در چله نشینی میرزا

چهارشنبه 12 اسفند 1388  2:58 PM

 الیوم چله نشسته‌ایم ببینیم تغییری در احوالاتمان حاصل می‌شود یا خیر. امروز روز سیم است و از لمعات نور خبری نیست. شکم نگه داشته‌ایم لیکن بعید نیست سر ظهر ناخنکی بزنیم. هوا به غایت منکدر است و جرأت نمی‌نماییم کولر را مفتوح نماییم. استاذنا فرموده‌اند قدغن بوده، لازم است عرق بریزید. اصولاً عقب ریاضت، کمال می‌آید. سه روز است به هیچ رقم زیدی نیالوده‌ایم لیکن فکر جماعت مخالف مثل زالو به جان مشاعرمان افتاده؛ استاذ! کجایی؟

- امروز روز رابع است و تا اربعین خیلی مانده. خرده خرده ته دلمان خالی می‌شود. اینجا که هستیم تلفزیون هست لیکن فقط اخبار را رؤیت می‌نماییم. وقتی اخبار به اغتشاشات می‌رسد به گمانم یک مختصر حجاب بر دلمان می‌نشیند لذا بعد هر اخبار دقایقی چند لازم است به طور معکوس از سقف آویزان شویم بلکه رفع حجاب شود.

-  امروز روز خامس هست و ساعتی پیش اندک نوری از منبع سرازیر شد لیکن وسط راه و قبل از ایصال بدین جانب مفقود گردید. به گمانم از اثرات جوع و گرسنگیست. چشمانمان هراز گاهی تیره و تار می‌بیند لیکن با شرب یک جرعه آب مرتفع می‌شود. نمیدانید چقدر سخت است نوشیدن آب در غیبت طعام. روزانه یک حبه بادام روزی مقرر فرموده اند استاد لیکن این مقدار کفایت ما (به جرم نود کیلوگرام )را نمی کند.

- امروز روز سادس است و در غیبت استحمام اندکی آزرده و بدبو شده‌ایم. مشتی شپش به ضیافت آمده‌، با تمام ظرفیت از وجودمان بهره می‌گیرند و ما جرأت نداریم ایشان را جا به جا نماییم چه رسد به این که خدای ناکرده به قتل برسانیم.

- امروز روز سابع است و اگر احیاناً دیدید این جملات کامل نشده است بدانید اندک رمقی که در تن داشته‌ام مفقود گردیده؛ الفاتحه.

- امروز بجهة آن که رمقی در تن نبود یکی از نمازهایمان قضا گردید لیکن به نظر می‌رسد با عنایت به مجاهدت تمام‌عیار بنده در بست نشستن و تلاش برای تزکیه نفس این اتفاق در درگاه الهی جبران شود. در خاطرم هست استاذنا نیز در مسیر سلوک دچار چنین ترک اولاهایی!! شده بودند و گاهی تا چند روز اقامه نماز برایشان میسر نشده بود، اما مع الوصف رسیده بودند بدانجایی که احیاناً به طور عمودی و نشسته در فاصله یک ذرع از سطح ارض قرار می‌گرفتند و این خود خارق عادتی بود بس سترگ.

- از مواردی که لازم می‌نماید در ایام ریاضت بدان توجه شود اجتناب از انسان‌هاست به نحوی که با رؤیت هر رقم جنبنده از فاصله 500 ذرعی شایسته است مسیر را منقطع نموده با زاویه از مسیر خطی وی دور شویم تا جایی که رؤیت او ممکن نباشد. اصولاً ملاقات انسان‌ها قلب را منکدر می‌کند.این جانب شب ماضی جواب تلیفون والده را هم ندادم چه برسد به این که از طعامی که ارسال نموده بود بچشم. لذا ایثار نموده گربه‌های بی‌زبان پشت اندرونی را به درآوردن شکمشان از عزا دعوت کرده، خود در عزا شدم. بعدالظهر از فرط بیرمقی در مکاشفه شده، موجوداتی را ‌دیدم که به هیچ یک از موجوداتی که تاکنون دیده بودم شباهتی نداشتند و مرتباً دست بر شانه‌هایم میگذاردند. به نظرم اندکی شهود حاصل شده است. سعی دارم از این نشئه طرفی ببندم که می‌بینم احدی از هم‌اتاقی‌هایم به شانه‌ام می‌زند و مرا از این حالت عرفانی خارج می‌سازد.

- امروز روز دهم است و من... د...ی...گ...ر...

- امروز روز یازدهم است و من پس از بلع یک قدح میوه و یک دیگ پلو و استعمال متوالی سه عدد ژیلت و یک استحمام یکساعته و اسپری مخصوص جذب جماعت مخالف و صدلعن بر استاذ متقلب قبل از هلاکت حتمی خود را از چله نجات داده، شاداب و حال آمده‌، از هررقم چله نشینی بیقاعده اعلام براءت می‌کنم.


اندر احوالات نکاح نیمه ‌کاره

چهارشنبه 12 اسفند 1388  2:51 PM


الیوم خبر رسید سازمان ملی شباب (جوانان) تزویج نیمه کاره را پیشنهاد داده، مبارک است ان‌شاء الله. به نظر حقیر می‌رسد با تنفیذ این طرحواره، معضل تزویج و مناکحه‌ی شباب، بالمرة مرتفع گردیده، می‌ماند نصفه‌ی دیگر مشاکل اجتماع که همانا احراز نیم دین است. علیرغم این اوصاف، ضرورت است که این طرح بدیع در یک سلسله مباحث خبروی (کارشناسی) خوب شکافته شود تا شباب، نیک بدانند تزویج نیمه مستقل یا نیمه کاره یا نصفه نیمه، چه رقم تزویجی است، خدایشان خیر دهاد.

یکم- در طرح مذکور اطفالی که قصد تزوج دارند همانجا در دامان والدین می‌مانند، لیکن خطبه عقد را جاری نموده تا اسماً به همدیگر تعلق داشته باشند و نیمی از استقلال حاصل شود. لازم به پرانتز است، از آنجایی که در دوره‌ی آخرالزمان فعلی امکانیات برای زندگی مفصل فراهم نیست، تدبیری اندیشیده‌اند تا شباب مملکت فخیمه، عزب و باری به هر جهت نمانند و حال که احراز نصف دین (ازدواج کامله) میسور نیست؛ دستکم ربع دین حاصل آید.

دویم- در طرح فوق‌الاشاره علی‌الظاهر حاجتی به ارسال جهیزیه‌ی عروس نبوده، بلکه از همان آفتابه لگن مسی و روحی والدین (مراد فلز روی است) استفاده بهینه خواهد شد. بدیهی است در این راستا خدمت سترگی به منابع اولیه و آلی مملکت و صرفه‌جویی در صندوق خزینه‌ی ارزی خواهد شد. در همین راستا فقط تهیه‌ی یک ماشین مسمی به «مایکرو ویو» که به طرفة‌العینی غذا را طبخ، کما که ذوب می‌نماید، ضروریست؛ چرا که سابقاً از این وسایط محیرالعقول موجود نبوده و زوجین جدیده در صورت فقدان آنها دپرس خواهند شد.

سیم- در مبحث اساسی ارث، خبرگان مربوطه لازم است تعیین نمایند هر یک از زوجین نیمه کاره وارث چه قدر از ماترک دیگری خواهند شد؛ ربع مال؟ نصف مال؟ خمس مال؟ چقدر؟

چهارم- حامیان اطفال و کانون گرم خانواده اعلان نمایند در صورت تولید طفل توسط زوجین مزبور، آیا این طفل بی‌زبان در کدام دامان پرورش خواهد یافت؟ در دامان مادر خود یا در دامان مادر شوهر؟ پناه بر خدا.

پنجم- خبرگان مربوطه معلوم فرمایند مؤمنین و مؤمنات در طرح مذکور خطبه‌ی عقد را چه رقم جاری سازند؟ آیا لازم است استقلال در آن شرط شود یا خیر؟ آیا مهریه و شیربها و سرقفلی چه تغییری خواهد کرد؟

ششم- در صورت بروز اختلاف بین زوجین نیمه مستقل، آیا لازم است والدین مشارکت فعال داشته باشند یا خیر؟ و اگر جواب این پرسش مثبت باشد، آیا این مشارکت تا چه میزان ضرور است و بیش از آن مضرور؟ فی‌المثل در بحث مقابله‌ی فیزیکال و گیس و گیس‌کشی، برآیند نیروی وارده توسط والدین مهاجم بر حسب شدت، چند کیلوگرم در ثانیه مفید است و بیش از آن دردسرساز است و آیا اساساً بهتر نیست این کار به زوجین محول شود؟

هفتم- تأمین مالی این تزویج آیا از سوی ابویان مشروط به شروطی است؟ و آیا هنگام پول توجیبی دادن به قند عسلشان، لازم است مسألت نمایند که این مال را برای چه می‌خواهی؟ و آیا شازده پسر لازم است ایضاح نماید که این پول را برای استعمال یک رقم آیس‌پک یا نسکافه می‌خواهد یا شارِج ایرانسل یا غیره؟

هشتم- در خانواده‌ی مبتنی بر سنت (مسمی به پدرسالار) آیا لازم است طرفین برای ملاقات از حاج‌آقا کسب اجازه نمایند و آیا اساساً این ملاقات‌ها قرار است کجا انجام شود؟ آیا اگر ملاقات در منازل پدری حاصل می‌آید آیا به دهانشان زهر هلاهل نمی‌شود؟ آیا سر به بیابان نخواهند گذارد؟ آیا...

نهم- در صورت -زبانم لال- وقوع طلاق، آیا مهریه را باید شوهر بیچاره تقبل فرماید یا ابوی شوهر و از آن طرف، آیا خانم تقبل می‌کند یا ابوی خانم؟ در صورت تقسیط مهریه، آیا قدرت مالی گل پسر را مد نظر قرار خواهند داد یا حاج آقا را و در صورت - خاکم به دهان - تجویز زندان، آیا ایشان به حبس خواهند رفت یا پسرشان؟
کار دشوار شد. آقا بی‌خیال...



آمار وبلاگ

  • کل بازدید : 702
  • تعداد کل پست ها : 2
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تاریخ آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 12 اسفند 1388 
  • تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 12 اسفند 1388 

آرشیو