مهر 8

یادش بخیر در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 92 آقای حسن روحانی بشدت منتقد ادبیات دولت آقای احمدی نژاد بودند و امروز ما عادت کرده ایم به برچسب های تازه از جناب رئیس جمهور با ادب فعلی.

رئیس جمهور محترم در تازه ترین برچسب خود به منتقدان فرمودند: یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است.

رئیس جمهور محترم راست گفته اند خب به جهنم برورید تا نلرزید. اما جناب رئیس جمهور جهنم آنجاست که هر ثانیه بخاطر غفلت دولت تدبیر و امید در حال لرزیدن است.

آقای رئیس جمهور جهنم اینجاست...

دقیقا وقتی ایران انرژی هسته ای خود را تعلیق کرد و اجازه داد جاسوسان آژانس بین المللی انرژی اتمی کل نیروگاه های هسته ای کشور را پلمپ کنند و غنی سازی 20 درصد هم اکسید شد، اسرائیل با خیال راحت به غزه حمله کرد.

جهنم زمانی بیشتر گرم شد و بیشتر لرزید که رئیس جمهور ایران زمانی که تمام چشم های دنیا منتظر سخنرانی وی علیه رژیم کودک کش بودند درخواست سخنرانی را در روز قدس به بهانه مشغله کاری در روز جمعه نپذیرفت.

بله جهنم جایست که شما برای مردم بی دفاع فلسطین در غزه با لبخند های سیاسی به دشمنان بشر از روی ترس و لرز درست کرده اید...


ادامه مطلب
[ جمعه 31 مرداد 1393  ] [ 5:51 PM ] [ 8 ] [ نظرات 0 ]

فردای روزی که دشمن بعثی خرمشهر رو گرفت، جسد بی جان و عریان دختر خرمشهری رو به تیرک بلندی بستند و اونطرف کارون مقابل چشم های رزمنده های ایرانی گذاشتند.

رگ غیرت رزمنده های دلیر ایرانی به جوش میاد و تک آورهای نیروی زمینی ارتش سه تا شهید می دهند تا بلاخره جسد اون دختر رو پایین میارند و بخاک می سپارند.

بله درست خوندین، سه شهید برای جسد یک دختر مسلمان ایرانی. و حالا بعد از گذر ایام آن عده ای که از صدقه سری همین شهدا بر صندلی های نرم همین جمهوری اسلامی تکیه زده اند بر طبل بی غیرتی می کوبند.

سه شهید برای جسد یک ناموس

امروز وزیر ارشاد همین جمهوری اسلامی ایران خیلی راحت می گه: حالا خانم ها ساپورت بپوشند و اصلا مشکلات جامعه ما این ها نیست....

این حرف یعنی اینکه اگر خدایی نکرده دشمن یکبار دیگه جسد بی جان و عریان یک دختر ایرانی را به تیرک ببنده ما باید با خودمون بگیم: اصلا مشکلات جامعه ما این ها نیست.

درسته که امروز به لطف امنیتی که شهدا برای ما به ارمغان آورده اند بیگانگان اجازه دست درازی به ناموس ما را ندارند اما از صدقه سری بعضی از مسئولین هر روز دشمنان بیگانه با پوشاندن لباس هایی زننده ناموس مارا برای چشم های کل دنیا عریان می کنند...

سلامتی همه شهدا اسلام صلوات


---
[ جمعه 31 مرداد 1393  ] [ 5:47 PM ] [ 8 ] [ نظرات 0 ]

روزی روزگاری پادشاه معلوم الحالی بود که به دوختن و پوشیدن لباس های تازه خیلی علاقه داشت. برای همین دستور داد هرکس بهترین لباس رو براش بدوزه پاداش خوبی به اون خیاط بده.

خیاطی که از ظلم های پادشاه خسته شده بود و میخواست درس خوبی به پادشاه بده به قصر رفت و گفت من میتونم لباسی بدوزم که فقط آدم های باهوش بتونن ببینن و آدم های احمق نمیتونن اون لباس رو ببینند.

پادشاه وقتی دید ازین طریق میتونه آدم هارو تشخیص بده دستور دوخت این لباس رو به خیاط داد. خیاط هم شروع به دوختن لباس کرد اما هیچکس نمیتونست این لباس رو ببینه.

وقتی کار دوخت لباس تموم شد خیاط لباس خیالی خودش رو برد و تن پادشاه کرد. اما چون هیچکس دوست نداشت بهش بگن احمق شروع به تعریف و تمجید کردند اما در حقیقت لباسی به تن پادشاه نبود و اون لخت لخت بود.

هرکس ساپورت نپوشه احمقه!!!

حالا از اون ماجرا چندین سال می گذره و خیاط هایی برای بلهوسی و لذت بردن از ناموس یک ملت لباس هایی دوختن بسیار تنگ و زننده و به بهانه مد و باکلاس بودن جوری وانمود کردن که هرکس ازین لباس ها رو بپوشه خیلی فهمیده و عاقل و با کلاسه و هرکسی که نپوشه احمق و امل هست.

عده ای احمق مثل همون پادشاه که این لباس هارو می پوشند از سوی اون هایی که به دنبال بلهوسی و لذت بردن هستن و نمیخوان کسی بهشون بگه احمق مدام مورد تمجید قرار می گیرند و عده ای هوشیار و فهمیده هم که این لباس ها رو نمی پوشند از سوی همون احمق ها متهم به بی کلاسی و امل بودن می شوند.

پیامبر اکرم (ص): هلاکت زنان امت من در دو چیز سرخ است:یکی طلا و دیگری لباس های نازک و بدن نما. (شیخ مفید، امالی)

پ,ن : خب حالا شما مثل همون پادشاه احمق هستین یا ...؟

 


---
[ جمعه 31 مرداد 1393  ] [ 5:45 PM ] [ 8 ] [ نظرات 0 ]

آقای هاشمی رفسنجانی که این روزها به حاجی خاطره از وی یاد می شود هرچند وقت یکبار یاد یکی از خاطراتشان از امام راحل بنا شرایط و مصلحت و منفعت خودشان گل می کند و آن را برای مردمانی که به خیال آقای هاشمی حافظه خود را از دست داده اند بازگو می کنند.

خاطراتی که بیشتر جنبه جلب توجه و گاهی دروغ و یا همراه با فرافکنیست و زمانی به یاد حاج آقا می آید که کشور در دوره حساس بوده و یا حواشی خاصی اطراف او و یا خانواده اش به وقوع می پیوند. این بار با شروع دادگاه آقازاده گویا آقای هاشمی بعضی از خاطراتی که به نفعشان نیست را زود از یاد برده اند و بجای آن دست به تهدید نظام برای افشای اسرار می زنند.

بد نیست خاطره ای از امام (ره) را صرفاً جهت اطلاع آقای هاشمی رفسنجانی بازگو کنیم شاید ایشان چیزهایی یادشان آمد.

یادآوری خاطره ای از امام به آقای هاشمی

در سال ۵۹ آقای سید حسین خمینی که نوه امام بود در زمانی که اختلافات بنی بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود آقای سید حسین خمینی می‌رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می‌کند. مردم به او حمله می‌آورند و می‌خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می‌برد، بچه‌های کمیته جلوی او را می‌گیرند می‌برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می‌گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می‌شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بنی صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم؟ امام به مرحوم آیت الله اشراقی می‌فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند.

پ,ن : پس جناب آقای هاشمی رفسنجانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، طبق این خاطره از امام راحل (ره) برخورد با خائنین به کشور هرکسی که باشد می بایست با شدیدترین شکل ممکن صورت بپذیرد نه اینکه به بهانه رسیدگی به پرونده آقازاده به نوعی نظام را تهدید به افشای اسرار کنید.


ادامه مطلب
[ جمعه 31 مرداد 1393  ] [ 5:44 PM ] [ 8 ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 8000 نفر
كل مطالب : 27 عدد
آخرين بروز رساني : سه شنبه 12 اسفند 1393 
امکانات وب