1- مرکز ثقل امام زمان رفع ستم می باشد امام زمان خواهد آمد که ظلم را برچیند. اینهمه ستم ، اینهمه زور و اینهمه ظلم. در دنیایی که در آن همه جور تقلب٬ همه جور حقه بازی٬ همه جور وارونه کردن مطالب و داخل کردن حق و باطل وجود دارد٬ راهی نداریم مگر فرج امام زمان! البته از این سخن من ممکن است فردا بگویند: "انجمن حجتیه!" ٬ اما غلط می کنند!
2- آقایان اهل علم شما مهر نوکری به تان خورده است نوکر امام زمان(عج) هستید نه نوکر هوای خودتان و نه نوکر هوای دیگران مقلب القلوب خداست و باید خودمان را بسپاریم به خدا ، خدایا ما آمده ایم نوکر امام زمان باشیم نوکر خدا باشیم نیامده ایم به خاطر هوای نفس دیگران همه ارزشها را زیر پابگذاریم ما آمده ایم همه مشکلات و محرومیت ها را قبول داریم تا بتوانیم پرچم دین را بدست بگیریم.خدایا ما اینجا آمده ایم خدمتگزار و نوکر امام زمان باشیم به آبروی امام زمان(عج) خدایا ما را پیش امام زمان آبرومند گردان.
3- مردم ديگر روشن هستند. امروز ضريب هوش بچهها بالا رفته است. بچه كوچولو چيزهايي ميگويد كه مرد 50 ساله نميتواند بگويد. خدا توفيق بدهد، علماي اسلام كه تالي و تلو معصومين هستند و جاي خودشان را دارند اما ما از طلبه چه ميخواهيم؟ علم صددرصد نميخواهيم. نميخواهيم علامه طباطبائي باشد. هيچكس نخواسته كه من علامه طباطبائي بشوم. ولي طلبه بايد صددرصد تقوي داشته باشد كه اگر نداشته باشد يك قران ارزش ندارد. با عمامه كسي ارزش پيدا نميكند، ملاك حق است. امام زمان(عج) اين طرف و آن طرف نيست، پيش شماست، اگر به واجبات و محرمات عمل كنيد امام زمان مي آيد پيش شما. اين طرف و آن طرف را نگرديد،خبري نيست. كساني كه دروغي ميگويند ما امام زمان را ديدهايم بدانيد دروغ ميگويند، كسي كه امام زمان را ديده است نميآيد توي كوچه و خيابان اعلام كند، چرا؟ چون پيغمبر تو بازار و كوچه ميگشت، مردم ميديدنش. امام حسن و امام حسين و حضرت علي(ع) هم همينطور. امام زمان سرالله است، خدا سر را نگه داشت، بعد بعضي افراد هي ميآيند ميگويند: ما با امام زمان كه سر خدا است فالوده خورديم و دوچرخه سواري كرديم. همه بگوئيد بسمالله الرحمن الرحيم......حرفهايي كه زده ميشود بايد بسم الله بگوئيم تا بشنويم گوينده چه گفته است. شنيدن از گفتن مشكلتر است. بگوئيد بسم الله ارحمن الرحيم .
4- مرحوم آيتالله ميلاني می گفت : واجب است طلبهها روزي چند دقيقه به زبان مادري خود با امام زمان عليه السلام صحبت کنند.
5- امام زمان کی می آید به ما مربوط نیست تعیین کنیم که یعنی چی برخی افراد وقت خودشان را با این حرف ها تلف می کنند آقا ظهور نزدیک است زمین و زمان داد می کشند ظهور نزدیک است ولی به ما چه که کی می آید ما باید خودمان را برای آن روز آماده بکنیم.
6- امام زمان برای این ظهور نمی کنند که تبعیت نمی کنیم.
7- آنچه من از پس بیشتر از همیشه به آن پایبند و معتقدم فرج آقا امام زمان(عج) است.
8- امکان ندارد یک طلبه امام زمان(عج) از احدی بترسد. علامت آخوند این است که از احدی نمی ترسد و به احدی طمع ندارد و در مقابل حق و باطل خودش را مجهز می کند.
9- دین در آخر الزمان در کف دست چون آتش است. یا باید راحت رهایش کرد و یا باید مردانه تحمل کرد و سوخت! این سوختن می تواند برای اهلش یکی از شیرینی های آخر زمان باشد. مزه ولایت اهل بیت وقتی درک می شود که این سوختن٬ شیرین شود. البته طاقت ما کم است ... امروز ایمان محکم و دست آویز به ولایت و قرآن نیاز داریم.
10- یکی از وظایف ما در شرایط حاضر این است که برای فرج امام زمان(عج) دعا کنیم. این فرج حتی اگر به صورت عمومی هم مهیا نشد٬ امیدواریم به صورت شخصی راهگشا است. ضمنا در مباحث اختلافی هم باید پیش فرض های خود را برای فهم سخن مخالف٬ برای مدتی کنار بگذاریم.
11- سوره قدر شناسنامه امام زمان(عج) می باشد این را زیاد بخوانیم.
12- همانطور که با رفیق وبرادرت صحبت می کنی ،با امام زمان (علیه السلام) هم همانطور، صحبت کن.
13- زبس كه پرده عصيان گرفته چشم مرا/ تو در كنار مني من تو را نمي بينم .امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) الان از نظر فيزيكي يا كربلاست يا نجف يا مشهد و يا مدينه . امروزه خيلي ها دكان باز كرده اند و مي گويند مثلا در مكه با امام زمان فالوده و بستني خورده ايم . اينها دروغ است . مگر مي شود هر كسي با سرّ الله آشنا شود . خود پيغمبر خدا در بين مردم بود ، ابولهب و ابوجهل او را مي ديدند . امير المومنين « عليه السلام » را ابن ملجم هم مي ديد . امام حسين « عليه السلام » را شمر هم مي ديد . اما خداوند يكي را سرّ الله قرار داده است و مخفي كرده است . آنوقت من بيايم و به راحتي با اسرار آشنا شوم . ما الان ظرفيت نداريم . رهبر اينجا بيايد شلوغ مي كنيم. خود امام زمان فرمودند : دوست من باشيد ، من خودم سراغ شما مي آيم.سيد پينه دوزي بود كه همه علماي تهران قبولش داشتند . حضرت روزي خارج از نوبت به او فرمودند اين كفش را بدوز . سيد پينه دوز به ايشان گفت : نوبت اين آقاست حضرت دوباره فرمود . سيد باز هم گفت نوبت ديگري است . حضرت باز هم تكرار كرد و سيد بلند شد و حضرت را بغل كرد و گفت : آقا اگر يك دفعه ديگر حرف بزنيد به همه مي گويم آن آقايي كه دنبالش مي گرديد اينجاست . بعد حضرت خنديد و گفت بارك الله . حضرت انجام وظيفه مي خواهد و آنها از ما فقط صداقت و وظيفه مي خواهند . امام داشتند او را امتحان مي كردند .
14- امام زمان الان بیاد بگوید موقع سینه زدن لخت نشوید کف نزنید سینه اش را پاره می کنید ما خودمان را نشناخته ایم که چه جرثومه هایی هستیم.
15- خدايا ما را مورد پسند امام زمان قرار بده. ما دعایی بهتر از درخواست هایی كه امام زمان مطرح كرده اند، نداریم: و تفضل علی علمائنا بالزهد و النصیحه… وعلى الأمراء بالعدل والشفقة وعلى الرعیة بالإنصاف وحسن .
16- «امام شناسى» بهترین بحثبراى جوانان است - که متاسفانه رایج نیست - تا جوان ها بتوانند امامشان را بشناسند . امام را بشناسند به نورانیت نه این که بگویند: قربان چشمان امام زمان (ع) بروم، قربان ابرویش بروم، قربان کفشش بروم، اینها فایده ندارد، کافى نیست . امام زمان که این نیست . امام زمان یک مقام الهى دارد که همه ما سر سفره او هستیم . باید بدانیم که سر سفره او هستیم . این سفره مال امام زمان است . این مغز ما مال امام زمان (ع) است. همانگونه که موجودات عالم بسته به استعداد خودشان از نور خورشید بهرهمند مىشوند، انسان نیز از نور وجود امام زمان (ع) بهرهمند مىشود . آفتاب کارش نور دادن و حرارت دادن است و اشیا به نسبت استعدادهاى خودشان، از این نور و حرارت استفاده مىکنند و کمال مىیابند . همانگونه که موجودات عالم بسته به استعداد خودشان از نور خورشید بهرهمند مىشوند . انسان نیز از نور وجود امام زمان (ع) بهرهمند مىشود . وقتى آفتاب به گل و ریحان مىتابد، بوى عطرش حال آدم را جا مىآورد، اما همین آفتاب وقتى به گندابى مىتابد بوى گندش را زیاد مىکند . بعضى وقت ها یک نقطه روشنى در وجود انسان هست که اشعه وجود امام زمان (ع) در آن نقطه اثر مىکند و آن نورانیت زیاد مىشود.
17- امام عصر بر وقایع جهان احاطه دارد ما معتقدیم حضرت در یک نقطه از عالم حضور فیزیکى دارند، اما از نظر احاطه وجودى، ایشان بر تمام جهان خلقت احاطه دارند و در واقع ملکه علمی دارند. ملکه علمى یعنى اینکه حضرت هرگاه اراده فرماید جایى را ببیند، مىبیند . او لازم نیست در حالت عادى و از نظر عنصرى ببیند بلکه در ملکه علمىاش، در علم اجمالى و علم تفصیلىاش هست . علم امام با علم خدا فرقى ندارد . قدرتش با قدرت خدا فرقى ندارد . فرقش وجوب و امکان است . خداى تعالى واجب بالذات است ولى ماسوىالله همه عالم امکاناند . آنچه خدا مىشنود او مىشنود . آنچه خدا مىبیند او مىبیند، آنجایى که خدا هست او هم هست . از تمام ذرات جهان از ازل تا به ابد اطلاع دارد . محیط است چون خدا، محیط است . هر صفتى که خداى تعالى دارد او به حقیقت دارد . وقتى انسان بداند که کسى حاضر و ناظر است و حرکات و اعمال او را مىبیند از اعمال خود مراقبت مىکند . بنابراین توجه به حضرت بقیةالله روی رفتار انسان تاثیر می گذارد و اتفاقا انسان از حضرت بیشتر خجالت مىکشد تا خداى تعالى چون یک سنخیتى بین خود و او مىبیند . مثل الان، ما انسان ها مىدانیم خدا حاضر و ناظر است ولى از او خجالت نمىکشیم اما از انسان ها خجالت مىکشیم . چون با آنها سنخیت داریم . با حضرت هم سنخیت داریم از نظر انسان بودن اما مىدانیم که آن حضرت احاطه وجودى دارند و همه اسرار خلقت را مىدانند . بنابراین ما باید از درون خودمان را بسازیم نه فقط از بیرون و ظاهر.
18- انسان به اندازهاى که در طیف مرحمتحضرت حجت (ع) و معرفتشان واقع بشود از آن حضرت بهره مىگیرد . شما ببینید، آهنربا، برادههاى آهن را جذب مىکند اما، سنگ را جذب نمىکند . باید سنخیت ایجاد کرد . آن حضرت صفات عالیه دارد انسان هم باید صفات عالیه داشته باشد تا در حوزه جذب ایشان قرار گیرد. انجام کارهاى نیک، عمل به دستورات شرع، داشتن صفات عالیه، داشتن اخلاق خوب، خدمت کردن به مردم، مهربان بودن، عاطفه داشتن . عاطفه از کمالات انسانى است . چون بزرگترین خادم بشریت انبیا و اولیا هستند و بزرگترین خادم بشریت امام زمان (ع) است بنابراین با خدمت کردن مىتوان با امام زمان رابطه برقرار کرد . انسان هر چه خدمتگزار صادقترى براى مردم باشد ارتباطش با امام زمان (ع) قوىتر مىشود . بعضیها حاضر نیستند حتى نماز غفیلهشان را براى انجام کار یک مسلمان ترک کنند، چنین شخصى چطور مىتواند با امام زمان ارتباط داشته باشد؟ نقل است امام صادق (ع) در اعتکاف بودند ولى رفتند کارهاى مردم را انجام دادند . برآورده کردن حاجت مؤمنان برابر با هزاران سال عبادت است .
19- آقايي مي گفت با جماعتي بوديم، آقا امام زمان (عج) تشريف آوردند و امامت کردند ولي و حمد سوره را حسابي ساده قرائت کردند. آدمي که راستگو بود، نه مثل امروز ي ها. ما فکر مي کنيم بايد موقع دعا حتما داد بزنيم و رو به قبله باشيم تا خدا دعاي ما را بشنود، در حالي که اين طوري نيست.دعا يک شرط دارد: ادعوني استجب لکم. فقط مرا بخوانيد. وقتي چيزي را مي خواهيد نمي دهند، بعدها بهترش را مي دهند، يک کمي صبر کنيد.
20- مدعیان دروغین دیدار با امام زمان مالیخویایی انداین افراد مالیخویایی اند و بايد درمان شوند. متاسفانه عده ای با سوء استفاده از حساسيت های دیني، مردم را گمراه می کنند که بايد در برابر آنان هوشیار باشیم.
21- دعا كردن برای فرج امام زمان علیه السلام بهترین هدیه برای حضرت است. برای حضرت صدقهبدهیم و محبّت كنیم. فرج عمومی حضرت اینست كه حكومت حضرت تشكیل بشود. همهی انبیاءمنتظر آن حكومت بودهاند.البته ما باید برای این نظام تلاش كنیم امّا نباید خیال كنیم كه ما چوناین نظام را قبول كردیم پس ما مسلمانیم. نخیر! مسلمان نیستیم و باید اقرار كنیم كه ما مسلماننیستیم. اسلام چیز دیگری است. الان اگر بنده بگویم من نمونهی حوزهی علمیه هستم، اصلاًمردم از حوزهی علمیه متنفّر میشوند. باید بگویم من هم یك طلبهی ناقص از حوزه هستم، اگریك نواقصی از من دیدی، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یك مسلمان كالی(ناقص) هستم. اگر از مناشكالی دیدی به اسلام لطمه نزن. مرحوم جمالالدین اسدآبادی - خدا او را رحمت كند - میگفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را كنیم. ما یك سری سلیقهی شخصی ازشرق و غرب جمع كردهایم و اسمش را اسلام گذاشتهایم. عروسی و عزای ما اسلامی است؟مراسم و رفتارهای ما اسلامی است؟ كجای ما اسلامی است؟
22- البته اینطوری نیست كه فكر كنیمحضرت وقتی بیایند، من عوض میشوم و نفوس عوض میشوند. منتها من جرأت نمیكنم كاربد كنم. الان جرأت نمیكنم از ترس قانون، شرابفروشی باز كنم ولی در خانهام میتوانم شراب بسازم. امّا آنوقت جرأت نمیكنم در خانهی خودم هم شراب بسازم، نه اینكه نخواهم این كار رابكنم. آن كسی كه میخواهد دزدی كند دیگر نمیتواند، نه اینكه نمیخواهد دزدی كند. اینطورینیست كه وقتی امام زمان بیاید همهی نفوس، مسلمان میشوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن میفرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُمُ الْعَد'اوَةَ وَ الْبَغْضاءَ الی' یَومِ الْقِیامَة) تا قیامت، این بشرهمینطوری است. منتهی همین طور كه برای حضرت سلیمان، همهی جن و انس در خدمتشبودند، وقتی حضرت بیاید، همهی قدرتها در دست اوست. آنوقت آدم از در و دیوار و عیالخودش و از شنود شدن حرفهایش میترسد. وقتی اینطور شد من دیگر میترسم خلاف كنم. نهاینكه خیال كنیم نفوس ما عوض میشود ولی الان اگر انسان كاری كند امام زمان راضی شودهفتاد برابر آن وقت است، منظور از هفتاد، عدد نیست، كنایه از كثرت است، یعنی اعمال خیلیارزش دارد. شما الان هركار خوبی بكنی، هفتاد برابر آن وقت است. ما كافی است واجب را انجامدهیم و حرام را ترك كنیم آنوقت سلمان زمان میشویم. اگر كسی به واجب عمل كند و حرام راترك كند، خدا دستش را میگیرد و او را هفت شهر عشق میگرداند. ما خیال كردهایم كلاساخلاق امجد كسی را میسازد، نه، چنین نیست! امجد خودش را نساخته، بعد بیاید تو را بسازد؟از این كلاس اخلاق به آن كلاس اخلاق.
23- یك عده شیّاد در جامعه افتادهاند و فرمول دستشاناست و از غیب هم میگویند و اسرار بقیه را فاش میكنند. آنوقت یك عده شیّاد با این جوانها افتادهاند. خدا قوام را رحمت كند. وقتی خطایی میدید عبا را به سر میكشید تا نبیند. بزرگان مامظهر ستّاریت بودند، مظهرِ (یا مَن ظَهَرَ الجَمیل و سَتَرَ القبیح) بودند.

نوشته شده توسط مجید حاتمی
| نظرات 0 |
ادامه مطلب
یک شنبه 1 دی 1392 ساعت 2:27 PM
خصوصیات مومن

قرآن می فرماید: " وَمَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب وَ مَن یَتَوَکّل عَلَی الله فَهُوَ حَسبُهُ قَد جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدراً "، پیامبر(ص) در مورد این آیه می فرمایند: " لَو أَخَذَ النّاسُ کُلُّهُم بِهذِهِ الآیَةِ لَکَفَتهُم "؛ یعنی اگر همه ی عالم به این آیه بچسبند کافی است برایشان. آیه می گوید: هر کس تقوا داشته باشد یعنی بدی نکند، از مشکلات نجات میابد، درهای بسته به رویش باز می شود و روزی های معنوی برایش می آید؛ بشر غیر از نجات از مشکلات و کسب روزی چه می خواهد؟ یک دور قرآن را از اوّل تا آخر مطالعه کردم، کلّ قرآن می گوید غیر ازخدا کاره ای نیست، منم و کس دیگر نیست، هر کاری هم می کنم درست است، تو هم حرف نزن و فضولی نکن؛ در عالم با خطّ نور نوشته شده " فضولی موقوف ". " وَ لتَنظُر نَفسٌ من قَدَّمَت لِغَدٍ "؛ یعنی یک نفرفکر کند ببیند آخرتش چگونه است! این قدر اهل محاسبه کم اند که می گوید یک نفر. اگر می خواهی از مشکلات نجات پیدا کنی و درهای بسته به رویت باز شود، بدی نکن؛ نماز نخواندن بدی است، توهین کردن بدی است، اخلاص و کارهای خوب می خواهند. تمام انبیاء آمده اند بگویند بدی نکنید.
امام حسن مجتبی(ع) در آخرین لحظه شان فرمودند: " إِستَعِدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلِ الزّادَ قَبلَ حُلولِ أجَلِکَ "؛ یعنی آماده ی مسافرت شو و قبل از این که اجلت بیاید تهیّه ی زاد(توشه) کن. استعداد برای مردن چیست؟ إجتِنابُ المَحارِمِ وَ إکتِسابُ ألمَکارِم؛ بدی ها را ترک کردن و خوبی ها را کسب کردن. امام هشتم(ع) می فرمایند: " لا یَکونُ ألمؤمِنُ مُؤمِناً حَتّی یَکونَ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: سُنَّةٌ مِن رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِن نَبِیِّهِ وَ سُنَّةٌ مِن وَلِیِّهِ، أمّا السُّنَّةُ مِن رَبِّهِ کِتمانُ السِّرِّ وَ أمّا السُّنَّةُ مِن نَبِیِّه مُداراةُ النّاس وَ أمّا السُّنَّةُ مِن وَلِیِّهِ الصّبرُ فِی السَّرّاءِ وَالضَّراءِ "؛ سه صفت اگر در مؤمن نباشد، او مؤمن نیست: سنّتی از پروردگارش، و سنّتی از پیامبرش و سنّتی از ولیّش، امّا سنّت پروردگارش این است که سِرّ را مخفی کند و سنّت پیامبرش مدارای با مردم است و سنّت ولیّش این است که درسختی ها و مصیبت ها و نیز در نعمت ها صبر کند. سه صفت باید در مؤمن باشد ولی نه این که فقط این سه صفتِ معیّن را باید داشته باشد؛ انسان اگر یک صفت الهی هم داشته باشد- مثلاً کریم یا ستّار و عیب پوش باشد- به جایی می رسد و بعد می بینی با یک صفت بقیّه ی کارهایش هم درست می شود. کتمان سرّ یعنی این که هم اسرار خودت را نگویی- مگر مثلاً نزد طبیب- هم سرّ دیگران را که اصلاً نباید بگویی؛ با پرده دری انسان یک دفعه ساقط می شود، اعلم علما هم که باشی می بینی مثلاً قرآن را از رو هم نمی توانی بخوانی چون سرّی را کشف (آشکار) کردی. اولیاء خدا صفت ستّاریت دارند، خیلی سخت است انسان ببیند فلانی مثل خوک یا روباه و... است و هیچ نگوید، ببیند من باغ وحشی هستم و فردا احترامم کند.
مدارای با مردم هم خیلی سخت است یعنی مثلاً من خطایی کردم شما می خواهی به من تذکّر بدهی، آیا وقت مناسب است یا نه؟ این جور بگویم یا نه؟ من بگویم بهتر است یا دیگری بگوید؟ بنویسم یا بگویم؟ به موقع خودش باید گفت نه این که به قول آقای دشتی بچّه که از مدرسه می آید و عصبانی است، کیفش را یک طرف پرت می کند وکتابش را یک طرف، آن وقت بنشینی نصیحتش کنی، این درست نیست، باید در این هنگام او را مثلاً به گردش و تفریح ببری و بعد بگویی پسر جان چه بوده است...؟ مدارای با مردم از مشکلترین کارهاست؛ پیامبر(ص) که درجه اش یک است در عالم، می فرماید: " جبریل(س) هر بار که می آمد همواره سفارش به مدارا با مردم می نمود ". مدارا با مداهنه فرق دارد، مداهنه یعنی هر کس هر کار کرد بگوییم درست است ولی مدارا یعنی این حرف را الآن بزنم یا نه؟ یعنی الآن شرایطش هست یا نه؟ اگر بگویم چطور بگویم؟ در جمع بگویم یا نه؟ در جمع آبروی شخص می رود یا اینکه باید بگویم تا دیگران تأدیب شوند؟ مدارا خیلی کار دارد و بسیار مشکل است.
صبر بر مصیبت وبلا خیلی مشکل است ولی بزرگترین صبر، صبر برنعمت است؛ این انقلاب عظیم آمد ما صبر نداشتیم، یک امتحان عظیم و یک عزّت و شرف عظیم آمد ما صبر نداشتیم. صبر بر نعمت خیلی مشکل است و اینکه انسان خود را نبازد.
و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نوشته شده توسط مجید حاتمی
| نظرات 0 |
ادامه مطلب
یک شنبه 1 دی 1392 ساعت 2:26 PM
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
کل بازديد ها : 15884
تعداد کل پست ها : 31
تعداد کل نظرات : 5
تاريخ آخرين بروز رساني : دوشنبه 23 مهر 1397
تاريخ ايجاد بلاگ : دوشنبه 25 آذر 1392