توصیه های راهبردی حضرت آیت الله جوادی آملی در اسلامی کردن دانشگاه
اسرا: در اسلامي شدن دانش دو منظر است يكي اينكه ما زمين را به عنوان آيه خدا بخواهيم بشناسيم يا برهان امكان ماهوي، امكان فقري، حدوث و قدم اينها بحثهاي فلسفي و كلامي است اين حادث، قديم ميخواهد اين ممكن، واجب ميخواهد اين فقير، غني ميخواهد.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اسرا حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار با جمعی از اساتید برجسته دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران به ایراد توصیه هایی در باب اسلامی کردن دانشگاه و افزایش میزان دینداری دانشجویان پرداختند و در پاسخ به شوالاتی درباره راه افزایش دینداری در میان دانشجویان فرمودند: مادر پاسخ به این دو سئوال كه نصاب دينداري چيست؟ و راه افزايش دينداري و نجات از كاهش آن چيست؟ باید بدانیم که طرح، كافي نيست اين دانشجو تنها دانشجوي اساتيد نيست اين يك شهروندي است در نظامي زندگي ميكند اين شايد هشتاد درصد ديندارياش را از جامعه ميگيرد بيست درصدش را از دانشگاه اين با همه مردم جامعه از نظام و مسئولان و امّت و امنيّت سر و كار دارد يك گوشهاش هم اساتيد دانشگاه است ولي شما بزرگواران راه خوبي انتخاب كرديد آنچه در قلمرو كار شماست داريد تحقيق ميكنيد همه ما همين طوريم بيرون از قلمرو كار ما مسئول نيستيم.
حضرت استاد در ادامه فرمودند: اما مطلب اول نصاب دينداري، اعتقاد به اصول دين از يك سو، انجام واجبها و پرهيز از محرّمات از سوي ديگر اين يك نصاب است كه هر مسلماني بايد به اين اصول معتقد باشد و واجبات را انجام بدهد محرّمات را ترك كند. افزايش در دينداري اين است كه اصول را دقيقتر بررسي بكند مراحل بالاترش را بفهمد و مراحل بالاترش را باور داشته باشد گذشته از واجبها, مستحبّات را هم انجام بدهد آنكه نماز صبح ميخواند يك نيم ساعت زودتر بلند ميشود نمازش شب را هم ميخواند اين راه افزايش در دين است. آن كسي كه از محرّمات پرهيز ميكند سعي كند از مكروهات هم پرهيز كند اين يك تكامل دينداري است. اين يك توضيح كوتاهي است درباره مطلب اول و دوم كه نصاب دينداري چيست و راه افزايش و نجات كاهش دينداري چيست، اما اصل مطلب بخشي مربوط به حوزه و دانشگاه است بخشي هم واقعاً مربوط به حوزه و دانشگاه نيست يك جوان دانشجو وقتي وارد فضاي جامعه ميشود با روزنامهها با رسانهها با مسئولان با قانون مملكت با اجراي مملكت با دستگاه قضايي رابطه دارد بخش وسيعي از تأثّرش مربوط به اين كارهاي ديگران است مربوط به كار ما نيست اما آنچه مربوط به كار ماست طرحي را طرّاحي كنيم كه مربوط به كار ماست و از عهده اجرايش بربياييم چون ما در قيامت مسئول همين كاريم از ما سؤال نميكنند كه فلان جا كه اختلاس مالي شد شما چرا جلويش را نگرفتيد و همين باعث كاهش دينداري خيليها شد ما واقعاً مسئول نيستيم نه از ما سؤال ميكنند نه اگر هم سؤال كردند ما ميمانيم ميگوييم به ما مربوط نبود ما همين قدر توان داشتيم. بنابراين ما يعني حوزه و دانشگاه به مقدار قلمرو دانشمان هم بايد نصاب دينداري را تبيين كنيم هم راه نجات كاهش دينداري را و اين كار را ميشود كرد حالا وارد اصل مطلب بشويم.
ایشان ضمن آسیب شناسی فضای دانشگاهی کشور فرمودند: وقتي كه امام(رضوان الله عليه) يا ساير مسئولان فرمودند دانشگاهها بايد اسلامي بشود خيليها فكر ميكردند كه دانشگاه بايد مسلمان داشته باشد دانشجو بايد مسلمان باشد به اين فكر افتادند نمازخانه درست كنند, نماز جماعت درست كنند, دعاي كميل درست كنند, دعاي توسل, كلاس دخترها و پسرها را از هم جدا كنند, تفكيك جنسيّت بشود, حجاب درست بشود همه اين كارها, كار خوبي است اما اين كار مسجد و حسينيه است نه كار دانشگاه, حرف اول دانشگاه را دانش ميزند بنا بر اين معناي اسلامي شدن دانشگاه این نيست كه ما دانشجوي مسلمان داشته باشيم آن كار خوبي است, استاد مسلمان داشته باشيم بايد هم داشته باشيم كار خوبي است اما حرف اول و آخر دانشگاه را دانش ميزند اگر ما توانستيم دانش را اسلامي كنيم دانشگاه ميشود اسلامي. در سايه او خيلي از اين بركات فراهم ميشود بنابراين داشتن نمازخانهها, نماز جماعتها, دعاي كميلها اينها خيلي كمك ميكند اما اين كار مسجد و حسينيه و حوزههاست كار دانشگاه برتر از اين و بالاتر از اين است. دانشگاه بايد دانشش اسلامي باشد آن كارها اسلامي كردنش يا همه موافقاند يا اگر برخيها مخالف باشند حرفي براي گفتن ندارند يعني داشتن نمازخانه, نماز جماعت اينها يا همه موافقاند يا اگر كسي مخالف باشد قدرت اظهار ندارد براي اينكه در يك نظام اسلامي كه اين همه خون ريخته شد حداقل اين است كه مردم واجباتشان را انجام بدهند. بنابراين اسلامي كردن دانشگاه به اين معنا كه نماز جماعتي باشد, نمازخانه باشد يا همه موافقاند يا اگر كسي هم مخالف بود قدرت مخالف ندارد.
مرجع تقلید شیعیان جهان همچنین به علت مخالفت برخی از کسانی که با اسلامی شدن دانشگاهها مخالفند پرداختند و افزودند: اما مسئله اسلامي شدن دانشگاه يك عدّه جدّاً مخالفاند آدمهاي خوبي هم هستند نه اينكه آدم بدي باشند ميگويند دانش كه اسلامي نيست زمينشناسي اسلامي و غير اسلامي نداريم, ستارهشناسي اسلامي و غير اسلامي نداريم, كشاورزي، درختكاري اسلامي و غير اسلامي نداريم, براي اينكه اين مسئله خوب براي شما اساتيد محترم جا بيفتد مستحضريد كه اين فكر بعد از پيروزي انقلاب يك فكر بينالمللي و فكر جهاني است مخصوص ايران يا كشورهاي اين قسمتها نيست مسلمانها و متديّنيني كه در مالزي بودند آنها هم همين همايش و كنگره را داشتند. در يكي از همايشهايي كه در مالزي برگزار شد مسئول همايش شخصيّت رسمي دانشگاهي آنها آمده گفته آقايان من قبل از ورود در بحث از يك طنز شروع بكنم بعد نتيجه بگيريم كه اصلاً دانشگاه نميشود اسلامي باشد مگر دانش را ميشود اسلامي كرد؟! گفت طنز اوّلم اين است كه شما دوچرخه اسلامي و غير اسلامي داريد خنديد و خنداند گفت دوچرخه اسلامي و غير اسلامي نداريم همچنين يخچال و اتومبيل شما يخچال اسلامي داريد يخچال غير اسلامي داريد هم خودش خنديد و هم آنها را خنداند, دوم: دوچرخهسواري اسلامي داريم كه اگر كسي دوچرخهسواري ميخواهد بكند اسلامي باشد اين طور ركاب بزند اگر غير اسلامي باشد طور ديگر ركاب بزند خودش خنديد و آنها هم خنديدند و گفتند دوچرخهسواري اسلامي و غير اسلامي نداريم. سوم: دوچرخهسوار يا مسلمان است يا غير مسلمان, گفتند بله, گفت شيمي همين طور است, فيزيك همين طور است, درياشناسي اين طور است, درختشناسي اين طور است, كِرمشناسي اين طور است, صحراشناسي اين طور است, معدنشناسي اين طور است. زمينشناسي اسلامي و غير اسلامي نداريم براي اينكه شرق و غرب مسلمان و كافر زمينشناسيشان همين درس است همين بحث است نه زمين اسلامي و غير اسلامي داريم نه زمينشناسي اسلامي و غير اسلامي داريم همان طوري كه يخچال اسلامي و غير اسلامي نداريم يخچالشناسي اسلامي و غير اسلامي نداريم يخچالشناس يا مسلمان است يا كافر بنابراين ما زمينِ اسلامي نداريم (يك) زمينشناسي اسلامي نداريم (دو) زمينشناس يا مسلمان است يا غير مسلمان بنابراين علم نميتواند رنگ ديني داشته باشد علم الاّ ولابد سكولار است سكولار يعني بيتفاوت نه ضدّ دين باورشان شد و تسليم شدند و خيليها هم قبول كردند كه دانش نميتواند اسلامي باشد علم الاّ ولابد سكولار است.
علامه جوادی آملی در پاسخ به شبه مطروحه فرمودند: سرّش اين است كه اينها واقع دانش را نشناختند كه علم يعني چه اصلاً علم را نميدانند چيست. ما براي اينكه به آن مطلب برسيم مثالي ذكر بكنيم تا به ممثّل برسيم ما الآن در اتاقي نشستيم كه طول و عرضش مشخص است اين اتاق حرفي براي گفتن ندارد مگر برابر نقشهاي كه كلّ ساختمان در اختيار او قرار داده اين اتاق جايش كجاست كجا بايد قرار بگيرد نقشهاي كه معمار و مهندس اين ساختمان اين مجموعه تنظيم كرد جاي اين اتاق را مشخص كرد آيا ما زمينشناسي اسلامي داريم يا نداريم اين را نه خود زمينشناسي ميتواند اثبات بكند نه خود زمينشناسي ميتواند نفي بكند نه زمينشناسي ميتواند بگويد من شك دارم زمينشناسي فقط ساكت, ساكت يعني ساكت هيچ حقّي ندارد چرا؟ براي اينكه اسلامي و غير اسلامي, ديني و غير ديني مربوط به زمين و زمان نيست مربوط به كلّ جهان است آيا كلّ جهان خدا دارد يا ندارد جهان آغازي دارد يا ندارد, انجامي دارد يا ندارد اين ميشود جهانبيني. جهانبيني كار فلسفه است نه زمينشناسي مهندس كل فلسفه است فلسفه را كه ميگويند رئيس العلوم اگر مرحوم بوعلي را گفتند شيخالرئيس براي اينكه رئيس علوم را داشت آن كسي كه درباره زمين بحث ميكند يك وجب است قدّش آن كه درباره كلّ جهان بحث ميكند يك قدّ بلندي دارد. آيا جهان خدا دارد يا ندارد؟ آيا جهان يك آفريدگاري دارد يا خودساخته است؟ يك وقت است ميگوييم تندبادي جايي وزيده يك تلّ ماهوري و تپّه ماهوري شن درست كرده كسي اينجا شن جمع نكرده يك وقت يك برجي ميبينيم برج ميلاد, برج ايفل اين برج را چه كسي ساخته يعني يك بادي جمع شده اين آجرها و سيمانها و مصالح ساختماني را روي هم گذاشته شده برج ميلاد اين است؟ بله ما آن تپّه ماهوري شن بيابان را ميتوانيم بگوييم طوفان اين را جمع كرده گردباد آمده اينها را قدري جمع كرده يك متري شن درست كرده اما اين برج را كه نميشود گفت كه, اين كاخ عاليقاپور را نميشود گفت كه باد باد درست شده. خب بالأخره كلّ اين جهان خدا دارد يا ندارد؟ اين را نه فيزيك ميتواند جواب بدهد, نه شيمي ميتواند جواب بدهد, نه كشاورزي نه دامداري هيچ كدام از اين علوم تجربي و رياضي نميتواند جواب بدهند چرا؟ براي اينكه هر كدام در مورد خودش سخن ميگويند الآن اين باسكولهايي كه مشخص است اين باسكولها براي اين است كه اين كاميونها را با بارشان بسنجد از اين باسكولها شما بپرس كه آقا سلسله جبال البرز چند كيلوست؟ اين باسكول و صاحبباسكول فقط بايد ساكت بشود بگويد من نميدانم كار من نيست, بگويد اثبات بكند فلان قدر است ميگوييم تو توانت نيست, نفي بكند ميگوييم تو توانت نيست, شك بكند ميگوييم تو حقّ شك نداري شك براي كسي است كه ترازو دستش است تو ترازويت ترازوي سلسله جبالسنجي نيست نبايد از تو سؤال كردند كه كُره زمين وزنش چقدر است جواب بدهي, بگويي آقا به من مربوط نيست حقّ شك هم نداري فقط بايد ساكت باشي بگويي به من مربوط نيست از يك زمينشناس سؤال بكنند كه آقا اين جهان خدا دارد يا ندارد او حقّ شك هم ندارد چون شك, ترديد دو طرف است كسي كه كار او هست ميتواند شك بكند كسي كه كارش نيست نبايد شك بكند اين فقط بايد ساكت باشد بگويد كار من نيست خب, پس علمي هست كه مربوط به كلّ عالم است زمينشناس، زمانشناس، فيزيك، شيمي، شعب گوناگون رياضي اينها درباره اينكه علم ديني هست يا نيست يا شك داريم هر سه ضلع مثلث ساكتاند نه حق دارند اثبات كنند نه حق دارند نفي كنند نه حقّ شك دارند كارشان نيست اين فلسفه است فلسفه درباره كلّ جهان بحث ميكند كه آيا خدا دارد يا ندارد.
استاد بزرگ فلسفه با اشاره به روش شناسی فلسفه فرمودند: خود فلسفه اول وقتي كه ميدان ميآيد سكولار است يعني نه سكولار به معني نفي، سكولار يعني بيتفاوت، لابشرط به اصطلاح حوزويان. اين نميداند كه جهان خدا دارد يا ندارد اول لخت به ميدان ميآيد اگر براهين و ادلّه قانعكننده نبود ـ معاذ الله ـ كجراهه رفت اول كاري كه ميكند خودش را ملحد ميكند ميگويد خدايي نيست بعد همه علوم زيرمجموعه خود را ملحد ميكند خدا نيست وقتي خدا نبود ميشود طبيعت اينكه ميگويند علوم طبيعي, علوم طبيعي همين است طبيعت اين كار را كرده, طبيعت آن كار را كرده, شانس اين كار را كرده با خرافات ميگردند خدايي وقتي در كار نباشد, پروردگاري در كار نباشد زمينشناسي, الحادي محض است رياضيات الحادي, همه علوم ميشود الحادي حالا ممكن است خود شخص نماز بخواند خود شخص مسلمان باشد اما اين علم, علم الحادي است ولي اگر انشاءالله اين فلسفه بيراهه نرفته و ثابت كرده جهان را صانعي باشد خدا را, اين نظم دقيق را ناظمي هست اوّلين كاري كه فلسفه ميكند جامعه اسلامي را درباره خودش ميگويد اين فلسفه ميشود الهي در برابر آن فلسفه الحادي وقتي خودش شده الهي, همه علوم را ميكند الهي يعني زمينشناسي ميشود الهي, زمانشناسي ميشود الهي, رياضي ميشود الهي, چه كار ميكند؟ طبيعت و طبيعيات را رفت و رو ميكند ميريزد دور ميگويد ما دانشي به نام دانش طبيعي نداريم ما هر چه داريم خلقتشناسي داريم خلقتشناسي هم نميشود الهي نباشد ديني نباشد وقتي ثابت شد كلّ عالم كار خداست يك زمينشناس محترم كه در دانشگاه دارد تفسير ميكند او مفسّر است الآن ما كه در حوزه قرآن تدريس ميكنيم تفسير ميكنيم چرا تفسير ما اسلامي است؟ براي اينكه ميگوييم خدا چنين گفت, خدا چنين گفت, خدا چنين گفت, آن استاد دانشگاه هم ميگويد خدا چنين كرد, خدا چنين كرد, خدا چنين كرد, علم او اگر اسلاميتر از علم ما نباشد كمتر نيست ما خلقتشناسي داريم مگر ميشود خلقتشناسي باشد و اسلامي نباشد؟! علم ديگر به معني سكولار يعني چه؟! يك كشاورز ميگويد خداي سبحان بر اساس نظمي كه دارد ﴿قَدَّرَ فِيهَا اقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ﴾ كه در قرآن فرمود فصول چهارگانه آورده كه چه موقع زمين آب ميگيرد, چه موقع ما شيار بكنيم, چه موقع بذرافشاني بكنيم, چقدر بذرافشاني بكنيم همه اينها را گفته همين خدا در قرآن اين هواشناسي را, باد و باران را مشخص كرده فرمود ما اين هوايي كه ميبينيد بعد باد توليد ميكنيم اول نسيم است بعد شديد ميشود به صورت باد در ميآيد بعد ابر توليد ميكنيم بين اين ابرها نكاح و ازدواج برقرار ميكنيم اين ابرها تلقيح ميشوند باردار ميشوند وقتي ميخواهند بزايند ما برايش رَحِم درست ميكنيم كه شلنگي نبارد اگر اين برفها و تگرگها و بارانها شلنگي ببارد كه همه مزرعه و مسكن را ويران ميكند كه فرمود ما براي اينها رحم درست ميكنيم ﴿فَتَرَي الْوَدْقَ﴾ وَدق اين قطره قطره ﴿يَخْرُجُ مِنْ خِلاَلِهِ﴾ از لابهلاي او ما غربالياش ميكنيم رحم درست ميكنيم همه اينها را گفته اين چطور ميشود اسلامي نباشد.
بنابراين اگر فلسفه الهي است كما هو الحق ديگر طبيعت و طبيعيات و اينها رخت برميبندد خلقت و خلقيّات است خلقتشناسي فرض ندارد الهي نباشد مگر ميشود انسان كار خدا را تفسير بكند و ديني نباشد ممكن است كسي باور نكند نماز نخواند ولي كار, كار ديني است اين ميز را آن آقا ساخته شما داريد كار آن آقا را تفسير ميكنيد حالا ممكن است با او دشمن باشيد باش ولي كار او را داريد تفسير ميكنيد. اين فرش را فلان شخص بافت شما داري تار و پود اين فرش را بررسي ميكني كار او را داري بررسي ميكني حالا مخالف او هستي باش. دانش نميشود غير اسلامي باشد الاّ ولابد دانش, الهي است.
آیت الله جوادی آملی درباره راه صحیح اسلامی کردن محیط های علمی کشور فرمودند:
مطلب بعدي آن است كه در اسلامي شدن دانش دو منظر است يكي اينكه ما زمين را به عنوان آيه خدا بخواهيم بشناسيم يا برهان امكان ماهوي, امكان فقري, حدوث و قدم اينها بحثهاي فلسفي و كلامي است اين حادث, قديم ميخواهد اين ممكن, واجب ميخواهد اين فقير, غني ميخواهد اين بحث فلسفي و كلامي است خب البته اين معلوم است اسلامي است نه, يك وقت ما نميخواهيم بحث فلسفي و كلامي بكنيم بحث زمينشناسي ميخواهيم بكنيم اين نظم را آن ناظم قرار داد, اين مخلوق را آن خالق قرار داد خدا چنين كرد, خدا چنين كرد, خدا چنين كرد. يك استاد دانشگاه دارد فعل خدا را تفسير ميكند اين فعل فرض ندارد كه اسلامي نباشد. متون درسي در اين فضا تدوين ميشود به آن آقايان هم عرض شد كه اينها خيال كردند معناي اسلامي شدن دانشگاه اين است كه ما, يك بسم الله بگذاريم, آرم جمهوري اسلامي را بگذاريم بشود اسلامي خير, علم يعني علم, دانش بايد ديني باشد دانش اگر معلوم شد كه ما طبيعيات نداريم, خَلقيات داريم فعل خدا را داريم بررسي ميكنيم اين فرض ندارد, البته آن كار را هم ميكنيم بسم الله هم مينويسيم, عكس هم ميگذاريم, آرم جمهوري هم ميگذاريم اينها تشريفات نظام ماست اما اسلامي شدن دانش به آن آرم و آن بسم الله نيست اسلامي شدن دانش به خود اينكه دانش, تفسير فعل خداست ما هر چه فكر ميكنيم كه ما زمينشناسي غير ديني داشته باشيم نداريم براي اينكه شما داريد فعل خدا را تفسير ميكنيد چطور شد كه تفسير قرآن اسلامي شد و تفسير زمين اسلامي نيست؟! آن فعل خداست اين قول خدا, فعل خدا را كسي تفسير بكند ديني نيست ولي قول خدا را كه تفسير بكند ديني است.
آیت الله جوادی آملی درادامه با اشاره به این که چرا برخی تفسیر قول خداوند را اسلامی می دانند اما تفسیرفعل خداوند را اسلامی نمی دانند تاکیدکردند:
اما سرّش اين است كه اسلام را در حوزه نقل پياده كرديم آن عقل را گذاشتيم كنار بسياري از ماها اسلامي حرف زديم و قاروني فكر كرديم قارون چه گفت؟ گفت من خودم تحصيل كردم مال پيدا كردم ﴿إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَي عِلْمٍ عِندِي﴾ بشري است خداي سبحان ميفرمايد بشري است ميخواهيد بشر را بشناسيد ﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِن مَنيٍّ يُمْنَي﴾ بشر را بخواهيد بشناسيد ﴿وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً﴾ بشر را بخواهيد بشناسيد ﴿وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَي أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً﴾ بشر اين اضلاع سهگانه را دارد يك قطره آب بود ما به اين صورت در آورديم تازه آن يك قطره آب هم ما ساختيم الآن صدها دانشكده است ميخواهد اين انسان را بشناسد آخر اصلش يك قطره آب است فرعش هم يك قطره آب است و جاي ديگر هم كه نيامده خيلي از بيماريهاست هنوز كشف نشده خيلي از اسرار است هنوز كشف نشده اسرار روانشناسي كه به اين زوديها كشف نميشود تجربي نيست خب اين يك قطره آب. بشر اينكه قارون گفت من خودم زحمت كشيدم اينها بشري است گفتند فقط بشر كه آن بود! در سورهٴ نحل فرمود زادروز شما كه به دنيا آمديد كه نميدانستيد كه حتي آتش گرم است آتش از كجا بچه بفهمد تا دستش نبرد و نسوزد نميفهمد آتش گرم است كه فرمود: ﴿وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً﴾ اين نكره در سياق نفي است ديگر يعني هيچ چيزي نميدانستي واقعاً كودك هيچ چيزي نميداند بعد هم فرمود اين خطر در پيش است كه بعضيها در دوران فرتوتي و كهنسالي به جايي ميرسند ﴿لِكَيْلاَ يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً﴾ من آنچه خواندهام همه از ياد من برفت بعضيها در دوران پيري همين ميشوند ديگر. پس مثل قارون نگوييد اينها بشري است ما خودمان كسي كرديم بگوييد ﴿عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾ ما يك قطره آب بوديم ما را به اين صورت لؤلؤ لالا در آورد روح به ما داد, حقيقتي به ما داد, علم به ما داد ما در كنار سفره او نشستيم بنابراين فعلي از افعال خدا دارد ساير افعالش را ترسيم ميكند و تفسير ميكند.
ایشان همچنین با اشاره به نصاب ومعیار دینداری افزودند: بنابراين برگرديم به عصاره آن مطالب قبلي نصاب و معيار اصلي دينداري اعتقاد به اصول, انجام واجبها, ترك محرّمات راه افزايشش دو قسم است ما در حوزهمان در تدريسمان, قيام و قعودمان, نمره دادنمان, رفتارمان ادب اسلامي را رعايت كنيم اين دانشجو يا اين طلبه كه با ماست وقتي ميبيند ما آنچه را گفتيم عمل ميكنيم نه بيراهه ميرويم نه راه كسي را ميبنديم از ما همين را ميخواهد اما در فضاي بيرون اگر دستگاه قضايي را, دستگاه اجرايي را, دستگاه ديگر را ببيند يك اختلاسهايي هست يك كم و زيادهايي هست ديگر دانشگاه مسئول نيست البته امر به معروف و نهي از منكر يك بحث كلّي است كه همه ما داريم كه هر كدام ما بايد باشد و اينها, بنابراين انشاءالله كه سعي شما مشكور باشد تلاش و كوشش بايد به اين سمت باشد كه دانشگاه اسلامي بشود و اسلامي شدن دانشگاه حرف اول را دانش ميزند دانش بايد اسلامي باشد متون درسي بايد اين بشود, قبل از اينكه چنين متني فراهم بشود استاد همين حرفها را در سر كلاس ميگويد ما خلقت داريم نظير دوچرخه نيست اولاً دوچرخه صنعت است طبيعت نيست در خارج وجود ندارد (يك) طبيعت هم خلقت است طبيعتي در كار نيست دوچرخهسازي يا يخچالسازي اينها مونتاژ طبيعت است يعني قطعاتي از خارج آهن و غير آهن را جمع ميكنند ميشود دوچرخه يا ميشود اتومبيل اين وجود خارجي ندارد يك مجموعه اعتباري است زمين هم خلقت است نه طبيعت ديگر طبيعيات ما نخواهيم داشت و خلقتشناسي است و ذات اقدس الهي همه اينها را مطرح كرده و به عنوان خلقتشناسي يك موحّد دارد كارِ خدا را تفسير ميكند كه اميدواريم سعي شما اساتيد بزرگوار بيش از گذشته ثمربخش باشد هم بتوانيد دانشگاه را اسلامي كنيد هم دانشجويان را مسلمان بپرورانيد.