این وبلاگ با همکاری برادر عزیز جناب آقای کامبیز فتح معماری در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت ساخته شده است و تمامی مطالب و حقوق محفوظ و متعلق به سازنده وبلاگ می باشد.

شهید نیکزاد اکبری نام پدر: مراد تاریخ تولد:30/6/42 روستای داربادام گواور تاریخ شهادت:  5/6/59 کامیاران

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت می کنم به خانواده ام که هیچ ناراحت برای من نباشند اگر در این جنگ کشته شدم ناراحت نباشند زیرا به گروههای دیگر لطمه زده و خیلی بد می کنند زیرا آنها بودند که با از دست دادن چند شهید باز هم ناراحت نشده و به گفته خودشان آنان را فدای امام حاضر کردند پس تنها خواسته من این است که ناراحت نباشید و از قول من به دوستان سلام برسانید اگر اشتباهی از من سر زده مرا بخشید. من امیدوارم سعادت را داشته بام که شهید بشوم و در این راه بروم در سوگواری من به تمام دوستانم که مرا می شناسند تبریک عرض کنید زیرا این راه راه خدا است و به جای تسلیت باید تبریک عرض کنید.





لينک مطلب
 توسط نوراله رنگين در دوشنبه 30 خرداد 1390  ساعت 4:45 PM نظرات 12

شهید شهاب ارکوازی نام پدر:محمد حاتم تاریخ تولد: 2/2/45روستای برزه گهواره

 تاریخ شهادت: 3/5/67 اسلام آباد غرب

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود وسلام بر پیامبر عظیم، خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص) و خاندانش و با درود و سلام بر امام زمان(عج) منجی عالم که جهان به انتظار او نشسته است و سلام بر شما شهیدان و حضرت امام حسین(ع) و سلام بر نایب برحق امام زمان(عج) بُت شکن زمان موسای دوران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، ما پیروان دین مبین اسلام هستیم و ما که این اعتقاد را داریم که با ظالمان و ستمگران و بُت پرستان و کفار مبارزه کنیم این دین اسلام که از 14 قرن پیش به دستمان رسیده و کوچکترین اشکالی هم ندارد دین اسلام دین کاملی است و بر همه دینها برتری دارد. دین اسلام با خون رشد نموده است با خون امام حسین(ع) سید شهیدان و 72 تن از یارانش که در صحرای کربلا به شهادت رسیدند و تا کنون به دستمان رسیده است و اکنون وظیفه ماست که تا اخرین قطره خون و آخرین لحظه از آن دفاع کنیم و حضرت محمد(ص) و معصومین که همان خاندانش و فرزندان آن پیامبر گرامی می باشنذ، به خاطر پیاده کردن دین خدا که همان اسلام می باشد بر علیه بت پرستان و کفار مبارزه کرده اند و آنانکه سرمشق زندگی ما هستند باید این درسها را از آنان یاد بگیریم. ما اکنون ظلم را می بینیم وصدای آن ناله های گوشخراش مستضعفان را به گوش خود می شنویم که چطوری آنها را مورد شکنجه قرار می دهند. آیا یک فرد مسلمان وظیفه ندارد تا در مورد این جنایات که می بیند و می شنود ساکت باشد آخر تا چه موقعی باید ساکت شد، باید در راه خدا قیام کنیم. قیامی که برای خدا باشد ترسی ندارد، قیام کننده از مرگ نمی ترسد، زیرا خداوند متعال وعده ی بهشت به او داده است، آیا ننگ نیست که یک فرد مسلمان از مزگ بترسد. کاری که برای خدا انجام بدهی هیچکس نمی تواند در مقابلشان ایستادگی کند و خداوند آن را یاری خواهد داد، پس ای خونخواران جهان بدانید که شما نمی توانید دین اسلام را به همین آسانی از بین ببرید اینک من قلب خود را برای سر نیزه های شما آماده کرده ام ولی زیر بار ظلم و ستم شما نمی روم. ای از خدا بی خبران من با این خون ناقابل خود درخت اسلام را آبیاری خواهم کرد و تا آخرین قطره خونم و اخرین لحظه های عمرم از این دین اسلام دفاع خواهم کرد، زیر بار ظلم و ستم شما نمی روم و من این درس را از او یاد گرفته ام و عاشق او شده ام. اینک ای پدر و مادر عزیز و گرامی من اگر کاری که خلاف میل شما انجام داده ام امیدوارم که مرا از ته دل حلال کنید، اگر شهید شدم به تمام دوستان، اقوام و آشنایان بگویید که من آنها را حلال کردم آنها نیز مرا حلال کنند. پدر و مادر عزیز دوباره تکرار می کنم که اگر شهید شدم گریه و زاری برای من نکنید که با این کارتان دشمنان را شاد خواهید کرد و شما برای من هیچگونه ناراحتی بر چهره هایتان دیده نشود.پدر و مادر عزیز می دانم که شما تنها فرزند خود را بر علیه کفر فرستادید. فجر و پیروزی از آن سربازان پاک خداست به امید پیروزی





لينک مطلب
 توسط نوراله رنگين در دوشنبه 30 خرداد 1390  ساعت 4:44 PM نظرات 0

شهید مجید احمدیان نام پدر: خسرو تاریخ تولد: 12/12/1324 روستای چالاوبکر

تاریخ شهادت:28/11/62 چنگوله

بسمه تعالی

به نام خداوند، در هم کوبنده ستمگران و نجات دهنده مستضعفان جهان وصیت می کنم به برادرم و به فرزندانم وهمسر واقوام و خویشانم، من سربازم، من سرباز اسلامم و این سربازی و پاسداری را خودم انتخاب نمودم و مدت 4 سال است که در نبرد حق علیه باطل با تمام مهارت جنگ می کنم و تا توانسته ام دشمن را از پای در آورده ام. از برادرم می خواهم که بعد از شهادتم این وصیت نامه ام را برای خود و فرزندانم نگه دارد و در میان مردم و اقوام و خویشانم و مسجدها پخش کند.

اول هر سخنی به نام خدا

 او که یاری دهنده مستضعفان و پاسداران خون شهیدان است. از خداوند تبارک و تعالی می خواهم که مرا بر قوای نفس خوش غالب کند و اگر موفق شدم به آن چیزی که آرزو دارم یعنی «شهادت» برسم نه اینکه بابی احتیاطی جلو بروم و یا عمداً خود را به طرف دشمن ببرم و تا آنجا که بتوانم تلاش کنم و این کار را خواهم کرد، و پس از رفتنم از این دیار تنها حرفم این است که گریه بر قبرم روحم را شاد نمی کند بلکه روح من زمانی شاد می شود که شما از رهبرمان روح خدا خمینی عزیز پیروی کنید. و من به خاطر هیچکس و هیچ چیز به جبهه نیامده ام جز به خاطر اسلام، و اسلام را از حضرت محمد(ص) ،امامان معصوم(ع)، پیروانش و بعد از آن از امام خمینی یاد گرفته ام و حرف او حرف اسلام است و اسلام پیاده شدن قرآن و قرآن کلام خدا است و شما برادر و اقوام باید سخن او را با دل و جان پذیرا باشید و مبادا روزی خدای نکرده چون مردم کوفه با او رفتار کنید، پروردگارا! به زبان معصوم پاکت حضرت سجاد(ع) دعا می کنم، خداوندا درود فرست بر محمد و آل محمد(ص) و مرزهای مسلمین را از شرّ فتنه های کفار و دشمنان اسلام، به عزت و جلالت محفوظشان بدار  و سپاهیان اسلام را که به حمایت و نگهبانی مرزهای کشور اسلام همت گاشته اند به قوت و قدرت کامل خود آنها را یاری فرما و عطایا و انعامشان از خزینه جود کرمت وافر گردان، خدایا! درود فرست بر محمد(ص)و آل پاکش و وحدت سپاهیان در سر حدّات مسلمین را زیاد گردان و اسلحه آنها را مجهز ساز و حدود و جوانب لشکریانشان را بر کفار غلبه گردان. پروردگارا! دعا می کنمبه عزت و جلالت فرزندان ما را مثل فرزندان حضرت ابراهیم(ع) نصرت عنایت کن و فرزندان ما را زیر سایه خودت هدایت  کن که مثل سربازان وجانبازان اسلام باشند و همیشهقدمشان و بیانشان و گفتارشانبرای تو باشد. خدایا، خودت فرزندنم را هدایت فرما و آنها را از شرّ فتنه و از شرّ طاغوتیان روزگار محفوظشان بدار.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته





لينک مطلب
 توسط نوراله رنگين در دوشنبه 30 خرداد 1390  ساعت 4:42 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3