پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دشمنان کشورمان همواره از روشهای مختلف برای براندازی و ایجاد آشوب و ناامنی درون شهرها استفاده میکردن. یکی از این روشها ترور شخصیتهای تاثیرگذار انقلاب توسط منافقین بود.
ادامه مطلب
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:36 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
نمیدانستیم چه کسی دارد میآید، اما بچهها به محض دیدن هلیکوپتر از شادی سر از پا نمیشناختند.
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:36 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:35 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
کارش را هم در بانک رها کرد. از سپاه نامه دادند تا ایشان به آنجا مأمور شوند؛ اما بانک نپذیرفت و مدتی هم حقوقش را قطع کردند؛ اما حبیب گفت: «من رو اخراج کنید، اما من میرم جبهه».
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:34 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
یکی از نیروهای سپاه بدر گفت: برخی از مردم که هدف صدام را می دانستند، هر کمکی که از دستشان برمیآمد، انجام میدادند. به خاطر دارم زنان شمال عراق طلاهای خودشان را برای کمک به جبهه ایران میفرستادند.
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:34 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
وقتی دیدم مأمور ساواک به سمت منبر شیخ انصاری میرود، لحظهای فراموش کردم که باردار هستم. دستم را به دور پای مرد ساواکی قلاب کردم و چنان کشیدم که مرد با سر به زمین خورد. یکی محکم به پهلویم لگد زد. در خود مچاله شدم.
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:32 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
استاد قرائتی تعریف میکرد که ما آخوندهارو خیلی سخت میشه گریاند ! اما یکی از رزمندگان خاطره ای تعریف کرد که اشکمونو در آورد !
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:31 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
جانباز شهید «حمیدرضا مدنی قمصری» اهل شهرستان قمصر از توابع کاشان در استان اصفهان است که بعدها به تهران عزیمت کرد، در تهران به مدرسه رفت و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق ادامه داد.
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:30 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
«برادر رزمنده سلام، من یک دانش آموز دبستانی هستم. خانم معلم گفته بود که برای کمک به رزمندگان جبهههای حق علیه باطل نفری یک کمپوت هدیه بفرستیم.
[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 10:30 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
علیعباس از نیروهای لبنانی شهید چمران بود. او بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که شهید چمران درگیر مسائل کردستان بود با گروهی از کودکان یتیم لبنانی به ایران آمد و به خدمت امام(ره) رسید.
اکران فیلم سینمای "چ"، بهانهای بود تا به واکاوی برخی خاطرات افراد حاضر در پاوه آن زمان بپردازیم. یکی از این رزمندگان، «سردار جعفر جهروتیزاده» است. از وی تاکنون چندین کتاب خاطرات منتشر شده و عناوینی نیز در دست انتشار دارد. دیدهها و شنیدههای او از پاوه سال 58 بخش چهارم کتاب منتشر نشده اوست. آنچه در ادامه میآید، مروری بر این بخش از کتاب است که برای نخستینبار توسط خبرگزاری فارس در دو قسمت منتشر میشود. «بخش نخست» این خاطرات را در ادامه میخوانید.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب