( آب را گل نكنيد )
( شعر هاي كودك و نوجوان علي سليماني )




( يادمان باشد )


آب ها قطره قطره می میرند
آسمان قهر کرده با دریا
سهم چشمان خاک ها هیچ است
ابرها می روند از دنیا

گرچه شهرم همیشه نورانی ست
نور ها بی بهانه می ميرند
پرده ها رنگ مرگ می گیرند
گوشه ی آشیانه می ميرند

هر سیاهی سفید هم بشود
لحظه هامان که پیر خواهد شد
ما اگر یار لاله ها نشویم
بوستان هم کویر خواهد شد

گام ها بی قرار بازارند
چشم ها در هیاهوی مصرف
یادمان باشد امسال
گفتيم ...
( سال اصلاح الگوی مصرف )
 


نگاشته شده توسط علي سليماني چهارشنبه 19 اسفند 1388  ساعت 4:25 PM 
ستاره بارانم كن 0




(چشمان بابا )


گوشه ی ایوان
گلدان خالی
گل ها پریشان

بابا ولی ریخت
بر روی ماشین
آب فراوان

ای کاش گل ها
تنها نباشند
امروز و فردا

ای کاش باشد
در فکر فردا
چشمان بابا

 


نگاشته شده توسط علي سليماني یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 11:34 PM 
ستاره بارانم كن 0




( راهي ندارند )

دنیا برایشان
مانند سفره است
سرشار خنده اند

از روی هر درخت
میوه نمی خورند
هی شاخه کنده اند

سوی بهشت نیست
راهی برایشان
هر چند بنده اند

بازنده می شوند
آنان که روز و شب
اسراف کرده اند
 


نگاشته شده توسط علي سليماني جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 10:48 AM 
ستاره بارانم كن 0




( صرفه جويي )

رودها می خشکند
ماهیان می میرند
کوه ها بی برف اند
از زمین دلگیرند

قطره قطره باران
پیش من محبوب است
آب را گل نکنید !
صرفه جویی خوب است


نگاشته شده توسط علي سليماني دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 9:38 AM 
ستاره بارانم كن 0




( خورشيد )

باران که باشد
در فکر خانه
مهمان نوازیم

سرما که آمد
فهمیده ام که
محتاج گازیم

روزی بخاری
با نور خورشید
باید بسازیم
 


نگاشته شده توسط علي سليماني شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 2:36 PM 
ستاره بارانم كن 0




( لبخند )

با اینکه برق نیست
درخانه های ما
امشب تولد است

باید چه کار کرد
چون شمع ها نبود
بغض علی شکست

ای کاش لامپ ها
خاموش می شدند
وقتی که شب نبود

آن وقت می رسید
روی لب علی
لبخند زود زود
 


نگاشته شده توسط علي سليماني پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 4:16 PM 
ستاره بارانم كن 0




Powered By Rasekhoon.net