یک دست صدا ندارد

بارها این ضرب‌المثل سرشار از معنا را شنیده‌ایم؛ «یک دست صدا ندارد».دست، نمادی از قدرت و نیرو است و همه می‌دانیم که یک دست، توانایی‌اش محدود و برای انجام کارهای بزرگ ناتوان است .

قرآن کریم به جمع و جماعت ارزش والایی نهاده و در فرازهای مختلف، جامعه اسلامی را به اتحاد و برادری و وحدت و همدلی دعوت نموده است تا در پرتو یکپارچگی امت اسلامی،هدف‌های مادی و معنوی نظام اسلامی تحقق یابد.روایات اسلامی نیز با تعابیر گوناگون و متعددی همچون «ید الله مع الجماعة؛دست خدا همراه جماعت است»، بر این مهم تأکید و توصیه نموده و گروه‌های پراکنده را به وحدت فرخوانده است .

یکی از عوامل مهم در ساماندهی امت اسلامی و تحقق وحدت در میان تک تک افراد آن،بیعت صادقانه و استوار با رسول الهی است.در سایه‌سار چنین بیعت مبارکی است که روح ایمان در میان مسلمانان دمیده می‌شود و قوت و قدرت معنوی بر جامعه حاکم می‌گردد و هیبت و سطوت ربانی در گفتار و کردار بیعت کنندگان صادق رخ می‌نماید.این گونه، دست الهی که یار و مددکار بیعت کنندگان خالص است، بر هر قدرتی چیره خواهد شد إِنَّ الَّذینَ یبایعُونَکَ إِنَّما یبایعُونَ اللَّهَ یدُ اللَّهِ فَوْقَ ایدیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما ینْکُثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیهُ اللَّهَ فَسَیؤْتیهِ أَجْراً عَظیما؛همانا کسانی که با تو بیعت می‌کنند،جز این نیست که با خدا بیعت می‌کنند. دست خدا بالای دست‌های آنان است.پس کسی که عهد خود را بشکند، همانا به زیان خود پیمان شکسته است و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته،وفا کند،به‌زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد ;. (سوره فتح،ایه 10)

قرآن کریم در فرازی دیگر تأکید می‌کند که مردم باید به ریسمان الهی تمسک جویند و از هر گونه اختلاف و درگیری پرهیز کنند و به یاد آورند که دست مهرگستر حق تعالی ابر رحمت را بر زندگی ایشان گسترده و باران مهربانی و الفت را در فضای قلب‌های آنان ریزان نموده و به برکت همدلی و برادری دینی دست عنایت ربوبی،آنها را از پرتگاه‌های لغزش و گمراهی نجات داده است؛ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ ایاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون؛و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل‌های شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید.و شما بر لب حفره‌ای از آتش بودید،خدا شما را نجات داد.این چنین،خداوند ایات خود را برای شما آشکار می‌سازد ;.(سوره آل عمران،ایه 103)

درگیری و کشمکش موجب می‌شود که استواری و توانمندی جای خود را به سستی و ناتوانی بدهد و خودباختگی و ناباوری جایگزین شکوفایی و نوآوری شود. تجربه تاریخ گواه آن است که درگیری‌های بی‌مورد مایه هلاکت و نابودی اقوام و ملت‌ها بوده است،چنان‌که رسول اکرم(ص) در این باره می‌فرماید: «لاتختلفوا فان من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا؛اختلاف نکنید که پیشینیان شما به سبب اختلاف نابود شدند ».

در ادبیات ملی ایرانیان و متون کهن فارسی نیز به همدلی و دوری از فردگرایی و تنهایی دعوت و سفارش فراوان شده است.تعابیری چون:«گوسفند که از گله جدا شد،نصیب گرگ می‌شود»،«با اختلاف،کارها پیش نمی‌رود»،«هر رشته که یک لا شود، ضعیف شود»،«آری!به اتفاق جهان را توان گرفت » ، « اتحاد،موجب قوت است»،«چو هم پشت باشید و هم یک‌زبان/یکی کوه کندن ز بن می‌توان » « دو بلبل بر گلی خوش‌تر سرایند»،«دو هیزم را به هم بهتر بود سوز» و «یک دست صدا ندارد»، همگی گواه آن است که بهروزی و پیروزی،ثمره یکپارچگی،همدلی و یکرنگی است و شکست و ناکامی،نتیجه اختلاف و تنهایی است .

گویند کاروانی به حاکم خویش شکایت بردند که دو راهزن،کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید:«چگونه صد کس با دو کس بر نیامده‌اند؟» یکی از آنان در پاسخ گفت:«آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها ».

آری!اختلاف در راه کمال نیز موجب می‌شود که شیطانِ به کمین نشسته و نفس بداندیش، کاروان حرکت و تعالی انسان را مورد شبیخون خود قرار دهد و سرمایه فطرت خدایی و طهارت آسمانی ما را به تاراج برد و انسان خلیفة الله را به سراشیب ضعف و درماندگی بکشاند؛ و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم؛کشمکش نکنید که سست می‌شوید و قدرتتان را از دست می‌دهید ;.(سوره انفال،ایه 46 )

بنابراین،تنها در جامعه‌ای که گل همیشه‌بهارِ «وحدت کلمه» می‌روید،می‌توان بوی خوش شکوفایی و نوآوری را به مشام جان شنید و به استوارسازی ارزش‌های اخلاقی و انسانی و گسترش عدالت و معنویت امیدوار بود و بارش رحمت الهی و وزش نسیم اصلاح و سازندگی حقیقی را نظاره‌گر شد؛ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون؛همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند. پس میان برادرانتان اصلاح کنید و تقوای الهی را پیشه خود سازید. باشد که مورد رحمت حق واقع شوید ;.(سوره حجرات،ایه 10)

 



 نگاشته شده توسط معصومه پناهيان در جمعه 21 خرداد 1389  ساعت 9:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

زندگی فرصت تلاش

وقتی مقابل آیینه قرار گرفتم، از آن گریختم؛زیرا حقیقتی را بر من آشکار نمود که گذشت روزگار مرا متوجه آن نکرده بود.آیینه به من گفت:تو انسان دیروزی نیستی !

من ابتدا منظور او را نفهمیدم.اما هنگامی که در کنار سالمندی قرار گرفتم که تنها روی نیمکت پارک نشسته و به نقطه‌ای خیره شده بود،دریافتم که آیینه چه می‌گوید! عصا و عینک سالمند و برفی که روی سر او نشسته بود، همه چیز را برایم روشن کرد

این داستان زندگی همه ماست.روزی به دنیا می‌اییم و روزی دیگر مجبور به ترک آن می‌شویم،اما تنها با انجام وظایفی که بر عهده ما گذاشته شده است،می‌توانیم از این پل،به خوبی گذر کنیم.چه بسیار افرادی هستند که در اندوه عمراز دست رفته به سر می‌برند و از اینکه چه کارهایی می‌توانستند انجام دهند،ولی ندادند،در رنجند .

امروز جوانید و شاداب، تحرک و انرژی دارید،می‌توانید هر کاری را بخواهید،انجام دهید.اما فردا چه؟ ایا فرصت کافی برای فردا در اختیار شما قرار داده شده است؟نگاهی به پدر بزرگها و مادربزرگها بیندازید!اینها زمانی مانند شما بودند،نشاط جوانی در وجودشان موج می‌زد و امید در قلبشان لانه کرده بود،اما به گمان اینکه جوان هستند و فرصت برای زندگی دارند،به کارهای دیگر نپرداختند و اکنون زمان پرداختن به نیازمندیهایشان را از دست داده‌اند !

پس باید تلاش کرد.هر آنچه را می‌توان امروز به انجام رساند، انجام داد.کار و تلاش با انسان متولد می‌شوند .

بنابراین،باید از همان ابتدا لجام آنها را به دست گرفت و راه زندگی کردن را هموار کرد،ارزش آدمی از روی کاری که انجام می‌دهد،سنجیده می‌شود.فردی که پر کار است و در کار خود دقت و سرعت و مهارت دارد،شیفتگان بیشتری را به سمت خود جذب می‌کند.در مقابل،کسی که کار را به عنوان یک اصل از اصول لازمه زندگی نمی‌شناسد و به آن اهمیت زیادی نمی‌دهد،از آنجایی که پس از مدتی سربار جامعه می‌شود،ارزش واعتبار خود را در میان مردم از دست می‌دهد و مورد توجه آنان قرار نمی‌گیرد.امروز و فردا کردن برای انجام امری،زمان آن را هدر می‌دهد.با شروع هر کار،نقطه امیدی در انسان ایجاد می‌شود و انجام هر کار نیز تجربه جدید به انسان می‌آموزد که تا سال‌های سال می‌تواند مورد استفاده دیگران قرار گیرد.با نگاهی به ایات سی و هشتم تا چهلم سوره نجم،در می‌یابیم که هر کس باید سعی کند خودش کار خودش را انجام دهد تا بتواند جوابگوی آن باشد.خداوند در این مورد فرموده است:«کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد و برای انسان،جز آنچه در راهش کوشش نماید،چیزی وجود ندارد و البته روزی نتیجه کوشش را خواهد دید».با قرار گرفتن در موقعیت دو نفر که یکی از آنها هدفی را با تلاش دنبال می‌کند تا به هدف برسد و دیگری که در میان راه،توجهش به چیز دیگری غیر از هدف معطوف می‌شود و گاه راه را می‌پیماید و گاه از آن منحرف می‌شود و یا احساس ناتوانی و درماندگی می‌کند و سرانجام،در یک جا می‌ماند و از رسیدن به مقصد صرف نظر می‌کند و یا پیمودن آن را به زمانی دیگر وا می‌گذارد، معنی این ایات را به خوبی در می‌یابیم .

نکته‌ای که باید به آن توجه داشت،این است که هر کاری که بدون در نظر گرفتن خدا انجام شود،یا به مقصد نمی‌رسد و یا بی‌نتیجه می‌ماند.انسان‌هایی هستند که کار می‌کنند، ولی کارشان بیهوده است و افزون بر آن،چون رنگ خدایی ندارد،در جامعه نمود پیدا نمی‌کند.چنین افرادی زیانکارترین مردم به شمار می‌روند؛زیرا دستاورد تلاش خود را نمی‌بینند.همچنان که خدواند متعال در قرآن کریم فرموده است ایا شما را به زیانکارترین انسان‌ها در کارها خبر دهم؟کسانی که سعی و تلاششان در زندگی دنیا ضایع شده و پنداشتند که کارهایشان را،به خوبی انجام داده‌اند ;. (سوره کهف،ایه 104)

کار خوب آن است که رضای خداوند را هم به دنبال داشته باشد.اگر بر هر کاری که انجام می‌دهیم، خدا را حاضر و ناظر ببینیم،کمتر دچار ناراستی و کجی می‌شویم.اگر کار برای خدا انجام نگیرد،پاداشی نخواهد داشت،چنان که خدواند در این مورد فرموده است: هر کس کار شایسته‌ و نیکی انجام دهد و مؤمن باشد(برای خدا انجام دهد)،پس تلاش او را انکار نمی‌کنیم(نادیده نمی‌گیریم) و آن را برایش می‌نویسیم ; (سوره انبیاء،ایه 94)،در جای دیگر هم می‌فرماید: و هر کسی که آخرت را خواست و برای آن تلاش نمود و ایمان داشت،پس آنها تلاششان ستوده(مورد توجه خداوند) است ;.(سوره انبیاء،ایه 19)

از معنی این دو ایه،به خوبی در می‌یابیم،تلاش پاداشی دارد که اگر با ایمان به خداوند و برای او انجام گرفته باشد،بر عهده او واگرنه،پاداشش بر عهده کسی خواهد بود که کار برای او انجام شده است .

خداوند به کسانی که تلاششان در راه خشنودی او باشد،چنان پاداشی می‌دهد که آنها را خشنود‌کند. چنانچه در سوره غاشیه ایه 9 نیز می‌فرماید: (بهشتیان) از تلاششان راضی هستند؛(یعنی در کاری که برای خدا انجام گیرد،پشیمانی راه ندارد)

 

v



 نگاشته شده توسط معصومه پناهيان در جمعه 21 خرداد 1389  ساعت 9:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب

1. کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند .

2.
كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء میكنند دير منطق را قبول می‌كنند و بيشتر غير منطقی هستند

3.
كسانی كه از خطوط عمودی استفاده میكنند لجاجت و پافشاری در امور دارند

4.
كسانی كه از خطوط افقی استفاده میكنند انسان‌های منظّم هستند

5.
كسانی كه با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشيده‌اند

6.
كسانی كه پيچيده امضاء می‌كنند شكّاك هستند

7.
كسانی كه در امضای خود اسم و فاميل می‌نويسند خودشان را در فاميل برتر می دانند

8.
كسانی كه در امضای خود فاميل می‌نويسند دارای منزلت هستند

9.
كسانی كه اسمشان را می‌نويسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

10.
كسانی كه به حالت دايره و بيضی امضاء می‌كنند ، كسانی هستند كه میخواهند به قله برسند
کسانی که الان دارن روی برگه امضا میکنند خیلی خنگ هستند که یادشون نیست امضا شون چه شکلیه

 

 



 نگاشته شده توسط معصومه پناهيان در جمعه 21 خرداد 1389  ساعت 9:36 PM نظرات 0 | لينک مطلب

دیدگاه زیبای گاندی: 7 مورد خطرناک


از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند :

1.        ثروت، بدون زحمت

2.       لذت، بدون وجدان

3.      دانش، بدون شخصیت

4.      تجارت، بدون اخلاق

5.      علم، بدون انسانیت

6.       عبادت، بدون ایثار

7.      سیاست، بدون شرافت


این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد

 



 نگاشته شده توسط معصومه پناهيان در جمعه 21 خرداد 1389  ساعت 9:35 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را به تصویر بکشد.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از خورشید به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در چمن می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد. اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بودند. این تابلو با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت.اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.


پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :

آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل و بدون کار سخت یافت شود ، بلکه معنای حقیقی آرامش این است که هنگامیکه شرایط سختی بر ما می گذرد آرامش در قلب ما حفظ شود

 

***زندگیتان آرام

 



 نگاشته شده توسط معصومه پناهيان در جمعه 21 خرداد 1389  ساعت 9:26 PM نظرات 0 | لينک مطلب


Powered By Rasekhoon.net