روزگارت به امام عشقت به ولی زمانت لبیک گویی و برای ظهور و بودن در موکبش و در  دولت کریمه اش و برپایی حکومت سبزش دعا کنی که هر چه زودتر به فرمان الهی و به دعای همه دعاگویان به منصه ظهور برسد.

پس

« اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر»


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 تیر 1393  ] [ 12:00 PM ] [ n-n ]
نظرات 0

گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام باز هم گشوده ام درى به روى انتظار تا بگويمت هنوز هم به آن صداى آشنا اميد بسته ام.

اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زمين! دل جدا ز ياد تو آشيانه اى خراب وبى صفاست ياد سبز وروح بخش تو ياد لطف بى نهايت خداست کوچه باغ سينه ام اى گل محمدى به عطر نامت آشناست آنکه در پى تو نيست کيست؟ آنکه بى بهانه تو زنده است در کجاست؟

اى کرامت وجود! باد غربتى که مى وزد به کوچه هاى بى تو بوى مرگ مى دهد بوى خستگى فسردگى کوچه ها در انتظار يک نسيم روح بخش يک پيام آشنا ودلنواز سينه را گشوده اند. کوچه هاى ما هميشه عاشق تو بوده اند.

اى کبوتر دلم هوايى محبتت! سينه ام آشناى نعمت غم است گر هزار کوه غم رسد هنوز هم کم است از درون سينه ام ناله هاى مرغ خسته اى به گوش مى رسد. بالهاى زخمى ام نيازمند مرهم است.

صبحگاه جمعه ها آفتاب ياد تو ز (ندبه)هاى ما طلوع مى کند. آنکه شب پس از دعا با سرود اشتياق ونغمه اميد با دلى سفيد خواب رفته است روز را به شوق ديدنت شروع مى کند اى تو معنى اميد وآرزو! اى براى انتظار عاشقانه آبرو! عشقهاى پاک در ميان خنده ها وگريه هاى عاشقان پيش عصمت الهى ات خضوع مى کند.

اى بهانه اى براى زيستن! اشتياق همچو سبزه بهاره هر طرف دميده است. جمکران جلوه اى از انتظار وشوق ماست اى بهار جاودان اى بهار آفرين ما در انتظار مقدم توييم اى اميد آخرين!

اى عزيز دل پناه شيعيان اى فروغ جاودان! سايه بلند نام وياد تو از سر وسراى عاشقان بيقرار کم مباد قامت بلند شوق جز بر آستان پرشکوه انتظار خم مباد.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 تیر 1393  ] [ 10:16 AM ] [ n-n ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


فرهنگی مذهبی

آرشيو مطالب
آمار سايت
كل بازديدها : 2403 نفر
كل مطالب : 5 عدد
آخرين بروز رساني : شنبه 21 تیر 1393 
امکانات وب