رومینا سادات تجاره، کارشناس ارشد مشاوره - بخش خانواده ایرانی تبیان

یکی از مهم ترین و اثرگذارترین اتفاقات دینی و مذهبی که کودکان بهتر است با آنها آشنا بشوند، اتفاقات محرم و عاشورا است.
خیلی از پدر و مادرهای مسلمان و به ویژه ایرانی، قطعا دوست دارند که فرزندانی عاشورایی داشته باشند. فرزندانی که بتوانند از زندگی امامان معصوم به ویژه امام حسین (ع) و واقعه کربلا، درس بگیرند و آن را سر لوحه رفتار خود کنند.
فرآوری: محمد باعزم - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

از اخبار و تواریخ بدست می آید که در میان یاران و نزدیکان امیرالمؤمنین علیه السلام افراد زیادی که آرزو داشتند به افتخار همسری عقیله بنی هاشم (عقیله بنی هاشم، از القاب ایشان است و به معنای بانوی ارجمند می توان دانست) حضرت زینب کبری علیه السلام نایل شوند، ولی هر گاه نزد امیرالمؤمنین علیه السلام از این مقوله سخن به میان می آوردند با مخالفت آن حضرت، مواجه می شدند تا آنکه عبدالله بن جعفر بن ابیطالب برادر زاده امیرالمؤمنین علیه السلام برای این منظور قدم پیش گذاشت و کسی را از طرف خود برای خواستگاری به خانه آن حضرت فرستاد و علی علیه السلام تقاضای او را قبول فرمود و مهریّه او را نیز بر طبق مهریه مّادرش فاطمه زهرا علیها السلام قرار داد. چنانچه می دانیم علی بن ابیطالب علیه السلام نزدیک به 4 سال از پایان عمر خود را در کوفه گذرانید و این هم به خاطر این بود که بیشتر هوا خواهان آن حضرت در کوفه بودند و با معاویه که در شام سکونت داشت و خوارج که در نهروان بودند در حال جنگ بود و کوفه از این جهت نزدیکتر و آماده تر از مدینه بود، امیرالمؤمنین علیه السلام با انتقال دادن مرکز خلافت خود از مدینه بهکوفه، زینب نیز با شوهرش عبدالله بن جعفر به کوفه آمد و در آنجا سکونت پیدا کردند و عبدالله بن جعفر در جنگ صفین جزء لشکریان آن حضرت بود فرماندهی گروهی از سربازان علی علیه السلام را به عهده داشت در این حضرت زینب علیها السلام نیز به ارشاد و تعلیم زنان کوفه اشتغال داشت و از خصائص ایشان نقل شده که در کوفه 30 مجلس درسی برای زنها تشکیل داده بود.
فرآوری: محمد باعزم- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

در میان علمای اهل سنت افراد اندكی همچون عبدالمغیث حنبلی و ابن تیمیه سعی نموده اند از یزید جانبداری كنند و او را بی گناه جلوه دهند و یا حداقل او را شخصی نشان دهند كه توبه نموده اما عده دیگری ا ز علمای اهل سنت همانند شیعه معتقدند که فرمان قتل امام حسین علیه السلام توسط یزید بن معاویه صورت گرفته است.
گزارش های تاریخی اهل سنت در این زمینه به چند دسته تقسیم می شود.
1 صدور فرمان شهادت قبل از حركت امام علیه السلام به مكه.
2 صادر شدن دستور شهادت امام علیه السلام به والی كوفه.
3 بیان اصل فرمان به شهادت آن حضرت فارغ از زمان و مكان و اشخاص.
از جمله منابعی که در این زمینه سخن گفته است، کتاب الفتوح ابن عثم کوفی (متوفای 314 ه .ق) است وی نقل می کند یزید طی نامه ای به والی مدینه دستور شهادت امام حسین علیه السلام را صادر كرد:
ولیكن مع جوابك إلیّ رأس الحسین بن علیّ، فإن فعلت ذلك فقد جعلت لك أعنّة الخیل، ولك عندی الجائزةّ والحظّ الأوفرّ والنعمة واحدة والسلام. به همراه پاسخ این نامه سر حسین (علیه السلام) رامیخواهم اگر چنین کردی پاداش خوبی نزدما خواهی داشت.(1)
فرآوری: محدثه السادات حسینی- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

پیشوایی در جامعه ای که تمام توجهش در پی مادیات نبوده و معنویات در آن جریان داشته باشد، بدون در نظر گرفتن بعد الهی امکان پذیر نیست.انسانی کامل و وارسته شایستگی این رهبری را دارد.
از ابتدای خلقت انسان وظیفه رهبری جامعه مسلمین بر عهده پیامبران عظام و پس از آن ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده است؛ اما بعد از این بزرگواران وجود انسانی با عالی ترین صفات و اصول اخلاقی و دینی در این جایگاه ضرورت دارد. قطعاً سخنان معصومین (علیهم السلام) در این خصوص، روشنگر و راهنمای انسان بوده و از به خطا رفتن او جلوگیری می کند.
امام حسین (علیه السلام) ذیل نامه خود به مردم کوفه چهار شرط و خصلت اساسی برای زمامدار جامعه اسلامی بیان نموده اند که به اختصار بیان می گردد:

افسوس بر عباس! با قلبی سوزان به فرات نزدیک شد. خواست آب بنوشد، اما به خودش خطاب کرد: آه بر سرور و سالار تشنه کام!(1)
از نوشیدن چشم پوشید و لب تر نکرد. یا خواست بنوشد، ولی تشنگی برادر و برادرانش را به یاد آورد.
آه بر عباس! آن گاه که از هر سو او را احاطه کردند. او را در میان گرفتند. تنهایش یافتند و مشک آبی را پاره کردند که برای زنان حرم می برد.
نیزه ها و شمشیرها را بر او فرود آوردند و او را به زمین انداختند.
تبهکاری پلید آمد و با شمشیر، دست راست او را جدا کرد.
دیگری ضربتی بر سرش زد. حسین به سرعت خود را به او رساند. برادرش را دید که با حادثه دست به گریبان است. گریست و فرمود: «پاداش الهی برای توست که با تمام توان از برادرت دفاع کردی. ای برترینِ شهیدان! ای پسر مرتضی! درود خدا هر لحظه بر تو باد! به خدا سوگند، این داغی است که هرگز فراموش نخواهم کرد مگر زمانی که مرا کفن کنند.»
و بعد از آن، اُمّ البنین، مادر چهار شهید بود که همواره به بقیع می َرفت و با سوزی تمام، برای آنان مویه می کرد. مردم جمع می شدند و به نوحه گریِ او گوش می دادند. مروانِ ملعون هم برای شنیدن نوحه می آمد و ندبه های آن بانو را می شنید و می گریست.
محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن
ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل بیت پیامبر و علی علیهم السلام است. ماهی که از محرم سال 61 هجری قمری تا هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را عزادار کرده است. مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند! به تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَى آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ مَقْبُورِینَ.(1)
عبدالله بن حسن بن علي بن ابيطالب
«عبدالله» کودک چند ساله امام مجتبی(علیه السلام) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. (1)
شیخ مفید چنین نقل میکند: پس از آن که «مالک بن نسر کندی» با شمشیرش به سر مبارک امام حسین(علیه السلام) زد، امام پارچهای درخواست فرمود و با آن سر مبارکش را محکم بست و عمامهای بر کلاه خود بست. شمر و دیگران هم به جایگاه خود بازگشتند. زمانی گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آنها هم بازگشتند و آن حضرت را محاصره کردند.
عبدالله پسر امام مجتبی(علیه السلام) هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و در خیمهگاه با زنان به سر میبرد. هنگامی که متوجه حمله دشمن به جانب امام شد، از خیمهگاه بیرون دوید. او سراسیمه و شتابان رو به جانب امام حسین(علیه السلام) رفت و در کنار عمویش ایستاد. حضرت زینب (علیهاالسلام) او را دنبال کرد و به او رسیده بود. او تلاش کرد که آن کودک را نگه دارد. امام حسین(علیه السلام) به خواهرش فرمود: «احبسیه یا اخیه؛ ای خواهرم! او را نگهدارید.» آن کودک از این که بازداشته شود، سخت امتناع میورزید. او به عمهاش گفت: «والله لا افارق عمّی(2)؛ سوگند به خدا، از عمویم جدا نمیشوم.»
روز نهم ماه محرم معروف به تاسوعا است
حضرت عباس عليه السلام بانگ زد: بريده باد دستهاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات. اى دشمن خدا، ما را دستور مىدهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم. آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟
روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين(ع) و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت(ع) از اهميت بالایى برخوردار است. مسلمانان تاريخساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرتالله و ساقی دشت كربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) میدانند، بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مىپردازند.
روز سوم ماه محرمالحرام به یاد حضرت رقیه نامگذاری شده است
روز سوم ماه محرمالحرام به یاد بزرگ کوچک بانویی، نامگذاری کردهاند که خیل وسیعی از عاشقانش را رهسپار مرقد شریفش میکند، کودکی که سرنوشت غمبارش در کنار حماسه کربلا، دل خون شیعیان میکند، رقیه بابا، فقط سه چهار سال از عمر کوتاه خویش را در ناز و نوازش پدر گذارنده بود و یکباره در روز عاشورا این دختر آل طه، طعم یتیمی را میچشد، خداحافظی سوزناک با پدر، سیلی خوردن از دشمنان، آتش گرفتن خیمهها، فرو رفتن تیغها در پا، فرار از سم اسبان، همه و همه چقدر برای یک دختر بچه قابل تحمل است؟!
رقیه پدر را میخواهد، تاب تحمل دوری از پدر را ندارد، همه اینها بهانه است تا هرچه زودتر به سوی پدر پر کشد و از شر قساوتهای زمانه رهایی یابد، لعنت خدا بر خبیثترین افرادی که حرمت خاندان آل الله را شکستند و دیگر جایی برای بخشش باقی نگذاشتند.