تمامي حقوق مادي و معنوي اين وبگاه محفوظ و متعلق به مدير آن مي باشد و کپي برداري از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما

از فاطمه معصومه سخن می‏گویم فاطمه ‏ای که برادرش رضا علیه‏السلام او را معصومه نامید. معصومه علیهاالسلام ، نگین ایران است که در قم می‏درخشد .معصومه علیهاالسلام ، قصه بلند مدینه تا مشهد است. اخت الرضـــــا
نويسنده
آماروبلاگ
» کل بازديد : 26747
» تعداد کل پست ها : 125
» آخرين بروز رساني : جمعه 19 شهریور 1395 
تعداد نظرات : 8 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ : دوشنبه 28 تیر 1395  عدد
جستجو
لوگوی وبلاگ
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
پيوندهاي وبگاه
نواي وبلاگ

امارگير وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات ديگر وبلاگ



حرم امن تو

+ نويسنده نازنیـــن در یک شنبه 17 مرداد 1395  10:45 PM | نظرات(0)

حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

 


ادامه مطلب

خاک قم عطر گل یاس گرفت

+ نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 14 مرداد 1395  1:07 PM | نظرات(0)

آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد

بعد آنسوی زمان پنجره ای در قم شد

و همین زائره سبز زیارتگاهش

در پرواز به سمت حرم هشتم شد

گوشه چادر او روی سر قم افتاد

کآفتاب آمد و تاریکی شیطان گم شد


ادامه مطلب

تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

+ نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 14 مرداد 1395  1:06 PM | نظرات(0)

تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

آه چون از دل برآید کار آتش می کند

بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند

آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل

حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند


ادامه مطلب

شب میلاد تو

+ نويسنده نازنیـــن در چهارشنبه 13 مرداد 1395  10:05 PM | نظرات(0)

ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود

 


ادامه مطلب

بنویسید عبد معصومه

+ نويسنده نازنیـــن در چهارشنبه 13 مرداد 1395  2:32 PM | نظرات(0)

تب باران گرفته چشمانم

مست باران ترانه می خوانم

بنویسید عبد معصومه

بنویسید غرق بارانم

بنویسید شیعه ی مولا

نوکری از تبار سلمانم

گاه پای ضریح معصومه

گاه پای ضریح سلطانم

و به لطف کرامت بی بی


ادامه مطلب

یار غریبان

+ نويسنده نازنیـــن در یک شنبه 10 مرداد 1395  3:10 PM | نظرات(0)

از باد گرفتن ز شما نام و نشانی

من ذره ی خاکم که گذشتم ز جهانی

حالا که رسیدم به پر چادر پاکت

بی بی نکند چادر خود را بتکانی

با غصه و درد آمده ام سوی تو بی بی

حا شا که منه غم زده از خویش برانی

عقلم که فدا شد دل من هم به فدایت

ماند ست برایم فقط این عمر جوانی

من بی کس و کارم ، و شما یار غریبان

و الله که من اینم و والله تو آنی

گر ضامن آهو شده سلطان خراسان

تو شاه قمی که به سگی داده امانی

عمریست که دنبال حریم گل یاسم

عمریست که گیرم من از او از تو نشانی

دل تنگ حسینم ، و تو این نوکر خود را

بی بی چه شود گر به حریمش برسانی

 

شاعر: مصطفي شالباف




1
2
3
4