ما برای آنکه ایران خانهی خوبان شود
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود
خون دلها خوردهایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفرها کردهایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کردهایم
ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کردهایم
ما برای بوسیدن خاک سر قلهها
چه خطرها کردهایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران بردهایم
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک
رنج دوران بردهایم.
ز فردوسی ام آمد این گفته یاد
که داد سخن را چو او کس نداد
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
ای ایران، ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
در این خاک زر خیز ایران زمین/نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود/وزان کشور ازاد و اباد بود
نگفتند حرفی که ناید به کار/نکشتند تخمی که ناید به بار
چو مهر و وفا بود کیششان/گنه بود ازار کس پیششان
همه بنده پاک یزدان پاک/همه دل پر از مهر این اب و خاک
من ایرانیم عشق من این بود
که مهر وطن بهر من دین بود
ببوسم من این خاک پاک وطن
که پاینده شد نام ایران من
همین افتخارم اهوراییم
قلم قاصر از شور و شیداییم
چو این مملکت ملک شیران بود
سلاح من این نام ایران بود
نیازم به میراث ایران من
همان تخت جمشید دشمن شکن
همان قصر پر شوکت و با وقار
همان ملک شاهان با اقتدار
نیازم به فردوسی باخرد
خرد تا ابد نام او می برد
بود افتخارم که ایران زمین
((الف)) یعنی که ما آزادگانیم
به فرمان اهورا بندگانیم
و((ی)) یعنی که ما یزدان پرستیم
به جام رحمت حق مست مستیم
و((ر)) یعنی که رندانی غیوریم
به دنیا مردمانی پر غروریم
((الف)) یعنی اگر امروز هستیم
به جز ایران به خاکی دل نبستیم
و((ن)) نامی بلند و ماندگار است
که ایران معنی این یادگار است.