نسيم وصل




























 در احاديث معصومان(ع) تأكيد شده است كه اين مسجد منزل‌گاه و بيت المال امام مهدي(ع) است. علاوه بر اين بسياري از مؤمنان تأكيد مي‌كنند كه امام(ع) بارها در اين مسجد مشاهده شده و مقام امام در اين مسجد، در حال حاضر يكي از زيارتگاه‌هاي مشتاقان و محبّان اهل بيت(ع) است. دليل اهمّيت اين مسجد اين است كه در كمتر كتاب زيارتي مي‌بينيم كه فصلي در مورد فضايل و اعمال و واجبات مربوط به اين مسجد نيامده باشد.

 

مسجد سهله يكي از بزرگ‌ترين مساجد اسلامي است كه در قرن اوّل هجري در «كوفه» بنا نهاده شده و هم اكنون نيز اين مسجد برپاست. اين مسجد داراي قداست و جايگاه والايي در ميان بسياري از مسلمانان بوده و نام آن با نام مبارك امام مهدي(ع) گره خورده است.

 

در احاديث معصومان(ع) تأكيد شده است كه اين مسجد منزل‌گاه و بيت المال امام مهدي(ع) است. علاوه بر اين بسياري از مؤمنان تأكيد مي‌كنند كه امام(ع) بارها در اين مسجد مشاهده شده و مقام امام در اين مسجد، در حال حاضر يكي از زيارتگاه‌هاي مشتاقان و محبّان اهل بيت(ع) است. دليل اهمّيت اين مسجد اين است كه در كمتر كتاب زيارتي مي‌بينيم كه فصلي در مورد فضايل و اعمال و واجبات مربوط به اين مسجد نيامده باشد.


     نام‌هاي اين مسجد

مسجد بني ظفر؛1 مسجد سهله؛2مسجد القري؛3 مسجد يِري؛4 مسجد بني عبدالقيس؛ مسجد سهيل.5


     پيامبران(ع) و مسجد سهله

در مورد فضايل اين مسجد، روايات زيادي نقل شده است. از جمله:

الف ـ آيا مي‌دانيد كه اينجا محلّ ريسندگي حضرت عيسي(ع) بوده و از اينجا به آسمان عروج كرده و مقام ايشان در آن مشهور است؟؛

ب ـ از اين مسجد حضرت ابراهيم(ع) به «يمن» رفت و مقام حضرت ابراهيم(ع) در آن مشهور است؛

ج ـ از اينجا داوود(ع) به سوي جالوت رفت؛

د ـ از اين مسجد داوود(ع) به سوي طالوت رفت؛

ه‍ ـ در آن صخره‌اي سبز است كه در آن تمثال تمام  پيامبران بوده و از زير آن صخره، گِل تمام پيامبران گرفته شده است و در آن زبرجدي است كه تصوير تمام پيامبران و اوصيا در آن است؛

و ـ در اين مسجد مقامي است كه منسوب به حضرت صالح(ع) است؛

ز ـ خداوند پيامبري را نفرستاده مگر آنكه آن پيامبر در اين مسجد عبادت كرده است.



     ائمّه(ع) و مسجد سهله

الف ـ امام علي(ع) اين مسجد را از جمله مساجد مبارك در كوفه شمرده و فرموده:

«اين مسجد، منزلگاه حضرت خضر(ع) است و مغمومي اينجا نيامد، مگر اينكه خداوند گشايش براي او حاصل كرده است.»6

ب ـ امام سجّاد(ع) فرمود:

ـ «هر كس دو ركعت نماز در مسجد سهله به جاي آورد، خداوند دو سال، عمر او را افزايش مي‌دهد.»7

ج ـ امام صادق(ع) اخبار زيادي در مورد اين مسجد بيان كرده‌اند. از جمله اينكه:

ـ «اگر عمويم زيد به اين مسجد مي‌آمد و به او پناه مي‌آورد، خداوند بيست سال او را پناه مي‌داد.»

ـ «مصيبت زده‌اي كه به اين مسجد آمده و در آن دو ركعت در ميان عشائين نماز خوانده و دعا كرده است، خداوند غم و اندوه او را برطرف كرده است.»

ـ «هر كس در آن اقامت گزيده، گويا در خيمة پيامبر(ص) اقامت كرده است.»

ـ «هر زن و مرد مؤمني دلش هواي آن را دارد.»

ـ «هر كس در آن نماز بگزارد و با نيّت خالص خداوند را بخواند، خداوند نيازش را برطرف مي‌كند.»

ـ «هر كس در آن از خداوند امنيّت بخواهد، خداوند او را از همة آنچه از آن هراسان است، امنيّت مي‌دهد.»

ـ «آگاه باشيد، شب و روزي نيست، مگر اينكه ملائكه براي ديدار از آن و عبادت خداوند در آن به زمين مي‌آيند.»

ـ «اگر من نزديك شما بودم، تنها در آن مسجد نماز مي‌خواندم.»8



     ويژگي‌ها و فضيلت‌هاي مسجد سهله

دربارة ويژگي‌هاي خاصّ اين مكان مقدّس مي‌توان موارد زير را برشمرد:

1. اقامتگاه پيامبران و صالحان است؛

2. اقامتگاه جانشينان امام مهدي(ع)‌ خواهد بود؛

3. اقامتگاه حضرت ابراهيم(ع) بود؛

4. اقامتگاه، عبادتگاه و كارگاه بافندگي حضرت ادريس(ع)‌ بود؛

5. اقامتگاه حضرت مهدي(ع) بعد از ظهور آن حضرت خواهد بود؛

6. آنجا پايگاه حضرت خضر است؛

7. اينجا تربتي است كه همة پيامبران از آن آفريده شده‌اند؛

8. رهگذر راهيان بهشت است؛

9. محلّ تقسيم غنايم در عصر ظهور خواهد بود؛

10. محلّ عروج پيامبر؛

11. محلّ نزول فرشتگان؛

12. محلّ نيايش حضرت صاحب الزّمان(ع)؛

13. مركز بيت المال حضرت مهدي(عج)؛

14. مقام صالحان و پيامبران است؛

15. صور در اينجا دميده مي‌شود؛

16. دعا در اين مسجد، مستجاب است؛

17. فرشتگان هر شب و روز در آن فرود مي‌آيند؛

18. فاروق اعظم اينجاست؛9

19. محشر به سوي اين مسجد است؛

20. در كنار آن هفتاد هزار نفر محشور مي‌شوند كه همگي به بهشت مي‌روند.


     امام مهدي(عج) و مسجد سهله

در اين مورد احاديث زيادي از ائمّه(ع) روايت شده است، از جمله اينكه:

ـ بدانيد كه آن منزلگه صاحب شما هنگام قيامش است.

ـ پيوسته قائم(ع) در آن است.

ـ بيت المال و محلّ تقسيم غنائم مسلمانان در آن است.


     استجاره در مسجد سهله

از جمله ويژگي‌هاي اين مسجد، استجاره و پناه بردن به آن از بلايا است. در روايتي آمده است: «اگر عمويم زيد به خداوند پناه مي‌برد، خداوند او را بيست سال (در اين مسجد) پناه مي‌داد.» در كتاب «كشف الغطاء» آمده است: در سال طاعون (وبا) همراه با حدود چهل نفر به اين مسجد پناه بردم. مردم بيرون همگي مُردند، امّا به اين اشخاص آسيبي نرسيد.


     تاريخ تأسيس مسجد سهله

متأسّفانه منبعي تاريخي كه به صورت علمي و تاريخي، تاريخ دقيق بناي مسجد، تاريخچه، تغيير و تحوّلات آن را بيان كرده باشد، در دست نيست، امّا گفته شده اين مسجد خانة‌ حضرت ادريس(ع) و زماني خانة حضرت ابراهيم(ع) بوده است. البتّه مي‌توان به طور قطعي گفت:‌ اين مسجد پيش از زمان خلافت امام علي(ع) در كوفه (سال 35 ـ 40 ق.) به وجود آمده است و بعيد نيست كه امام به خاطر قداست و فضيلت اين مسجد، در آن نماز گزارده باشد.


     ساختمان مسجد و توصيف آن

اين مسجد در شمال غربي مسجد كوفه قرار دارد و حدود 2 كيلومتر با آن فاصله دارد. اين مسجد تقريباً به شكل مستطيل است و داراي چهار ضلع است: ضلع شمالي 160 متر، ضلع شرقي 130 متر، ضلع جنوبي 160 متر، ضلع غربي 130 متر. ديوارهاي آن بالغ بر 22 متر ارتفاع دارد و در نيمة ضلع شرقي، مناره (مأذنه)اي هست كه ارتفاع آن به 13 متر مي‌رسد كه از بالا منقّش به آيات قرآن است و حاج جواد بن شيخ حسين سهلاوي خفاجي در سال 1378ق. آن را بنا نهاده است. در طول دو ضلع شرقي و غربي، دو مجموعة ايوان وجود دارد و در ضلع جنوبي آن يك رواق بلند است كه در طول اين ضلع امتداد دارد. ساحت مسجد، روباز است و در ميان آن و گوشه‌كناره‌هاي آن چند مقام و محراب مربوط به پيامبران و امامان وجود دارد. از جمله مقام امام جعفر صادق(ع)، مقام حضرت ابراهيم(ع)، مقام حضرت ادريس(ع)، مقام حضرت خضر(ع)، مقام صالحان و پيامبران و مرسلان، مقام امام سجّاد(ع) و مقام حضرت مهدي(ع).


     مقام امام مهدي(ع)

اين مقام، به نام مقام صاحب الزّمان(ع) ‌يا صاحب العصر و صاحب الأمر شناخته مي‌شود. اين مقام، در بخش جنوبي مسجد واقع شده و به دليل اينكه مشهور است كه امام در آن نماز خوانده و عبادت كرده، جايگاه خاصّي در دل مردم دارد. مساحت آن پيش از تعمير اخير، اين‌گونه بوده است: طول، ‌هشتاد متر، عرض تقريبي، پنج و نيم متر و پس از آن اين بخش بسيار گسترش يافت. اين مقام، يك محراب دارد و بر محراب آن پنجره‌اي برنزي است كه عمر آن متجاوز از صد و پنجاه سال نيست. آن پنجره بدون تزئين و نوشتار است و اطراف اين پنجره، دو دعاي مشهور (دعاي زيارت مقام) وجود دارد، داخل ساختمان مقام كه بزرگ‌ترين مقام مسجد است، دو سالن بزرگ براي نماز و نيايش است. يكي در بخش شمالي كه خاصّ مردان است و ديگري در سمت راست كه خاصّ زنان است. سيّد محمّد مهدي بحرالعلوم در سال 1181ق. ساختمان مقام امام مهدي(ع) را بنا نهاد، پس از آن در دوران ايشان چندين مرتبه اين مقام بزرگ‌تر شد. پس از آن اين ساختمان تخريب شد و ساختمان جديدي براي اين مقام بنا نهاده شد.

در اواخر سال 1394 ق. حاج عبدالمنعم ناصر مرز\‌الاسدي ساختمان جديدي به جاي آن بنا ساخت.

در سال 1315 ق. حاج محمّد رشاد ناصر مرزه الاسلامي، ساختمان قبلي را تخريب كرد و مقام را گسترش داد و مساحت آن به ششصد متر رسيد و ساختمان كنوني همان ساختمان است.


     شب چهارشنبه و مسجد سهله

سيّد بن طاووس گفته است: اگر خواستي به مسجد سهله بروي، ميان مغرب و عشا در شب چهارشنبه برو؛ زيرا اين زمان از زمان‌هاي ديگر برتر است.11

شيخ محمّد حسن، صاحب «الجواهر» متوفي سال 1226 ق. سنّت رفتن به مسجد سهله در شب چهارشنبة هر هفته را پايه‌گذاري كرد. در شرح حال شيخ آقا بزرگ تهراني آمده است كه ايشان مدّت چهل سال با پاي پياده در شب‌هاي چهارشنبه از «نجف» به «مسجد سهله» مي‌رفته‌اند، حتّي هنگامي كه پشتشان خميده شده بود، همچنان به اين مسجد مي‌رفته‌اند. علّامه نوري در كتاب «جنّـ[ المأوي» نوشته، ‌مردي صالح و ديندار گفت: ‌از اهل معرفت بسيار مي‌شنيدم كه مي‌گفتند: استجاره در مسجد سهله بايد چهل چهارشنبة متوالي باشد تا بتوان امام منتظَر را ديد و من اين كار را انجام دادم و موفّق به ديدار ايشان شده‌ام و بارها اين را تجربه كرده‌ام. سپس اين شخص داستان تشرّف خود به خدمت امام زمان(ع) در مسجد سهله و رفتن با ايشان به مسجد كوفه را بيان كرده است.12

سيّد رضوي در كتابش «التّحفـ[ الرّضويه» در باب كساني كه به ديدار امام در بيداري مشرّف شده‌اند، مي‌گويد: اين چيز معروفي در نجف است و مسجد سهله حتّي يك هفته از كساني كه ايمان به اين غايت شريف‌ دارند، خالي نيست و تنها كساني كه بختشان بلند است، به آن مي‌رسند. كساني كه ايشان را در اين مسجد ديده‌اند، حكايت‌هاي زيادي نقل كرده‌اند كه بخشي از آن در كتاب «جنّـ[ المأوي» آمده است.‌ در اين كتاب از سيّد بن سيّد باقر قزويني نقل شده كه:

 

با پدرم در حال رفتن به مسجد بوديم، زماني كه نزديك مسجد شديم، به پدرم گفتم: اين سخن كه مردم مي‌گويند هر كس چهل چهارشنبه به مسجد سهله بيايد، امام مهدي را مي‌بيند، به نظر من بي‌اصل و اساس است.پدرم پس از شنيدن اين سخن، خشمگينانه رو به من كرد و گفت:‌ چرا؟ تنها به اين دليل كه تو ايشان را نديده‌اي؟ يا به اين دليل كه هر چيز كه چشمانت آن را نديده باشد، بي اصل و اساس است؟ پدرم زياد با من سخن گفت تا آنكه از گفتة خود پشيمان شدم. سپس با هم وارد مسجد شديم، كسي در مسجد نبود. زماني كه پدرم وسط مسجد بود برخاست تا دو ركعت نماز استجاره بخواند، مردي از سمت مقام امام حجّت(ع) پيش آمد، از كنار پدرم گذشت و به او سلام كرد و با او مصافحه كرد. پدرم به من نگاه كرد و گفت كه ‌اين مرد كيست؟ گفتم: ‌آيا او مهدي است؟ گفت: پس چه كسي است؟ پس به دنبال او دويدم. امّا او را نه در داخل مسجد و نه خارج از آن نيافتم.13


     علما و ديدار با امام در مسجد سهله

شماري از علما، مشرّف به ديدار امام شده‌اند و نام آنها در كتاب‌ها آمده است.

علاوه بر اينها علما و اشخاص زيادي مشرّف به ديدار ايشان شده‌اند، امّا اطّلاعات چنداني از حكايات ديدار آنها در دست نيست. علّامه نوري برخي از آنها را در كتاب «النّجم الثّاقب» آورده است.

در پايان به ذكر دو حكايت ديدار بسنده مي‌كنيم.

1. شيخ احمد صد توماني نقل كرده:

در مجلس جدّمان محمّد صد توماني، از مسئلة ديدار امام مهدي(ع) سخن گفته شد تا اينكه ايشان هم مطلبي دراين‌باره گفت: يك روز دوست داشتم در مسجد سهله نماز بخوانم و در زماني كه تصوّر مي‌كردم خالي از جمعيت باشد، به آنجا رفتم، وقتي به آنجا رسيدم، ديدم مسجد پر از مردم است و سر و صداي زيادي آنجاست و يادم نمي‌آيد در آن زمان، كسي در آنجا آمده باشد، داخل مسجد شدم و ديدم صف‌هاي زيادي براي نماز جماعت، بسته شده است. كنار ديوار ايستادم تا ببينم آيا ميان صف‌ها جايي خالي هست كه من آنجا بروم و نماز بخوانم. متوجّه شدم، در ميان يكي از صف‌ها، جاي يك نفر خالي است. به آنجا رفتم و ايستادم و نماز خواندم. سپس يكي از حاضران گفت: آيا مهدي(ع) را ديدي؟ پس از آن سيّد ساكت شد، گويي پشيمان بود، سپس به خود آمد و هر چه از او درخواست شد مطلب را پايان برد، نپذيرفت. 14


     آداب و اعمال مسجد سهله

سيّد بن طاووس مي‌نويسد: وقتي مي‌خواهي به مسجد سهله بروي، روز چهارشنبه، در ميان نماز مغرب و عشا دو ركعت نماز به جاي آور.

همچنين نقل شده، وقتي به مسجد سهله رفتي، در كنار آن بايست و دعاي «بسم الله و بالله و من الله إلي الله و ماشاء‌الله...»15 را بخوان.





پي‌نوشت‌ها:

1. ابن فقيه، مختصر البلدان، ص174.

2. فضل الكوفه و مساجدها، ص 17.

3. قرب الاسناد، ص74.

4. قرب الاسناد، ص159، در نسخة‌ ديگر آمده است، مسجد الشري در نسخه‌اي ديگر مسجد الثري آمده است.

5. الانبياء و مسجد السهله.

6. البلدان، ص 174.

7. المشهدي، المزار الكبير.

8. همان.

9. مجلة انتظار، مسجد سهله، علي اكبر مهدي‌پور، صص330ـ354.

10. كشف الغطاء، ص 212.

11. مصباح الزائر.

12. جنـة المأوي، چاپ شده با بحارالانوار، صص 31 و 53.

13. بحارالانوار، ج53، ص245.

14. همان، ص240.

15. الصحيفـة المباركة المهديـة، صص678 ـ 684.

 



 نگاشته شده توسط عليرضا سيدزاده در پنج شنبه 28 مرداد 1389  ساعت 10:57 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



آيت‌الله وحيد خراساني در شعري به بيان اوصاف و ويژگي‌هاي شخصيتي حضرت زهرا(س) پرداخته است.

به گزارش خبرگزاري فارس، در سروده اين مرجع تقليد آمده است:

اى بلند اختر كه ناموس خداى اكبرى***عقلِ كل را دخترى و علمِ كل را همسرى
زينت عرش خدا پرورده دامان توست***يازده خورشيد چرخ معرفت را مادرى
آن كه بُد منت وجودش بر تمام ما سوى***گشت ممنون عطاى حق كه دادش كوثرى
تاج فرق عالم و آدم بود ختم رسل***بر سر آن سرور كون و مكان تو افسرى
از گلستان تو يك گُل خامس آل عباست***اى كه در آغوش خود خون خدا مى‌پرورى
مقتداى حضرت عيسى بود فرزند تو***آن چه در وصف تو گويم باز از آن برترى
در قيامت اولين و آخرين سرها به زير***تا تو با جاه و جلال حق، زمحشر بگذرى
بر بساط قرب بگذارد قدم چون مصطفى***تو بر او هستى مقدم ، گرچه او را دخترى
كهنه پيراهن چو بر سر افكنى در روز حشر***غرقه در خون خدا برپا نمايى محشرى
با چه ذنبى كشته شد مؤوده آل رسول***بود آيا اينچنين، أجرِ چنان پيغمبرى
قدر تو مجهول و مخفى قبر تو تا روز حشر***جز خدا در حق تو كس را نشايد داورى

* * *
شمع جمع آل طه بضعه خير الورى***دختر شمس الضحا و همسر بدر الدّجى
آفتاب برج عصمت گوهر درج شرف***ليلة القدر وجود و سرّ و ناموس خدا
آن كه بنشاندش به جاى خود امام الانبياء***وان كه بُد آمينِ او شرط دعاى مصطفى
مبدأ جسمش بُد از اثمار اشجار بهشت***منتهاى روح پاك او حريم كبريا
ز آدم و عيسى نبودش كفو و مانندى به دهر***شد در اوصاف كمال او هم تراز مرتضى
در مديحش عقل شد حيران و سرگردان چو ديد***هست مدّاحش خدا، وصف مقامش هل أتى
پا ورم كرد از نماز و دست و بازو از جهاد***سينه او شد سپر در راه حق روز بلا
رفت از دار فنا بشكسته دل آزرده تن***آن كه بُد آزردنش ايذاء ختم الانبياء
گفت حيدر در غروب آفتاب عمر او***تار شد دنيا و روشن شد به تو دار بقاء

* * *
دختر خير الورى و همسر فخر بشر***علم مخزون، غيب مكنون در ضميرش مستتَر
ليلة القدر، نزول كل قرآن مبين***مطلع الفجر ظهور منجى دنيا و دين
آسمان يازده خورشيد تابان وجود***روشن از نور جمالش عالم غيب و شهود
شمع جمع اهل بيت و نور چشم مصطفى***مهجه قلبى كه آن دل بود قلب ماسوى
آيه تطهير وصف عصمت كبراى او***هل أتى تفسيرى از دنيا و از عقباى او
تا قيامت شد به او روشن چراغ عقل و دين***منتشر از او به دنيا نسل خير المرسلين
اندر آن روزى كه وا نفسا بگويند انبيا***شيعتى گويان بيايد او به درگاه خدا
مصحف او لوح محفوظ قضاء است و قدر***در حديث لوحِ او برنامه اثنى عشر
علم ما كان و يكون ثبت است اندر دفترش***نى سلونى گفته در عالم كسى جز همسرش
اوست مشكاة دو مصباحى كه شد عرش برين***زينت از آن دو، چراغ راه رب العالمين
ميوه باغ وجودش حلم و جود مجتبى است***حاصل آن عمر كوتاهش شهيد كربلا است
زينب آن اسطوره صبر و شجاعت دخترش***گوى سبقت برده در اسلام و ايمان مادرش
دامنش جان جهان و يك جهان جان پروريد***وه چه جانى كه خداوند جهان او را خريد
خون بهاى خون او شد ذات قدّوس خدا***گشت كشتى نجات خلق و مصباح الهدى
منقطع شد وحى بعد از رحلت خير الأنام***ليك جبريل امين بنمود در كويش مقام
بود امين وحى دائم در صعود و در نزول***تا گذارد مرحمى بر قلب مجروح بتول
دل شكسته بود و از هجر پدر بيمار بود***پشت و پهلو هم شكسته از در و ديوار بود
تسليت مى‌داد او را ذات پاك ذو الجلال***تا بكاهد زان غم و آن رنج و آن درد و ملال
عطر و بوى و رنگ و روى و خُلق و خَلق عقل كل***ساطع و لامع بُد از آن بضعه ختم رسل
زين سبب روح القدس شد در حريم او مقيم***تا در آن آئينه بيند صاحب خُلق عظيم
زين قفس چون مرغ روحش رو به رضوان پر كشيد***رفت جبريل امين و از مدينه دل بريد
مرتضى آن قطب عالم لنگر دنيا و دين***عرش علم و روح ايمان و اميرالمؤمنين
آنكه در تسليم و صبرش عقل شد مبهوت و مات***كرد در فقدان اين همسر تمناى ممات
بود زهرا ركن آن ركن زمين و آسمان***رفت و ويران شد سر و سامان آن شاه جهان

* * *
صورتى كو خَلق و خُلق عقل كل را مى‌نمود***گشت پنهان نيمه شب در خاك غم، امّا كبود
ماهتاب آسمان عصمت و عفّت گرفت***كس نداند جز على آخر چه بگذشت و چه بود

* * *
ديده عالم نديده زهره‌اى مانند زهرا***دخترى مادر نزاده كو شود اُمّ ابيها
شد خدا راضى به آنچه فاطمه راضى به آن شد***متفق شد در رضا و در غضب با حق تعالى
 


 نگاشته شده توسط عليرضا سيدزاده در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 10:09 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



از شیخ بهلول پرسیدند كه چه وقت می‌شود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟
 
فرمودند: با تقوا باشید؛ وقتی كه بین شما و حضرت سنخیّت باشد.

سپس فرمودند: دیدن امام زمان، روحی‌فداه، مهم نیست، مهم این است كه او ما را ببیند. خیلی‌ها هم علی علیه‌السلام را دیدند اما دشمن او شدند. اگر كاری كردیم كه نظر آنها را جلب كنیم، آن ارزش دارد.

آیة ‌الله امجد در مورد شیخ بهلول فرمودند:
ایشان یك انسان وارسته‌ای است، توكل عجیبی دارد، او یك انسان عتیقه است، چرا كه عتیقه‌جات، معمولاً كمیاب و قیمتی هستند، او هم كمیاب است و هم قیمتی.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی علامه بهلول


 نگاشته شده توسط عليرضا سيدزاده در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  ساعت 9:17 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



يكي از وظايفي كه در زمان غيبت كبرا براي منتظران عنوان گرديده، صدقه دادن جهت سلامتي وجود مقدس امام عصر(ع) است. قبل از آنكه روايات در اين موضوع را يادآور شويم سؤالي را مطرح مي‌كنيم و آن اينكه: وجود و بقاي آن امام بزرگوار با عنايت ذات اقدس الهي انجام گرفته و مي‌گيرد، حال چنين وجود مباركي كه ساليان سال است بر طبق اعتقاد شيعه به دنيا آمده و خداوند او را حفظ فرموده، چه نيازي به صدقه دارد؟!
 

سيد محمد تقي جواهري

يكي از وظايفي كه در زمان غيبت كبرا براي منتظران عنوان گرديده، صدقه دادن جهت سلامتي وجود مقدس امام عصر(ع) است. قبل از آنكه روايات در اين موضوع را يادآور شويم سؤالي را مطرح مي‌كنيم و آن اينكه: وجود و بقاي آن امام بزرگوار با عنايت ذات اقدس الهي انجام گرفته و مي‌گيرد، حال چنين وجود مباركي كه ساليان سال است بر طبق اعتقاد شيعه به دنيا آمده و خداوند او را حفظ فرموده، چه نيازي به صدقه دارد؟!

در پاسخ به اين سؤال، ابتدا بيان مي‌كنيم كه صدقه براي حضرت به چه صورت‌هايي تصور مي‌شود:
1. صدقه از جانب ولي‌عصر(ع): انسان به نيابت از آن حضرت صدقاتي را مي‌دهد تا بدين وسيله براي آن حضرت ثواب و اجري حاصل گردد، همان‌طوري كه به نيابت آن حضرت حج انجام مي‌گيرد. در اين‌گونه نيابت‌ها هيچ اشكال و ايرادي نيست، زيرا سخني از سلامتي براي آن حضرت، مطرح نشده است.

2. صدقه براي سلامتي آن حضرت: در اين مورد است كه اشكال مطرح مي‌شود كه وجود آن حضرت چه نيازي به صدقه دارد؟ در جواب مي‌توان بيان داشت كه صدقه براي سلامتي آن حضرت مي‌تواند از بيماري‌ها باشد نه به خاطر تحفّظ از مرگ. توضيح اينكه آن وجود مقدس همانند انسان‌هاي ديگر مريض مي‌شوند و در معرض آفات قرار مي‌گيرند. در تاريخ زندگاني امام صادق(ع) چنين آمده كه بر حضرتش تبي عارض گشت، حضرت چندين بار «يا فاطمه» گفتند،1 يا در جاي ديگر آمده كه امام صادق(ع) در شب بيست و سوم ماه رمضان مريض بودند دستور دادند با همان حال بيماري، ايشان را به مسجد ببرند،2 ظاهراً به خاطر اهميت احياء شب بيست و سوم رمضان.
خلاصه در تاريخ زندگاني ائمه(ع) بسيار مشاهده مي‌شود كه امامان بزرگوار مريض مي‌شدند و در بعضي موارد دستور ذبح گوسفند و اطعام مي‌دادند. وجود مقدس امام زمان(ع) هم يكي از آن ائمة اثني‌عشر است و از آن قاعده مستثنا نيست. نكته‌اي كه هست اينكه ائمه(ع) در معرض آسيب‌هاي ديگر بوده‌اند و دشمنان آنان را از پاي درآوردند، ليكن ارادة خداوند بر اين قرار گرفته كه وجود مقدس ولي‌عصر(ع) حفظ شود تا ظهور برسد و بر همگان آشكار گردد.

دلايل روايي:
روايات مورد نظر دو دسته هستند:
ـ روايات راجع به نيابت از حج
ـ روايات صدقه
در اينجا رواياتي را متذكر مي‌شويم، ابتدا روايات مربوط به صدقه ذكر مي‌شود:
الف ـ امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «صدقه در شب، خشم و غصب خداوند را خاموش، گناه بزرگ را محو، و حساب روز قيامت را آسان مي‌كند و صدقه در روز، موجب بركت در مال و زيادي عمر مي‌شود».3
ب ـ امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «صدقه دادن آشكار، هفتاد نوع بلا را دفع، و صدقه دادن پنهان، خشم و غضب خداوند را برطرف مي‌سازد.»4
و اما روايات مربوط به انجام طواف، حج و صدقه به نيابت از ائمه(ع):

1. موسي بن قاسم مي‌گويد: به امام جواد(ع) عرض كردم تصميم داشتم كه به نيابت از شما و پدرتان ـ علي بن موسي الرضا(ع) ـ طواف نمايم، اما مردم مي‌گويند به نيابت امامان و اوصيا نمي‌توان طواف كرد. حضرت فرمودند: هر مقدار كه برايت ممكن است به نيابت از ما طواف كن و اين امر جايز است...

سپس از آن حضرت سؤال كردم كه آيا مي‌توانم از طرف مادرتان حضرت فاطمه(س) طواف كنم؟ حضرت فرمودند: اين كار را بسيار انجام بده همانا اين بهترين چيزي است كه انجام خواهي داد.
2. علي بن ابي حمزه مي‌گويد: «به حضرت ابو ابراهيم ـ موسي بن جعفر(ع) ـ عرض كردم: آيا از طرف زندگان و مردگان از خويشان و دوستان، حج به جا آورم و نماز بخوانم و صدقه بدهم؟ حضرت فرمود: بله، از سوي آنها صدقه بده، و نماز بگزار و به خاطر صله و پيوندت با او پاداش ديگري [نيز] برايت خواهد بود.5

3. مرحوم حاج شيخ عباس قمي در كتاب خودش6 به وظايف بندگان در زمان غيبت پرداخته و از جملة آن وظايف، صدقه براي حفظ وجود مقدس آن حضرت و نيز حج به نيابت آن حضرت اشاره كرده و نوشته است: اين عمل (حج نيابتي) انجام مي‌گرفته و مورد تقدير حضرتش واقع شده است.

سيد اجل عليّ بن طاووس به فرزندش چنين سفارش كرده است:7 پس در پيروزي و وفاداري و تعلّق خاطر و دلبستگي نسبت به آن حضرت(ع) به گونه‌اي باش كه خداوند و رسول او(ص) و پدران آن حضرت و خود او از تو مي‌خواهند و (هنگامي كه نماز حاجت به جاي مي‌آوري) حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‌هاي خود مقدم بدار و صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي خودت و عزيزانت قرار ده و دعا براي آن حضرت را مقدم بدار كه سبب مي‌شود به سوي تو توجه كند و به تو احسان نمايد.8
4. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: چه چيز باز مي‌دارد شما را كه نسبت به والدين خود در حال زنده بودن و پس از مرگشان نيكي نمايد، از سوي آنان نماز بگزارد، از طرف ايشان صدقه بدهد، حج بجاي آورد و روزه بگيرد، پس آنچه انجام داده براي آنان خواهد بود و مثل آن ثواب براي او است. پس خداوند عزّوجلّ به خاطر نيكي و صله‌اش، خير بسياري براي او خواهد افزود.9

از مجموع اين روايات و نظاير آنها روشن مي‌شود كه صدقه دادن و نماز خواندن و حج به جا آوردن و انجام ديگر امور خير به نيابت از زندگان و مردگان جايز، بلكه مستحب است، و از آنجا كه امام(ع) نسبت به شيعيانشان اولي به نفس خودشان مي‌باشند و بايد در تمام امور آن حضرت را مقدم بر خودشان بدارند، پس به جاست كه در صدقه دادن هم مانند دعا كردن، آن حضرت را بر خود مقدم نمايند، حال فرق نمي‌كند كه بدون نيابت، اين صدقه را براي سلامتي آن وجود مقدس و به خاطر ثوابش به ايشان هديه كند يا به نيابت از آن بزرگوار، چه اين كه در سيره و روش?علماي رباني و سفارشات آنها، هر دو وجه وجود داشته است.

توضيح بيشتر: در اينجا ممكن است اشكالي بيان شود و آن اينكه بين دعا و صدقه چه فرق است همان‌طور كه دعا براي آن حضرت است صدقه هم مطلقاً جايز بلكه مستحب است.

در بعضي از ادعيه براي وجود و بقاي آن حضرت دعا مي‌شود يكي از آن دعاهايي است كه سيد بن طاووس و شيخ در مصباح و مرحوم حاج شيخ عباس قمي در مفاتيح‌الجنان ذكر كرده‌اند و اما آن قسمت دعا كه براي حفظ آن حضرت است اين است كه مي‌فرمايد:
«و أعذه من شرّ جميع ما خلقت و برأت و أنشأت و صوّرت و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظك الذي لا يضيع من حفظته به»
خدايا! او را پناه ده از شرّ همة آنچه كه آفريده‌اي و پديد آورده‌اي و ايجاد كرده‌اي و نقشه كشيده‌اي، و حفظ كن او را از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و ازطرف چپ و از بالاي سرش و زير پايش به نگهداري و حفظ خودت، آن‌چنان حفظي كه تباه نمي‌گردد و ضايع نمي‌شود آن كسي كه تو او را حفظ كني».

جواب از اين اشكال اين است كه شايد منظور از حفظ در دعاي وارده حفظ از بلاها باشد و اگر به فرازهاي قبل از اين جملات كه در دعا ذكر شده رجوع كنيم مطلب روشن‌تر مي‌شود، در اوّل دعا مي‌فرمايد: «اللّهم ادفع عن وليّك و خليفتك...؛ خدايادفع كن بلا را از وليّ خودت و خليفة خودت» بنابراين، جملات بعدي هم بر همان روال است، مي‌خواهد بفرمايد: « الله اعلم» خدايا! او را از همة اطراف محافظت فرما تا اينكه او را از هر گونه آسيبي در امان باشد. آسيب‌ها شامل هرگونه بلا، مريضي، سوء قصد و اهانت مي‌شود.

اگر بگوييد در دعاي وارده، كلمة بلا و گرفتاري نيست، جواب اينست كه مناسب با جملة « اللّهم ادفع عن وليّك...» همان دفع از بلايا خواهد بود؛ معمولاً وقتي مي‌خواهند از بيماري و مانند آن جلوگيري كنند با كلمة «دفع» عنوان مي‌شود.

در خاتمه مي‌خواهيم به عللي بگوييم كه اساس ايراد و اشكال بر هم مي‌ريزد و آن به اين خاطر است كه صدقه و همچنين دعا براي آن حضرت (مطلقاً) شايسته است يعني چه براي دفع بيماري‌ها و چه براي حفظ آن وجود مقدس؛ بيان اين مطلب آنست كه لزومي ندارد شيعيان و مسلمانان كه به دعا و صدقه در زمان غيبت موظف هستند توجه به غايت كنند و چون حفظ حضرتش را خداوند به عهده گرفته) بلكه ما مكلف هستيم براي آن حضرت صدقه دهيم و دعا كنيم (مطلقاً) يعني چه براي حفظ باشد و چه براي سلامتي آن حضرت از بيماري‌ها و به تعبير ديگر لازم نيست علت و حكمت ?ين وظيفه شايسته را لازم نيست بدانيم، ما بايد بر طبق دستورات شرع ـ چه واجب و چه مستحب ـ عمل كنيم.
 
پي‌نوشت‌ها:
1. بيت الاحزان، خلج شيخ عباس قمي.
2. مفاتيح الجنان، اعمال وارده در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان.
3. ينابيع الحكمة، ج 3، ص 459.
4. ينابيع الحكمة، ج 3، ص 459.
5. وسايل الشيعه، ج 5، ص 367، ح 9.
6. منتهي الآمال.
7. كشف المحجة، علي بن طاووس، صص 152 ـ 151.
8. كشف المحجة، علي بن طاووس، صص 152 ـ 151، فصل 150.
9. اصول كافي، ج 2‌، ص 159، باب والدين، حديث 1.
 


 نگاشته شده توسط عليرضا سيدزاده در پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 9:36 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



ايام فاطميه نزديك است و چشمان مولايمان صاحب الزمان پر از اشك شده

بياييد در اين ايام با پدر مهربانمان بيشتر همدردي كنيم

به اميد اينكه با كارهامون دل ايشان را نشكنيم

کاش نجار مدینه درمدینه در نمی ساخت

یا اگر می ساخت بهر خانه ی حیدر نمی ساخت

کاش ای شهر مدینه بی در و دیوار بودی

یا تو ای باغ فدک هرگز در این دنیا نبودی



 نگاشته شده توسط عليرضا سيدزاده در سه شنبه 7 اردیبهشت 1389  ساعت 2:09 PM
نظرات 3 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET