طلیعه
شایسته‏ ترین ترجمان قرآن
ترویج آیات قرآن
كودكى در مسند امامت
سوگندهاى قرآن

هدایت گمراهان با آیات الهى
پیامبران مرسل
نام‌هاى خداوند
مقابله با تحریف كنندگان قرآن
اندیشه‏ هاى ناب در تفسیر قرآن


طلیعه
حضرت امام محمدتقى علیه السلام در دهم ماه رجب سال 195 ه. ق در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت رضا علیه السلام و مادر ارجمندش بانویى مصرى تبار به نام سبیكه مى باشد. ریحانه و خیزران از دیگر نام‌هاى مادر امام جواد علیه السلام است. حضرت رضا علیه السلام در مورد منزلت فرزندش امام جواد علیه السلام و مادر مكرمه آن حضرت، به یارانش فرمود: من داراى پسرى شده ام كه همچون موسى علیه السلام شكافنده دریاها [ى علم] است و همانند عیسى علیه السلام مادرى قدسیه و پاكیزه دارد. (1)

پیشواى نهم در سن 7 سالگى به امامت رسید و هفده سال رهبرى شیعیان را به عهده داشت. دوران امامت ‏حضرتش با دو نفر از خلفاى ستم پیشه عباسى مامون و معتصم مقارن بود. حضرت جواد علیه‌السلام در داشتن تمام صفات زیباى اخلاقى و انسانى سرآمد خوبان روزگار بود. پارسایى، علم و دانش و بخشندگى اش موجب شده بود كه با القاب جواد، تقى، مرتضى و منتجب شناخته شود. اما در این میان لقب «ابن الرضا» به خاطر شكوه و جلالت امام رضا علیه السلام در میان مردم شهرت بیشترى داشت و حتى بعد از آن حضرت، مردم امام دهم و یازدهم علیهماالسلام را نیز با همین لقب بیشتر مى شناختند. امام رضا علیه السلام هنگام خطاب به یگانه فرزندش، بیشتر، از كنیه «ابو جعفر» - كه نشانه احترام خاصى است - استفاده مى كرد. (2)

«صمد یعنى بزرگى كه تمام موجودات عالم در نیازهاى كوچك و بزرگ خود به او مراجعه كرده و محتاج اویند.»

امام محمدتقى علیه السلام كه در نوجوانى به مقام رفیع امامت نائل شده بود، در سن 25 سالگى و در عُنفوان جوانى به دستور معتصم عباسى و توسط همسر بى وفایش ام الفضل (دختر مامون) در شهر بغداد به شهادت رسید.

حضرت جواد علیه السلام از همسر دیگرش، سمانه مغربیه، داراى چهار فرزند پسر، به نام‌هاى: ابوالحسن امام على النقى علیه السلام، ابو احمد موسى مبرقع، ابو احمد حسین و ابوموسى عمران؛ و چهار فرزند دختر، به نام‌هاى: فاطمه، خدیجه، ام كلثوم و حكیمه بود.(3) حكیمه دختر امام جواد علیه السلام همان بانوى با فضیلت و مؤدب است كه در هنگام تولد حضرت مهدى علیه السلام در منزل برادر زاده اش امام حسن عسكرى علیه السلام حضور داشت و به نرجس خاتون یارى مى كرد.




 نگاشته شده توسط بتول نواده در شنبه 5 تیر 1389  ساعت 2:33 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 حضور حضرت حجّت(ع) چه سودي براي جهان هستي دارد؟ ايشان كه غايبند و حكومتي هم كه تشكيل نداده‌اند؛ درست است كه در آينده، حكومت تشكيل مي‌دهند، امّا در حال حاضر فايدة ايشان در جهان هستي چيست؟ پرسش ايشان را بر اساس بيانات آيت الله جوادي آملي پاسخ مي‌دهيم.
 
يكي از خوانندگان گرامي مجله اين پرسش را مطرح كرده‌اند كه، حضور حضرت حجّت(ع) چه سودي براي جهان هستي دارد؟ ايشان كه غايبند و حكومتي هم كه تشكيل نداده‌اند؛ درست است كه در آينده، حكومت تشكيل مي‌دهند، امّا در حال حاضر فايدة ايشان در جهان هستي چيست؟ پرسش ايشان را بر اساس بيانات آيت الله جوادي آملي پاسخ مي‌دهيم.



 نگاشته شده توسط بتول نواده در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 11:21 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، كلاس‌های تفسير قرآن خانه فرهنگ باصفا در سه گروه در روزها و ساعات متفاوت برگزار می‌شود.

قرآن‌آموزان در اين دوره ترجمه لغت به لغت آيات قرآن كريم و تفسير هر آيه را به طور جداگانه فرامی‌گيرند. همچنين در اين دوره شأن نزول آيات با توضيح كامل به فراگيران ارائه می‌شود.

در ابتدای هر جلسه حديثی پای تخته نوشته شده و قرآن‌آموزان با ترجمه و معانی دقيق حديث آشنا می‌شوند. اين كلاس‌ها 13 سال است كه توسط استاد «محمدرضا صادق‌پور» مفسر و حافظ قرآن كريم ابتدا در خانه فرهنگ نور و سپس باصفا برگزار می‌شود.

اين دوره‌ها، شنبه و چهارشنبه ساعات 15 و 9:30 و روزهای يكشنبه ساعت 9 ويژه افراد مختلف برگزار می‌شود و با استقبال فراوانی از طرف اهالی منطقه روبرو بوده است.

يادآور می‌شود، استاد محمدرضا صادق‌پور آزاده و جانباز دفاع مقدس و حافظ و مفسر قرآن كريم است.

اين كلاس‌ها در اتوبان آيت‌الله كارشانی، خيابان وفا آذر شمالی، خانه فرهنگ باصفا در حال برگزاری است.



 نگاشته شده توسط بتول نواده در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 6:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  • سوال1 : اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است ، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟


جواب : اولا ، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1
ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن ، از امور نسبي اند.

ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است : حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت ، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است . چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!

رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند :
انسان هاي متقي در راه اثرگذاري در محيط تلاش و كوشش كنندنه اين كه خودتحت تاثير محيط و جامعه باشند.
امر به معروف و نهي از منكر رادر اولويت قرار داده هيچ گاه آن ها را ترك نكنند.

هرگز از روح وتاييدات خداوندي نااميد نگردند كه اين ياس خود از گناهان كبيره محسوب مي شود.2
در بيان وظايف چشم به راهان در ضمن احاديث چنين آمده است :
امام باقر عليه السلام درباره ي اين آيه كه مي فرمايد :« اي مومنان ! صبر پيشه كنيد و يك ديگر را به آن توصيه كنيد و ارتباط يابيد.»3 فرمودند :« منظور اين است كه بر انجام واجبات شكيبا باشيد ، بر دشمنان خود صبر پيشه كنيد و با امام چشم به راه خود مرتبط باشيد »4

نيز امام صادق عليه السلام فرمود :
« آن كس كه دوست دارد از ياران قائم ما باشد بايد كه چشم به راه باشد ، به پارسايي و حسن خلق رفتار كند و. ..»5
نتيجه اين كه ظهور و حكومت حضرت مهدي عليه السلام دو ظرف دارد ، ظرف انتخابي ما ـ كه صلاح و تقوي است ـ و ظرف قهري ستم كه نتيجه ي عدم كوشش و تلاش مردم و روند عادي روزگاران است . به حكم عقل و دستورات شرع ، انسان هاي دوران غيبت مامورند كه ظرف اول را درباره ي خود و سپس ديگران ايجاد و آماده سازند.
در اين زمينه ،‌نگاه كنيد به :

ـ منتخب الاثر (عربي) : 493 ـ 500.
ـ ترجمه ي مكيال المكارم : عليه السلام : 165 ـ 613 .
ـ معرف امام عصر عليه السلام : 219 ـ 312 .
ـ مهر محبوب : 88 ـ 114 و 258 ـ 268 .



  • سوال2: با وجود اين همه افراد متقي و متديني كه دست اندركار امورخير سطح جهان اند ، چرا حضرت مهدي عليه السلام ظهورنمي كنند؟

جواب : اولا وجود افراد صالح وخير علت تامه ي ظهور نيست ، هر چند زمينه فراهم كننده ي آن است . اصل ظهور به خواست و حكمت خداوند بستگي دارد . اراده ي خداوند علت تامه و فاعلي ظهور است كه تعيين ، تقديير و امضا مي كند. آمادگي روحي و معنوي مردمان زمينه ي آن است . آنان هرگاه آماده شوند ودعا كند خدا و اراده فرمايد و حكمتش به ظهور تعلق گيرد ، آن حضرت ظاهر مي شود. اين نيست كه بگوييم : چون افراد صالح اند، چرا كه ظهور نمي شود ؟ بلكه وظيفه ي ما ، در صورت صلاح و تقواي مردم ، دعا و استغاثه است .افراد صالح بايد براي تعجيل در فرج ظهور دعا كنند و چشم به راه بودن را نشان دهند.

از سوي ديگر، ترديد در صغراي قضيه است كه گفته مي شود مردم با تقوا و صالح اند. كجا افراد متقي و صالح بسيارند ؟ وجود آنان درچنين روزگاري (به تعبيرات روايات) از گوگرد سرخ نيز كم تر است. دين نيز در دست افراد بشر ، به سان گوگرد سرخ ، كم ياب است و نگهداري آن چون آتش در كف دست است. اگرخوب ها و خوبي هاي بيشتر تحليل شود و با ملاك هاي قرآني و روايي و اخلاق اهل بيت سنجش شود6 و به دقت ، تفكرات ، اعتقادات ، اعمال و عمل كرد فردي و اجتماعي و نحوه ي برخورد با دين مطالعه شود، آن گاه معلوم مي شود كه افراد صالح چه قدر نادرند. داستاني را از پدر يكي از مراجع ديني مي آورم . او گفته بود :

يكي از صلحاي شهر به درگاه امام زمان عليه السلام بسيار استغاثه مي كند و عر ض مي كند :« آقا ! با وجود اين همه افراد صالح چرا ظهور نمي كنيد؟ مدت ها گريه و زاري مي كند . ايشان براي اين فرد ظاهر مي شوند. مي فرمايند : براي اين كه امتحان كني كه چند نفر از مردمان حقيقتا صالح اند، شب جمعه ، چهل نفر از صالح ترين افراد را در منزل يكي از بهترين صالحان شهر گرد آور، فلان قصاب را هم ( كه او نيز از متقي ترين و بهترين مردم بود ) بخوان وسه راس بزغاله آماده كن و قصاب و بزغاله ها را در پشت بام ببر.

آن مرد نيك شب جمعه اي را انتخاب مي كند و از ميان تمام صلحا، 40 نفر را دعوت مي كندو در حياط منزل اجتماع مي كنند . اين ها همه مي نشينند و استغاثه ميكنند. (ضمنا آن حضرت سپرده بودند كه او به مردم نگويد بزغاله ها و قصاب در پشت بام اند) يك مرتبه مي بينند نوري بر فراز بام ظاهر شد. يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام تشريف آوردند. آن گاه نور به طرف پشت بام مي رود. يكي از صلحا را كه بسيار مرد نيكي بوده است صدا مي زنندكه : به پشت بام بيا.

او به پشت بام مي رود. بعد از چند دقيقه ، مي بينند كه از پشت بام خون جاري شد! يقين مي كنند كه امام زمان عليه السلام اين شخص را سر بريده اند و اين خون اوست . گروهي فرار مي كنند. چند دقيقه ي ديگر صدا مي كنند و مي گويند : فلان شخص (يكي ديگر از صلحا) بيايد.

آن صالح هم به پشت بام مي رود. چند لحظه ي ديگر مي بيننند كه باز هم از ناودان خون جاري شد و يقين ميكنند كه نفر دوم هم به دست آن حضرت سر بريده شد. تمام آنها مي روند و سه نفر بيشتر نمي مانند. نفر سوم را صدا مي كنند. در اين هنگام فقط همان نفر مي ماند و بقيه هم مي روند. او هم ـ يكي از افراد بسيار صالح بودـ بالا مي رود سپس خون از ناودان جاري مي شود.

بعد امام عليه السلام به آن فرد استغاثه كننده و بي تاب مي فرمايد :« مردم اين گونه اند. با اين كه يقين كردند كه ما تجلي كرديم ـ به خاطر اين كه گمان كردند (نه يقين)كه آنان سر بريده شدند ـ همه آن ها پا به فرار گذاشته و رفتند ، حال آن كه اين خون بزغاله هايي بود كه قصاب سر مي بريد !»

مردم بايد امتحان گردند واز امتحان در آيند.و غير از اين داستان ، داستان هاي زياد ديگري در تاريخ هست كه اتفاق افتاده و نشان داده كه مردم هنوز آماده ي ظهورنيستند . با زبان ، ظهور را مي خواهند‌، ليكن در دل رنگ ديگري دارند. هنگامي كه امتحان پيش مي آيد ، حقايق آشكار مي گردد :
« احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا : امنا و هم لا يفتنون؟! ولقد فتنا الذين من قبلهم ...»7

يكي از سنت هاي لايتغير خداوند ، امتحان است . امتحان كه پيش بيايد ، بسياري از مردم مردود مي شوند و بسياري هم تجديد. قبول شده در مرحله ي اول بسيار اندك است . آن چه بر ماست اين است كه : به سوي صلاح حقيقي (نه ادعايي و ريايي) رو آوريم و در همان حال از دعا و استغاثه نكاهيم. انديشه و دلمان ، ظهور امام عصر عليه السلام و پيروي از حضرت او باشد تا مگر خداوند منان به دعاي سوخته اي ترحم كندو جهانيان را از سرگرداني و حيرت نجات بخشد. آري ، وظيفه ي ما دعا و استغاثه و صلاح و اصلاح است.
در اين باره ، مراجعه كنيد به :
ـ مكيال المكارم عليه السلام : 255 ـ 262
ـ روزگار رهايي : 1 ـ 349 .
ـ پيوند معنوي.
ـ معرفت امام عصر عليه السلام 288.
ـ مهر محبوب : 2528 ـ 261.
 

 

  • سوال 3 : معروف است كه حضرت مهدي عليه السلام هنگامي خروج مي كند كه گستره ي زمين از ستم و جور آكنده شود تا تمامي اقطار آن را از داد ودادخواهي مملو سازد. اكنون آيا مي توان نتيجه گرفت كه براي ظهور و نزديك تر شدن زمان آن ، به جور و فساد كمك كنيم در نتيجه ،‌اگر پر شدن زمين از ستم و جور شرط خروج ايشان است، در آن صورت وظيفه ي منتظر چيست؟ فراهم ساختن آن شرط ؟!


جواب : جمله ي «يملا الارض عدلا كما ملئت جورا» در روايات گوناگوني آمده است . تنها در كتاب شريف بحارالانوار ، 31 مورد اين تعبير ،‌با اندكي اختلاف در عبارات ، ديده مي شود، اما مضمون و سياق عبارت هيچ يك از روايات ، شرط بودن ستم را براي ظهور حكايت نمي كند ، بلكه يكي از دو ظرف را بيان مي دارد . ظرف اول، صلاح و تقوي و ظرف دوم، جور و فساد . ظرف چيزي است و شرط چيز ديگر. مثال زير نزديك كننده ي معناي حديث است :

به دوست خود مي گوييم : روز جمعه بعدازظهربه ديدار تو خواهم آمد. آيا معناي جمله اين است كه ديدن ، به روز جمعه بستگي دارد و اگر روز جمعه نتوانستم ، ديدار تو منتفي است يا معناي سخن اين است كه روز جمعه ظرف ديدار من از توست، نه شرط آن ؟

بنابراين ، امكان و احتمال مي رود كه روزي ديگر ، ديدار انجام پذيرد و اگرمي خواستيم شرطيت را بيان كنيم ، چنين مي گفتيم :« شرط آمدن من فرا رسيدن روز جمعه است»

نكته دوم اين است كه :
ميان آنچه وظيفه ي ماست و آن چه به طور قهري و طبيعي پيش مي آيد تفاوت روشني هست. وظيفه ي انسان ها از نظر اسلام وقرآن و روايات اهل بيت و عقل . پيش گيري از فساد ، تربيت و تكامل در طريق بندگي ، رعايت تقوي و طهارت و شناخت خداوند ونبوت و امامت و معاد و عمل بر مقتضاي آن اعتقادات است. لذا در بيان وظايف مردم در زمان غيبت و تاكيد بر اين شناخت ها و عمل بدان ها،‌چه بسيار احاديث وارد شده است .

نتيجه اين كه پر شدن زمين از ستم و فساد يكي از دو ظرف ظهور حضرت مهدي عجلالله تعالي فرجه است و نه ظرف منحصر به فرد و نيز نه شرط آن و وظيفه ي ما ايجاد ظرف ديگر يعني صلاح و تقوي است . به بيان ديگر ، اين روايات بيانگر وضعيت و جريان عمومي جامعه در زمان ظهور است و روايات انتظار فرج ، تعيين كننده ي وظايف فرد منتظر در دوران غيبت است كه فرد منتظر بايد صلاح و اصلاح پيشه كند و هرگز شايسته نيست اين دو دسته مطلب به هم آميخته شود.
در اين مورد، مراجعه فرماييد به :
ـ خورشيد مغرب : 257 ـ 334 (فصل سيزدهم).
ـ پيوند معنوي.
ـ ترجمه مكيال المكارم 2 : 165 ـ 613.
ـ معرفت امام عصر عليه السلام .
ـ گفتارهايي پيرامون امام زمان عليه السلام فصل يازدهم.
ـ نجم ثاقب ، باب دهم.



  • سوال 4 : دوران حكومت حضرت مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور چه مقدار است ؟


پاسخ : در اينكه مدت حكومت و سلطنت حضرت چند سال است دقيقاً روشن نيست ، رواياتي كه در اين مورد وارد شده ، مختلف است ، زيرا مدت حكومت حضرت در روايات به ترتيب از پنج سال . هفت سال ، هشت سال ، نه سال ، نوزده سال ، بيست سال ، چهل سال ، هفتاد سال و سيصد و نه سال (مقدار توقف اصحاب كهف ) ذكر شده و نمي توان به يكي از اينها يقيناً معتقد شد و اعتماد كرد .

توجيهاتي كه براي روايات ذكرشده ، عبارتند از :
1-‌ ممكن است آغاز شكل گرفتن وپياده شدن حكومت آن حضرت پنج سال يا هفت سال ودوران تكاملش چهل سال و دوران نهاييش بيش از سيصد سال باشد .8

2-‌ شايد پيامبر و ائمه (عليه السلام) عنايتي داشته اند كه مدت كامل آن را مشخص نسازند تا آنها كه هوس امام زماني مي كنند نتوانند مدت ادعاي خود را بر مدت مسلم حيات مهدي (عليه السلام) بعد از ظهور تطبيق كنند ، زيرا اگر به طور صريح مثلاًف فرموده باشند ، شش سال و قول ديگري در برابر آن نبود جاي اين بود كه مثلاف فرقه ضاله بهايي آن را با ادعاي سيد علي محمد باب تطبيق كنند و غوغايي به راه بياندازند ». 9

با اينكه از سال ادعاي سيد علي محمد باب 1260 تا سال تير باران شدنش 1266 ، شش سال بود و در مدت حكومت حضرت قول به شش سال وجود ندارد ، در عين حال . اصرار دارند كه از روايات وارده استفاده كنند و او را مهدي موعود قلمداد نمايند ، چه رسد به اينكه اگر مدتي مشخص بود .

به هر حال ، با قطع نظر از روايات اسلامي ، مسلم است كه اين همه آوازه ها و مقدمات براي يك دوران كوتاه مدت ، مانند پنج يا هفت سال نيم تواند باشد ، بلكه قطعاً براي مدتي طولاني است كه ارزش اين همه تحمل زحمت و تلاش و كوشش را داشته باشد ، لذا در بعضي از روايات از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه مدت حكومت حضرت هفت سال است ، اما هر سال آن برابر ده سال شماست ؛ يعني مدت حكومت هفتاد سال است .10 از اينجا معلوم مي شود كه عنايتي در كار بوده كه مدت حكومت درست مشخص نشود . اما اينكه مدت كوتاهي باشد ، شايد قابل قبول نباشد .


  • سوال 5 : پيروزي حضرت مهدي بر سلاحهاي مخرب و اتمي چگونه ميسر است ؟ به تعبير ديگر ، آن حضرت در برابر اين سلاحهاي مخوف و خطرناك چگونه مانند جدش با شمشير قيام خواهد كرد ؟ چگونه با سلاحهاي قديم مانند شمشير و غيره با ارتش هاي دنياي آن روز جهاد مي كند ؟ آيا مي توان تصور كرد كه كسي بتواند به وسيله شمشير با سلاحهاي اتمي و بمب هاي ئيدروژني و امثال آن به جنگ بپردازد و پيروز شود ؟

پاسخ : اولاً ، مقصود از خروج با شمشير كه در روايات به آنها اشاره شده ، مأموريت به جهاد وتوسل به اسلحه براي اعلاي كلمه حق است ، زيرا شمشير سمبل مبارزه و جنگ است ، نه آنكه موضوعيت داشته باشد .

بنابراين ، قيام با شمشير ، كنايه از قيام با اسلحه و پيكار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينكه آن حضرت مأمور به مصالحه با كفار نيست . بديهي است كه حضرت با هر اسلحه اي كه لازم باشد با كفار و ستمگران جهاد مي كند و از هر گونه اسلحه اي كه در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد . استفاده مي نمايد .

ثانياً ، از كجا كه در زمان ظهور آن حضرت ، اين اسلحه هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد . زيرا ممكن است كه در اثر حوادث و‌آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانماسوز جهاني كه پيش از ظهور آن حضرت واقع مي شود ، اين اسلحه هاي جهنمي معدوم شود .

يكي از اموريكه در احاديث از آن خبر داده شده ، جنگهاي جهان گيري است كه در اثر آن بيشتر نقاط زمين از سكنه خالي شده و شهرها ويران مي شود و دراثر آن جنگها قهراً اين نوع سلاحها نابود مي گردند .

ثالثاً ، جنگها و كشتارهاي بي رحمانه و بكارگيري سلاحهاي اين چنيني نتيجه جهل و ضلالت و بي خردي بشر است كه در عصر ظهور عقل مردم كامل مي شود و بر فرض هم كه سلاحهاي مخرب در اختياز داشته باشند ، آن را عليه يكديگر بكار نمي گيرند و نيروهايي كه بايد آن سلاحها را بكار گيرند ، به حقانيت حضرت پي مي برند ، هر چند كه سردمدارنشان دستور بكارگيري آن سلاحها را بكار گيرند ، به حقانيت حضرت پي مي برند ، هر چند كه سردمدارانشان دستور بكارگيري آن سلاحها را صادر مي كنند ، ولي آنان اجرا نمي كنند . اگر در بيست سال قبل از انقلاب اسلامي درايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) كسي خبر مي داد كه رهبري انقلاب بر شاه و ارتش تا دندان مسلح او پيروز مي شود ، در حالي كه كمترين سلاح روز را در اختيار ندارد ، براي مردم قابل پذيرش نبود ، ولي همگان ديديد كه ارتش و نيروهاي مسلح طاغوت از فرمان فرمانده سرپيچي كرده و سلاحها را عليه انقلابيون بكار نگرفتند و طرفداران انقلاب با دست خالي و باشعار الله اكبر ، بر ارتش قوي پنجه شاه پيروز شدند ، به تعبير بهتر ، مردم ارتش را تسخير كردند ، نه تسليم ؛ يعني امام و رعيت آنچنان برخورد مي كردند كه دستها توان اينكه روي ماشه تفنگ ها برود نداشت و سربازها از پادگانها فرار مي كردند و خلبانان اعلام وفا داري نمودند و جز اندكي از نيروها كه وفادار مانده بودند ، اكثريت به ملت پيوستند . در زمان ظهور حضرت نيز علاوه بر تأييدات رباني و كمكهاي عالم بالا و به ياري آمدن ملائكه ، به طور طبيعي نيز پيشرفتها حاصل است . اين است كه سخني در بين مردم رايج است كه در عصر حضرت سلاحها از كار مي افتد ، يعني سلاحها اساساً به كار گرفته نخواهد شد تا تخريب نمايد و يا كسي را نابود نمايد و آن مقدار هم كه بكار گرفته مي شود ، حضرت نيز درمقابل آن توان مقابله را دارد و در اثر پيشرفتهاي سريعي كه نصيب حضرت مي شود ، بسياري از اين سلاحها و نيروهاي بكارگيرنده آن در اختيار حضرت قرار مي گيرند . بنابراين ، پيروزي حضرت امري طبيعي و عادي است . 


  • سوال 6 : تسخير جهان با ياران اندك چگونه ممكن است ؟ چگونه حضرت مهدي با 313 نفر بر حدود شش مليارد انسان عالم پيروز مي شود ؟ آيا اين همه انسانها از آداب و سنن و اخلاقشان دست بر مي دارند ؟ آيا غلبه آن حضرت به طور اعجاز و خرق عادت است يا آنكه با ملاحظه اسباب و علل وعوامل ظاهري نيز غلبه و پيروزي آن جناب ممكن است ؟

 
پاسخ : بر حسب روايات وارده تعداد نيروهاي حضرت منحصر در 313 نفر نيست ، بلكه آنان ياران مخصوص حضرت هستند و تا نيروهاي حضرت به ده هزار نفر نرسد ، آغاز به جنگ نخواهد كرد11 و علي الدوام به تعداد نيروهاي حضرت افزوده خواهد شد .

اما غلبه حضرت بر عالم هم ممكن است از طريق اعجاز باشد و هم ممكن است از طريق عايد صورت گيرد و هم ممكن است به هر دو طريق باشد . چنانكه براي پيامبر (عليه السلام) اين چنين بود .

اما از طريق اعجاز حصول چنين غلبه مطلقي براي آن حضرت طبق خواست خداي سبحان امري ممكن ومعقول است و با وعده هاي صريح و بشارتهاي حتمي كه در قرآن مجيد آمده بدون شبهه حاصل خواهد شد . خداوند بنابر مصداق «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله »12 ، آن حضرت و ياران محدودش را كه از بندگان شايسته خدا هستند بر تمام ملل غالب و حاكم كرده و او را وارث زمين قرار خواهد داد .

اما از طريق علل و اسباب عادي و ظاهري هم حصول چنين فتح و غلبه اي و تشكيل آن حكومت واحد جهاني ممكن و عملي خواهد بود ، زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي كند كه اوضاع و احوال اجتماعي ، اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد . درآن موقع ، همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم و دشمني و كينه توزي و ظلم و تجاوز همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و اتحاد و وحدت و همفكري و همكاري به كلي از ميان بشر رخت بربسته و از اينكه كسي بتواند بدون امدادهاي غيبي جامعه را رهبري كند ، مأيوس مي شوند . خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ عليه يكديگر و همه ازوضع موجود ناراضي اند و از مكتبهاي مختلف كه عرضه مي شود نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و كنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و القاي تجزيه ها و تقسيمها هستند .

در چنين شرايطي حضرت مهدي (عليه السلام) و اصحابش با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترين برنامه هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام ، قدم به ميدان مي گذارند و آن نهضت الهي و دعوت روحاني را شروع مي كنند .

معلوم است كه اين جمعيت با آن برنامه ها و وضع كار ، در آن دنياي پرآشوب و غرق در توفان گرفتاريها و فشارها ، دلها را به خود متوجه كرده و فاتح و پيروز وموفق مي شوند و هيچ نيرويي نمي تواند در برابر آنها مقاومت كند . چنانكه در صدر اسلام هنگام ظهور حضرت محمد (صل الله عليه و اله) نيز وضع اين چنين بود ومردم خسته از آداب و رسوم غلط و به ستون آمده از ستم اربابان و ملوك با شنيدن صداي حق و عدالت لبيك گويان تسليم شدند و اسلام در كمترين زمان ممكن كسراي ايران و قيصر روم را درهم كوبيد .

به هر حال ، وضع امام عصر نيز اين چنين است ؛ يعني اغلب مردم با اراده و اختيار خود و با درك و شعوري كه دارند به حقانيت حضرت پي مي برند و تسليم او مي شوند ، لذا پيروزي بر عالميان هم از لحاظ عادي و طبيعي و هم از لحاظ غير مادي و اعجاز ميسر است و منعي ندارد .
 


  • سوال 7 : منظور از آيين جديد چيست كه در روايات وارد شده است وقتي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظهور كرد ، به امر جديد مي آيد و دستوراتش جديد است و كتاب جديد و سنت جديد دارد؟ مگر او پيامبر است كه آيين جديد دارد آيا دستورات او ناسخ دستور پيامبر است ؟


پاسخ : در مورد دستورات و‌آيين حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) دو دسته روايات وارد شده است : يك دسته منشأ پيدايش اين فكر شده كه حضرت داراي آيين جديدي است ، لذا مناسب اين است كه نخست به اين دسته از روايات اشاره كنيم ، سپس به ديگر از روايات مي پردازيم . ابتدا به اين پرسش پاسخ مي‌گوييم: دسته اول ، رواياتي است كه منشأ توهم دين جديد شده است و آنها عبارتند از :

1-‌از امام صادق (عليه السلام) از سيره حضرت مهدي (عليه السلام) سوال شد ، حضرت فرمود :« يصنع ما صنع رسول الله ، يهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله امر الجاهليه و يستأنف الاسلام جديداً13 ؛ همان كاري را كه رسول خدا (صل الله عليه و اله) انجام داد ، مهدي انجام مي دهد . بد عتهاي موجود را خراب مي كند ، چنانكه رسول خدا (صل الله عليه و اله) اساس جاهليت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا مي كند ».

2-‌ شخصي به نام ابو خديجه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه حضرت فرمود :« اذا خرج القائم جاء بامر جديد كما دعا رسول الله في بدء الاسلام الي امر جديد14 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كرد با امرجديد خواهد آمد ، چنانكه رسول خدا در آغاز اسلام مردم را به امر جديد دعوت مي كرد ».

3-‌ در حديثي ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمود :« اذا خرج القائم يقوم بامر جديد وكتاب جديد و سنه جديد و قضا جديد ...15 ؛ هنگامي كه قائم ظهور كند با امر جديد و كتاب و رفتار وقضاوت جديد ظهور مي نمايد ...»

روايات ديگري كه با اين نوع روايات هماهنگ هستند از آنها استفاده مي شود كه حضرت مهدي (عليه السلام) با دين جديد مي آيد ، در حالي كه اين چنين نيست و حضرت مروج دين جدش پيامبر اسلام است . كه روايات دسته دوم دال بر آن است كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود :

1-‌ ابو سعيد خدري از رسول خدا (صل الله عليه و اله) روايت مي كند كه حضرت فرمود : « يخرج رجل من اهلبيتي و يعمل بسنتي 16؛ يكي از اهل بيت من قيام مي كند و به سنت و روش من عمل مي كند ».

2- قال رسول الله (صل الله عليه و اله) : القائم من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنته سنتي يقيم الناس علي طاعتي و شريعتي و يدعوهم الي كتاب ربي17 ؛ پيامبر (صل الله عليه و اله) فرمود : قائم از فرزندان من ، همنام و هم كنيه من است ، شمايل و رفتارش ، شمايل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دين من وادار مي نمايد و به قرآن دعوتشان مي كند ».

3-‌ رسول خدا در ضمن حديثي ديگر فرمود : «و ان الثاني عشر من ولدي يغيب حتي لا يري و ياتي علي امين بزمن لا يبقي من الاسلام الا اسمه و لا يبقي من القرآن الا اسمه فحينئذ يأذن الله تبارك و تعالي بالخروج فيظهر الله الاسلام به ويجدده18 ؛ دوازدهمي از فرزندانم به طوري غايب مي شود كه اصلاً ديده نمي شود .زماني خواهد آمد كه از اسلام جز اسمي و از قرآن جز رسم و اثري باقي نمي ماند ، در آن هنگام خدا به وي اجازه نهضت مي دهد و به وسيله او اسلام راتقويت كرده ، تجديدش ميكند ».


پي نوشت :

1-ر.ک.منتخب الاثر : 496، ح8.

2-يوسف(12):87 ( لا تياسوا من روح الله ).

3-آل عمران(3): 200.

4-المحجه: 52.

5-منتخب الاثر: 497،ح9.

6-شرط خوب بودن خوبي ، کاملا وارسته بودن واز«خود» بيرون آمدن است.عمل حسود پذيرفته نيست، چون خود را بر ديگران ترجيح مي دهد . از متکبر نيز عبادت پذيرفته نمي شود ، زيرا در کنار کبرياي مطلق از خود دم زده است . به همين ترتيب ، بخيل و سنگ دل و تندخو و رياکار و... و بالاخره خودپسند-که کارهاي خوبش به چشمش مي آيد- وزنه اي براي سنجش در ترازوي دقيق الاهي ندارند . بنابراين ، چند کارخوب و خير سراغ مي توان کرد که از همه اين شائبه ها دور و تنها و تنها براي خدا – که ذات جامع همه ي خوبي هاست-انجام شود ؟!! ( ويراستار)

7-عنکبوت (29) : 3و4.

8-مهدي انقلابي بزرگ، ص314.

9-مهدي موعود،پاورقي ص1241.

10-مهدي موعود ،ص1080.

11-منتخب الاثر ، ص475و476.

12-بقره(2) ، آيه 249.

13-بحار ، ج52، ص 352.

14-اثبات الهدي ، ج7، ص110.

15-همان ، ص 83.

16-بحار ، ج51 ، ص82.

17-اثبات الهدي ، ج7 ، ص52.

18-منتخب الاثر ، ص98.

19-بحار ، ج52، ص347.

20-عقدالدرر،ص96.

21-همان ، ص98، فصل اول از باب چهارم.

22-بحار ، ج 52 ، ص 207.

23-اصول کافي ، ج1، ص271.

24-بحار ، ج 52، ص 389.

25-همان ، ص 311.

26-اصول کافي ، ج1 ، کتاب الحجه باب ان الائمه لم يفعلو شيئا و لا يفعلون الا بعهد من الله و امر منه ، حديث 2.

27-بحار ، ج52 ، ص376و381.

28-غيبت نعماني ، ص125.

29-بحار ، ج52، ص340.

30-همان ، ص390.

31-همان ، ص340.



 نگاشته شده توسط بتول نواده در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 6:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



عکس:ساخت‌شاخص سخنان رهبری ضروری‌است
عکس از مراسم 14 خرداد

به گزارش سایت سحر، سید ایمان قندهاری در وبلاگ خود -امت امام خامنه ای- نوشت:
دقیقا نمی دانم شاخص از کی شروع شد و از صدا و سیما پخش شد؟! ولی واقعا یک خسته نباشید باید به همه ی عزیزانی که این برنامه را تهیه کردند گفت؛ ولی این نباید آخرین شاخص باشد. تا به حال فقط راه امام و خط امام و...را نشان دادیم تا بعضی کسانی که دم از آن می زدند و پشت تفکرات ساختگی خود از امام پنهان می شدند را افشا کنیم.
حال آیا فقط همین کافی است؟ آیا امام خمینی و صحیفه ی امام برای ما بس است؟... آیا ما فراموش کردیم معنای امام را؟ آیا فراموش کردیم که این امت امامی دیگر نیز دارد؟...

منظور تو چیست؟ چه می خواهی بگویی؟
منظور من از طرح چنین سوالاتی این است که آیا نباید شاخصی از امام زنده سید علی خامنه ای بسازیم؟ آیا نباید امت امام خامنه ای را متوجه سازیم از شاخص های او که همان شاخص های امام خمینی (ره) است؟

جواب من کاملا روشن است، یعنی دیگر نیازی به پاسخگویی صدا و سیما ندارم، چون تاریخ خود به سوال من جواب داده است. فقط باید کمی تاریخ اسلام را بخوانیم وقتی که امیرالمؤمنین بر روی منبر در مسجد کوفه فریاد می زند و در جنگ صفین بارها خطبه می خواند، دیگر نیازی به جواب صدا و سیما نیست؛
نباید فقط شاخص ساز امام خمینی (ره) شویم، البته اشتباه نکنید بنده قصد کوچک کردن امام را ندارم ولی امام علی و امام حسن و امام حسین و... همه امام بودند. یکی با نهج البلاغه شاخص ساخت، دیگری با صلح با معاویه ، دیگری با عاشورا؛ بله همه ی اینها شاخص هستند، حال این تقصیر خودمان است که الان به یاد شاخص سازی افتادیم و یادمان افتاد کتابی هم به نام صحیفه ی نور وجود دارد و...

حال باید احادیث امام خامنه ای را شاخص کنیم... نباید فرصت را از دست داد، به قرآن قسم! می شود یک برنامه ایی هم برای امام خامنه ای ساخت، الان صدا و سیمای ما فکر نکند که مردم نخواهند پسندید و برایشان تازگی نخواهد داشت، نه! اصلا اینطور نیست، شما دست به کار شوید برنامه ریزی کنید قول می دهم شاخصی ساخته شود که تمام دنیا آن را بپسندند.

حرف آخرم این است که هیچگاه نباید فراموش کنیم که همانطور که پدران ما "امام" را با تمام وجود قبول داشتند و به او معتقد بودند ما نیز جدای از وظیفه ایی که برگردنمان است، امام خامنه ای را نیز با همان خلوص نیت قبول داشته و اگر شاخصی هم برای او ساخته نشد خودمان سخنانش را برای خود شاخص کنیم.

انشاءالله
   


 نگاشته شده توسط بتول نواده در پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 4:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ويژگي‌هاي ظهور منجي در بيانات رهبر معظم انقلاب؛
قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(عج) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است.مقام معظم رهبری
رهبر معظم انقلاب اسلامي در برخي از بيانات خويش در سالروز ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) به تبيين معاني انتظار پرداخته‌اند و منتظر حقيقي را تعريف كرده‌اند، گزيده‌اي از اين بيانات به اين شرح است:
*حقيقت انتظار
انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطه‌ى مقابل آن چيزى است كه دشمن مى‌خواهد به وجود بياورد.
ما آن وقتى مى‌توانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسيله‌ى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است.
(در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عج) 1376/9/25)
*با مردم زندگي مي‌كند
حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى مي‌كند؛ مردم را مى‌بيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس مي‌كند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى مي‌كند. اين، خصوصيت عقيده‌ى ما شيعيان است.
(سخنرانى در سالروز ميلاد امام عصر(عج)1369/12/11)
*دنياي دوران امام زمان سرشار از راستي و معرفت
دنياى سرشار از عدالت و پاكى و راستى و معرفت و محبت، دنياى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگى حقيقى انسان در اين عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است كه خدا مى‌داند بشر در آنجا به چه عظمتهايى نايل خواهد شد.
( خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 1379/1/26)
* سربازى منجي بزرگ احتياج به خودسازي دارد
انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم.. سربازى منجى بزرگى كه مى‌خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين‌المللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بينى دارد... ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفه‌اى نداريم؛ نه، بعكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گيرى نيست. ...امروز اگر ما مى‌بينيم در هر نقطه‌ى دنيا ظلم و بى‌عدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مى‌آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم.
*بزرگترين وظيفه‌ى منتظران
بزرگترين وظيفه‌ى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مى‌كردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند؛ اينها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه‌هاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد.
*يك حكومت صددرصد مردمى
حكومت آينده‌ى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمى‌كند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‌بخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مى‌دهد
(در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه‌ى شعبان در مصلاى تهران 1381/7/30 )
* انتخابات شما را امام زمان ديد
امام زمان ناظر است و مى‌بيند. انتخابات شما را امام زمان ديد؛ اعتكاف شما را امام زمان ديد؛ تلاش شما جوان‌ها را براى آذين‌بندى نيمه‌ى شعبان، امام زمان ديد؛ حضور شما زن و مرد را در ميدان‌هاى گوناگون، امام زمان ديده است و مى‌بيند؛ حركت دولتمردان ما را در ميدان‌هاى مختلف، امام زمان مى‌بيند و امام زمان از هر آنچه كه نشانه‌ى مسلمانى و نشانه‌ى عزم راسخ ايمانى در آن هست و از ما سر مى‌زند، خرسند مى‌شود. اگر خداى نكرده عكس اين عمل بكنيم، امام زمان را ناخرسند مى‌كنيم. ببينيد، چه عامل بزرگى است.
(ديدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نيمه‌ى شعبان1384/6/29)
*اين معنى انتظار فرج است
معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بيت(عليهم السلام) وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر ميشناسد... امام زمان (عليه الصلاة و السلام) براى اينكه فرج براى همه‌ى بشريت به وجود بياورد، ظهور ميكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعه‌ى بشريت را نجات بدهد؛ بلكه تاريخ آينده‌ى بشر را نجات بدهد. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است.
*قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند
قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است.
(سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج) 70/11/30)


 نگاشته شده توسط بتول نواده در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 12:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



1. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

 

2. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

 

3. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است [و حق خداست] از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

 

4. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

 

5. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

 

6. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

(توقیع به شیخ مفید)

 

 

7. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

 

8. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.

(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)

 

 

9. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

 

10. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

 

11. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان...

 

12. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.

 

13. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.

14. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.

(توقیع به اسحاق بن یعقوب)

 

 

15. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود.

(توقیع به محمد بن جعفر اسدی)

 

 

16. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.

(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)

 

 

17. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

 

18. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.

(توقیع به عمری وپسرش)

 

 

توضیح:

توقیع ، در لغت به معنای "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشی از نوشته‌های ائمه اطهار علیهم السلام " است . بیشتر توقیعات از سوی امام عصر (عج) صادر گردیده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (ع) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است. امروزه وقتی سخنی از «توقیع» به میان می‌آید، ذهن به توقیعات حضرت مهدی (ع) منصرف می‌گردد.

ارسال توقیعات برای شیعیان، معمولاً توسط وکلای امام صورت می‌گرفت. نواب اربعه امام عصر وکیلانی در شهرهای مختلف داشتند که توقیعات از طریق آنها انتشار می‌یافت.

در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی و بحارالانوار مجلسی، حدود هشتاد توقیع از سوی امام زمان (ع)‌ نقل شده است که محتوای آن‌ها، برخی خطاب به سفرا و نواب خاص است و برخی خطاب به علماء و فقهاست. برخی در پاسخ به سؤالات است و برخی در تکذیب کسانی است که به دروغ ادعای امامت یا نیابت از طرف آن حضرت را داشتند.



 نگاشته شده توسط بتول نواده در دوشنبه 17 خرداد 1389  ساعت 12:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET