ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

Online User User

عیدانه 91
تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

جواهربازار

اى آنكه خدايى كه تو را خلق كرد پيش از خلقت بيازمود و در آن آزمايش بر هرگونه بلا و مصيبت تو را شكيبا و بردبار گردانيد. و ما چنين پنداريم كه دوستان شما هستيم و مقام بزرگى شما را تصديق مىكنيم و بر هر دستور و تعليمات الهى كه پدر شما و وصيش كه درود حق بر او و آلش باد براى ما آورد صبور و مطيع خواهيم بود پس ما درخواست مىكنيم هرگاه كه مصدق و مؤمن به شما هستيم كه ما را بواسطه اين تصديق به رسول و وصيش، خدا به شما ملحق فرمايد تا به ما مژده رسد كه بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاك سازد. سلام بر تو اى دختر رسول خدا. سلام بر تو اى دختر پيغمبر خدا. سلام بر تو اى دختر حبيب خدا. سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا. سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا. سلام بر تو اى دختر امين خدا. سلام بر تو اى دختر بهترين خلق خدا. سلام بر تو اى دختر بهترين پيغمبران و رسولان و فرشتگان خدا. سلام بر تو اى دختر بهترين خلق . سلام بر تو اى سيده زنان عالم از اولين و آخرين سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (اميرالمؤمنين) و بهترين تمام خلق بعد از رسول خدا سلام بر تو اى مادر حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت. سلام بر تو اى صديقه طاهره كه به راه دين شهيد گرديدى سلام بر تو اى آنكه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خشنودى سلام بر تو اى صاحب فضيلت و پاكيزه صفات. سلام بر تو اى انسيه حوراء. سلام بر تو اى ذات متقى پاك گوهر. سلام بر تو اى آنكه به الهام خدا دانا بودى سلام بر تو اى مظلوم (و اى عصمت) كه حق تو را غصب كردند. سلام بر تو اى ستم كشيده و مقهور دشمنان دين. سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و بركات حق بر تو باد. درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد. گواهى مىدهم كه چون تو از جهان رفتى با مقام يقين و دليل روشن از جانب پروردگار بودى و هر كه تو را مسرور و شاد ساخته رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته و هر كه در حق تو جفا و ظلم كرد به رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا كرده و هر كه تو را آزرده كرد رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است و هر كه به تو پيوست به رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد پيوسته و هركه از تو بريده از رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد بريده است زيرا تو پاره تن پيغمبر و روح مقدس آن بز گوارى. خدا را گواه مىگيرم و رسول او و فرشتگان را كه من از آن كس راضيم كه شما از او راضى هستيد و خشمگينم از هر كه شما از او خشمگين هستيد. بيزارم از آنكه شما از او بيزاريد. دوستم با آنكه شما با او دوستيد و دشمنم با هركه شما با او دشمنيد. ناراضيم از هركه شما از او ناراضى هستيد و محبوب من است هر كه محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا كافى است كه گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.

 




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 5:35 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 1

« اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ نَبيِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ حَبيبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَليلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ صَفىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ أَمينِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَيرِ خَلقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ أَفضَلِ أَنبِياءِ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يابِنتَ خَيرِ البَرِيَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياسَيِّدَةِ نِساءِ العالَمينَ مِنَ الاَوَّلينَ وَالاخِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يازَوجَةَ وَلىّ اللهِ وَخَيرِ الخَلقِ بَعدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياأُمَّ الحَسَنِ وَالحُسَينِ سَيِّدَي شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الصِّدّيقَةُ الشَّهَيدَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُهاالرَّضِيَّةُ المَرضِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُهاالفاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الحَوراءُ الاِنسِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها الُمحَدَّثَةُ العَليمَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها المَظلومَةُ المَغصُوبَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَّتُها المُضطَهَدَةُ المَقهُورَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ يافاطِمَةُ بِنتَ رَسُولِ اللهِ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ . صَلَّى اللهُ عَلَيكِ وَعَلى رُوحِكِ وَبَدَنِكِ ، أشهَدُ أَنَّكِ مَضَيتِ عَلى بَيِّنَة مِن رَبِّكِ وَاَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَد سَرَّ رَسُولَ اَللهِ وَمَن جَفاكِ فَقَد جَفا رَسُولَ اللهِ وَمَن آذاكِ فَقَد آذى رَسُولَ اللهِ وَمَن وَصَلَكِ فَقَد وَصَلَ رَسُولَ اللهِ وَمَن قَطَعَكِ فَقَد قَطَعَ رَسُولَ اللهِ ، لاَنَّكِ بِضعَةٌ مِنهُ وَرُوحُهُ الَّذي بَينَ جَنبيَهِ كَما قالَ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ وَسلَّمَ . أُشهِدُ اللهَ وَرَسُولَه وَملائِكَتَهُ اَنّي راض عَمَّن رَضيتِ عَنهُ ساخِطٌ عَلى مَن سَخِطتِ عَلَيهِ ، مُتَبرّيٌ مِمَّن تَبَّرأتِ مِنهُ ، مُوال لِمَن والَيتِ ، مُعاد لِمَن عادَيتِ ، مُبغِضٌ لِمَن أَبغَضْتِ ، مُحِبُّ لِمَن أَحبَبْتِ ، وَكَفى بِاللهِ شَهيداً وَحَسيباً ، وَجازِياً وَمُثيباً »  پس از آن مىگويى : « وَصَلَّى اللهُ عَلَيكِ ، وَعَلى أَبِيكِ مُحَمَّد رَسُولِ الله ، وَعَلى بَعلِكِ اَمِيرِ المُؤمِنينَ ، وَعَلى اَبنائِكِ الائِمَةِ الطّاهِرينَ وَسَلّمَ تَسليماً كَثيراً » .

زيارت ديگر فاطمه زهراء (عليها السلام)

سپس آنچه را از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده، مىخوانى.

« يامُمتَحَنَةُ اِمتَحَنَكِ اللهُ الَّذي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخلُقَكِ ، فَوَجَدَكِ لِما امتَحَنَكِ صابِرَةً ، وَزَعَمنا اَنّا لَكِ اَولِياءُ وَمُصَدِّقُونَ وَصابِرونَ لِكُلِّ ماأَتانا بِهِ أَبُوكِ ، وَأَتانا بِهِ وَصِيُّهُ ، فَإِنّا نَسأَلُكِ اِن كُنّا صَدَّقناكِ إلاّ اَلحَقتِنا بِتَصديقِنا لهما لِنُبَشِّرَ أَنفُسَنا بِأنّا قَد طَهُرنا بِوِلايَتِكِ » .

پس از آن مىگويى: « اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياسَيِّدَةَ نِساءِ العالَمينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ ياوالِدةَ الحُجَجِ عَلى الناسِ أَجمَعينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيكِ أَيَتُها المَظلومَةُ المَمْنوعَةُ حَقُّها » .

پس از آن بگو: « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى أَمَتِكَ وَاِبنَةِ نَبيِّكَ وَزَوجَةِ وصِىِّ نَبِّيكَ صَلاةً تُزلِفُها فَوْقَ زُلفى عِبادسكَ المُكَرَّمينَ مِنْ أَهلِ السَّماواتِ وَالاَرَضينَ » .

قابل توجه:

روايت شده است كه هر كس ايشان را به اين نوع زيارت كند و از گناهانش استغفار كند خداوند گناهان او را مىبخشد.

و مستحب است بعد از آن دو ركت نماز زيارت بخواند و ثواب آن را به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها هديه نمايد.

دعا بعد از زيارت

« اَللّهُمَّ اِنّي اَتوَجَّهُ اِلَيكَ بِنَبيِّنا مُحَمَّد وَبِأَهلِ بَيتِهِ صَلَواتُكَ عَلَيهِم ، وَاَسأَلُكَ بِحَقِّكَ العَظيمِ عَلَيهِم الَّذي لايَعلمُ كُنهَهُ سِواكَ ، وَاَسأَلُكَ بِحَقَّ مَنْ حَقُّهُ عِندَكَ عَظيمُ وَبِاَسْمائِكَ الحُسنى اَلَّتي أَمَرتَني أَن اَدْعُوَكَ بِها ، وَاَسألُكَ بِاسْمِكَ الاَعظَمِ الَّذي اَمَرتَ بِهِ اِبراهِيمَ عَلَيهِ السَّلامُ أَن يَدعُوَ بِهِ الطَّيرَ فَأَجابَتهُ ، وَبِاسمِكَ العَظيمِ الَّذي قُلتَ لِلنّارِ كُوني بَرداً وَسَلاماً عَلى اِبراهِيمَ فَكانَتْ بَرْداً ، وَبِأَحَبِّ الاَسماءِ إلَيْكَ وَأَشرَفِها وَأَعظَمِها لَدَيكَ وَأَسرَعِها إِجابَةً وَأَنجَحِها طَلِبَةً وَبِما أَنتَ اَهلُهُ وَمُستَحِقُّهُ وَمُستَوجِبُهُ ، وَأَتَوسَّلُ اِلَيكَ وَأَرغَبُ اِلَيكَ وَأَتَضَرَّعُ وَأَلِحُّ عَلَيكَ ، وَاَسأَلُكَ بِكُتُبِكَ الَّتي أَنزَلتَها عَلى اَنبِيائِكَ وَرُسُولِكَ صَلَواتُكَ عَلَيهِم مِنَ التوراةِ وَالانجِيلِ وَالزَّبورِ وَالقُرآنِ العَظيمِ ، فأنَّ فيها اسمُكَ الاَعظَمِ وَبِما فيها مِنْ أَسْمائِكَ العُظمى ، اَن تُصلِّىَ عَلى مُحَمِّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَاَنْ تُفَّرِجَ عَنْ آلِ مُحَمَّد وَشيعَتِهِم وَمُحبِّيهِم وَعَنّي ، وَتَفتَحَ أَبوابَ السَّماءِ لِدُعائي وَترفَعَهُ في عِلييِّن ، وَتَأذَنَ لي في هذا اليومِ وَفي هذهِ السَّاعَةِ بِفَرَجي وَاِعطاءِ اَمَلي وَسُؤلي فِي الدُّنيا وَالاخِرَةِ ، يامَن لايَعْلَمُ أَحَدٌ كَيفَ هُوَ وَقُدرَتَه إِلاّ هُوَ ، يامَنْ سَدَّ الهَواءَ بالسَّماءِ ، وَكَبِسَ الاَرضَ عَلى الماء ، وَاْختارَ لِنَفسِه أحسَنَ الاَسماءَ ، يامَنْ سَمّى نَفسَهُ بالاسِمِ الَّذي تُقضى به حاجَةُ مَنْ يَدعُوهُ ، اَسْأَلُكَ بِحَقِّ ذلِكَ الاِسمِ فَلا شَفيعَ أَقوى لي مِنهُ اَن تُصَلِّي عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَانْ تَقضيَ لي حَوائِجي وَتُسْمِعَ بِمُحَمَّد وَعَلي وَفاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ وَعَليِّ بنِ الحُسَينِ وَمُحَمَّدِ بنِ عَلىّ وَجَعْفَرِ بنِ مُحَمَّد وَمُوسى بنِ جَعفَر وَعَلىّ بنِ مُوسَى وَمُحَمَّد بنِ عَلىّ وَعَلىّ بنِ مُحَمَّد وَالحَسَنِ بنِ عَلىّ وَالحُجَّةِ المُنتَظَرِ لاذْنِكَ صَلَواتُكَ وَ سَلامُكَ وَ رَحْمَتُكَ وَ بَرَكاتُكَ عَلَيْهِمْ ـ صَوتِي لِيَشفَعُوا لي اِلَيكَ وَتُشَفِّعَهمْ فيَّ ، وَلا تَرُدَّني خائِباً بِحَقِّ لااِلهَ اِلاّ أَنْتَ » .

سپس حاجات خود را بخواه كه انشاء الله برآورده خواهد شد.




[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 5:32 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

1ـ موقعيت اهل بيت در نزد خدا

و احمدوا الذى لعظمته و نـوره يبتغى مـن فـى السمـوات و الارض اليه الـوسيله و نحـن وسيلته فـى خلقه , و نحـن خـاصته و محل قـدسـه, و نحـن حجته فـى غيبه, و نحن ورثه انبيائه.(1)

خـدايـى را حمـد و سپاس گـوييـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمانها و زميـن است به سوى او وسيله مى جـويد, و ما وسيله او در ميان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـايگـاه قـدس او و حجت غيبـى و وارث پيـامبـرانـش هستيم .

2ـ حرمت مست كننده ها

عن فاطمه الزهراء(س) قالت: قال لـى رسـول الله (ص) : يا حبيته ابيها كل مسكـر حرام , وكل مسكر خمر.(2) پيامبـر خـدا (ص) به مـن فـرمـود: اى دوست پـدر, هـر مست كننـده اى حـرام است, و هر مست كننده اى خمر است.

3ـ بهترين زنان كيستند؟

قالت فاطمه (س) فــى وصف ما هـو خيرللنساء: خير لهن ان لايـريـن الـرجال و لايـرونهن.(3)

حضـرت در وصف اين كه بهترين چيز براى زنان چيست, فرمـوده انـد: ايــن كه زنـان, مـردان را نبيننـد, و مـردان هـم زنـان را نبينند.


ادامه ...

[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 5:30 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

حضرت زهرا

بدون شك فاطمه علیهاالسلام به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است ، چرا كه قضایاى حمله به خانه او، و وارد آمدن آسیب هاى فراوان بر دست و پهلو و سینه و جنین ، ادامه زندگى را بر او بسیار دشوار كرد.

و در این مدت كوته پیوسته از صدمات وارده رنج مى برد، و سرانجام در اثر همان آسیب ها به شهادت رسید. اینك جهت اثبات شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نگاهى به شواهد و دلائل موجود مى پردازیم.


ادامه ...

[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 5:26 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

پیامک شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

شکسته بال وپری زآشیانه میبردند/ تن ضعیف غریبانه شبانه میبردند/
جنازه ای که همه انبیاء قربانش/ چه شد که هفت نفرمخفیانه میبردند/

---------------------------------------------

ما گوشه نشینان غم فاطمه هستیم
محتاج عطا و کرم فاطمه هستیم
یک عمر چو شمع گر بسوزیم کم است
دلسوخته عمر کم فاطمه هستیم

---------------------------------------------

امشب دل سنگ کوچه ها میگرید/ یک شهر،خموش وبیصدا میگرید/
تشییع جنازه غریب زهراست/ تابوت بحال مرتضی میگرید/

---------------------------------------------
غم مخور یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته
مهدیت با کوثر دارو و درمان خواهد آمد

---------------------------------------------

هرچه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است / فاطمه حلال صدها مشکل است . . .

---------------------------------------------
الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا
بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا
---------------------------------------------
فرزند آن بشکسته پهلو خواهد آمد / با رمز یاالله و یا هو خواهد آمد
والفجر یعنی شیعیان وقتی نمانده / با ذو الجناح و ذوالفقار، او خواهد آمد
---------------------------------------------
پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود / روی کبود زهرا(سلام الله علیها) اجر نبوتش بود؟
---------------------------------------------
هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست . . .
---------------------------------------------
در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند / ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند . . .

 


ادامه ...

[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 5:22 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

 

گلِ زخمی، گلِ پرپر، گل سرخ
گل افتاده پشتِ در، گل سرخ
شکسته زیر آوار در و میخ
گل پژمرده پرپر، گل سرخ
گل پهلو کبودِ چهره نیلی
بهار آتشین پیکر، گل سرخ
گل در خون و آه و گریه غلتان
میان آتش و خنجر، گل سرخ
گل صورت بنفش غنچه مرده
رها در خون و خاکستر، گل سرخ
در آن سو کوه مردی دست بسته
شکسته قامت این سوتر، گل سرخ
گل باز و کبودِ ماه پیکر
گل زهرا، گل کوثر، گل سرخ.
مریم سقلاطونی



«باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است»
ماه عزاي فاطمه روح مُحرم است

خون گريه كن ز غم،كه عقيق يمن شوي
رخصت دهد خدا كه تو هم سينه زن شوي

در فاطميه از دل و جان گريه مي كنيم
همراه با امام زمان گريه مي كنيم

در فاطميه رنگ جگر سرخ تر شود
آتش فشان غيرت ما شعله ور شود

شمشير خشم شيعه پديدار مي شود
وقتي كه حرف كوچه و ديوار مي شود

لعنت به آنكه پايگذار سقيفه شد
لعنت به هر كسي كه به ناحق خليفه شد

لعنت بر آنكه برتن اسلام خرقه كرد
اين قوم متحد شده را فرقه فرقه كرد

تكفير دشمنان علي ركن كيش ماست
هر كس محب فاطمه شد،قوم وخويش ماست

ما بي خيال سيلي زهرا نمي شويم
راضي به ترك و نهي تبرا نمي شويم

قرآن و اهل بيت نبي اصل سنت است
هر كس جدا ز اين دو شود،اهل بدعت است

ما همكلام منكر حيدر نمي شويم
«با قنفذ و مغيره برادر نمي شويم»

ما از الست طايفه اي سينه خسته ايم
ما بچه هاي مادر پهلو شكسته ايم

امروز اگر كه سينه و زنجير مي زنيم
فردا به عشق فاطمه شمشير مي زنيم

ما را نبي «قبيله ي سلمان» خطاب كرد
روي غرور و غيرت ما هم حساب كرد

از ما بترس،طايفه اي پر اراده ايم
ما مثل كوه پشت علي ايستاده ايم

از اما بترس، شيعه ي سرسخت حيدريم
جان بركفان جبهه ي فتواي رهبريم

از جمعه اي بترس كه روز سوارهاست
پشت سر امام زمان ذوالفقارهاست

از جمعه اي بترس،كه دنيا به كام ماست
فرخنده روز پر ظفر انتقام ماست

از جمعه اي بترس،كه پولاد مي شويم
از هرم عشق مالك ومقداد مي شويم

وحید قاسمی



شكسته تر شده و دست بركمر دارد
چه پيش آمده ! آيا حسن خبر دارد؟
به گريه گفت كه زينب مواظب خود باش
عبور كردن از اين كوچه ها خطر دارد
شبيه روز برايم نرفته روشن بود
فدك گرفتن از اين قوم دردسر دارد
گرفت دست مرا مادرم... نشد...نگذاشت...
تمام شهر بفهمد حسن جگر دارد
شهود خواسته از دختر نبي خدا
اگرچه ديده سندهاي معتبر دارد
سكوت و صبر و رضاي خدا به جاي خودش
ولي اگر پدرم ذوالفقار بردارد...
كسي نبود به معمار اين محل گويد
عريض ساختن كوچه كي ضرر دارد!؟
وحید قاسمی



در می‌زنند و پشت در آتش به پا شده‌‌ست
کوچه به درد ملتهبی مبتلا شده‌ست

در می‌زنند و شهر نفس هم نمی‌کشد
حجم سکوت ممتد بی‌منتها شده‌ست

در را شکسته‌اند و کسی ضجه می‌زند
بر روی شهر وقت نزول بلا شده‌ست

تکلیف یک کبوتر پهلو شکسته چیست؟
وقتی در آشیانه‌اش آتش به پا شده‌ست

نفرین به مردمان دغل کار روزگار
کز ظلمشان به آل پیمبر جفا شده‌ست

ابراهیم قبله آرباطان

.



فاطمه ای‌ بانوی‌ بی ‌نشان
ای‌چراغ خلعتی‌ چون سوزان

شادی‌ قلب رسول مصطفی
ذوالفقار را در نیام مرتضی

مادری تو بر تمام اهل بیت
خاك پایت سرمه اهل بهشت

ای ‌طلوع روشنی ‌چون آفتاب
از سر این چاكرانت رخ متاب

یا علی‌ جان تربت زهرا كجاست؟
یادگار غربت زهرا كجاست؟

می پرم گاهی به گلزار بقیع
می ‌نشینم پشت دیوار بقیع

من چو قطره گریه ای بر فاطمه
تو كجای ‌ای ‌امید فاطمه

تو مدد كردی‌ نمودم شاعری
نوكر زهرا بگردان فاطری

كی شوی زائر به قبر فاطمه
خدمتی ‌بگردان بر شعر فاطمه

حسین مظاهری كلهرودی



یک گل نصیبم از دو لب غنچه‌فام کن
یا پاسخ سلام بگو یا سلام کن

ای حسن مطلع غزل زندگانی‌ام
شعر مرا «تمام» به حسن ختام کن

ای آفتاب خانه‌ی حیدر! مکن غروب
این سایه را تو بر سر من مستدام کن

پیوسته نبض من به دو پلک تو بسته است
بر من، تمام من! نگهی را تمام کن

تا آیدم صدای خدای علی به گوش،
یک بار با صدای گرفته صدام کن

از سرو قدشکسته نخواهد کسی قیام
ای قامتت قیامت من! کم قیام کن

درهای خلد بر رخ من باز می‌کنی
از مهر همره دو لبت یک کلام کن

با یک نگاه عاطفه عمر دوباره باش
ای مهر پرفروغ! طلوعی به شام کن

این کعبه بازویش حجرالأسود علی‌ست
زینب! بیا و با حجرم استلام کن

حاج علی انسانی



زهرا همان کسی است که بیت محقرش
طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش

او را خدا برای خودش آفریده است
تا اینکه هر سحر بنشیند برابرش

شرط پیمبری به پسر داشتن که نیست
مردی پیمبر است که زهراست دخترش

مانند احترام خداوند واجب است
حفظ مقام فاطمه حتی به مادرش

یک نیمه اش نبوت و نیمش ولایت است
حالا علی صداش کنم یا پیمبرش

دست توسل همه انبیاء بود
بر رشته های چادری فردای محشرش

ما بچه های فاطمه ممنون فضه ایم
از اینکه وا نشد، پس در پای دخترش

مسمار در اگر چه برایش مزاحم است
اما مجال نیست که بیرون بیاورش
علی اکبر لطیفیان




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:41 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 3

 

عذاب آنان که فاطمه را آزردند


روایت شده است: نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.


همچنین در روایتی از امام صادق ( علیه السلام) نقل می کنند که فرمود: در روز قیامت، حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد ( مادر علی علیه السلام) محسن را حمل می کنند، آن ها گریه و ناله می کنند، مادرش فاطمه ( علیها السلام) این آیات را می خواند:


« هذا یَومُکُمُ الّذی توعَدون؛ این همان روزی است که به آن وعده داده شده اید» ( انبیا،104)


« یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَما عَمِلَت مِن سوءٍ تَوَدُّ لَو اَنَّ بینَها وَ بَینَهُ اًمَداً بَعیداً؛


امروز همان روزی است که هرکس آن چه را از کار نیک انجام داده، حاضر می بیند، و دوست می دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیاد می بود». ( آل عمران، 30)
آنگاه امام صادق ( علیه السلام) آن چنان گریه کرد که محاسن شریفش از اشک، تر شد ، سپس فرمود:


« لا قَرّت عینٌ لا تبکی عِندَ هذا الذّکر؛ روشن مباد آن چشمی که هنگام ذکر این مصیبت ، گریه نکند». ( رنجها و فریاد های فاطمه،ص151)


الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س)، ص 386و 387




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:40 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

 

غسل حضرت زهرا با حنوط بهشت


امیر المومنین (علیه السلام) خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) را غسل داد. امام صادق در روایتی علت آن را چنین دانسته که صدّیقه را تنها باید صدیق غسل کند به مانند مریم صدّیقه که فقط عیسی او را غسل داد. ( علل الشرایع، صدوق ،ص 22، باب128)


از امام صادق (علیه السلام) نقل است: علی (ع) سه باره و پنج باره بر او آب می ریخت و در بار پنجم مقداری کافور نیز به آن آمیخت و می گفت:

«خدایا او از امت تو و دختر پیامبرت و برگزیده خلقت است. خداوندا، حجت های او را به او تلقین نما و برهان هایش را قوت ده و مرتبه اش را بیافزا و او و پدرش محمّد (ص) را همنشین گردان».( بحارالانوار، ج18،ص263)

آنگاه او را با باقیمانده حنوطِ ( مومیایی) پیامبر که جبرییل آن را آورده بود، مومیایی کرد. در آن زمان پیامبرش به آن دو گفته بود: علی و فاطمه! این حنوطی است که جبرییل از بهشت آورده است و سلام و درود می رساند و می گوید که این را قسمت کرده و برای خود شما دو نفر استفاده کنم.

فاطمه( علیها السلام) گفت: پدرجان، ثلث آن برای تو، مابقی به نظر علی بستگی دارد. پیامبر گریست و فاطمه را به آغوش گرفت و گفت: به راستی که تو موفق، رشید و هدایت یافته هستی و به تو الهام می شود. سپس روبه علی علیه السلام کرده و گفت: علی جان، نظرت را درباره باقی مانده حنوط بگو.


علی (علیه السلام) گفت:نصف آن برای او است و باقی از آن هرکه تو بگویی.

پیامبر (ص) نیز گفت: آن نیز برای توست.( الطرف، سید بن طاووس،ص41، طرفه27)

سپس علی (ع) ایشان را در هفت لباس کفن کرده( مصباح الانوار) و می خواست که گره های روپوش آن را ببندد که صدا زد:

« ام کلثوم، زینب، فضّه، حسن، حسین، بیایید و با مادر خود وداع کنید که دیدار دوباره در بهشت خواهد بود».

حسنین جلو آمده و نالان می گفتند: وا حسرتا، هنوز زمانی از فقدان جدّمان رسول الله (ص) نگذشته که ما را یتیم گذاشتی.

امیر المومنین (ع) گفت: قسم به خدا که او مهربان است و همین جا است. ناگاه دست های حضرت زهرا (س) باز شده و آن ها را به سینه چسباند.

در آن حال هاتفی از آسمان ندا داد: ای اباالحسنین، آن دو را بردار، همانا ملائکه آسمان به گریه افتاده اند. ایشان نیز آن دو را بلند کرده و گره های کفن را بست. ( بحار الانوار،ج10، ص51)

امام علی (ع) برایشان به همراه حسن(علیه السلام)، حسین(علیه السلام)، عقیل، عمار، سلمان، مقداد و ابوذر نماز گزارد (روضة الواعظین،ص131) و او را در خانه خود دفن کرد. «1»
امام علی وقتی ایشان را در خاک می نهاد می گفت:

« بسم الله الرمن الرحیم بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله محمّد بن عبدالله سلمتک أیتها الصدیقة الی من هو أولی بک منّی و رضیت لک بما رضی الله لک»
سپس این آیه را خواند:« منها خَلَقناکم وَ فیها نُعیدُکم نُخرجُکم تارَةً أُخری»

از خاک شما را آفریدیم و به او برمی گردانیم و یک بار دیگر از آن بیرون می آوریم.


1.در عیون المعجزات، ص 47 آمده که ایشان در بقیع، دفن شدند. در دلائل الامامة، ص 46 آمده که ایشان در روضه نبوی دفن شدند؛ امّا نزد علامه حلّی در المنتهی و شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه،ص 220 آمده که قبر ایشان در خانه بود تا آن هنگام که بنی امیّه به مسجد افزودند و خانه ملحق به مسجدشد. مجلسی نیز در مرآت العقول،ج1، ص396 آن را ظاهر دانسته است و نیز صدوق گفته است: وقتی که حج گزاردم به مدینه بازگشتم و فاطمه (س) را در خانه اش زیارت کردم.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:39 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

 

ذخیره فاطمه ( علیها السلام) برای قبر

حضرت فاطمه ( علیها السلام) در ضمن وصایای خود به علی ( علیه السلام) گفت: یا علی! این شیشه را بگیر و هنگامی که از کار من فارغ شده و مرا در قبرم نهادی، آن را در لحد من بگذار . علی( علیه السلام) فرمود: ای بانوی زنان ! در این شیشه چیست؟


فاطمه ( علیها السلام) پاسخ داد: یا اباالحسن! من از پدرم شنید که می فرمود: راستی که قطرات اشک، غضب و خشم خدای را خاموش می سازد و قبر، باغی از باغات بهشت نمی شود مگر این که بنده از خوف خدا گریه کرده باشد. و خدای عزیز جبّار می داند که گریه کرده ام و این قطرات اشک من در سحرهاست که در این شیشه جمع کرده ام و آن را ذخیره ای برای درون قبر خود نموده ام تا در روز حشر، آن را بیابم.


حضرت علی ( علیه السلام) از سخن حضرت زهرا ( علیها السلام) گریان شد و در این موقع فاطمه ( علیها السلام) دستش را دراز کرد و اشکهای چشم علی ( علیه السلام) را گرفت و به صورت خود کشید. ( سیره و سخن فاطمه، ص55)

سفارش به خواندن قرآن


در کتاب « مصباح الانوار» از امام صادق ( علیه السلام) و او از پدرش نقل کرده است که:


فاطمه ( علیها السلام) هنگام احتضار ، به امیر المومنین علی ( علیه السلام) وصیت کرد: وقتی از دنیا رفتم، خودت مرا غسل بده و کفن کن و نماز بر جنازه ام بخوان و در قبر بگذار، و لحد مرا بچین و خاک بر قبرم بریز، و سپس بالای سر ، مقابل صورتم بنشین و بسیار قرآن بخوان و دعا کن، زیرا آن هنگام ساعتی است که میّت به انس با زنده ها نیاز دارد، و من تو را به خدا می سپارم و وصیت می کنم که با فرزندانم به نیکی رفتار کنی. ( رنجها و فریادهای فاطمه: ص241)

تابوت فاطمه( علیها السلام)

اسماء بنت عمیس نقل می کند:


روزهای آخر زندگانی حضرت زهراء ( علیها السلام) با او بودم، روزی مرا به یاد کیفیت حمل جنازه توسز مردم انداخت، و ابراز نگرانی فرمود که: چرا جنازه را روی تخته ای می گذارند و بالای دست مردان حمل می کنند؟!


سپس فرمود: من بسیار زشت می دانم که جنازه زنان را پس از مرگ بر تابوت سر باز گذاشته و بر روی آن پارچه ای می اندازند که حجم بدن را برای بینندگان نمایش می دهد. مرا بر روی تابوت آن چنینی نگذار و بدن مرا بپوشان. که خدا تو را از آتش جهنّم باز دارد.


به علی( علیه السلام) وصیّت کرد: ای پسر عمو! برای من تابوتی درست کنید، همانگونه که ملائکه شکل آن را به من نشان داده اند.


اسماء بنت عمیس می گوید: خدمت آن حضرت توضیح دادم : در سرزمین حبشه، تابوتی برای حمل جنازه ها درست می کنند که بدن میّت را می پوشاند و سپس به وسیله چوبهای تر و شاخه های نازک درخت، شکل و قیافه آن را ترسیم کردم.


حضرت زهرا (علیها السلام) خوشحال شده و فرمود: برای من تابوتی مثل آن درست کن و مرا با آن بپوشان، خدا تو را از آتش دوزخ حفظ نماید.

( وسائل الشیعه: ج2،ص876)




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:38 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

 

مقام و جایگاه حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت زهرا (س) با انجام تمام دستورهای الهی راجع به همسرداری به چنان مقام و فضیلتی می رسد که رسول خدا درباره اش می فرماید:


خدای عزّو جل فرمود: ای احمد! اگر نبودی آسمان و افلاک را نمی آفریدم. و اگر علی نبود، تو را خلق نمی کردم. و اگر فاطمه نبود تو و علی را خلق نمی نمودم.
همچنین روایت است از علی (ع) که از رسول الله (ص) نقل فرمود:

زمانی که قیامت شود، منادی از عرش ندا دهد: ای گروه مردم! چشم هایتان را پایین بیندازید تا فاطمه دخترت محمّد عبور کند.( مستدرک سفینة البحار، ج3)
رسول الله فرمود:

إذا کان یَوم القیامة نادی منادی مِن بطنان العرض یا أهل الجَمع! نکسّوا روسَکم وَ غَضّوا أبصارکُم حتّی تجوز فاطمة (س) علی الصّراط فتمرّ معها سبعونَ ألف جاریة من الحور العین؛ زمانی که روز قیامت شود، منادی ندا دهد: ای جماعت، به زیر بیندازید سرهای خود را . پایین بیندازید سرهای خود را و پایین بیندازید چشمانتان را تا فاطمه (س) بر صراط عبور کند، پس می گذرد و با او هفتاد هزار کنیز از حوریان هست. ( کشف الغمة،ج1، ص457)

عظمت و شرافت فاطمه، به گونه ای است که در قیامت که تکلیفی بر بندگان نیست، باز باید چشم ها بسته شود و سرها به زیر بیفتد تا دختر رسول خدا گذر نماید. مسلّم است که عرشیان هم برای این بانوی بزرگوار احترام خاصّی قائلند. این شخصیت و عزّت برای زهرا (س) در سایه بندگی و اطاعت از پروردگار حاصل شد. دانش و معرفت حضرت زهرا بر همه مردم آن زمان روشن بود. زهد و تقوا ، صبر و استقامت، پارسایی و سلوک دختر رسول خدا زبانزد دوست و دشمن بود. دختری که بارها رسول خدا درباره او فرمود:

فاطمه بَعضَةُ منّي و هي قَلبی الّذي بینَ جَبني فَمَن آذاها فقد آذاني وَمَن آذاني فَقد آذي الله؛ فاطمه پاره تن و قلب من است که بین دو پهلویم هست . هرکسی او را اذیت کند ، مرا اذیّت کرده و کسی که مرا اذیّت کند، خدا را اذیت کرده است. ( کشف الغمة، ج1، ص467)

در این روایت ملاحظه می شود که پیامبر(ص) ناخشنودی حضرت زهرا را با نارضایتی خداوند برابر دانسته است. این نکته عظمت و عزّت و کرامت زهرا (س) را ثابت می نماید. زنی که اطاعت از پروردگار را (چه عبادی و چه در امور زندگی و چه در همسر داری، نیز در مسائل اجتماعی) سرمشق خود قرار داده، تنها رضایت پروردگار را در نظر داردو در اثر اطاعت از باریتعالی به این مقام والا دست یافته است.

از پیامبر گرامی روایت شده که به امیر المومنین (ع) فرمود:

أتدرین لم سمیت فاطمة، قال علی: یا رسول الله! سمیت، قال: لأنّها فطمت هي وَ شیعَتها من النّار؛ رسول خدا (ص) به علی فرمود: آیا می دانی برای چه فاطمه نامیده شده، علی عرض کرد: برای چه نامیده شد؟ فرمود: برای این که او و شیعیانش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند. ( کشف الغمه، ج1، ص463)

فاطمه احیاگر شخصیت زن، ص106/8




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:35 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0

داستانی از کرامت حضرت زهرا سلام الله علیه ها

جابر بن عبدالله انصاری گفت: روزی پیامبر (ص) بعد از نماز عصر با اصحاب در مسجد نشسته بودند . پیر مردی بیابانی خسته و با نفسهای به شماره افتاده وارد شد که معلوم بود از راه دوری می رسد و نیازمند است.


رسول خدا (ص) از وضع او سئوال نمود، گفت: یا نبی الله ! من پیرمردی گرسنه ام . مرا سر فرما! برهنه ام، مرا بپوشان، بیچاره ام، دستگیری ام نما! پیامبر فرمود: خواسته تو را فعلاً نمی توانم برآورده نمایم، ولی تو را نزد کسی می فرستم که خدا و رسولش وی را دوست دارند ، او هم خدا و رسول او را دوست دارد. آنچه داشته باشد، دیگران دیگران را بر خود مقدّم می دارد.


دستور داد او را به خانه فاطمه راهنمایی کنند . بلال پیر مرد را به منزل فاطمه برد، پیرمرد از پشت در صدا زد :


سلام بر شما ای خانواده پیامبری که فرشتگان نزد شما رفت و آمد می کنند و منزلتان محل فرود جبرئیل امین است. فاطمه جواب سلام را داد و فرمود: کیستی و از کجا آمده ای، به عرض رساند:


پیرمردی از قبایل عرب هستم و از راه دوری آمده ام . گرسنه ام و برهنه. مرا دستگیری کن ، خدا تو را رحمت کند! در حالی که سه روز بود علی و فاطمه و رسول خدا(ص) طعامی نخورده بودند. فاطمه به گوشه گوشه منزل نظری انداخت. پوست گوسفندی را که حسن و حسین (ع) روی آن می خوابیدند برداشت و به پیرمرد داد و عذر خواهی کرد که چیز دیگری نداشته است. پیرمرد گفت: ای دختر محمّد (ص)! من از گرسنگی می نالم ، تو پوست کهنه گوسفند به من می دهی؟ این پوست را چه کنم؟ فاطمه (س) ناراحت شد و دست در گردن انداخت. گردنبند چوبی را که به تازگی دختر عمویش ( دختر حمزه بن عبدالمطلب) به او هدیه کرده بود، از گردن باز کرد و به پیرمرد داد و فرمود: بگیر و بفروش، شاید عوض بهتری به تو بدهد. پیرمرد گردنبند را گرفت و به مسجد برگشت و گفت: یا رسول الله! دخترت این گردنبند را به من داد ، من چه کنم؟ در این هنگام عمّار یاسر عرض کرد : یا رسول الله اجازه بفرمایید این گردن بند را خریداری کنم. پیامبر(ص) فرمود: اگر در خرید این گردنبند جن و انس شریک شوند، خداوند هیچ یک از آن ها را به آتش نمی سوزاند.


عمّار رو کرد به پیرمرد و گفت: آن را چند می فروشی؟ گفت: به سیر شدن با نان و گوشت و یک برد یمانی که خود را بپوشانم و با آن نماز بخوانم و یک دینار که زاد و توشه راهم را فراهم کنم تا به وطنم برسم.


عمّار که از سهمیه غنائم جنگی مبلغی را اندوخته بود گفت: این را از تو به بیست دینار طلا و دویست درهم نقره و یک برد یمانی می خرم و از نان گندم و گوشت بریان تو را سیر خواهم نمود و با شترم تو را به وطنت می رسانم.


پیرمرد گفت: چقدر سخاوتمندی! جوانمردی مانند تو ندیدم. عمّار به وعده اش وفا نمود، آن گاه گردنبد را به وسیله غلامی خدمت پیامبر فرستاد و گفت: به رسول الله (ص) عرض کن که تو را با این گردنبند به پیامبر تقدیم کردم . غلام به عرض رسول خدا (ص) رسانید، پیامبر فرمود: من هم تو را با این گردنبند به دخترم فاطمه (س) بخشیدم. غلام در منزل فاطمه در آمد و جریان را عرض کرد ، زهرا (س) گردنبند را از غلام گرفت و او را در راه خدا آزاد کرد. در این هنگام غلام خندید ، فاطمه (س) علّت خنده را پرسید، عرض کرد : چه گردنبند پر برکتی! گرسنه ای را سیر نمود، برهنه ای را پوشاند ، بیچاره ایر ا بی نیاز کرد، غلامی را آزاد نمود و دوباره به دست صاحبش برگشت!.

 

بحار الأنوار، ج 43، ص 56




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 5:33 PM ] [ فاطمه محمدی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


سلام سال 1391 را به همه عزیزان تبریک عرض می نمایم و برای همه شما دوستان سالی پر برکت و پر از مهر و محبت و شادی آرزومندم. امیدوارم از دیدن وبلاگ نهایت استفاده را برده و مورد قبول تان واقع گردد. خوش باشین

آمار سایت
كل بازديدها : 32654 نفر
كل مطالب : 80 عدد
تعداد کل نظرات: 10 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 4 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 24 آبان 1391 
امکانات وب