عيد غدير » عيد ولايت
بي حب علي بهشت رضوان مطلب
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ


حسان جمال مي ‏گوید: همراه امام صادق(ع) از مدینه به مکه مسافرت کردم. در نزدیکى میقات جحفه، چون به «مسجد غدیر » رسیدیم امام - علیه السلام - به جانب چپ مسجد نگریست و فرمود: این مکانى است که پیامبر خدا(ص)، در روز غدیر، على را جانشین خود معرفى کرد و فرمود: من کنت مولاه فعلى، مولاه. آنگاه امام(ع) به جانب دیگر نگاه کرد، جایگاه خیمه‏ هاى دیگران را نشان داد و فرمود: سالم غلام ابوخذیفه و ابوعبیده جراح نیزدرآنجا بود؛ گروهى از مردم چون على(ع) را بر روى دست پیامبر دیدند با حسادت به وى نگریستند و به یکدیگر مي ‏گفتند: به دو چشم او [پیامبر] نگاه کنید، چگونه همانند دیوانه به اطراف خویش مي ‏نگرد و قرار ندارد. دراین هنگام جبرئیل نازل شد و این آیات را بر پیامبر خدا(ص) قرائت کرد
و ان یکادالذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین 
آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند؛ آنها مى‏گفتند: او واقعا دیوانه است، در حالى که قرآن جز بیدارى و آگاهى براى جهانیان نیست.

 

منبع: سايت صنايع نيوز

موضوع: غديرخم درسيره ائمه اطهار(ع)

 




[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 10:54 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 1

 

روز عيد غدير روزي است كه پيامبراكرم(ص)طبقه حكومت رامعين فرمودندوالگوي حكومت اسلامي راتا آخرتعيين فرمودند.(1)

 

ارزش غديربراي آن است كه با اقامه ولايت يعني بارسيدن حكومت به دست صاحب حق همه اين مسايل حل مي شود، همه انحرافات ازبين مي رود.(2)

 

غديرعلي(ع) را نساخت علي سبب پيدايش غديرشد.غديرمنحصر به آن زمان نيست، غديردر همه اعصاربايد باشدوروشي كه حضرت امير(ع) پيش گرفته است بايد روش ملت ها ودست اندركاران باشد.(3)

 

منبع:

1- صحيفه نور ، ج3 ، ص 197

2- صحيفه نور ، ج 10 ، ص 174

3- صحيفه نور ، ج 20 ، ص 28

موضوع: غدير در ديدگاه ولايت فقيه

 




[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 10:08 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

تا شد به روي دست نبي (ص) مرتضي (ع) بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند


بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبري همه از پشته‌ها بلند


مرآت پاك لم‌يزلي، آيت جلي
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند


آيين پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمي‌شد آن مه برج ولا بلند


هنگامه شد به كوري چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوي بلند


خورشيد دين، سپهر يقين، ختم مرسلين
شد زين سبب ميان همه انبيا بلند


تا شد به عرش دست نبي ماه عارضش
شد اين ندا ز بارگه كبريا بلند


تكميل شد شريعت پاك محمدي
چونان كه گشت دين خدا را لوا بلند


اي مظهر صفات خداوند لايزال
وي از تو آسمان ولايت به پا بلند

هرجا كه بود پيكر هر ناتوان به خاك
هر جا كه بود ناله هر بي‌نوا بلند


هر جا كه بود طفل يتيمي سرشك‌بار
هرجا كه بود شعله شور و نوا بلند


از بهر دستگيري آنان سپندوار
يك‌باره مي‌شد ا» يد مشكل‌گشا بلند


تا خانه‌زاد خود كُنَدَت كردگار پاك
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند


آهنگ «تفلحوا» چو شنيدي ز كوي دوست
و آواز خوش چو شد ز حريم حرا بلند


يك‌باره دست بيعت خود را از روي شوق
كردي به سوي شمس رُسل، مصطفي بلند


مدحت‌گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو كرده با سخن «هل اتي» بلند


پا بر حريم خانه چون بگذاري از شرف
فرياد شوق مي‌شود از بوريا بلند


با ذوالفقار تو همه جا آشكار بود
دست بلند شير خدا، «لافتي» بلند


ما ريزه‌خوار خوان ولاي توايم و بس
از لطف توست اين كه بُوَد بخت ما بلند


خمّ غدير بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن دُر يكدانه را بلند


در پهن دشت ظلمت كفر و نفاق و كين
همواره بود آيت شمس الضّحي بلند


باب المراد اهل جهاني و مي‌كنند
بر آستان قدس تو دست دعا بلند


اي نفس قدرت ازلي، - يا علي - نماي
نخل شكوه نهضت «روح خدا» بلند


ما پيروان مكتب سرخ ولايتيم
گر مي‌زنيم گام سوي كربلا بلند


عرش خدا زغصه بلرزاند، آن زمان
تيغي كه گشت بر سر آن مقتدا بلند


تا مست جام توست «براتي» به روزگار
سر مي‌كند به عشق تو روز جزا بلند

 

شاعر: عباس براتي پور

منبع: سايت تابناك

موضوع: متون ادبي درباره غدير

 




[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 7:57 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 1


فضیل بن ‏یسار، بکیر بن‏اعین، محمد بن ‏مسلم، برید بن ‏معاویة و ابوالجارود همگى در محضر امام باقر(ع) بودند حضرت در باره ولایت على بن‏ابى‏طالب(ع) و روز غدیر فرمودند
خداوند پیامبرش را مامور به ولایت على [علیه السلام] کرد و این آیه شریفه را نازل کرد: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة‏»با نزول آیه فوق ولایت اولى الامر واجب گردید ولکن عده‏اى نفهمیدند اولى الامر چه کسانى هستند؟ خداوند به محمد - صلى الله علیه و آله - دستور داد تا آن را توضیح دهد و همانند نماز و زکات و روزه و حج مصادیق خارجى آن را روشن سازد. در آن هنگام اضطراب او را فرا گرفت و ترسید عده‏اى به واسطه آن از آیین اسلام برگردند و او را تکذیب کنند او به خدا پناه برد درآن هنگام آیه تبلیغ (یا ایها الرسول بلغ...) نازل گشت پیامبر خدا(ص) امر حق را اجرا نمود و در غدیر خم ایستاد و فرمان اجتماع مردم و زوار بیت الله الحرام را داد و درآنجا على بن ‏ابي‏طالب(ع) را ولى بعد از خود معرفى کرد و دستور داد آنانى که درآنجا (غدیر خم ) بودند پیام خداوند (ولایت على(ع)) را به دیگر افراد برسانند

 

منبع: سايت صنايع نيوز

موضوع: غديرخم در سيره ائمه اطهار(ع)






[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 7:53 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

برخی می گویند: چرا پیامبر(صلّی الله علیه و آله) موضوع ولایت حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) را در مکه، که تمام مسلمانان جمع بودند ابلاغ نفرمود و تا غدیر خم صبر نمود در حالی که برخی از حاجیان متفرق شده بودند؟

پاسخ:

در بحث احادیث دوازده خلیفه، آن گونه که از احادیث معتبر اهل سنت استفاده می شود آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) قصد داشتند در سرزمین عرفات و بنا بر نقلی در سرزمین منا، در آن اجتماع عظیم به موضوع خلافت و ولایت ائمه خصوصا امیرالمومنین(علیه السلام) اشاره کنند. خطبه ای که مصادر حدیثی فریقین به آن اشاره نموده اند:

روایت جابر ابن سمره:

جابر ابن سمره گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای ما در عرفات(و بنا بر نقلی در منا) خطبه ای خواند و فرمود:(( لن یزال هذا الامر عزیزا ظاهرا حتی یملک اثنی عشر کلّهم)) - همیشه این امر(خلافت) نفوذ ناپذیر و غالب است تا این که دوازده نفر حاکم شوند - جابر گوید:((ثم لغظ القوم و تکلّمو فلم افهم قوله بعد کلهم. فقلت لابی: یا ابتاه! ما بعد کلهم؟ قال: کلهم من قریش)) – مردم در این هنگام سر و صدا کرده و هیاهو نمودند، لذا نفهمیدم حضرت بعد از کلمه کلّهم(همه آنها) چه فرمود. پس از پدرم پرسیدم: چه فرمود؟ (پدرم) گفت: همه آنان از قریشند. (مسند احمد ج5 ص 99(

از این روایت و روایات دیگر استفاده می شود که چون عده ای از مخالفان نمی خواستند بنی هاشم و در راس آنان  امیرالمومنین علی(علیه السلام) خلافت را به عهده بگیرد، وقتی سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) به اینجا رسید و فهمیدند حضرت قصد دارد اوصیای بعد از خودش را معرفی کند، در صدد آمدند با سر و صدا و داد و فریاد و نشستن و برخاستن و در کل به هر طریق ممکن جلسه را به هم بزنند، و در این امر نیز به نظر خودشان موفق شدند. بعد از آن موقع، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به دنبال فرصت مناسبی بود تا این مسئله را به طور آشکارا به مردم ابلاغ کند.

از طرفی هم ترس آن داشت که با اصرار و تاکید بر این مساله، اختلاف ایجاد شود و دشمنان خارجی سوء استفاده کنند تا این که آیه تبلیغ نازل شد که اگر این امر مهم را ابلاغ نکنی اصل رسالتت را ابلاغ نکرده ای و خدا تو را از شر مردم حفظ می کند.

بنابراین پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مردم را در بیابان سوزان غدیر خم نگه داشت و برای اینکه مخالفین بار دیگر کلام نورانی ایشان را قطع نکنند دستور داد تا هودج هایی را بیاورند. پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) حضرت علی(علیه السلام) را با خود با بالای هودج ها برد و دستش را بلند کرد تا اگر نگذاشتند سخن پیامبر(صلی الله علیه و اله) به مردم برسد، عمل ایشان و بلند کردن دست امیرالمومنین(علیه السلام) گویای مطلب باشد.

 

منبع: سايت سنت

موضوع: پاسخگويي به شبهات درمورد غديرخم

 




[ چهارشنبه 25 آبان 1390  ] [ 7:46 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است. (قسمتي از خطبه ي غدير)

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 44871 نفر
كل مطالب : 33 عدد
تعداد کل نظرات: 17 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 16 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 11 مرداد 1395 
امکانات وب