تمامي حقوق مادي و معنوي اين وبگاه محفوظ و متعلق به مدير آن مي باشد و کپي برداري از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما

از فاطمه معصومه سخن می‏گویم فاطمه ‏ای که برادرش رضا علیه‏السلام او را معصومه نامید. معصومه علیهاالسلام ، نگین ایران است که در قم می‏درخشد .معصومه علیهاالسلام ، قصه بلند مدینه تا مشهد است. اخت الرضـــــا
نويسنده
آماروبلاگ
» کل بازديد : 26905
» تعداد کل پست ها : 125
» آخرين بروز رساني : جمعه 19 شهریور 1395 
تعداد نظرات : 8 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ : دوشنبه 28 تیر 1395  عدد
جستجو
لوگوی وبلاگ
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
پيوندهاي وبگاه
نواي وبلاگ

امارگير وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات ديگر وبلاگ



مژده­ ولادت

+ نويسنده نازنیـــن در پنج شنبه 21 مرداد 1395  3:44 PM | نظرات(1)

اوّل ذی­قعده سالروز تولد بانویی است که، عطر حضور بسیار کوتاهش در شهر قم، پس از قرن­ها به مشام جان می­رسد. وجود عزیزی که آثار و برکات مرقد مطهرش، ما را از هر نقل و حکایتی در مقام بیان فضایلش بی­نیاز می­سازد. در عین حال به میمنت این زادروز خجسته مختصری از شرح حال آن حضرت را تقدیم خوانندگان می­کنیم.
 

طبق گزارش­های تاریخی ده­ها سال قبل از ولادت حضرت فاطمه معصومه3، ائمه معصومین:، به ولادت آن حضرت مژده داده­اند:

 

1. قاضی نورالله شوشتری([1]) در کتاب مجالس المؤمنین از امام صادق7 نقل می­کند که فرمود: آگاه باشید، برای خدا حرمی است و آن مکه است، برای رسول خدا9 حرمی است و آن مدینه است، برای امیرالمؤمنین علی7 حرمی است و آن کوفه است، و قم کوفه­ی کوچک ماست. بدانید که بهشت دارای هشت در است، که سه در آن از قم گشوده می­شود. آن­گاه فرمود:

تقبض فیها إمرأة من ولدی، إسمها فاطمة بنت موسی، و تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة بأجمعهم؛ در قم بانویی از فرزندان من ﴿یعنی نوه من﴾ که نامش فاطمه دختر موسی­بن جعفر است از دنیا می­رود، بانویی که به شفاعت او در روز قیامت، همه شیعیانم وارد بهشت می­شوند.([2])

2. علامه مجلسی به سند خود از جمعی از اهالی ری نقل می­کند که گفتند: به محضر امام صادق7 ﴿در مدینه﴾ رسیدیم و عرض کردیم: ما اهل ری هستیم. فرمود: مرحبا به برادران ما از اهالی قم. دوباره گفتیم: ما اهل ری هستیم، باز آن حضرت فرمود: مرحبا به برادران ما از اهل قم. به همین ترتیب امام صادق7 اهل قم را ستود. آن­گاه فرمود: برای خدا حرمی است و آن مکه است، و برای رسول خدا9 حرمی است و آن مدینه است، و برای امیرالمؤمنین علی7 حرمی است و آن کوفه است، و برای ما حرمی است و آن شهر قم است. سپس فرمود:

وستدفن فیها إمرأة من أولادی تسمی فاطمه، فمن زارها وجبت له الجنة؛ به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه ﴿معصومه﴾ دفن شود، کسی که مرقد او را زیارت کند؛ بهشت برای او واجب می­گردد.

روایت کننده گوید: امام صادق7 این سخن را قبل از ولادت امام کاظم7 فرمود.([3])

این گونه پیشگویی­ها بیانگر آن است که حضرت معصومه3 دارای مقامات بسیار عالی معنوی بود، که امامان: قبل از ولادت ایشان از وجود پربرکت وی سخن ­گفته­اند، و شیعیان را بشارت دادند.

پایان انتظار

همان­گونه که گفته شد امام صادق7 قبل از ولادت امام کاظم7 از ولادت حضرت معصومه3 خبر دادند. طبق اخبار تاریخی نیز امام کاظم7 در سال 128 هـ . ق متولد شدند. با توجه به ولادت حضرت معصومه3 در سال 173، چنین نتیجه می­گیریم که بیش از 45 سال قبل از ولادت حضرت معصومه3، مژده­ی ولادت ایشان داده شده است، و خاندان نبوت و دوستان مخصوص آن­ها در انتظار ولادت این بانو بوده­اند.

امام رضا7 و حضرت معصومه3 از یک مادر به نام نجمه متولد شدند([4]) و حضرت نجمه3 غیر از این دو بزرگوار، فرزند دیگری نداشت. بنابراین که تولد امام رضا3 در سال 148 هـ . ق گزارش شده، نتیجه می­گیریم که حضرت رضا7 بیست و پنج سال جلوتر از خواهرشان چشم به جهان گشوده­اند و حضرت نجمه3 و امام رضا7 در طول این مدت طولانی، با امید و اشتیاق در انتظار ولادت حضرت معصومه3 به سر می­بردند.

به راستی که این انتظار، بسیار عمیق، شورانگیز و شیرین بود، زیرا؛ حادثه عظیمی در تاریخ خاندان پیامبر9 به حساب می­آمد، و از ولادت مولودی خبر می­داد که حرمش حریم اهل­بیت: خواهد شد، و به حق طلوع خورشید وجود حضرت معصومه3 از ایام­الله بود.

تربیت و رشد حضرت معصومه3 در کنار پدر

امام کاظم7 در سال 179 هـ . ق به امر هارون الرشید دستگیر و زندانی شد. حضرت معصومه3 در خردسالی ﴿یعنی در شش سالگی﴾ به فراق پدر مبتلا گردید و پس از آن حضرت همانند سایر خواهران و برادرانش تحت سرپرستی برادر بزرگوارش امام رضا7 قرار گرفت.([5])

حضرت معصومه3 تا شش سالگی در مدینه و کنار پدر بود و از مکتب تربیتی امام کاظم7 بهره­ گرفت و از نظر علم و کمال، به درجات مهمی رسید و نسبت به همسالان خود از امتیاز خاص و بالایی برخوردار شد.

در متون تاریخی در مورد فضایل و درجات علمی حضرت معصومه3 مطالب زیادی وجود ندارد، ولی خوشبختانه روایتی در کتاب­های حدیث نقل شده که چون آینه شفاف، و نشان دهنده­ی اوج کمالات حضرت معصومه3 و رشد شگفت­انگیز وی در نزد پدر می­باشد:

روزی جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ پرسش­های خود به مدینه آمدند تا به محضر امام موسی­بن جعفر7 برسند. وقتی به منزل آن حضرت مراجعه کردند، با خبر شدند که آن بزرگوار در سفر است. آن­ها، فرصتی برای ماندن نداشتند، از این­رو سؤال­های خود را به خانواده­ی امام کاظم7 سپردند، تا در سفر بعدی پاسخ آن­ها را بگیرند. پس از سپردن نامه و توقف کوتاهی در مدینه، برای خداحافظی به خانه امام کاظم7 آمدند، در این هنگام پاسخ پرسش­های خود را که در نامه­ای نوشته شده بود، دریافت کردند و پاسخ­گوی سؤال­ها کسی جز حضرت معصومه3 که در آن زمان حدود شش سال داشت، نبود. هنگام بازگشت، در مسیر راه امام کاظم7 را که از سفر باز می­گشت، ملاقات کردند و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام7 آن نوشته را طلبید و پس از مطالعه و آگاهی از صحت و درستی پاسخ­ها به نشان تمجید از آن بانوی بزرگوار و تصدیق او سه بار فرمود: فداها ابوها؛ پدرش فدایش باد.([6])

این برخورد حساب شده و دقیق بیانگر آن­ است که حضرت معصومه3 در خردسالی از رشد، شناخت، علم و کمال بالایی برخوردار بوده است.

این سخن امام کاظم7 در شأن حضرت معصومه3 همانند فرمایش رسول خدا9 در شأن حضرت زهرا3 است.([7])

بر همین اساس، در زیارت­نامه­ی غیر معروف، حضرت معصومه3 در غیاب پدرش، به عنوان حجت و امین پدر معرفی گردید، چنان که در فرازی از این زیارت­نامه آمده است:

السلام علیک یا فاطمة­بنت موسی­بن جعفر و حجته و امینه؛ سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی­بن جعفر7، و حجت و امین از جانب آن حضرت.([8])

هجرت و ورود به قم

پس از زندانی شدن امام کاظم7، حضرت معصومه3 در پناه برادر بزرگوارش امام رضا7 در مدینه زندگی می­کرد. در سال 200 هـ . ق که حضرت رضا7 ناگزیر به هجرت گردید، حضرت معصومه3 حدود یک سال دور از ایشان به زندگی ادامه داد، در حالی که دیدار امام رضا7 بزرگ­ترین آرزویش بود.

نقل شده که امام رضا7 برای حضرت معصومه3 نامه­ای نوشت و آن را به یکی از غلامانش داد تا به سرعت به مدینه برساند. آن غلام به سوی مدینه حرکت نمود و در هیچ منزلی توقف نکرد و در اندک زمان ممکن، نامه را به حضرت معصومه3 رساند و ایشان به مجرد خواندن آن نامه، آماده­ی سفر به سوی خراسان شد.([9])

مطابق نقلی ضعیف، کاروانی که حضرت معصومه3 در میان آن بود، شامل بیست و سه نفر به سرپرستی هارون­بن موسی­بن جعفر7 بود. حضرت معصومه با این کاروان، منزل به منزل حرکت نمود تا به شهر ساوه رسید، در آن­جا دشمنان خاندان نبوت به کاروان حمله کردند، هارون را به شهادت رسانده و پس از مجروح کردن عده­ای و فراری دادن عده­ی دیگر، توسط یک زن غذای حضرت معصومه3 را مسموم نمودند. به این ترتیب آن بانوی گرامی بیمار شد و تقاضا کرد که وی را به قم ببرند. بدین ترتیب پس از چند روز اقامت در قم به شهادت رسید.([10]) و این گونه هجرت حضرت معصومه3 به قصد دیدار برادر خاتمه یافت و در حالی که قلب دختر امام موسی­بن جعفر7 در داغ فراق امام زمانش می­تپید؛ از حیات باز ایستاد.

آری آن حضرت از مدینه به شوق دیدار برادر هجرت کرد، امّا هرگز به طوس نرسید، و قم را مدینه­ی ایمان ساخت.

در روایتی آمده است:

فکانت فیها سبعة عشر یوماً حزینة باکیة عَلی أخیها و فارقت الدنیا؛ حضرت معصومه3 هفده روز در قم بود، و در این روزها به یاد برادرش امام رضا7 غمگین و گریان بود، تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.([11])

در مورد هجرت حضرت معصومه3 به قم نکات قابل تأملی وجود دارد:

1. با توجه به این­که، گزارشی در مورد دعوت امام رضا7 از همسر و تنها فرزندش امام جواد7 نقل نشده، به چه دلیل ایشان پیک سریعی را برای دعوت حضرت معصومه3 به مدینه فرستاد؟ این تصمیم امام بیان­گر آن جایگاه خاص و عظمت وجودی حضرت معصومه3 است؟

2. می­توان گفت: تقدیر الهی این بوده که فاطمه­ی معصومه از مدینه هجرت نماید و در قم فرود آید، تا آثار و برکات بی­شمار مرقد مطهرش نصیب شیعیان گردد.

3. زمانی که فاطمه­ی معصومه3 از مدینه به سوی مرو هجرت فرمود، مشکلات و خطرات فراوانی آن حضرت و همراهانش را تهدید می­کرد. با این وجود، آن بانوی بزرگوار پس از دعوتی که به منزله­ی اجازه­ی حرکت بود، با اشتیاق به راه افتاد و همه­ی خطرات را به جان خرید و سرانجام در این راه به لقاءالله پیوست. این عمل گذشته از این که نشان­گر اطاعت و تسلیم حضرت فاطمه معصومه3 در مقابل امام معصوم7 است، نشان دهنده­ی معرفت ایشان به حق امام زمان خویش و توجه اهمیت به زیارت و ملاقات امام7 می­باشد. آری، اشتیاق ملاقات و درک محضر حجت خداوند را باید از سیره­ی فاطمه­­ی معصومه3 دریافت که در این راه جان خود را فدا کرد.

استقبال گرم شیعیان قم از حضرت معصومه3

هنگامی که خبر ورود حضرت معصومه3 به ساوه و خبر بیماری ایشان به آل سعد ﴿شیعیان عرب اشعری﴾ رسید، آن­ها به اتفاق تصمیم گرفتند به ساوه رفته و آن حضرت را به قم بیاورند. در آن میان وقتی موسی­بن خزرج­بن سعد اشعری([12])به کاروان حضرت معصومه3 رسید، مهار شتر آن بانوی بزرگوار را گرفت، و ایشان را به قم آورد، و در خانه خود میهمان نمود. حضرت معصومه3 شانزده یا هفده روز در خانه موسی بستری بود تا از دنیا رفت.([13])

با توجه به این که حضرت معصومه3 دهم یا دوازدهم ربیع الثانی از دنیا رفت، و شانزده روز در قم زیست، نتیجه می­گیریم که ورود آن حضرت به قم تقریباً در روز 23 ربیع الاول سال 201 هـ . ق بوده است.([14]) مردم قم که اکثریت قاطع آن­ها شیعه بودند، از ورود حضرت معصومه3 بسیار شادمان شدند.

حضرت معصومه3 در روزهای اقامت از حوادث آن ایّام و فراق برادر می­گریست و بسیار غمگین بود. در سرای موسی­بن خزرج عبادتگاهی داشت که هم­اکنون آن مکان مقدس با بنایی با شکوه مشخص است، و در نزدیکی آن مسجدی مجلل و چند حجره وجود دارد که به مدرسه علمیه ستیه ﴿در محله میدان میر قم﴾ مشهور است. سرانجام آن حضرت پس از شانزده یا هفده روز اقامت در قم از دنیا رفت و شیعیان و پیروان اهل­بیت: را محزون و سوگوار نمود.

دفن جنازه مطهر حضرت معصومه3

محلّی که هم­اکنون مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه3 است و صحن و سرای آن حضرت در آن­جای دارد، در زمان ورود حضرت معصومه3 باغ بابلان نام داشت. و از باغ­های ساحلی موسی­بن خزرج اشعری بود. پس از وفات حضرت معصومه3 جنازه مطهر او را غسل داده و کفن کردند و به همین زمین آوردند تا به خاک بسپارند. آل سعد سردابی حفر کردند، اما بین آن­ها بر سر این مسأله که چه کسی جنازه آن حضرت را به خاک بسپارد، اختلاف افتاد. تا این که نسبت به سیدی پرهیزکار و پیرمردی پارسا به نام قادر به توافق رسیدند. ناگاه از جانب صحرا دو سواره­ی نقابدار از راه رسیدند و از مرکب پیاده شدند و بر جنازه­ی مطهّر حضرت معصومه3 نماز خواندند، و سپس داخل سرداب شده و آن حضرت را دفن کردند و پس از خروج از سرداب، آن­جا را ترک کردند و هیچ کس نفهمید که آن­ها چه کسی بودند. آن­گاه موسی­بن خزرج، سقف و سایبانی از بوریا بر قبر مطهر برافراشت، تا هنگامی که زینب دختر امام جواد7 وارد قم شد و قبه­ای بر روی آن مرقد مطهر بنا کرد.([15])

ورود حضرت معصومه3 به قم و وجود مرقد مطهر آن حضرت در این شهر آثار و برکات بی­شماری برای قم به ارمغان آورد. بسیاری از سادات علوی و امامزادگان پس از حضرت معصومه3 به قم آمدند، به گونه­ای که هیچ شهری به اندازه­ی قم امامزاده ندارد.([16])

وجود مرقد مطهر این بزرگواران در شهر قم تقدس خاصی بدان بخشیده و بسیاری از بلاها از این مکان برطرف گردیده است. اما مهم­ترین مسأله در مورد قم این است که به برکت وجود حرم حضرت معصومه3 این شهر هم­اکنون به مرکز نشر علوم آل محمد9 تبدیل شده و علمای بزرگی که حافظان دین رسول خدا9 هستند از حوزه­ی علمیه­ی این شهر برخاسته­اند. این وضعیت تحقق نویدی است که از صادق آل محمد9 نقل شده است:

در آینده کوفه از مؤمنین خالی می­شود و علم و دانش در آن­جا ناپیدا می­گردد، همان طور که مار در سوراخش پنهان می­گردد. سپس علم و دانش در شهری که آن را قم گویند، ظاهر شده و آن مکان معدن علم و فضل می­گردد.([17])

 

 

پی­نوشت:

[1]. شهید در سال 1109 هـ . ق.

[2]. مجالس المؤمنین، ج 1، ص 83 و بحارالانوار، ج 60 ، ص 228 .

[3]. بحارالانوار، ج 60 ، ص 216، و ج 48، ص 317.

[4]. طبری شیعی، دلائل الإمامة، ص 149؛ محدث گرانقدر مرحوم آیةالله شیخ علی نمازی ﴿م. 1405﴾ در کتاب مستدرک سفینة البحار، ج 8 ، ص 251 آورده است: حضرت معصومه3 در آغاز ذی قعده­ی سال 173 دیده به جهان گشود. بعضی کتب به نقل از لواقح الانوار، به جای 173، 183 نوشته­اند: مطابق این قول حضرت معصومه3 که در سال 201 هـ . ق از دنیا رفت، حدود 18 سال داشت، ولی با توجه به این­که امام کاظم7 پدر حضرت معصومه3 در سال 179 دستگیر و زندانی شد و در سال 183 در بغداد به شهادت رسید و در این مدت از خانواده­اش دور بود، به نظر می­رسد که حضرت معصومه3 در سال 173 به دنیا آمده و قول تولد حضرت در سال 183 صحیح نمی­باشد. بنابراین حضرت معصومه3 در 28 سالگی از دنیا رفته است. ر.ک؛ معصومه3 چشمه­ی جوشان کوثر، محمد محمدی اشتهاردی.

[5] . شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ص 17.

[6] . صالح­بن عرندس حلی، کشف اللئالی، صاحب اشعار معروف در شأن حضرت علی7 در الغدیر، ج 7، ص 14، ر.ک؛ چشمه­ی جوشان کوثر، محمد محمدی اشتهاردی.

[7]. فداها ابوها؛ پدرش به فدایش باد. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 43، ص 88 .

[8] . همان.

[9]. من لایحضره الخطیب، ج 4، ص 261؛ نقل از چشمه­ی جوشان کوثر، محمد محمدی اشتهاردی.

[10]. جعفر مرتضی عاملی، الحیاﺓ السیاسیه للإم الرضا7، قیام سادات علوی، ص 161 و 168 و میرزا ابوطالب بیوک، وسیلة المعصومین، ص 68 .

[11]. شیخ علی قرنی گلپایگانی، منهاج الدموع، ص 440.

[12]. او از بزرگان خاندان اشعری و از اصحاب امام رضا7 بود.

[13]. بحارالانوار، ج 60 ، ص 219، به نقل از تاریخ قم نوشته­ی حسن­بن محمد از علمای قرن چهارم هجری.

[14]. سال­های اخیر به قصد یادآوری و بزرگداشت این روز از سوی آستانه­ی مقدسه­ی حضرت معصومه3 مراسمی شبیه استقبال از ایشان برگزار می­شود.

[15]. بحارالانوار، ج 60 ، ص 219.

[16]. مرقد 444 امامزاده در قم است.

[17]. عن الصادق7: انّه ذکر الکوفة وقالَ ستخلو الکوفة من المؤمنین و یأزور عنها العلم کما یأزر الحیّة فی حجرها و ثم یظهر العلم ببلدة یقال لها قم و تصیر معدناً للعلم والفضل. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 57 ، ص 213، ح 23 و مستدرک سفینة البحار، ج 8 ، ص 597 .