- تو ميداني اميرالمؤمنين از چه جهت ما را به خانه اش دعوت
كرده است؟
- من، چيزي نمي دانم. فقط چشمانم به آن كيسه بزرگ پر از پولي
است كه پاي غلام علي با آن برخورد كرد.
- آيا مي داني علي اينهمه پول را از كجا آورده است؟
- چرا از خودش نمي پرسي؟
- يا علي! اين پولهاي زياد كجا بوده است؟
- اين پولها از آن كسي است كه مال ندارد.
- منظور علي از اين جمله چه بود؟
- يادت هست كه چندي قبل، علي با پيراهن كهنه اي از كنار ما رد
شد و ما با لحني تمسخرآميز و متلك گونه فقر و و تهي دستي علي را به رخ او كشيديم.
غلامش مي گفت پس از آن جريان، علي به او گفته است امسال خرماها را به فقرا ندهد.
بلكه خرماها را به بازرگانان بفروشد و پول آنها را جمع كند. حال هم ما را در اينجا
جمع كرده است تا به ما بفهماند كه او مردي دارا و ثروتمند است. اما با بخشيدن
اموالش به فقرا، چيزي از آن را براي خود نگاه نمي دارد.
احتمالاً، حال هم قصد دارد اين پولها را ميان مستمنداني كه هر
سال برايشان خرما مي فرستاد، تقسيم كند.
بعضي علي (ع) را به علم زيادش مي شناسند و بعضي حيران عدالتش
هستند. بعضي شيداي غيرتمندي اش هستند. بعضي هم مبهوت جنگاوري اش. اما كمتر كسي علي
را اسوه و سمبل كار و توليد اقتصادي مي شناسد. علي از همان دوران كودكي وبعدها
نوجواني و جواني اش مشغول كار و فعاليت شد. از كودكي تا كهنسالي تا آنجايي كه وقت و
فرصت به او اجازه مي داد، كار مي كرد و خرج زندگاني اش را تأمين مي نمود. در تمام
اين دوران هم :
مشروعيت كار براي علي (ع) مهم بود، نه نوع و مقبوليتش!
به همين جهت هم، امام را در دورانهاي مختلف عمرشان در كارهاي
گوناگون و مختلفي...