سلام بر اهالی شهر رمضان!
سلام بر میزبان این ماه!
سلام بر میهمانان این ماه و سلام بر مولود و سلام بر شهید این ماه!
سلام بر این ماه عزیز! سلام بر خدای یکتا و سلام بر مهربانی و عطوفتش که مهرش مثل مهر مادریست؛ دلش بر جسم و جان آدمی این بنده عاصی می سوزد هر دم بهانه ای می آورد که بنده را به سوی خویش باز پس آورد. رمضان می دهد شب قدر مهیا می کند می خواهد بنده را نجات دهد و به سوی خود یکتایش با آن جاذبه قوی مغناطیسی پر معنایش جذب کند و در دریای کرامتش سوق دهد.
او که بسیار لطیف و مهربان است نمی خواهد بنده اش را در آتش داغ و سوزان جهنم که فولاد را ذوب می کند ببیند؛ آن آتشی که بر اثر نافرمانی خود بنده اش شعله ور شده است می خواهد سپری برای او بسازد که دست مهر بر سر او کشد و عشقش به بنده اش را اینگونه نشان دهد؛ او عاشق است و معشوق او خالق است و معبود. رمضان است و کریم؛ او خدای یکتای بی نیاز است.
او ودود است.
آری پس سلام بر خدای رمضان!
می گوید برو خود را در رمضان آماده کن و قدر سفره هایش و قدر لیالی قدرش را بدان و از امواج نورانی اش مستفیض شو. دستت را گرفته ام رهایت نمی کنم برو خود را بساز که محرّم و صفر پاسخ گوی خودت باشی در محرّم و صفر کم نیاوری و امام خویش را بشناسی فردا در کربلای روزگارت به امام عشقت به ولی زمانت لبیک گویی و برای ظهور و بودن در موکبش و در دولت کریمه اش و برپایی حکومت سبزش دعا کنی که هر چه زودتر به فرمان الهی و به دعای همه دعاگویان به منصه ظهور برسد.
پس
« اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر»
ادامه مطلب