بسم رب الشهداء و الصدیقین با سلام محضر شما میهمان گرامی با ایجاد این وبلاگ قصد ترویج و بازخوانی وصیت نامه شهدای گرانقدر دفاع مقدس را داریم . ان شاء الله که بتوانیم قدمی کوچک در این راه برداشته باشیم .
میثم فاطمی
تعداد مطالب : 4
تعداد کل نظرات : 0
تاريخ ايجاد وبلاگ : شنبه 6 دی 1393 
بازديد کل : 1511
تاريخ آخرين بروز رساني : سه شنبه 19 خرداد 1394 

شهدا هم به یادت تشنه ماندند یا حسین(ع)

http://khomool.ir/khomool_content/media/image/2010/10/2312_orig.PNG

همیشه یه بطری آب همراش بود

اما هیچ وقت ندیدم توی شلمچه در حین کار آب بخوره

رفتیم برای تفحص شهدا

یه خاکریز بود که جلوش سیم خاردار کشیده بودند

دو شهید رو دیدم که به سیم خاردار جوش خورده بودند

پشت سر آنها هم چهارده شهید دیگر افتاده بود

مجید بعضی از آنها را به اسم می شناخت

مخصوصا آنهایی که روی سیم خاردار خوابیده بودند

جمجمۀ شهدا هم با کمی فاصله روی زمین افتاده بود

مجید بطری آب را برداشت

روی دندان های جمجمه می ریخت و گریه می کرد

می گفت: بچه ها! ببخشید اون شب بهتون آب ندادم

به خدا آب نداشتم

تازه! زحمی بودین و آب براتون ضرر داشت!...

مجید روضه خوان شده بود و ...

تازه اون موقع بهمون گفت که چرا آب نمی خوره

میگفت هر وقت میخام اب بخورم یاد صحنه ی تشنگی اینا می افتم

دیگه نمی تونم آب بخورم

 

راوی : محمد احمدیان

از اعضای گروه تفحص شهدا

 

*برگرفته از وبلاگ دفاع مقدس*