یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ...
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

 

سيّاحى از جنگلى ميگذشت چشمش بگنجشكى افتاد كه بر روى درختى نشسته

و با وضعيكه اضطراب و وحشت از آن آشكار بود صداهاى پى درپى مى داد

آشفتگى گنجشك توجّه سياح را بخود جلب نمود و دقت كرده ديد در هر چند

ثانيه آن حيوان حركت مينمايد و بر گرد درخت ديگرى ميپرد در اين هنگام

مشاهده كرد مارسياهى از همان درخت در حال بالا رفتن است و در آن درخت

لانه گنجشك است فهميد اين مار قصد آشيانه و بچه هاى گنجشك را كرده در

اين بين ديد گنجشك يك نوع برگ مخصوص با عجله تمام ميچيند و بر گرد لانه

خود قرار مى دهد.

 

همينكه اطراف آشيانه را پر از برگ نمود آنگاه بر روى شاخه اى نشسته

منتظر نتيجه بود. مار بالا آمد و بسوى آشيانه رسيد وقتى كه بوى برگها

بمشامش خورد با شتاب  زياد بازگشت نموده از درخت بزير آمد سيّاح دانست

كه آن برگها براى مار سم كشنده اى بوده و خداوند عزيز گنجشك را براى

حفظ از دشمن بآنها راهنمائى كرده و مكتبى از مافوق طبيعت متكفل آموزش

و پرورش اين جاندارنست

 

 منبع : مدارج القرائة

 




[ شنبه 5 اسفند 1391  ] [ 2:17 PM ] [ مهدی غ ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 1427 نفر
كل مطالب : 3 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 8 مهر 1391 
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 
امکانات وب