دفاع مقدس

دفاع همچنان باقی است

قربان اطاعتی

نام پدر: - تاریخ تولد: - / - /1321
محل تولد: - تاریخ شهادت: 08/02/1361
محل شهادت: تهران طول مدت حیات: 40 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
قربان در سال 1321 در میان خانواده ای مؤمن و معتقد متولد شد، و از همان کودکی به علت تربیت مذهبی خانواده با سیره اهل بیت (ع) آشنا شد، او قبل از رسیدن به سن تکلیف انجام واجبات دین مبین اسلام را آغاز کرد. زمانیکه به مدرسه راه یافت، تمام تلاش خود را برای یاری دوستان خود انجام داد، اما به علت مشکلات متعدد نتوانست تحصیلاتش را ادامه دهد. تلاوت قرآن و مطالعه نهج البلاغه از جمله فعالیت های او بود. اطاعتی اغلب با رفتاری نیکو و دلسوز با خانواده و دوستان برخورد می کرد تا اینکه انقلاب اسلامی به اوج خود رسید و او به رهبری امام (ره) مبارزه با شاه را آغاز کرد. قربان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت بسیج مسجد درآمد. او با سمت متصدی خدمات عمومی دبیرستان مقداد (منطقه 7 تهران) در آموزش و پرورش به کار پرداخت، و در روز هشتم اردیبهشت ماه سال 1361 در حالیکه به همراه یکی از روحانیون مبارز به فرودگاه می رفت توسط منافقین کوردل به شهادت رسید، رگبار گلوله قربان و حجة الاسلام سمرقندی را بر خاک انداخت و آنان را شاهد بزمگاه الهی ساخت.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:06 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

حسین افتخاری

نام پدر: - تاریخ تولد: 11/11/1340
محل تولد: ایران - گیلان - رشت - خمیران شریفیه تاریخ شهادت: 25/05/1360
محل شهادت: خیابان امام خمینی (ره) رشت طول مدت حیات: 20 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
احساس می کنم غم غربت تمام وجودم را فرا گرفته است. احساس می کنم هزار سال است که ندیده امت. راستی چه شد که من از تو دور شدم و تو رفتی و به ملکوت رسیدی؟ چه شد که من در تارهای پوسیده ی دنیا جا ماندم و تو تا عرش پرواز کردی؟ 
مگر نه این که تو 11 بهمن ماه 1340 متولّد شده بودی؛ پدرت کتاب فروشی مذهبی داشت. هر دویمان در « خمیران شریفیه ی رشت » زندگی می کردیم اما تو برگزیده شدی تا در 20 سالگی با خدا ملاقات کنی. اولین جرقه های انقلاب که افروخته شد، تو هم فعالیتت را آغاز کردی. 
در تظاهرات شرکت می کردی؛ اعلامیه می چسباندی. پوستر پخش می کردی. وقتی نیروهای شهربانی دستگیرت کردند، آن قدر اعتراض کردیم که باید حسین را آزاد کنید تا بالاخره نیمه شب از زندان شهربانی آزادتان کردند. 
انقلاب که پیروز شد، به عضویت کمیته ی انقلاب اسلامی رشت درآمدی و فعالیت شبانه روزی ات را در آن جا آغاز کردی. آن قدر فعال بودی که نگذاشتی کمی از تأسیس سپاه پاسداران بگذرد و در دومین روز تأسیس این نهاد به جمع سبزپوشان اش پیوستی و پس از مدتی برای یک دوره ی 3 ماهه ی آموزشی به تهران عزیمت کردی. وقتی از تهران بازگشتی، در دومین روز از فروردین ماه به کردستان رفتی و یک ماه در پاوه ماندی. پاوه برای همه مان یادآور آن حادثه ی تلخ بود؛ ماشین با مین برخورد کرد و تو دچار ضربه ی مغزی، شکستگی فک و خرد شدن استخوان کف پا شدی. 
20 روز در کما بودن تو برایمان کافی بود تا مرگ را تجربه کنیم. چه کسی باور می کرد خوب شوی؟ از بیمارستان که مرخص شدی، دیگر آرام و قرار نداشتی؛ می رفتی سپاه، می آمدی پیش بچه ها؛ آرامش نداشتی، بی قرار بودی که بروی و چه زود خدا صدایت کرد. 
25/5/1360 در خیابان امام خمینی (ره) رشت، وقتی که فقط 20 سال داشتی، به دست منافقین آمریکایی به دیدار خدا نایل شدی. یکی از بچه ها می گفت شب قبل از شهادتت گفته ای که فردا با هم به عیادت دو پیرزن بیمار و محتاج برویم و من هنوز در حسرتم که چرا مثل تو نشدم؟

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:06 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

حسین اشراقی جزی

نام پدر: حسن علی تاریخ تولد: - / - /1339
محل تولد: ایران - اصفهان - گزبرخوار تاریخ شهادت: 19/08/1364
محل شهادت: دادسرای مرودشت طول مدت حیات: 25 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
سال 1339 بود. شهر گزبرخوار از توابع شهر اصفهان میزبان قدوم کودکی مهربان و زیبا به نام حسین بود. پدرش کشاورز بود و با سعی و تلاش به تربیت اسلامی فرزند همّت گماشت. حسین در سال 1346 در دبستان انوری ثبت نام کرد و ضمن تحصیل، پدر را در کار کشاورزی یاری رساند. علاقه به تحصیل و مطالعه ی کتب، موجب شد در کتاب خانه، کلوپ های نشریه نویسی و ... فعالیت نماید و در زمینه ی دروس مدرسه نیز جزو شاگردان اول باشد. 
حسین شیفته ی امام (ره) و اندیشه ها و آرمان های آسمانی اش بود؛ تا آن جا که با مطالعه ی اعلامیه ها، حضور در راهپیمایی، پخش اخبار انقلاب و همکاری با یاران امام (ره) در تعطیل نمودن مدرسه سعی کرد تا گامی کوچک در جهت پیش برد این نهضت مردمی بردارد. 
شال 1358 مدرک دیپلم خود را در رشته ی فرهنگ و ادب دریافت کرد و در رشته‌ی حقوق دانشگاه اصفهان به تحصیل پرداخت. چندی بعد به عنوان کارمند در دادسرا در واحد تحقیق و بررسی مشغول به کار شد؛ سپس جهت آموزش دادیاری به تهران اعزام گردید و در تاریخ 2/8/1361 به عنوان دادیار آزمایشی و چندی بعد در تاریخ 20/1/1362 به عنوان دادیار موقت در استان فارس به خدمت مشغول شد. 
هنوز مدت کوتاهی نگدشته بود که در تاریخ 22/12/1362 حکم جانشین دادستانی‌اش را به او تحویل دادند. 
سرانجام در هنگامی که با دیگر برادران حفاظت در اتاق آسایشگاه، اوقات فراغت از کار را سپری می‌کرد، حدود ساعت 8:30 بعدازظهر مصادف با نوزدهم آبان ماه سال 1364 توسط منافقین کوردل به همراه سه تن از محافظانش به شهادت رسید و در سنّ 25 سالگی به عرش اعلی بال گشود. 

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:06 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

ربابه اسماعیلی

نام پدر: اسماعیل تاریخ تولد: - / - /1345
محل تولد: ایران - تهران - تهران تاریخ شهادت: 01/06/1363
محل شهادت: تهران_ میدان راه آهن طول مدت حیات: 18 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
ربابه در سال 1345 در تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد.از همان اوان کودکی به مسائل مذهبی مخصوصا حجاب علاقه ی زیادی نشان داده و بسیار پای بند بود.
به دلیل توجه زیادش به مسائل مذهبی شدیدا مورد توجه پدر قرار گرفت قبل از ورود به مدرسه مطالعات دینی خود را شروع کرد و آن را همراه با تحصیلاتش ادامه داد. در همان دوران تحصیل با بافت کلاه و جوراب به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل کمک می نمود.
بعد از اتمام تحصیلاتش و اخذ مدرک دیپلم در سن هجده سالگی برای تحقق بخشیدن به اهدافش به کلاس های امدادگری رفت تا اینکه در یکی از روزهای شهریورماه سال 1363 که برای شرکت در همین کلاس ها به میدان راه آهن رفته بود، بر اثر انفجار بمب به درجه ی رفیع شهادت نائل شد، یادش گرامی و روحش شاد.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:05 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

سعید اسماعیلی

نام پدر: باب الله تاریخ تولد: 06/10/1339
محل تولد: - تاریخ شهادت: 15/08/1358
محل شهادت: میدان امام خمینی(ره)-تهران طول مدت حیات: 19 سال
مزار شهید: بهشت زهرا(س)-قطعه39-ردیف11-شماره7-تهران


زندگینامه
سعید اسماعیلی در روز ششم دی ماه سال 1339 به دنیا آمد. تا دوره متوسطه به تحصیل پرداخت و به عنوان منشی به خدمت مشغول شد. وی در شهرستان تهران ساکن بود. او در روز پانزدهم آبان ماه سال 1358 در حال انجام امور روزمره، در جریان عملیات تروریستی عناصر سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در میدان امام خمینی(ره) شهرستان تهران بر اثر انفجار بمب در سن 19 سالگی به شهادت رسید. 
مزار پاک و مطهرش در بهشت زهرا(س) قرار دارد.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:05 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

عطاء الله اشرفی اصفهانی(آیت الله)

نام پدر: اسدالله تاریخ تولد: - / - /1279
محل تولد: ایران - اصفهان - خمینی شهر تاریخ شهادت: 23/07/1360
محل شهادت: مسجد جامع باختران طول مدت حیات: 82 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
آیت الله اشرفی اصفهانی در سال 1279 ه.ش در خمینی شهر اصفهان در یک خانواده روحانی دیده به جهان گشود. چون او را هدیه خدا می دانستند او را عطا الله نامیدند. 
از سن 5 سالگی تحصیل علم را شروع کرد و در 13 سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت. پس از 10 سال تحصیل مداوم در حوزه علمیه اصفهان در سن 22 سالگی به حوزه علمیه قم مراجعت نمود. ایشان نزد اساتیدی چون امام (ره) کسب علم کرد. به دنبال تاسیس حوزه علمیه باختران توسط آیت الله بروجردی در سال 1335 به دستور این مرجع بزرگ به باختران رفت. ایشان از علاقمندان به حضرت امام بودند. وجوهات را جمع آوری می کردند و برای امام به قم می فرستادند. 
در سال 1342 به عنوان نماینده امام در باختران منصوب شدند. به خاطر فعالیتهای زیاد، رژیم قصد تبعید ایشان را داشت که علاقمندی شدید مردم باختران به این مرد دانشمند آنان را نا کام گذارد. 
بعد از شهادت فرزند برومند امام و اوجگیری نهضت ایشان فعالیت خود را گشترش داد تا جایی که پس از تبعید امام از عراق به پاریس توسط ساواک دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفت. در آستانه ورود امام به ایران در اعتراض به بسته شدن فرودگاه جزو متحصنین در دانشگاه تهران بود. 
پس از پیروزی انقلاب در سال 1358 طی حکمی امام ایشان را به سمت امام جمعه باختران انتخاب کردند. او در ایام جنگ با لباس رزم در جمع رزمندگان حاضر شده به ایشان روحیه ای تازه می بخشید و بالاخره در تاریخ 23 مهر ماه 1360 در ماه محرم در سن 82 سالگی در محراب عبادت به دست منافقین به شهادت رسید.
او چهارمین شهید محراب بود.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:05 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

محمدصادق اسلامی گیلانی

نام پدر: محمدباقر تاریخ تولد: 02/01/1311
محل تولد: ایران - تهران - تهران تاریخ شهادت: 07/04/1360
محل شهادت: ساختمان حزب جمهوری اسلامی طول مدت حیات: 49 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
محمد صادق اسلامی در سال 1311 در شهر تهران چشم به جهان گشود، او ضمن تحصیل در دبستان در اوقات فراغت جهت تأمین معاش، به کار می پرداخت. اما خیلی زود درس را رها کرد، و به طور کامل کار خویش را ادامه داد. در سال 1329 در شرکت مخابرات استخدام و پس از مدتی سرپرست قسمت شد، او در همین زمان تحصیلاتش را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد، و به همراه" حاج صادق امانی" گروه «شیعیان» را تأسیس کرد. وی مدتی بعد عضو نهضت آزادی شد، اما عمده فعالیتهایش را در هیئت های مؤتلفه انجام می داد، اسلامی پس از اعدام انقلابی "منصور "نخست وزیر وقت به مدت دو سال به زندان افتاد. و پس از آزادی ضمن پرداختن به امور اجتماعی از قبیل تأسیس مدرسه رفاه، و ... بار دیگر به مبارزه علیه رژیم شاه مشغول شد، او در سال 1355 به همراه "سید علی اندرزگو" یک گروه ضربت تشکیل داد، و به هنگام شهادت" اندرزگو "به زندان افتاد. اما مدتی بعد از زندان آزاد شد. او در راه برتری اسلام از هیچ کاری دریغ نداشت. به طوریکه برای اولین بار شجاعانه در صحن حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (ع)، رهبر کبیر انقلاب آیت الله خمینی را امام خمینی (ره) نامید. در زمان ورود خمینی کبیر (ره) به ایران، مسئولیت انتظامات کمیته استقبال از امام (ره) را بر عهده گرفت و محافظ ایشان در اقامتگاه شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و همزمان مسئولیت واحد اصناف حزب و معاونت هماهنگی و پارلمانی وزارت بازرگانی را به او سپردند. سرانجام این مبارز نستوه در روز هفتم تیرماه سال 1360 در سن 49 سالگی در ساختمان حزب جمهوری اسلامی ایران توسط منافقین کوردل به شهادت رسید. از او 5 فرزند به یادگار ماند.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:05 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

احمد اسلام نیا

نام پدر: - تاریخ تولد: - /04/1331
محل تولد: ایران - مازندران - قائم شهر تاریخ شهادت: 31/06/1360
محل شهادت: قادیکلا_ قائم شهر طول مدت حیات: 29 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
احمد اسلام نیا در یکی از روزهای داغ تیرماه 1331 پا به عرصه ی هستی نهاد. قبل از وارد شدن به مدرسه، ابتدا به فراگیری کلام الله مجید پرداخت و دوران ابتدایی تحصیل را در مدرسه ی هنر قادیکلا گذراند و در همان زمان به مسایل مذهبی رغبت نشان می داد. پس از اتمام این دوران برای تحصیل در مقطع دبیرستان به قائمشهر آمد و در این ایام بود که مادر بزرگوارش را از دست داد و تحت سرپرستی برادر بزرگترش روزگار گذراند. 
در دوران دبیرستان بود که با حجت الاسلام اسحاقی آشنا گردید و فعالیت های مذهبی و سیاسی اش را آغاز کرد و یکی از افراد برجسته ای بود که در تشکیل جلسات قرآن و فعالیت های سیاسی ایفای نقش می کرد. بعد از پایان دوران متوسطه به دانشسرای راهنمایی تحصیلی راه یافت و در همین سال بود که ازدواج کرد و پس از پایان دوره ی دو ساله ی دانشسرا به تدریس در مدرسه ی راهنمایی قادیکلا مشغول شد و در همان ایام نیز سعی در آگاه نمودن مردم و روشنگری بر علیه رژیم پهلوی را داشت که گزارشات مکرری از سوی عوامل حزب رستاخیز به آموزش و پرورش بر علیه ایشان داده شد. 
اسلام نیا در اولین تظاهرات ضد رژیم پهلوی در قائمشهر که در حدود 30 نفر بودند و همگی ماسک بر چهره داشتند، نقش اساسی داشت. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم چنان در خط امام گام برداشت و در مقابل منافقین قاطعانه می ایستاد و در تمامی درگیری ها حضور داشت و چندین بار توسط همین ایادی استکبار زخمی شد و در این مسیر آن قدر جدیت داشت که مشهور خاص و عام بود تا این که در صبح روز سی و یکم شهریور سال 1360 به دست همان منافقین در قادیکلا قائمشهر در سنّ 29 سالگی به شهادت رسید. 

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:03 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

جواد اسدالله زاده

نام پدر: - تاریخ تولد: - / - /1329
محل تولد: ایران - خراسان - مشهد تاریخ شهادت: 07/04/1360
محل شهادت: ساختمان حزب جمهوری اسلامی طول مدت حیات: 31 سال
مزار شهید: -


زندگینامه
جواد اسدالله زاده در سال 1329 در شهر مشهد چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در آغوش پرمهر خانواده سپری کرد و در سن هفت سالگی به عرصه علم و دانش راه یافت. جواد پس از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشکده اقتصاد شد زمانیکه دوره کارشناسی ارشد را به پایان رساند به خدمت نظام وظیفه رفت، اما چندی بعد برای ادامه تحصیل عازم آمریکا گشت و طی 5 سال دوره فوق لیسانس و دکترای رشته مدیریت رابه پایان رساند. وی در دوران اقامت خود در آمریکا از فعالترین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا وکانادا بود. به طوریکه در 5 شهر این کشور انجمن اسلامی را پایه گذاری کرد و برای اولین بار به همراه هفتصد نفر ازدانشجویان مسلمان نماز جماعت را اقامه نمود. زمانیکه خمینی کبیر(ره) قصد بازگشت به ایران را داشت، «تز» دکترای خود را ناتمام گذاشت و به پاریس رفت تا در کنار امت مبارزات خود را ادامه دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی اسدالله زاده به همراه چند تن از دانشجویان و یک روحانی متعهد سفارت ایران را پاکسازی نمود و عکس های امام (ره) را در آنجا نصب کرد با ورود به ایران به عضویت «حزب جمهوری اسلامی» مشهد درآمد و به تدریس اقتصاد اسلامی پرداخت. و انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان را بنیان نهاد. مدتی بعد در تهران مدیریت صندوق ضمانت صادرات و تدریس در مدرسه عالی بازرگانی رابرعهده گرفت. با آغاز انتخابات مجلس شورای اسلامی به عنوان اولین کاندیدای شهر مشهد معرفی شد. علاقه او به حفظ بیت المال باعث شد تا دو مرکز تابعه وزارت بازرگانی را با یکدیگر ادغام نماید، همزمان مسئولیت سازمان «غله تهران» را بر عهده گرفت. در زمان ریاست جمهوری آقای رجایی به «معاونت بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی» انتخاب شد و لایحه دولتی کردن تجارت خارجی را تهیه و به مجلس شورای اسلامی ارائه نمود. وی همچنین مراکز تهیه و توزیع کالا را به ده مرکز افزایش داد، سرانجام جواد اسدالله زاده پس از سال ها اجرای فرامین رسول الله (ص) در روز هفتم تیر ماه سال 1360 درساختمان حزب جمهوری اسلامی در سن 31 سالگی درآتش کینه منافقین کوردل سوخت و شهد شیرین شهادت را نوشید. ازاو تنها یک دختر به یادگار مانده است.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

غلام رضا اسکندری

نام پدر: فریادعلی تاریخ تولد: - / - /1339
محل تولد: - تاریخ شهادت: 24/03/1361
محل شهادت: شیراز طول مدت حیات: 22 سال
مزار شهید: جاده ساوه، چهاردانگه، گلزار شهدای امامزاده عباس (ع)


زندگینامه
غلامرضا اسکندری در سال 1339 پا به عرصه هستی نهاد با شوقی که به آموختن در وجودش می درخشید توانست تحصیلاتش را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه دهد، با آغاز جنگ تحمیلی از طریق ارتش جمهوری اسلامی به میادین نبرد حق علیه باطل روانه گشت و در تاریخ 24/3/1361 در شیراز در حالیکه 22 سال بیشتر نداشت مورد حمله منافقین کوردل قرار گرفت و به لقاء الله پیوست. مزار این شهید گرانقدر در جاده ساوه – چهاردانگه- گلزار شهدای امامزاده عباس (ع) قرار دارد.
روحش شاد و یادش گرامی باد

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 4 مرداد 1394  ] [ 6:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 50 ] [ 51 ] [ 52 ] [ 53 ] [ 54 ] [ 55 ] [ 56 ] [ 57 ] [ 58 ] [ 59 ] [ > ]