خلاصه:
*همبستگی نهضت و روحانیت: هدفهاى روحانیت یعنى هدفهاى این نهضت و هدفهاى این نهضت یعنى هدفهاى روحانیت.(ص22)
*بایسته های تحلیل نهضت: تشریح هدفهاى یک نهضت از ماهیت آن نهضت جدا نیست، همچنان که از رهبرى آن نهضت جدا نیست. ما نمىتوانیم رهبرى یک نهضت را تشریح کنیم بدون آن که ماهیت یا هدفهاى آن نهضت را بشناسیم، یا هدفهایش را تشریح کنیم بدون آن که توجه به ماهیتش داشته باشیم، و یا ماهیتش را تعریف کنیم بدون آن که توجه به هدفها و رهبریهایش داشته باشیم.(ص23)
*مقایسه هدف های انقلاب اسلامی با نهضت هاى قرن اخیر: ممکن است بپرسید آیا در نهضت فعلى، هدفهاى روحانیت همان هدفهاى سید جمال است؟ جواب این است: آرى و نه. آرى، یعنى تمام هدفهاى سید جمال در هدفهاى این نهضت مندرج است. مىبینیم رهبران نهضت، همه اینها را طرح کردهاند و در مردم ما هم آگاهى نسبت به همه اینها پیدا شده است. امروز در مردم ما آگاهى ضد استبداد، ضد استعمار، ضد خرافه، طرفدارى از اتحاد و وحدت اسلام، طرفدارى از همبستگى دین و سیاست، طرفدارى از علم و مدرسه و فرهنگ، همه اینها هست. اما «نه» یعنى هدفهاى این نهضت محدود به هدفهاى سید جمال نیست.
هدفهاى سید جمال به عنوان یک مصلح بزرگ اسلامى یک جزء و یک قسمت از هدفهاى نهضت اسلامى بزرگ ماست.
آیا هدف این نهضت همان هدف جنبش تنباکو است، یعنى ضدیت با استعمار اقتصادى؟ آرى و نه. آرى، یعنى آن هم جزء هدفهاى این نهضت است، و نه: اما منحصر به آن نیست. آیا ضد استعمار سیاسى است نظیر انقلاب عراق؟ باز آرى و نه، آن هم جزء هدفهاست ولى محدود به آن نیست. آیا ضد استبداد است؟ آرى و نه. آیا ضد استعمار اقتصادى است، مثل نهضت ملى شدن صنعت نفت؟ باز آرى و نه. آیا این نهضت ضد استثمار است؟ آرى و نه، ضد استثمار هست اما محدود به آن نیست.
آیا براى آن چیزى است که امروز آن را حقوق بشر مىنامند؟ باز آرى و نه؛ ما به آنچه که طرفداران حقوق بشر مىگویند احترام مىگزاریم ولى به عنوان جزئى از هدفهاى نهضت اسلامى خودمان نه به عنوان تمام هدفهاى این نهضت. دموکراسى چطور؟ باز آرى و نه.(ص25)
*تشکیل حکومت اسلامی، اساسی ترین مسئله: این نهضت در ابتداى کار دست انداخته است روى حساسترین و اساسى ترین نقطه ها، یعنى همان کارى که در صدر اسلام شد. در دورههاى بعد، روحانیت فکر مىکرد نوعى تقسیم کار میان خودش و مؤمنین برقرار کرده است و آن این است که وظیفه خودش را گذشته از وظایف خاص روحانى (تعلیم و آموزش اسلام و تربیت اسلامى) نظارت و کنترل جامعه در حد امر به معروف و نهى از منکر مىدانست و مىخواست مسلمانان دیگر، طبقات و قشرهاى دیگر، این وظیفه [یعنى تشکیل حکومت اسلامى] را به درستى انجام دهند. این بود که با انحرافات مبارزه مىکرد ولى بیش از این دیگر جلو نمىآمد. ولى امروز نهضت ما دارد از نهضت صدر اسلام پیروى مىکند، یعنى قبل از هر چیزى به سراغ نظام حاکم فاسد مىرود و به اینجا رسیده است که تا نظام حاکم فاسد وجود دارد هر اقدام دیگرى یا بىفایده است یا کم فایده. این است که شما مىبینید در صدر برنامه نهضت روحانیت ما مسئله حکومت اسلامى مطرح است، در صورتى که در جنبشهاى دیگر این مسئله یا اصلا مطرح نبوده و یا اگر بوده به این صراحت مطرح نبوده است. این هدف در صدر همه هدفهاى نهضت روحانیت ما قرار گرفته است و امروز رهبرى روحانیت در اثر تجربههاى زیاد و طولانى به همین نتیجه که گفتم رسیده است و معتقد است که تا آن اساس، درست و اصلاح نشود و در حقیقت تغییرى بنیادین در تشکیلات اجتماعى به وجود نیاید کوشش براى تأمین سایر هدفها به نتیجه نمىرسد و در حقیقت باید گفت بىمورد است.(ص26و27)
اسلام که در صدر برنامه خودش مبارزه با ظلم و غارتگرى را قرار داده است، وقتى که ظلم و غارتگرى فرد را تحمل نمىکند به طریق اولى ظلم و غارتگرى یک ملت را بر ملت دیگر تحمل نمىکند چون اسلام در تعلیماتش نشان داده است که براى حقوق جامعه حساسیت بیشترى از حقوق فرد قائل است.
امیرالمؤمنین در جملهاى که در یکى از نامههایشان در نهجالبلاغه است مىفرماید: اعْظَمُ الْخِیانَةِ خِیانَةُ الْامَّةِ وَ افْظَعُ الْغِشِّ غِشُّ الْائِمَّةِ بزرگترین خیانتها خیانت به جامعه است، خیانت به فرد هرگز در حد خیانت به جامعه نیست.(ص27)
* نشانه های راه: سنتهاى اسلامى هر کدام نشانههاى راه سعادت است، معالم دین است، علامتهاى راه رستگارى است که با این علامتها باید راه سعادت و تکامل را پیمود.(ص29)
*بایسته های جامعه دینی: نظامات اجتماعى باید طورى باشد که در مقابل قانون، قوى و ضعیفى وجود نداشته باشد.(ص30)
* اثر تعطیلی قانون: در یک جامعه فاسد گاهى حدود الهى، قوانین الهى (جزائى یا غیر جزائى) به حالت تعطیل در مىآید. وقتى به حالت تعطیل درآمد، چون بىحساب وضع نشده است، نظام اجتماعى در همان قسمتِ مربوط به آن قانون به حالت نیمه تعطیل درمىآید، اعم از آن که آن قانون الهى به طور کلى تعطیل شده باشد یا به صورت تبعیض در آمده باشد یعنى در مورد بعضى اجرا مىشود، در مورد بعضى دیگر اجرا نمىشود؛ قانون قدرتش براى به تله انداختن قوى، ضعیف است و براى گرفتار کردن ضعیف، قوى است.(ص31)
*از بایسته های جامعه اسلامی: [علی(ع)] مىشنود که عبداللَّه بن عباس، پسر عموى عزیز و مورد احترامش- که واقعا هم از جهاتى مرد بزرگى بوده ولى بدیهى است که معصوم نبوده- مرتکب خطایى شده. به على خبر دادند که ابن عباس، پسر عموى بزرگ تو، دانشمند و عالم تو، سیاستمدار و مورد اعتماد تو در بیتالمال تصرفى کرده است، از آن تصرفاتى که امروز اصلا کسى آنها را به حساب نمىآورد. على علیه السلام نامهاى به او نوشته که این نامه در نهجالبلاغه هست: پسر عباس! من از تو انتظار نداشتم؛ به خدا قسم اگر چنین و چنان بشود و اگر چنین بکنى، با آن شمشیرى که به هر کس زدم یکسره به جهنم رفت و حساب و کتابى ندارد، تو را آدم خواهم کرد. بعد مىگوید: پسر عباس! به خداى عالم قسم اگر حسن و حسین هم چنین کارى بکنند، با همین شمشیر مىزنمشان، و مىزد.(ص31)
*برای سیر کردن قیام کردیم: مىگوییم: خدایا نیت پاک [عطا فرما]، ما براى شکم قیام نکردیم، براى سیر شدن قیام نکردیم، براى سیر کردن قیام کردیم. یک نهضت اسلامى نهضت انسانگرا به معنى واقعى کلمه است، چون نهضتى است که از فطرت انسان ناشى مىشود نه از شکمش، یک نهضت انسانگرا به تمام معنى خالص و پاک، و من امیدوارم همان طورى که احساس مىکنم در رهبرى نهضت خلوص هست، در مردم ما و در جامعه ما نیز صفا و خلوص باشد که هست.(ص32)
*مبنای واقعی قدرت: به عنوان یک برادر به همه شما برادران و خواهران مسلمان توصیه مىکنم حالا که در این نهضت عظیم و بزرگ شرکت کردهاید، رابطهتان را با خداى خودتان محکم کنید، به یاد خدا باشید، نام خدا را زیاد بر زبان بیاورید، به خدا اعتماد داشته باشید که هر کس در راه خدا حرکت و قیام کند خدا او را تأیید مىکند، از نمازتان غفلت نکنید، از روزهتان غفلت نکنید، از تقوا غفلت نکنید، از عفاف غفلت نکنید، از اخلاص غفلت نکنید.
وقتى که ملتى خالص و مخلص به دنبال رهبرى خالص و مخلص حرکت کند، تمام قدرتهاى دنیا (استعمار سیاهش و استعمار سرخش، چپش و راستش، غربىاش و شرقىاش) هم قیام کنند محال و ممتنع است که از عهده او برآیند.(ص32و33)
ادامه مطلب
پدید آورنده : یعقوبعلی برجی ، صفحه 4
علامه شهید مرتضی مطهری یکی از متفکران بزرگِ طرفدار دیدگاه ولایت انتصابی فقیه است. این متفکر بزرگ گرچه فرصت کافی برای طرح مستقل، منسجم ومستوفای ولایت فقیه را پیدا نکرد، امّا با این حال، بحث های پراکنده و مختصری که در مناسبت های مختلف در این باره عرضه کرده، بسیار جامع، روشنگر، روزآمد و راه گشاست.
این شهید پرتلاش دیدگاه خود درباره ولایت فقیه را با توجه به واقعیت های آغاز استقرار جمهوری اسلامی بیان کرده و مباحثی همچون ضرورت حکومت، حق حاکمیت، مبنای مشروعیت حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام و ولایت فقیه را طرح و توضیحات بسیار روشنگری درباره بعضی از ابهام های موجود در سازگاری ولایت با جمهوریت و تعارض میان جمهوری با اسلامی و... بیان کرده است.
در این نوشتار مروری خواهیم داشت بر اندیشه های بلند آن استاد فرزانه درباره نظریه حکومت و ولایت فقیه.
ادامه مطلب
نويسنده: اصغر فهيميفر
شهيد مطهري در زمرهي معدود انديشمندان حوزوي است كه در خصوص زيبايي و هنر مباحثي را مطرح كرده است. اصولاً در طول تاريخ پس از اسلام علماي مسلمان و شيعه بنا به دلايلي به ندرت متعرض مسائل زيباشناختي و هنر شدهاند. به همين دليل حجم ميراث فلسفي علماي اسلامي در اين خصوص بسيار اندك است. شايد يكي از دلايلي كه هنر ايراني و اسلامي معاصر، ناتوان از بنا كردن مكتب است اين است كه اصولاً مقولهي تأسيس مكتب هنري و تبيين آن به مثابه يك رويكرد فلسفي كمتر مورد توجه و دغدغه بوده است. برعكس، علماي مسيحي با هنر و هنرمندان رابطهي بسيار متسحكمي برقرار كردند و هنر را وسيلهاي جهت تبليغ مسيحيت قرار دادند. شايد يكي از دلايلي كه علماي اسلامي در ايران ـ خصوصاً علماي شيعه ـ توجه ويژهاي به مسائل فلسفي هنر مبذول نداشتهاند و كمتر پذيراي هنرمندان شدهاند اين بوده است كه هنر در ايران همواره در دربار سلاطين و شاهان استقرار داشته و مردم عادي و روحانيت شيعي كمتر به طور مستقيم با هنر و هنرمندان بزرگ معماري، نقاشي، كتابآرايي و شعر همجوار بودهاند. هنر و هنرمندان ايران همواره با قدرت سياسي رابطهي مستقيمي داشتهاند و دربار منبع ارتزاق آنها بوده است.(1) از آنجا كه جمهور علماي شيعه بنا به اصول كلامي خود شاهان را غاصبان حكومت ميدانستند(2) هيچ گاه به دربار نزديك نشدند و بالطبع از قلمرو حضور هنر و هنرمندان طراز اول هم فاصله گرفتند. جدي نگرفتن هنر به مثابه يك رويكرد حياتي در بحثهاي حوزوي و فاصله گرفتن از آن، هماينك هم كه روحانيت مستقيماً در امر حكومت وارد شدهاند، تا حد بسيار زيادي مشهود است. شهيد مطهري در اين ميان يك استثناء است كه نشان داده است به حسب ضرورت پا در هر حيطهاي از قلمرو تفكر ميگذارد. او پيش از انقلاب نشان داد كه اگر لازم باشد داستان هم مينويسد و حتي در نشريات نقد فيلم هم منتشر ميكند. گرچه شهيد مطهري كتابي مستقل در خصوص فلسفهي هنر و زيبايي از خود به جا نگذاشته است، ديدگاههاي او به صورت پراكنده در آثار مكتوب و سخنرانيهاي او وجود دارد كه ميتوان از اين طريق، اجمالاً به ديدگاههاي او در زمينهي فلسفه و هنر واقف شد.
استاد مطهري يك فيلسوف صدرايي است، اما نگاه و تحليل او از زيبايي و هنر صرفاً مبتني بر مشرب فلسفي نيست بلكه در كنار تحليلهاي فلسفي مبتني بر عقل فلسفي، به قرآن ـ به مثابه كلام الهي ـ و اخبار و روايات معصومين نيز تكيه ميكند.
ادامه مطلب
نويسنده:حسن واعظی
منبع:کتاب،اصلاحات و فروپاشی تشریح طرح بازسازی شده ی فروپاشی شوروی در ایران
استاد شهید مرتضی مطهری ره آزادی را یکی از نیازهای اساسی می داند و با توجه به تاریخ اروپا گوشزد می کند که در صورت تعارض آزادی و دین، جامعه از دین روی گردان خواهد شد:
از نظر وانشناسی مذهبی یکی از موجبات عقب گرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود. درست در مرحله ای که استبداد و اختناق در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه ی این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است، کلیسا یا طرفداران کلیسا و با اتکاء به افکار کلیسا این فکر عرضه شد که مردم در زمینه ی حکومت فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق. همین کافی بود که تشنگان آزادی و دمکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا بلکه برضد دین خدا به طور کلی برانگیزد.
ادامه مطلب

