1. صبر بي نظير حضرت :
«شهيد مطهري» در اين رابطه مي نويسد: « در حماسه حسيني آن كسي كه بيش از همه درس تحمل و بردباري را آموخت و بيش از همه اين پرتو حسيني بر روح مقدس او تابيد خواهر بزرگوارش زينب ـ سلام الله عليها ـ بود».1
و در ناسخ التواريخ آمده است: «محققاً از آغاز خلقت تاكنون هيچ زني از زنهاي انبياء و اولياء با اين حلم و بردباري پديد نيامده است».[2]
2. عبادت آن حضرت :
«زينب كبري در تمام مدت اسارت تهجد و نماز شبش تعطيل نشد»[3]
در كتاب رياحين الشريعه آمده است: «شب زنده داري زينب در تمام عمرش ترك نشد حتي شب يازدهم محرم».4
3. سخنوري آن حضرت:
خطبه هاي آتشين و زيباي زينب در كوفه و شام كه يزيد و يزيديان را رسوا ساخت در حد اعلاي فصاحت و بلاغت بود. شهيد مطهري در اين رابطه مي نويسد:
«خطابه اي كه حضرت زينب در مجلس يزيد خوانده است از خطابه هاي بي نظير دنياست».[5]
4. علم آن حضرت:
زماني كه حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ خطبه پرمحتوا و آتشين خود را در بازار كوفه ايراد نمود، امام سجاد ـ عليه السلام ـ در تأييد مقام علمي زينب ـ سلام الله عليها ـ فرمود: الحمدلله تو دانشمند و عالمه اي بدون معلم و بانوي خردمندي بدون استاد مي باشي».[6] اين سخن امام سجاد ـ عليه السلام ـ نشان دهنده علم لدني آن حضرت مي باشد
5. بزرگواري آن حضرت:
در بزرگواري آن حضرت ـ سلام الله عليها ـ همين نكته بس كه زماني كه در عصر روز عاشورا دو پسرش را شهيد كردند از خيمه پاي بيرون نگذاشت،[7] در حالي كه هنگام شهادت ساير شهدا از خيمه بيرون مي آمد و امام حسين ـ عليه السلام ـ را دلداري مي داد ولي اينجا براي اين كه برادرش حسين ـ عليه السلام ـ خجالت نكشد از خيمه بيرون نيامد.
6. شباهت حضرت به پدر بزرگوارش :
خلاصه بايد گفت: «شئونات باطنيه و مقامات معنويه حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ نايبه زهرا، امينه خدا.. . را هيچ كس نتواند به تحرير و تقرير در آورد».[8] «ابن اثير» مي نويسد: «زينب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضيلت و شجاعت و سخاوت شبيه ترين مردم به پدر خود علي ـ عليه السلام ـ و مادر خود فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بود».
منابع:
[1] . مطهري، مرتضي، حماسه حسيني، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بيست و يكم، سال 1375، ج 2، ص 225.
[2] . سپهر، عباسقلي خان، ناسخ التواريخ، جزء اول، كتابفروشي اسلاميه، ص 73.
[3] . مطهري، مرتضي، تفسير سوره مزمل، تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 68.
[4] . محلاتي، ذبيح الله، رياحين الشريعه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ج 3، ص 61.
[5] . مطهري، مرتضي، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1375، ص 59.
[6] . محلاتي، ذبيح الله، پيشين، ج3، ص 75.
[7] . همان، ص74.
[8] . سپهر، پيشين، ص 73









