كنز العمّال: 862 منتخب ميزان الحكمه: 566
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
لِـلـمُنافِقينَ عَلاماتٌ يُعرَفونَ بِـها: تَحِيَّتُهُم لَعنَةٌ ، وطَعامُهُم نُهمَةٌ ، وغَنيمَتُهُم غُلولٌ ، لا يَقرَبونَ المَساجِدَ إلاّ هُجرا ، ولا يَأتونَ الصَّلاةَ إلاّ دُبُرا ، مُستَكبِرينَ لا يَألَفونَ ولا يُؤلَفونَ ، خُشُبٌ باللَّيلِ سُخُبٌ بالنَّهارِ .
منافقان را نشانه هايى است كه با آنها شناخته مى شوند: درودشان لعنت است ، پرخور و شكم باره اند ، به غنايم دستبرد مى زنند، به مساجد نزديك نمى شوند، مگر با اكراه و رياكارى ، نماز را آخر وقت مى خوانند،خود را بزرگ مى شمرند،به طورى كه با كسى انس و الفت نمى گيرند و كسى هم با آنان الفت نمى گيرد، شب مانند چوب خشك مى افتند (شب زنده دارى ندارند) و روز صداى خود را به جرّ و بحث بلند مى كنند .
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
الـمُـنافِقُ مَـن إذا وَعَدَ أخـلَفَ ، وإذا فَعَلَ أفشى ، وإذا قالَ كَذَبَ ، وإذا ائتُمِنَ خانَ ، وإذا رُزِقَ طاشَ ، وإذا مُنِعَ عاشَ .
منافق كسى اسـت كـه هرگاه وعده دهد خُلف وعده كند ، و هرگاه كارى كند آن را فاش سازد (و در بوق دَمَد) ، و هرگاه سخن بگويد دروغ گويد ، و هرگاه امانتى به او سپارند خيانت ورزد ، و هرگاه روزى داده شود ، سبكسرى كند ، و هرگاه روزى داده نشود (وتنگدست گردد) به غلّ و غش روى آورد .
في المصدر: أساء (كما في هامش البحار) .بحار الأنوار: 72 / 207 / 8 منتخب ميزان الحكمه: 566
كنز العمّال: 854 منتخب ميزان الحكمه: 566
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
المُنافِقُ يَملِكُ عَينَيهِ يَبكي كما يَشاءُ .
منافق ، چشمانش در اختيار اوست ، هر طور بخواهد گريه مى كند .
غرر الحكم: 3214 منتخب ميزان الحكمه: 56
امام على عليه السّلام فرمودند:
أظهَرُ النّاسِ نِفاقا مَن أمَرَ بالطاعَةِ ولَم يَعمَلْ بها ، ونَهى عنِ المَعصيَةِ ولَم يَنتَهِ عنها .
آشكارترين منافق كسى است كه به طاعت (خدا) فرا خواند و خودش بدان عمل نكند و از معصيت باز دارد و خودش از آن باز نايستد .
الخصال: 38 / 16
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
يَجيءُ يَومَ القِيامَةِ ذو الوَجهَينِ دالِعا لِسانَهُ في قَفاهُ ، وآخَرُ مِن قُدّامِهِ ، يَلتَهِبانِ نارا حتّى يُلهِبا جَسَدَهُ ، ثُمّ يُقالُ لَهُ: هذا الّذي كانَ في الدُّنيا ذا وَجهَينِ وذا لِسانَينِ ، يُعرَفُ بذلكَ يَومَ القِيامَةِ .
روز قيامت ، انسانِ دو چهره در حالى مى آيد كه يك زبان از پس گردنش آويزان است و يك زبان از جلو و در آنها آتش افروخته است كه به بدنش زبانه مى كشد . سپس به او گفته مى شود: اين كسى است كه در دنيا دو رو و دو زبان بود . او بدين گونه در روز قيامت شناخته مى شود .





