قالب بلاگdownload قالب وبلاگقالب وبلاگGames

غیر قابل انتشار ...
دلم می خواد یه چیزایی بگم : اجازه هست ؟!
نويسندگان
لینک دوستان

ان مرد امد ... ان مرد در زیر باران غم ها امد . 

ان مرد با یک میکروفن امد . ان مرد با یک دوربین امد . 

ان مرد با " نرگسی ها " در 20:30 امد . 

ان مرد به مدرسه درودزن  فارس امد .

ان مرد روزی امد :

که همه مسئولان ژست های خود را جلوی دوربین ها گرفته بودند و دیگر انجا نبودند ؛

زمانی که ادعاهایشان تنها حباب های تو خالی بیش نبود ؛ 

زمانیکه انها بازی خیمه شب بازی های شان را با بچه های ان دیار تمام کرده بودند .

انان حال داشتند شکم های خود را فربه می کردند 

ولی 

آن مرد حرف دیگری داشت :

" باید شکم های فربشان را ابلیمو کرد ..... "

ان مرد از 5 سال انتظار گفت ؛ تنها زمانی که " مشکلی نیست " لازم بود ....

 

نرگس به روایت کامران نجف زاده

 

 




 
 
[ سه شنبه 24 خرداد 1390  ] [ 9:31 PM ] [ یه آشنا ]

درباره وبلاگ

" یه آشنا " یکی مثل شما . حرفاشم مثل شما . فکراشم مثل شما .
موضوعات
آمار وبلاگ
  کل بازدید : 38433 نفر
  كل مطالب : 151 عدد
  كل نظرات : 0 عدد
  تاریخ ایجاد وبلاگ : چهارشنبه 11 خرداد 1390 
  آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 19 مرداد 1390