نمازی انسان را از معاصی دور می کند و روح او را به سوی معبود عروج می دهد که با حضور قلب باشد انسان مصلّی اگر عظمت پروردگار را بشناسد و درک کند سعی می کند دلش متوجّه حضرت حق باشد ، چه زشت است انسان در مقابل پروردگار عالم ایستاده باشد و دلش متوجه غیر حق باشد .
در کتاب مکارم الخلاق آمده است :« وزیری روزی در مقابل پادشاه ایستاده بود و سلطان با او سخن می گفت ، عقربی که در آستین وزیر پنهان شده بود دست وی را گزید و بازویش را مجروح کرد و وزیر هیچ حرکت خلافی در محضر سلطان از خود نشان نداد . و با پادشاه مودّب سخن می گفت . هنگامی که از محضر او بیرون آمد و در بستر افتاد و به معالجه پرداخت ، دو سه روزی گذشت و شاه جویای احوال وزیر گردید ، گفتند : آن روز که با شما سخن می گفت عقربی او را نیش زده است و او را مسموم کرده است و او اظهار درد در محضر سلطان را بی ادبی دانسته و درد را تحمّل کرده است. یک وزیر در مقابل سلطان پوشالی دنیا چنین ادب می کند ، چقدر زشت است که انسان در مقابل سلطان السّلاطین و مالک الملوک و خالق السّماوت و الارضین بایستد و قلب او متوجه غیر حق باشد ».
در روایت شریف آمده است که پیامبر(ص) به اباذر می فرماید:
"ای اباذر ! دو رکعت نمازی که متوسط خوانده شود و توأم با اندیشه و حضور قلب باشد بهتر از یک شب نماز خواندن بدون حظور قلب. "
خوشا به حال نمازگزاران واقعی که محو تکلم با معبودند و جز محبت خدا در دل آنها هیچ محبّتی وجود ندارد که آنان را از ذکر حق غافل کند .


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:36 PM - روز شنبه 29 فروردین 1394 |
همان طور که میدانیم ایجاد تفرقه یکی از مهم ترین ابزار هایی است که در جنگ نرم استفاده می شود.نماز به عنوان عامل وحدت در میان امّت اسلامی مانع از ایجاد تفرقه می شود ؛ پس نماز عامل یک رنگی جامعه می شود.
نماز تکیه گاه امن انسان در مقابل هجوم همه جانبه ی دشمن و طلب کمک از خداوند می باشد که تنها خداست که در هنگام سختی یاری کننده ی همه ی انسان هاست.
نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:59 PM - روز پنج شنبه 27 فروردین 1394 |
اصولا همه ی ما مشکلات ریز و درشتی در زندگی روزمره داریم!
بی شک سعی خود را میکنیم تا این مشکلات را برطرف کنیم.اما چگونه؟
خب به نظرم دو راه وجود دارد؛اول اینکه از راه حل هایی که به نظرمان خلاقانه هستند شروع بکنیم و متناسب با راه حل مان،مشکل را پیدا بکنیم و مشکل را مرتفع کنیم؛
دوم اینکه مشکل را شناسایی کرده و برای آن مشکل راه حل پیدا کنیم؛
خب نظر شما چیست؟
کدام راه بهتر است؟!
این مسئله را از ابعاد مختلفی میتوان بررسی کرد که در پست های آینده بیشتر راجع اش حرف خواهم زد.
نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:32 PM - روز پنج شنبه 27 فروردین 1394 |
همین چند دقیقه ی پیش به این فکر میکردم که ما چقدر کم فروشی میکنیم!
این کم فروشی را در همه ی کار های خودمان میتوان دید؛هم در کار ها و امور دنیوی و مادی،هم در کار های معنوی و اخروی!هم در بُعد اجتماعی و هم در بُعد فردی؛
خلاصه در همه این کارها به نحوی کاستی هایی داریم.انجام دادن کار ها و امور،در خیلی از موارد شامل این قضیه میشود.البته انجام کار ها به صورت کامل و بی نقص هم شاید سخت و در بعضی موارد غیر ممکن باشد؛ولی منظور از این کاستی زمانی است که ما میتوانیم با کمی زحمت و دقت بیشتر کار ها را کامل و درست انجام دهیم ولی این کار را نمیکنیم!
شاید الان خیلی مثال ها و نمونه ها در ذهنم است که میتوانم بگویم ولی ترجیح میدهم که خواننده ی این پست هم به این کم فروشی در کارهای روزمره فکر کند و مثال های خودش را بیابد؛شاید هم هیچ موردی نتواند پیدا کند!
نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:59 PM - روز چهارشنبه 26 فروردین 1394 |