آقا ! نگاهت سوي آهوهاست مي دانم !
دستان پاکت مثل من تنهاست مي دانم !
آقا ! اگر تو بر نمي گردي دليل آن
در دست هاي پرگناه ماست ، مي دانم !

برآر دست دعا تا دعا كنيم بيايد ...
براي يوسف زهرا دعا كنيم بيايد ...
بيا و حاجت خود را فداي حاجت او كن
به هر نياز و تمنا دعا كنيم بيايد ...
بريزد اشك شب و روز ، آن غريب زمانه
دلش شكسته ز غمها ، دعا كنيم بيايد ...
اگر دعا نكنم من ، اگر دعا نكني تو
كشد غمش به درازا ، دعا كنيم بيايد ...
نوشته شده در جمعه 23 تیر 1391 ساعت
11:20 AM توسط مهشيد اقدم نظرات 0 | |
![]()
