💕❤ ما را مدافعان حرم آفریده اند ❤💕
زندگی به سبک شهدای مدافع حریم حرم حضرت زینب سلام الله علیها
درباره وبلاگ



تقدیم به عمه جان نموده جان را تا فتح کنند قلّۀ ایمان را خون شهدای مازنی خواهد شست از لوث وجود کفر ، خان طومان را *** این بار ز مرز و بوم احساسی ها پرپر شده اند لاله عباسی ها میراث صلابت خزر را بردند مشتاقی و کابلی و بلباسی ها
آرشيو وبلاگ
  • اردیبهشت 1396
  • تیر 1396
  • مرداد 1396
  • شهریور 1396
  • آبان 1396
  • آذر 1396
  • مرداد 1395
  • آبان 1395
  • آذر 1395
  • دی 1395
  • بهمن 1395
  • اسفند 1395

    سلام اسم من هادی جعفری هستش که 3 فرودین 65 درآمل بدنیااومدم...... 

     برای دوره کارشناسی ارشد بورسیه استرالیامرحله اول قبول شدم وجزء3نفرراه یافته به مرحله دوم بودم ولی بخاطرخانواده انصراف دادم..... 

    Image result for ‫لطفا به ادامه مطلب بروید‬‎

    در6آبان 89درحالی که دانشجوی ترم آخرکارشناسی بودم بادخترهمکارودوست پدرم عقدکردم..... 

     بعدازتمام شدن دوره کارشناسی دنبال استخدام شدن توقرارگاه خاتم الانبیارفتم وبعدازیکسال تلاش مهرسال91استخدام قرارگاه خاتم الانبیاتهران شدم..... 

    راستی بهتون نگفتم یه موشک من ودوست وهمکارم باهم طراحی کردیم که تولیدشدوبرای اجرافرستاده شدوخبررسیدیه موشک27تاداعشی روکشته...... 

     بلاخره بامداد19اسفند93برای همیشه زنده ازایران رفتم به عراق...... 

     رفتم به پابوس امام درسامرا..... 

    بالاخره در3فروردین1394 ساعت2:30الی3بعدازظهربودکه پهبادآمریکایی به کارگاهمون درحالی که من وعلی آقاداخل بودیم  موشک زد..... 

    بخش اول پیکرم تواین محل پیداشدوبه وطن برگردونده شد..... 

    پیکراولم درروزشنبه8فروردین1394باهمراهی همه ی عزیرانم دوستان وآشنایان وهمه ی همشهریای عزیزم تشیع شد..... 

     دوباره نصف بدنم روچندکیلومتراون طرف ترازمحل انفجارپیداکردن ودرروز16فروردین به وطن برگشتم....... 

     اول خواستم22فروردین برگردم به شهرم وخونه ی عبدیم بعدیادم اومدکه23فروردین تولدهمسرمه وچی بهترازاین که وجودم روبهش تقدیم کنم...... 

    وبالاخره 23فروردین به خونم برگشتم وبه بقیه پیکرم ملحق شدم.... 

     

     





     







    پيوندها
 
 
بالاي صفحه