گلچین شعر

زندگی وزن نگاهیست که در خاطره ها می ماند. سهراب سپهری

سعدی 51

 حکایت در معنی عزت نفس مردان 

 

سگی پای صحرا نشینی گزید

به خشمی که زهرش ز دندان چکید

شب از درد بیچاره خوابش نبرد

به خیل اندرش دختری بود خرد

پدر را جفا کرد و تندی نمود

که آخر تو را نیز دندان نبود؟

پس از گریه مرد پراگنده روز

بخندید کای مامک دلفروز

مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش

دریغ آمدم کام و دندان خویش

محال است اگر تیغ بر سر خورم

که دندان به پای سگ اندر برم

توان کرد با ناکسان بدرگی

ولیکن نیاید ز مردم سگی

 



[ سه شنبه 11 مهر 1396  ] [ 12:27 PM ] - سید رضا هاشمی

[ نظرات0 ]