نقش خود را خوب ایفا می کنید
هرزه گردی را شکوفا می کنید
بوقتان پر گشته است از قیل و قال
تا شود خون شهیدان پایمال؟
دم ز تضعیف ولایت می زنید
تا مگر از ریشه دین را برکنید
بر سر ما سایه دست خداست
سینه ما گوشه ای از کربلاست
حافظ این ملک تیغ حیدر است
تیغ او از تیغتان برّان تر است
...
زنده یاد آقاسی
والیان مسند اشرافیت
ای خداوندان رنگین نامه ها
صاحبان مکر در هنگامه ها
من یقین دارم مسلمان نیستید
چون ولی را تحت فرمان نیستید
من در این آشفته بازار شما
پرده برمی دارم از کار شما
گر شمایان نیستید اهل نفاق
مرگ خواهید از خدا بالاتفاق
این نماز و روزه و حج و زکات
بی ولایت چیست غیر از منکرات
سامری زادان که بازی خورده اید
کز غم بی آلتی افسرده اید!
نقش خود را خوب ایفا می کنید
هرزه گردی را شکوفا می کنید
بوقتان پر گشته است از قیل و قال
تا شود خون شهیدان پایمال؟
دم ز تضعیف ولایت می زنید
تا مگر از ریشه دین را برکنید
بر سر ما سایه دست خداست
سینه ما گوشه ای از کربلاست
حافظ این ملک تیغ حیدر است
تیغ او از تیغتان برّان تر است
نام ما تابوت برچسب شما
نعش ما زیر سم اسب شماست
لیک مرغ روحمان در آسمان
ماند از تیر شیاطین در امان
مُهر این امنیت از مِهر علی است
جان ما آیینه امر ولی است
هر کسی بر مرتضی مؤمن شود
از عذاب قهر حق ایمن شود
ای نگهبان کیان سلطنت!
تا به کی سحر و فسون و شیطنت؟
ای یهودا پرور گردون نشین!
وی یهودی کیش بت در آستین
ای شمایان کوفی بیعت شکن
ای عروسک های دست اهرمن
ای بر آخور خفتگان خواب نوش
نیش افکار شما زهرآب نوش
سامری زادان طور مرتضی
غافل از نور حضور مرتضی
اژدهای دست مولاییم ما
سِحرسوز و آتش افزاییم ما
گرمتر از آتش ظهر تموز
نعره ای خواهم زدن آدینه سوز
تا بسوزد جمعه های جمعتان
تا شود خاموش، سِحر شمعتان
نصرت حق را چو باور داشتم
یا علی! دست از دهان برداشتم
چون به نام نامی ات دل بسته ام
تیغ می بارد به جان خسته ام...
زنده یاد آقاسی
روحش شاد