برق و اصلاح الگوي مصرف
نويسنده:
شبنم سرخابی
آمار سال 1386 برق كشور نشان ميدهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.
سال 1388 سال اصلاح الگويمصرف نامگذاري شده است. رسول گرامي اسلام (ص) ميفرمايند: «ترك الفرص غصص» فرصتها را از دست دادن، موجب غصهها است. گرچه تا بحال براي شروع اين مهم تاخير كردهايم ولي امروز فرصت ديگري پيش آمده كه بايد از آن استفاده كرد و با شناخت و آگاهي از همه عواملي كه مصرف را غيرقابل قبول كرده است، نسبت به اصلاح آن اقدام كرد كه بدون علم عمل كردن، نتيجه مطلوب را حاصل نخواهد كرد زيرا كه رسول گرامي اسلام «ص» ميفرمايند: «من عمل علي غير علم، كان مايفسد اكثر مما يصلح» هر كس بدون علم عمل كند، فسادش بيشتر از اصلاح است. مقام معظم رهبري براي رسيدن به تحقق شعار «اصلاح الگويمصرف در همه زمينهها» لزوم برنامهريزي را براي استفاده صحيح و مديرانه از منابع كشور مورد تاكيد قرار دادند.
در سال گذشته دولت نيز با توجه به تكاليف قانوني «لايحه هدفمند كردن يارانهها» را تقديم مجلس كرد كه ميتوان آنرا از نظر هدفگذاري درجهت شعار«اصلاح الگوي مصرف» تلقي كرد ولي متاسفانه دولت در ارائه لايحه به مجلس ،بهعلت عدم وجود يا عدم انتشار اسناد پشتيبان اين لايحه مهم كه ميتواند تمام تعاملات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي كشور را تحت تأثير شديد خود قرار دهد، (و همچنين منابع مالياي كه در لايحه بودجه سال 1388 كل كشور ديده شده بود) نتوانست مجموعه خارج از دولت را قانع كند و آنها را بر آن داشت تا با بصيرت بيشتر در اين مسير حركت كنند. زيرا كه تعجيل در چنين امر واجبي نيز ميتواند مشكلاتي را بر كشور تحميل كند كه جبران آن اگر نگوئيم غيرممكن است، گران تمام ميشود. امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: «العامل علي غير بصيرة، كالسائر علي الطريق لاتزيده سرعة السير عين الطريق الابعدا» كسي كه بدون بصيرت و آگاهي كاري را انجام ميدهد، همانند كسي است كه از بيراهه سير ميكند كه هر قدر سريعتر ميرود از مقصد دورتر ميشود. البته منظور اين نيست كه دولت ميخواهد بدون بصيرت و آگاهي كاري را انجام دهد بلكه حدااقل نتوانست ساير عقلاي عالم را متقاعد كند كه همه تاثيرات مثبت و منفي كاري به اين بزرگي را برآورد كرده و راهكار برنامهريزي شده را براي حل مشكلات احتمالي پيشبيني كرده است.
حال كه اين فرصت پيش آمده و مقام معظم رهبري بر تحقق هدف هاي نهفته در شعار «اصلاح الگويمصرف درهمه زمينهها» تاكيد فرمودند، فرصت را غنيمت شمرده و سعي ميشود درچند مقاله (اگر خدا بخواهد) به بعضي بخشهاي عمومي كه بر مصرف بعضي نهادهاي مرتبط با و ظايفشان مديريت كافي نكرده اند، پرداخته شود (البته بايد يادآور شد كه اين مشكل صرفاً به دوران دولت نهم برنميگردد و همواره وجود داشته است ولي امروز بهطور جدي موضوع اصلاح آن مطرح شده است)
يكي از بخشهايي كه بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد، توليد، توزيع و مصرف برق كشور، بعنوان يكي از پرهزينهترين و فراگيرترين بخش انرژي كشور است.
آمار سال 1386 برق كشور نشان ميدهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.
دريك مديريت نسبتاً مناسب، درصد تلفات نبايستي در كل شبكه بيشاز 10 درصد باشد. از اين نمونه در كشور ما نيز ديده ميشود بطوريكه در استان اصفهان تلفات حدود 8.5 درصد بوده است و در استان سيستان و بلوچستان كه در سالهاي قبل از وضع بسيار نامطلوبي برخوردار بود، در سال 1386 با يك مديريت صحيح، تلفات به زير 10 درصد رسيد در حاليكه تلفات برق در استان خوزستان حدود 37 درصد و در شهر اهواز حدود 42 درصد بوده است و مجموع كشور در سال 1386تلفات 23.53 درصدي را نشان ميداد.
حال اگر اين مديريت اعمال شده در استان سيستان و بلوچستان به كل كشور تسري داده شود و متوسط تلفات كشور در برق به حداكثر ده درصد برسد (بايد توجه داشت كه هيچ زماني نميشود تلفات را در شبكه صفر كرد و طبيعت بالاخره مقاومت را در جايجاي شبكه قرار داده است و درصدي از تلفات كه بستگي به عوامل متعدد دارد بديهي است) از 48 ميليارد كيلووات ساعت تلفات برق درشبكه (در سال 1386) حداقل 27.6 ميليارد كيلووات ساعت بدون مصرف هرگونه انرژي پايه (گاز طبيعي گازوئيل يا مازوت) و يا ايجاد نيروگاه جديد و سرمايهگذاري براي آن، قابل فروش خواهد شد. البته بايد اذعان كرد كه اصلاح شبكه نياز به صرف هزينههاي مناسب خود دارد كه لازم است به آن توجه شود ولي از طرف ديگر بايد دقت داشت كه درآمد ناشي از فروش 27.6 ميليارد كيلووات ساعت برق حاصل از حذف تلفات (13.53 درصد) به قيمت 773 ريالي كه در قانون بودجه سال 1387 منظور شده است، بالغ بر21.335ميليارد ريال خواهد شد كه از محل آن هزينه اصلاحات شبكه (بهخصوص شبكه توزيع) مستهلك خواهد شد. لازم به توضيح است كه كاهش اين حجم از تلفات نياز به زمان منطقي خودش را دارد زيرا در سالهاي اول امكان كاهش سالانه تا 3 درصد با هزينه بسيار كمتري نسبت به توسعه مقدور است ولي بعد از گذشت 3 سال كاهش يك درصد در سال، با هزينه بالاتري امكانپذير خواهد بود.
صرفهجويي ديگري كه از محل حذف بخش فوقالذكر از تلفات براي كشور حاصل ميشود عدم نياز به تأسيس حدود 7100 مگاوات نيروگاه جديد براي جبران اين تلفات است و تلفات توسعه جديد است كه با محاسبه حدود 650 دلار نياز سرمايه براي ايجاد يك كيلووات قدرت در شبكه، ملاحظه ميشود كه كشور نيازبه سرمايهگذاري بيش از 4.6 ميليارد دلار خواهد داشت.
توجه داشته باشيم كه اگر برآوردهاي اين بخش بر اساس محاسبات توان متناظر انجام شود مقدار آن بيش از 7400 مگاوات خواهد شد كه بهدليل بحث فوق تخصصي طراحي نيروگاهها به ادبيات ساده فوق بسنده كردهايم سومين موردي كه حاصل ميشود، صرفه جويي در مصرف حدود 6.9 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي (يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) در سال است كه روزانه بهطور متوسط حدود 18.9 ميليون متر مكعب خواهد بود، يعني بدون مصرف اين مقدار سرمايه طبيعي كشور، برقي كه در شبكه از بين ميرود قابل فروش خواهد شد. توجه داشته باشيم كه قيمت همين مقدار گاز طبيعي براساس قيمتي كه هدف دولت براي افزايش قيمت گاز براساس نفتخام48.5 دلاري بود (هر متر مكعب 1300 ريال) سالانه بالغ بر 8900 ميليارد ريال است كه در حقيقت صرف تلفات غيرقابل قبول ميگردد.
با اين حساب ملاحظه ميشود كه منافع حاصل از يك كار مهندسي و اجرايي (كه هيچ وابستگي به خارج كشور ندارد و توسط متخصصين توانمند ايراني براحتي قابل اجراست) در مجمع سالانه بالغ بر 30 هزار ميليارد ريال و در بخش سرمايهگذاري بالع بر 43700 ميليارد ريال خواهد بود.
بحث ديگر اين بخش مصرف نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاههاي كشور است كه بهدليل پايين بودن راندمان نيروگاههاي كشور است. براساس آمارهاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاههاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاههايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاههايي كه با بيشاز 46 درصد راندمان عمل ميكنند. بايد توجه داشت كه با ملحوظ نمودن طبيعت ايران و نقش دما و رطوبت هوا و ارتفاع منطقهاي كه نيروگاه در آن نصب شده است، براي آنها راندمانهاي متفاوتي متصور است ولي در مجموع بايد راندمان نيروگاههاي كشور حداقل بهطور متوسط 46 درصد باشد (البته سطح تكنولوژي استفاده شده در اين بخش نيز مهم است). تفاوت اين دو راندمان (يعني 37.8 موجود و 46 درصد مورد انتظار) كه براي افزايش 8.2 درصد راندمان آنها نياز به سرمايهگذاري است، باتوجه به اينكه اين نيروگاهها از نوع نيروگاههاي حرارتي است لذا ميتوان به اين نكته دقت كرد كه اگر ظرفيت نيروگاههاي حرارتي موجود را حدود 43000 مگاوات فرض كنيم افزايش راندمان 8.2 درصد متوسط آنها، ظرفيت آنها را بيش از 3500 مگاوات افزايش خواهد داد.
بهرهاي كه از اين افزايش راندمان حاصل ميشود، اين است كه بدون مصرف گاز طبيعي مازاد (گازوئيل يا مازوت) - (با فرض متوسط 12 ساعت كاري براي نيروگاه ها) حدود 15 ميليارد كيلووات ساعت برق قابل توزيع حاصل ميشود كه صرفهجويي سالانه حدود 3.75 ميليارد متر مكعب (روزانه بهطور متوسط بيشاز 10.27 ميليون متر مكعب يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) را با قيمتي حدود 4875 ميليارد ريال خواهد داشت.
البته براي اصلاح اين نيروگاهها كه اكثراً لازمه آن نصب سيكل تركيبي نيروگاههاي گازي موجود است، نياز به حدود 2.3 ميليارد دلاراست كه بايد تأمين گردد و منافع آن فقط در بخش صرفهجويي در مصرف سوخت نيروگاهي آنقدر خواهد بود كه هزينه مذكور حداكثر 5 ساله مستهلك خواهد شد.
دومين كار مهمي كه وزارت نيرو لازم بود به آن بپردازد، اعمال روشهاي فني براي مديريت بار در شبكه است.كه از آن جمله- تراشيدن اوج (
peak sharing
) است بدينمعني كه با اعمال روشهاي مختلف ميتوان كاري كرد كه تا حد امكان از ساعات پيك مصرف كاست. ميدانيم كه در تابستان بين ساعت 8 تا 12 شب، مصرف برق بهقدري افزايش مييابد كه احتمالاً دستگاه اجرايي، عليرغم تمايل، مجبور به قطع سرويس طبق برنامه زمانبندي شده، ميشود و در همين فاصله زماني (پيك مصرف) بخش كنترل شبكه (ديسپچينگ) و نيروهاي زحمتكش آن بخش، در نگراني و التهاب بهسر ميبرند حال اگر دستگاه اجرايي بخواهد اين نگراني را با ازدياد توان توليدي نيروگاهها انجام دهد بايد ميلياردها دلار سرمايهگذاري براي ايجاد نيروگاههايي كند كه فقط درهمين زمان پيك مصرف كاربرد دارد و بديهي است كه توجيه اقتصادي نداشته باشد.
دركشورهاي مختلف دنيا براي حل اين معضل، سياستهاي مختلفي را اعمال ميكنند كه هر يك به نوبه خود در مديريت بار شبكه تأثيرگذار است از آن جمله، فروش براساس شدت جريان، (آمپر) يا تدوين تعرفههاي متنوع براي فروش برق در ساعات مختلف شبانه روز و .... اشاره كرد.
يكي از اين روشها در بند (ب) تبصره(44) قوانين بودجه سالهاي 1377و 1388 و بند (الف) تبصره 44 قانون بودجه سال 1379 كل كشور مورد تاكيد قرار گرفته است.
در اين رابطه متن بندهاي مذكور كه داراي يك شكل انشائي بوده است ميگويد: «وزارت نيرو مكلف است براي كليه مشتركين برق سه فاز و همچنين آن دست از مشتركين تك فاز واقع در مناطق غير گرمسيري كه مصرف ماهانه آنها بيش از 600 كيلووات ساعت درماه ميباشد كنتور و تعرفه نصب نمايد. شوراي اقتصاد با حفظ قيمت متوسط برق درحد مصوب، افزايش نرخ برق در اوج مصرف و نيزكاهش قيمت آن در ديگر ساعات را طوري تعيين نمايد كه موجب كاهش مصرف در ساعت اوج گردد».
سه سال درقوانين بودجه اين تكليف براي وزارت نيرو تعريف شد ولي وزارت نيرو اقدام مؤثري انجام نداد و در قوانين بعدي هم مورد توجه قرار نگرفت زيرا ظاهراً قانونگذار به اين نتيجه رسيد كه دستگاه اجرايي قانون را انجام نخواهد داد.
اما اگر اين سياست اجرا شده بود و بعد در مورد مناطق غير گرمسيري براي مصارف كمتر (حتي مصرف ماهانه 400 كيلووات ساعت) اعمال ميشد و پس از آن با تعديل منطقي و تعيين سقف معقول در راستاي تامين آسايش ساكنين مناطق گرمسيري (در ماههاي گرم سال) نيز اجرا ميشد، با تعيين تعرفههاي چند برابري براي ساعات پر مصرف و تعرفه كم براي ساعات كم مصرف، ميشد امروز به بار شبكه مديريت كرد و از سرمايهگذاري بيمورد براي تأمين توان مورد نياز پيك مصرف امروز، اجتناب كرد.
مردم ما حق دارند كه از همه امكانات رفاهي مصرفكنندهٌ انرژي استفاده كنند و صحيح نيست كه همواره آنها را از مصرف صحيح منع كرد و يا سقف غيرقابل قبول كه ناشي از مصرف بالاي تجهيزات ساخت داخل (يخچال، فريز، ماشين رختشويي، اطو، جاروبرقي، تلوزيون و حتي تجهيزاتي كه امروزه لوكس بهحساب ميآيد مثل ماشين ظرفشويي) نيز است، تدوينكرد. امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نميشود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حاملهاي انرژي) را تحمل كنند، اما ميشود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نميخواهند اين همراهي را انتخاب كنند بديهي است كه بايد هزينهاش را نيز پرداخت كنند.
محاسبه براي تعيين اثر هر روش در كاهش پيك مصرف، كاري بسيار تخصصي كه نه در بضاعت اينجانب است و نه يك مقاله جاي آنرا دارد (كه تا اينجا هم بحث به درازا كشيده ) ولي بهطور كلي ميشود انتظار داشت كه با روش هاي متنوع و منطقي نياز توان شبكه را در پيك بار 2000 تا 2500 مگاوات كاهش داد كه در صورتيكه براساس هزينههاي ايجاد نيروگاههاي سيكل تركيبي محاسبات مالي انجام شود به نظر ميآيد بتوان حدود1.3 تا 1.6 ميليارد دلار از سرمايهگذاري مازاد اجتناب كرد.
و بالاخره چهارمين كاري كه وزارت نيرو بايد به آن توجه كند، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي است و به تبع آن منطقي كردن تشكيلات سازماني و عريض و طويل وزارتخانه و شركتهاي تابعه است.
بهطور خلاصه بايد اذعان كرد كه منحصراً مصرفكنندگان نيستند كه بايستي رعايت الگويمصرف را بنمايند (گرچه اين مورد هم از اهميت كافي برخوردار است) بلكه توليدگنندگان لوازم وتجهيزات و سرويسدهندگان برق و... نيز در استفاده بهينه از اين منبع گران قيمت مؤثرند و فقط استفاده از اهرم قيمت نميتواند به تنهايي كارساز باشد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه رسيدن به نقطه تعادل نياز به فرهنگسازي دارد كه بهعنوان يك اصل نبايد فراموش شود.
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
1- راهکارهای قوانین و مقررات
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
نويسنده:
شبنم سرخابی
رابطه اسراف و دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مىآيد.
در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.
اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.
اسراف در بيت المال
حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است.
از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟!
بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد:
((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)
رابطه اسراف و فقر
همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گيرد.
((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامنگير شخص و گاهى دامنگير جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايد:
((من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))
((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود (و فقير مى گردد)))
آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نيازمنى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
ان مع الاسراف قله البركه (6)
همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى, خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست, نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:
((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (7) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد.
آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (ع) مى فرمايد:
((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)
اسراف و عدم استجابت دعا
مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)
راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي كشور
امسال اولين سال از دههى چهارم انقلاب اسلامي مي باشد و به دليل آمادگي بسيار وسيع و عظيمي كه در كشور وجود دارد، به نام «دههى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. از آن جا كه اقدام اساسى در زمينهى پيشرفت و عدالت، مسئلهى مبارزهى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه مي باشد؛ سال 1388 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي و توسعهاي راهكارهاي كاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي كشور مي پردازد.
بهطور کلی، اتخاذ سیاست ها و راهکارهای اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژی در 2 بخش عرضه انرژی و تقاضای انرژی قابل بررسی و اجرا می باشد. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد در کشور ایران به دلیل اینکه تقریباً تمام زنجیره تامین و عرضه انرژی در اختیار دولت می باشد، دولت مي تواند با انجام تحقیقات علمی و هدفمند کردن سرمایه گذاری ها در بخش انرژی و به کارگیری فناوری های نوین در مدت زمان نسبتاً کوتاهی به میزان قابل توجهی در کاهش مصرف انرژی موفق عمل نمايد. بخش تاثیرگذار دیگر در کاهش مصرف انرژی، مدیریت تقاضای انرژی می باشد که در این بخش نیز راهبردهای متعددی از جمله قیمتگذاری، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگی، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تكنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود دارد.
مقدمه:
كشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بیش از 85 ميدان نفتي كشف شده در كشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در میان کشورهای جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مكعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در كشور به میزان قابل توجهی وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در كشور، ايران را از يك كشور صادر كننده انرژي به يك كشور وارد كننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهكارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يك صنعت پر سود و كم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و كاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ایران، محدود بودن منابع طبيعي، حركت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست باید تا حد امكان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور باید در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در كشور ضمن شناخت راهکارهای مناسب برای کاهش مصرف انرژی قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حیاتی انرژی برای جوامع بشری و نقش بسیار تاثیرگذار انرژی در پیشرفت و توسعه پایدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهینه سازی مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي كه در جهت كاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد كه اين اقدامات شامل: صرفه جویي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي اردهالي، 1382)
ضرورت و اهميت:
براي ارزیابي كارايي بهره برداري در مصرف انرژي كشورها، از يك آمار مقايسهاي استفاده مي شود كه در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند كشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد كه مصرف انرژي در بخشهاي مختلف اقتصادي ایران در سالهاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي كه انجمن جهاني انرژي (
World Energy Council
) در سال 2008 با عنوان "سياست هاي بهره وري انرژي در كشورهاي جهان" منتشر كرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي كشور هاي دنيا در يك نمودار ارائه شده است. (
WEC, 2008
) در اين نمودار كشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا دارا مي باشد كه ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد كشور بسيار بحران آفرين باشد و كشور ايران را از يك كشور صادر كننده به يك كشور وارد كننده منابع انرژي تبديل خواهد كرد.
با توجه به اينكه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در كشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت كه در كشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يك سوم (33%) وجود دارد كه درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار كه معادل تمام بودجه عمراني كشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي كه طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الكتريكي در كشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان ميدهد كه شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور محرز و انكار ناپذير مي باشد.
بدون شك مسئوليت خطيركارشناسان بخش انرژي در كشور، طراحي و معرفي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ بهگونهاي كه بدون كاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي كاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود كه نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوتهاي سليقهاي و بخشي ندهد. راهكارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء كارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهكارهاي قيمتي و راهكارهاي غيرقيمتي تقسیمبندي نمود. با توجه به اينكه راهكارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي كه در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشكل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد كه تبعات اقتصادي منفي كمتري را به همراه خواهد داشت.
صرفه جويي و پرهيز از اسراف در نگاه رهبر معظم انقلاب
ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم . صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم . نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم . دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست .
ساده زيستي چيز بسيار باارزشي است . ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگري و اسراف و زياده روي را ـ كه واقعا بلاي بزرگي است ـ از جامعه مان ريشه كن كنيم با حرف و گفتن نمي شود ... عمل ما بايستي مويد و دليل و شاهد بر حرفهاي ما باشد
ما ملت ايران بايد اين جامه ي ناساز بي اندام زشت را از تنمان بيرون بياوريم ما خيلي مصرف زده هستيم بايد اين را حلش كنيم . همه بايد دست به دست هم بدهند و اين قضيه را حل كنند . البته صدا و سيما هم بلاشك نقش دارد .
ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم . صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم . نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم . دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست . به نظر من بايد مسئولان كشور راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند.
مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است . اسراف روزبه روز شكاف هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميقتر مي كند. يكي از چيزيهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند اجتناب از اسراف است . دستگاه هاي مسئول بخش هاي مختلف دولتي بخصوص دستگاه هاي تبليغاتي و فرهنگي ـ به ويژه صدا و سيما ـ بايد وظيفه ي خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت اكتفا و به اندازه ي لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف گرايي جامعه را از پاي در ميآورد. جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدان هاي مختلف شكست خواهد خورد . ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زيادي ها بزنيم .
صرفه جويي صحيح ـ همان كه در اسلام به آن قناعت مي گويند ـ به معناي نخوردن نيست . به معناي زياده روي نكردن مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهي را ضايع نكردن است . موضوع قناعت را جدي بگيريد . منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمت هاي الهي نزنيد و از آنها بهره مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد زياده روي و اسراف نكنيد نعمت هاي الهي را ضايع ننماييد من آنها را به قناعت به صرفه جويي و به اسراف نكردن دعوت مي كنم . اسراف حرام است . همه بايد سعي كنند كه اسراف را از زندگي شخصي و از زندگي كاري خودشان دور كنند . من ميدانم عده كثيري از مردم بخصوص طبقات متوسط رعايت مي كنند. بعضي هم رعايت نمي كنند. افرادي كه تهديست يا متوسطند به نظر مي رسد كه كمتر اسراف مي كنند اگر چه در بين آنها هم بعضا اسراف هست . خطاب اول ما به كساني است كه متمكنند و امكاناتي دارند و مي توانند خرج كنند . به آنها عرض مي كنيم كه كمتر خرج كنيد ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد .
اسراف بد است و از نظر شرعي گناه و حرام محسوب مي شود. از نظر منطق عقلاني و اداره ي كشور هم يك كار ممنوع و زشت است . همه موظفند اسراف نكنند ـ هم مسئولان و كارگزاران و كساني كه مامور انجام كارهايي در دولت هستند و هم آحاد مردم اگر بخواهيم بااسراف مبارزه كنيم بايد براي اين كار برنامه ريزي انجام گيرد و آن را مسئولان دولتي انجام دهند .
اسراف فعل حرام است گناه است خلاف شرع است اسراف يك لجنزار است . ريخت و پاش مالي يك وسوسه ي شيطاني است . مصرف بايد به اندازه باشد نه به حد اسراف و زياده روي . مصرف بايد در حد لازم باشد نه در حد اسراف .
من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و مامورين دولت امسال تقاضا دارم . انضباط اقتصادي و مالي يعني مقابله با ريخت و پاش زياده روي و اسراف . ريخت و پاش مالي و زياده روي در خرج كردن و زياده روي در مصرف به هيچ وجه صفت خوبي نيست .
اگر ما اسراف نكنيم مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم . يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم مسئله ي اسراف است و يكي از موارد اسراف اسراف در آب است .
ملت عزيز جدا از اسراف و زياده روي پرهيز كنند. ما حق نداريم به عنوان يك ملت مصالح بزرگ و ملي و دورنگر ـ بلكه مصالح نقد مهم و كنوني ـ خود را به خاطر خواسته هاي شخصي خودمان ـ كه ما را به اسراف و بي بندوباري در مصرف مي كشاند ـ فدا كنيم و آنها را نديده بگيريم . همه بايد مساله ي صرف جويي را جدي بگيرند.
بايد به قدر نياز و حاجت خرج و مصرف كرد. بايد روحيه ي اسرافي كه در بعضي از مردم به صورت روز افزون پيدا مي شود مهار گردد . عامه ي مردم هم نبايد اسراف و تجمل گرايي بكنند .
واقعا صرفه جويي را جدي بگيريد. در جاهايي هرز رفتن ثروت ملي را داريم واقعا صرفه جويي بايد يك اصل در دولت به حساب آيدبايد از مصرف و خرج كردن بيت المال در غير مصارف عمومي و مردمي خودداري كنند . اسراف مسئولان دولتي از اسراف مردم عادي مضرتر است زيرا كه اين اسراف در بيت المال است .
بايستي فهرستي از انواع صرفه جوييهايي را كه مردم مي توانند بكنند....و راههاي صرفه جويي در آنها را به مردم تعليم و نشان دهند مردم هم جدا سعي كنند كه صرفه جويي نمايند .
امسال همه سعي كنند اسراف را كنار بگذارند. متاسفانه در زندگي هاي ما اسراف وجود دارد. اسراف يعني تضييع نعمت الهي يعني نشناختن قدر نعمت الهي .
منكراتي كه در سطح جامعه وجود دارد و مي شود از آنها نهي كرد و بايد نهي كرد از جمله اينهاست : اتلاف منابع عمومي اتلاف منابع حياتي اتلاف برق اتلاف وسايل سوخت اتلاف مواد غذايي اسراف در آب و اسراف در نان .
اسراف در آب اسراف در نان اسراف در مواد غذايي اسراف در وسايل زندگي زياده روي زياد خريدن زياد مصرف كردن دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است اينها تضييع نعمت خداست با همين آب موجود مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم .
بايد روي بازيافت صرفه جويي و توليد كاغذ داخلي كار شود
اسراف مضر و مذموم و شرعا حرام است
تجمل و اسراف در همه جا بد است
اگر مي خواهيم نسلي به وجود بيايد كه اعتماد به نفس و انضباط اجتماعي داشته باشد يك نسل مسئوليت پذير و با عرضه و با كفايت براي كارهاي بزرگ يك نسل داراي ابتكار يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام گيري در درون خانواده ي بزرگ جامعه يك نسل فداكار يك نسل پركار يك نسل كم اسراف و دور از اسراف اگر مي خواهيم فرهنگ عمومي جامعه به اين سمت حركت كند راه و كليدش آموزش و پرورش است . براي تربيت چنين نسلي آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد .
من از مسئولين امور مي خواهم جدا در زمينه ي مصرف اموال عمومي در جاهايي كه اولويت نداردـ ولو ممكن است مورد نياز هم باشد. اما نياز درجه ي يك نيست ـ خودداري كنند. آن جايي كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بي اولويت خودداري كنيد. آن جايي كه نياز نيست و حاجت نيست حتما مصرف نشود. آن جايي كه حاجت هست اما حاجت بالاتري نيز هست آن جا هم مصرف نشود و اين امكان مالي در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد . بايد اسراف نشود . هزينه كردن اعتبارات و پول هاي كشور در جاهاي غير لازم و تشريفاتي و زيادي حرام است .
بايد از تجهيزات و جنگنده ها و ديگر وسايل موجود ـ حتي يك تفنگ معمولي ـ نگهداري كنيم . تفريط و اسراف در سرمايه هاي ارتش ممنوع و حرام شرعي است . هيچ كس حق ندارد اين تفريط را بكند همچنان كه تفريط نيروهاي انساني نيز همين گونه است . شما حق نداريد عناصر كار آمد را معطل بگذاريد. كار شايسته و خوب بايد از انسان هاي كارآمد دريافت شود. بايد اين گردونه به طور دائم حركت كند .
نكاتي در باب اصلاح الگوي مصرف از منظر جامع شناسي و روان شناسي
يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است.
1. يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است. اقتصاديها منابع اساسي همانند آب و انواع انرژيها را در چرخه تامين، توليد وساخت، توزيع و انتقال و مصرف به بررسي مينشيند و فارغ از مقولات فرهنگي آن به تحليل علل و پيامدهاي مصرف ميپردازند. در سطح بندي الگوي مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود ميتوان گفت به بالاترين سطح و نمودارترين سطح، همين حوزه اي افتصادي است. قابل تحليل ترين سطح نزد همين حوزه اقتصادي است چرا كه با روشهاي اقتصاد سنجي مي توان گفت كه منابع انرژي ما در حال اتلاف هستند اما لايهاي عميقتر و سختتري ار لحاظ بررسي و تحليل نيز وجود دارد كه سبك زندگي خانوار و افراد در طبقات اجتماعي است كه بيشترين تاثير و در عين حال نامشهودترين اثر را در الگوي مصرف دارد.
2. اصلاح الگوي مصرف را هم بايد در ساختارهاي حاكميتي و هم در ساختارهاي مردمي پيگيري كرد. ساختارهاي حاكميتي اعم از سختافزارهاي حاكميت كه قواي سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتي و سازمانها و همچنين نرمافزارهاي حاكميت كه سازو كارهاي اداره كشور، قوانين و مقررات و فرايندها را تشكيل ميدهند. اما ساختارهاي مردمي نيز متشكل از سختافزارهاي مردمي مثل نهادهاي مردمي كه رفتارها و سبك زندگي مردم را تشكيل ميدهد.
3. در بررسي رفتار مصرفي مردم بايد از يافتههاي رشتههاي مختلفي استفاده كرد به نحوي كه ميتوان گفت مسئله الگوي مصرف مقولهي ميان رشته است. رشتههايي همچون روانشناسي جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مردم شناسي فرهنگي و اقتصاد در شناخت و تحليل رفتار مصرفي مردم دخيل هستند. روانشناسي كه مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگيزش، ادراك، گرايشات شخصيت و الگوهاي ياد گيري ميباشد. همه اين عوامل اجزاي سازنده رفتار مصرفي مردم است. جامعه شناسي، مطالعه گروههاست و رفتار گروهي افراد و رفتارهاي افراد در گروهها كه اغلب از رفتارهاي فردي آنها متفاوت است. تاثير اعضاي گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعي در رفتار مصرفي قابل مطالعه و تحليل است. روانشناسي اجتماعي تركيبي از دو تاي قبلي است و حوزه مطالعاتي اش نحوه تاثير پذيري رفتار مصرفي افراد توسط افراد مرجع ميباشد. افراد مرجع اعم از گروههاي هم سالان، گروههاي مرجع و خانواده.
مردم شناسي فرهنگي مطالعه انسان در جامعه ميباشد و به مطالعه ارزشهاي اساسي كه به انسان منتقل مي شود كه رفتارهاي مصرفي مردم را رقم ميزند. در اين علم خرده فرهنگهاي مختلف كه در رفتار مصرفي موثرند، بررسي مي شوند. در اقتصاد نيز مطالعه مصرف و رفتار مصرفي مردم يعني نحوه پول خرج كردن مردم و نحوه ارزيابي مردم از كالاهاي مختلف و چگونگي تصميمگيري به حداكثر كردن رضايت انسان اقتصادي و به عبارت ديگر براي حداكثر كردن مطلوبيتهاي خود در خريد كالا و خدمات به طور عقلايي عمل ميكنند.
4. پرسش اصلي كه در اين گزارش به دنبال پاسخ به آن هستيم مدلي جامع از رفتار مصرفي مردم ميباشد كه در تبيين، اصلاح و منطقي كردن الگوي مصرف بسيار مهم و حياتي است.
عوامل موثر بيروني (جامعه شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. فرهنگ:
عوامل فرهنگي متشكل از ارزشهاي فرهنگي كه به مجموعه باورها و اعتقادات استواري گفته ميشود كه در زمينه پيدايش هنجارها به عنوان مشخص كنندههاي دامنه و محدوده رفتارهاي مناسب را فراهم ميسازند هنجارها مستقيماً در الگوهاي مصرفي مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگي خوردن و پوشيدن مردم را هنجارهاي اجتماعي آنها تعريف مي كند. در ايران، تجملگرايي و چشم و همچشمي، خريد چيزهاي لازم و موارد مشابه حاكي است از تغيير فضاي ارزشي مردم دارد به گونهاي كه ارزشها جاي خود را در زندگي و فرهنگ عمومي به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهايي همچون قناعت، ساده زيستي جاي خود را به مصرف زدگي و اسراف و تجمل گرايي داده است. از ديگر اجزاي عوامل فرهنگي، ارتباطات كلامي و غير كلامي است. اين هر دو در تغيير رفتار مصرفي نقش دارند. ارتباطات غير كلامي در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعي، فضا و مواردي از اين قبيل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعي ايران امروز تعويض تلفن همراه با وارد شدن يك مدل بالاتر سمبل يك ارتباط غير كلامي در بين مردم دارد كه تغيير رفتار مصرفي را در پي دارد. به عنوان نمونه اي ديگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محيط كار بهتر است) نه نياز او بلكه نوعي ارتباط و وجهه ساختن اجتماعي را حاكي است كه در صورت رفتار مصرفي را در پي دارد.
2. خرده فرهنگها:
خرده فرهنگها اعم از گروههاي قومي، نژادي، مليتي، مذهبي و منطقه اي در رفتارهاي مصرفي مردم تاثير دارند. رفتارهاي مصرفي افراد يك خرده فرهنگ بر پايه گذشته اجتماعي آنها و همچنين موقعيت فعلي آنها شكل مي گيرد. درجه تطبيق رفتار فرد با الگوي فرهنگي خرده فرهنگ به ميزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگي دارد. ميزان تطيبق يك فرد با يك خرده فرهنگ منجر به شكل گيري رفتارهاي منحصر به فرد در مصرف وي ميشود. نمونههاي فرااني براي خرده فرهنگهاي ايراني در رفتار مصرفي آنها مي توان مثال زد. رفتار مصرفي مردم در فرهنگ اصفهانيها، يزديها و مناطق ديگر حاكي از اين تاثير است.
3. عوامل جمعيت شناختي:
عواملي از قبيل مليت، سن، مذهب، جنسيت، شغل، وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات مشابه آن را جمعيت شناختي مي گويند. توضيح هر كدام از اين موارد بديهي است و لذا به ذكر آنها اكتفا كنيم.
4. موقعيت با طبقه اجتماعي:
با اهميتترين كمك طبقه اجتماعي به فهم رفتار مصرفي آن است كه طبقه اجتماعي بر سبك زندگي قوي تاثير ميگذارد ماكس وبر اولين كسي بود كه طبقه اجتماعي و سبك زندگي را به هم مرتبط كرد. اگر چه او سبك زندگي را با منزلت در مقايسه با طبقه اجتماعي دقيقاً به هم پيوسته تر در نظر ميگرفت ولي سبك زندگي، جوهر طبقه اجتماعي است. سبك مصرف (سبك زندگي) به عنوان ترجمان يك طبقه اجتماعي خاص در نظر گرفته ميشود. لباس، اتومبيل، نوع و موقعيت خانه، نوع خريد كالا و نوع مصرف كالا به عنوان نمادهاي پايگاه و طبقه اجتماعي تلقي ميشود.
براي اينكه يك طبقه اجتماعي در جامعه وجود داشته باشد، بايد5 ويژگي و معيار را دارا باشد.
محدود باشد: بدين معنا كه بين هر طبقه اجتماعي مدوده و مرزي وجود اشته باشد، كه هر طبقه را از ديگري مجزا سازد. به عبارت ديگر هر طبقه بايد قوانيني داشته باشد كه مشمول هر فرد در گروه باشد.
نظم يافته باشد: بدين معنا كه طبقات مي توانند، در قالب معيارهاي همچون پزستيژ و مقام از بالاترين به پايينترين نظم يابند.
مانعه الجمع باشد: بدين معنا كه هر فرد تنها ميتواند به يك طبقه اجتماعي تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حركت از يك طبقه به طبقه ديگر در طول زمان امكان پذير است.
فراگير و جامع باشد: بدين معنا كه هر فرد سيستم جامعه با يك طبقه اجتماعي خاص تطابق داشته باشد و هيچ فرد تعريف نشدهاي وجود نداشته باشد.
بايد تاثيرگذار باشند: بدين معنا كه بين طبقات مختلف تفاوتهايي رفتار سبب نوع تاثير خاصي در عرصه اجتماعي از آنها ميشود.
بنابراين آنچه گفته شد طبقه اجتماعي، صرفاً يك معيار اقتصادي نبوده و دربرگيرنده مفاهيم مختلفي از قبيل پرستيژ، مقام و حس تعلق داشت مشترك مي باشد. عموماً اعضاي يك طبقه اجتماعي تمايل دارند كه به روش مشابهي زندگي كنند، ديدگاهها و فلسفه مشترك داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهاي مصرف يكساني داشته باشند. در بررسي رفتار مصرفي طبقات مختلف، ترجيحات مختلفي در مورد خرج كردن پول و زمان دارند، علت خريد و مصرف آنها نيز تلقي مي شود. مصرف كنندگان متعلق به طبقات دهك پايين جامعه، كالاها و خدمات را بيشتر از نظر مطلوبيت زايي بيشتر، استحكام و راحتي مورد ارزيابي قار مي دهند، تا از نظر سبك، ظاهر و مد، و به احتمال زياد محصولات و سبكها و مدهاي جديد از قبيل مبلمان مدرن را كمتر تجربه مي كنند. نيازهاي فوري، تعيين كننده رفتار مصرفي اين افراد است. در حالي كه افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمركز مي كنند. تفاوتهاي مصرف، همچنين منعكس كننده تفاوت در ترجيحات نيز هست.
براي نمونه افراد مرفه و دهكهاي بالايي جامعه به وضع جسماني و ظاهر خود اهميت زيادي داده و به غذاها و نوشيدنيهاي رژيمي بيشتر از مردم ساكن شهرهاي كوچك توجه ميكنند.
5.گروههاي مرجع: گروهي از افراد كه ارزشهاي مفروض آنها پايه و اساس رفتار فعلي فرد ديگري را نشان مي دهد. به بيان ساده تر مي توان گفت گروه مرجع، گروهي است كه فرد آن را به عنوان راهنماي رفتاريش در يك موقعيت خاص بكار ميگيرد.
گروههاي مرجع افراد با تغيير موقعيت، تغيير مييابند. به عنوان نمونه يك دانشجو در موقعيتهاي مختلف گروههاي مرجع مختلفي ميتواند داشته باشد.
ماهيت تاثير گروههاي مرجع:
تاثيرات گروه مرجع ميتواند در سه بعد نمود يابد: تاثيرات اطلاعاتي، هنجاري و هويتي
تاثيرات اطلاعاتي: اين تاثير زماني شكل ميگيرد كه يك فرد از رفتارها و عقايد اعضاي گروه مرجع به عنوان يك داده، با ارزش اطلاعاتي زياد استفاده ميكنند. اين تاثير بر پايه شباهتهاي ميان اعضاي گروه يا تخصص و مهارتهاي اعضاي با نفوذ گروه شكل ميگيرد و به همين دليل يك فرد ممكن است متوجه اين نكته شود كه تعدادي از اعضاي يك گروه مرجع از يك كالاي خاص استفاده كند او نيز مصمم به استفاده از آن كالا شود.
تاثيرات هنجاري: فرد براي پذيرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از كالاي خاصي ميكند و يا بدليل ترس از عدم پذيرش ديگران از سبك پوشش خود دست بر مي دارد. زماني كه افراد، ارتباطات مستحكم و قوي با گروه دارند تاثيرات هنجاري بسيار قوي هستند. اين شيوه بر رفتار مصرفي جوانان بسيار تاثير دارد.
تاثيرات هويتي: اين نوع تاثيرات كه تحت عنوان تاثرات بيانگر ارزشها هم شناخته ميشوند، زماني شكل ميگيرند كه اعضاي گروه ارزشها و هنجارهاي گروهي را براي خود دروني سازي كرده باشد.
درونيسازي: ارزشها و هنجارهاي گروهي نتيجتاً منجر به هدايت خودكار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبيهات اعضاي گروههاي مرجع ميشود. بدين ترتيب فرد بطور كامل، تابع ارزشهاي گروه ميشود و آنها را همانند ارزشهاي شخصي خود مي پذيرد. چنين فردي به شيوه سازگار با ارزشهاي گروهي رفتار ميكند زيرا ارزشهاي او نيز با ارزشهاي گروه منطبق هستند.
6. خانواده: هسته اصلي مصرف كالاهاي مصرفي را خانواده تشكيل ميدهد. بسياري از كالاها يا خدمات در واحدهاي خانوادگي خريداري و مصرف ميشوند. ساختار يك واحد خانواده، موقعيت يك خانواده در چرخه حيات خانواده، فرايند تصميم گيري خانواده، رفتارهاي مصرفي خانواده را شكل مي دهد.
عوامل موثر دروني (روان شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. يادگيري:
عبارت است از هر نوع تغيير در محتوا يا سازماندهي رفتار يا حافظه بلند مدت است.
يادگيري كليد درك رفتار مصرفي مردم است.
تئوريهاي زيادي در بحث انگيزش مطرح شدهاند كه بسياري از آنها كاربردهاي مفيدي را در تحليل و توصيف رفتار مصرفي افراد به دست ميدهد. در اين گزارش بنا به تفصيل بيش از حد نداريم و لذا تا اين حد اكتفاء ميكنيم و خواننده را به منابع مفصل در اين زمينه ارجاع ميدهيم.
2. شخصيت: در حالي كه انگيزش موجب تقويت و هدايت نيروهايي مي شود كه به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفي را شكل ميدهند. شخصيت يك مصرف كننده، رفتار انتخابي او را به منظور دستيابي به اهدافش در موقعيتهاي مختلف هدايت ميكند. شخصيت عبارت است از تمايل و گرايش خاص يك فرد به نشان دادن واكنشهاي خاص در رويارويي با موقعيت هي مشابه. پنج خصيصه اصلي شخصيت كه مستقيماً در نوع رفتار مصرفي افراد تاثير دارد عبارتند از:
برون گرايي، فقدان ثبات رفتاري، سازگاري رواني و قدرت انطباق، علاقه به كسب تجربيات جديد در زندگي و وظيفه شناسي.
4. ادراك:
ادراك يك مصرفكننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز مي شود و با راههايي، جلب توجه ميشود و دست به تجزيه و تحليل اطلاعات مي زند و در نهايت رفتار مصرفي از او سر ميزند. مهمترين مقوله در تبليغات و بازاريابي و مصرف، بحث تغيير ادراكي است.
5: احساسات:
احساس در زمان شدت يافتنش به هيجان تبديل ميشود كه عبارتست از يك احساس قوي نسبتاً غير قابل كنترل كه بر روي رفتار تاثير ميگذارند. همه ما در زندگي روزمره با انواع هيجانات مثبت و منفي روبرو هستيم و آنها را تجربه ميكنيم.
انواع هيجانات احساسي سبب تغييرات فيزيولوژيك در انسان ميشود و از آن جمله: دم و بازدم سريع، افزايش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن ميزان قند خون، انبساط مردمك چشم و تعريق سريع است. تمام اين موارد در رفتار مصرفي افراد نقش بسزايي دارد. انواع هيجانات احساسي و تاثيرات تحريك كنندگي آنها در رفتار قابل بررسي و تحليل هستند كه خواننده محترم را به كتابهاي روان شناسي رفتاري ارجاع ميدهم.
6. نگرشها و باورها:
نگرش عبارت است از سازمان دهي بلند مدت فرايندهاي انگيزشي، احساسي، ادراكي و شناختي با توجه به برخي جنبههاي محيطي كه فرد در آن قرار گرفته است. بر همين اساس، نگرش افراد بيانگر شيوه تفكر، احساس و واكنشهايي است كه وي نسبت به محيط اطراف خود دارد. نگرش در بر گيرنده سه جزء اصلي است: جزء شناختي، جزء عاطفي، جزء رفتاري.
جزء شناختي نگرش: شاما باورها و اعتقادات يك مصرف كننده در مورد كالا و يا خدمات است.
جزء رفتاري نگرش: عبارت است از تمايل افراد در بروز واكنشي خاص نسبت به يك كالا.
برداشت افراد از خود:
برداشت از خود مفهوم تماميت افكار و احساساتي است كه فرد به عنوان يك موجود از خود دارد. به عبارت ديگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهايي كه از زواياي مختلف به خود دارد تشكيل ميشود.
برداشت از خود به چها جزء اصلي تقسيم ميشود كه اين اجزاء عبارتند از:
برداشت از خود واقعي (آن كسي كه الان هست) در برابر برداشت از خود ايدهآل (آن كسي كه دوست دارد بشود)
برداشت از خود اجتماعي( ديگران فرد را چگونه مي بيند يا دوست دارد ديگران او را چگونه ميبيند) در برابر برداشت از خود خصوصي (فرد با خودش چگونه هست يا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
برداشت از خود روي مصرف و ساير رفتارهاي افراد تاثير زيادي دارد.
سبك زندگي:
سبك زندگي عبارت است از چگونگي زندگي افراد. در واقع سبك زندگي نشان دهنده جلوه بيروني برداشت از خود افراد در محيط زندگي و انتخابهاي او در زندگي روزمره است. مشخصات سبك زندگي به صورت ذيل است:
سبكهاي زندگي در چارچوب تعامل بين افراد و معنايي كه در اين تعامل رد و بدل مي شود، ظهور مي يابد. سبك زندگي ذاتاً اجتماعي است. به اين معنا كه حامل پيامهايي براي ديگران است. به اين اعتبار، پيروي كردن از يك سبك زندگي خاص ارزشها و جهت گيريها افراد را به ديگران منتقل كرده و به بقيه نشان مي دهد كه بايد در برابر فرد چه رفتاري داشته باشد.
سبك زندگي انتخابي است كه اين انتخاب در محدوده متغيرهاي ساختاري صورت مي گيرد. سبك زندگي متمايز كننده افراد و گروههاست. در واقع سبك زندگي مشخصه ومعرف افراد و گروههاست.
سبكهاي زندگي در زمره فعاليتهاي روزمره است. اما آن نوع رفتارهايي را شامل مي شود كه قابل مشاهده و معني دار هستند و تفاوت بنيادين ميان گروههاي اجتماعي مختلف را سبب مي شود علاوه بر رفتارها، سبك زندگي ارزشها، نگرشها و عقايد را نيز شامل مي شود.
سبك زندگي حامل روايتي از خود است و صرفاً رفتارهاب معطوف به ارضاي نيازها را در بر نميگيرد.
بايد ميان تعداد كثيري از مردم عموميت داشته باشد، و گر نه تفاوتي با طبايع فردي يا هوسهاي مصرفي فرد نخواهد داشت.
نتيجه گيري:
در اين گزارش بدنبال مدلي تركيبي از ابعاد جامعه شناختي و روانشناختي از رفتار مصرفي بوديم. از مولفههاي جامعه شناختي همانند فرهنگ، خرده فرهنگ، عوامل جمعيت شناختي، موقعيت و طبقه اجتماعي، گروههاي مرجع و خانواده اشاره رفت و سپس به مولفههاي روان شناختي همانند ادراك، يادگيري، انگيزه، شخصيت، احساسات و نگرشها و باورها اشارتي مختصر داشتيم. تمامي اين عوامل مويد اين مطلب بود كه اصاح واقعي و منطقي كردن الگوي مصرف در گرو شناخت نه صرفاً اقتصادي بلكه فرهنگي و اجتماعي منشاهاي رفتارهاي مصرفي مردم است.
حذف يارانه انرژي نگاهي ديگر به كاهش مصرف
در سالي كه به نام سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده بد نيست بر نحوه مصرف انرژي و سرانه آن در ايران نقبي بزنيم و اين سؤال را مطرح كنيم كه به كدام سمت در حركتايم! نهيبي لازم است كه اذهان عمومي را از اين خواب غفلت مصرفگرايي مفرط بيدار كند را وضعيت نامعلوم انرژي را سر و سامان بدهد.
در ايران به علت سياستهاي نادرست مصرف به خصوص مصرف انرژي، به ازاي هر هزار دلار توليد ناخالص ملي 2/7 بشكه نفت خام مصرف ميشود در حالي كه اين ميزان در چين (كه تقريباً 20 برابر ما جمعيت دارد) 5/5 بشكه است. تبليغات گسترده و نصب بيلبردهاي فراوان در خيابانها و بزرگراههاي شهر براي مصرف بهينه انرژي متأسفانه هنوز هم شاهد هدر رفت مقدار زياد انرژي در بخشهاي مختلف عليالخصوص بخش ساختمان هستيم. مدت مصرف و هدررفت آن منحصر به زمان و فصل خاصي نيست بلكه در تمامي زمانها اين اتفاق نامبارك ميافتد و كسي هم توجهي ندارد.
در اروپا شدت مصرف انرژي را از 29 به 19 درصدي تقليل دادهاند كه اين تغيير درصدي قابل تأمل است و البته نبايد چشم بر روي واقعيتها بست. در خصوص مديريت مصرف انرژي كشور ما نيز گامهايي هر چند كوچك برداشته است كه از آن جمله ميتوان به تأسيس شركت بهينهسازي مصرف سوخت و تصويب قوانين و آييننامههاي ساختماني همانند مبحث 19 و 14 اشاره كرد.
ميزان سرانه مصرف برق در ايران تا قبل از شروع تغيير فرهنگ مصرف 2900 كيلووات ساعت بوده كه اكنون اين مقدار به 2600 كيلووات ساعت رسيده است اين در حالي است ميزان سرانه مصرف برق در جهان حدود 900 كيلووات ساعت است
شركت بهينهسازي مصرف سوخت كه به همت شركت نفت در سال 1371 تأسيس گرديد، وظيفه اصلي نظارت كافي و عالي بر كيفيت ساخت و ساز، اجراي مبحث19 و در كل مديريت مصرف دارد وليكن متأسفانه آن طور كه شايسته است به اين مسأله پرداخته نشده. در همايش اجراي مبحث19 كه با عنوان عزم ملي برگزار گرديد يكي از مسوولان اين امر اعلام كرد اجراي اين مبحث در ساختمانها 19درصد است كه با توجه به خيل عظيم ساخت و ساز اين رقم بسيار ناچيز است.
حذف يارانه انرژي نگاهي نو به مديريت انرژي است با اين تفاوت كه اين عمل خوشايند بسياري از مصرفكنندگان نيست چرا كه مصرف سرانه آن در ايران براي هر نفر بيش از پنج برابر مصرف سرانه انرژي در اندونزي و دو برابر كشور چين است كه در صورت حذف يارانه انرژي و به تبع آن افزايش قيمت، خانوارها بايد هزينه زيادتري را براي مصرف انرژي پرداخت كنند.
با ادامه روند افزايشي مصرف انرژي، در آيندهاي نزديك به يكي از واردكنندگان انرژي در دنيا تبديل خواهيم شد. لازم است در اينجا از سرنوشت نامعلوم انرژي براي آيندگان هم ياد كنيم و اين سوال را مطرح نماييم كه «آيندگان چي؟»
يكي از راهكارهاي حفظ انرژي براي آيندگان به كارگيري حذف يارانه از حاملهاي سوخت و انرژي است كه ميتواند پاسخ مثبتي در مقابل افزايش مصرف انرژي باشد و به مدد اين طرح كاهش مصرف انرژي را در تمامي بخشها شاهد باشيم.
به تازگي طرحي مبني بر «الزام تكميل سيستم سرمايش و گرمايش براي صدور پايان كار» در شوراي شهر به تصويب رسيده كه سازندگان ساختمانها را ملزم به اجراي مبحث14 نموده كه در صورت چشمپوشي مهندسان و ... از اين مبحث پايان كار ساختمان داده نميشود.
با استناد به مطالعات صورت گرفته در مركز تحقيقات مسكن و ساختمان 63 درصد ساختمانها بدون سيستم گرمايشي و 71درصد بدون سيستم سرمايشي بودند كه جاي بسي «تأثر» دارد. چطور ممكن است ساختماني باشد كه سيستم سرمايش و گرمايش نداشته باشد.
طرح اصلاح الگوي مصرف تا چه حدي ميتواند مؤثر واقع شود زماني كه الگوي مصرفگرا بر تمامي زمينهها حكمفرما شده آيا اين مسأله امكانپذير است يا نه؟ به اعتقاد بنده طرح اصلاح الگوي مصرف محقق نخواهد شد مگر در يك فاصله زماني بلندمدت و با تبيين راهكارهاي مناسب و هدفمندسازي استفاده از منابع در جهت تقليل و اصلاح مصرف، لذا دولت بايد سيستمهاي ناكارآمد مديريتي را اصلاح و ضمن فرهنگسازي، در اين مسير گامهاي مؤثرتري را بردارد.
سرانه مصرف برق در ايران و الگوي مصرف در دنيا
وضعيت كنوني مصرف برق هم اكنون در شبكه سراسري كاملاً غيرمنطقي و غيرطبيعي و نيز به عبارتي نگرانكننده است كه ميتواند تأثير زيادي بر اقتصاد كشور داشته باشد به طوري كه ميزان سرانه مصرف برق در ايران تا قبل از شروع تغيير فرهنگ مصرف 2900 كيلووات ساعت بوده كه اكنون اين مقدار به 2600 كيلووات ساعت رسيده است اين در حالي است ميزان سرانه مصرف برق در جهان حدود 900 كيلووات ساعت است. در اين راستا مسوولان و كارشناسان لامپهاي كممصرف را به عنوان وسيله روشنايي كممصرف پيشنهاد دادند كه با توجه به كاهش بسيار زياد انرژي، مورد استقبال قرار گرفت ولي غافل از اين كه اين لامپها چه مضراتي دارند. البته تاحدودي راهكارهايي هم جهت برطرف شدن اين معضل انديشيده شده ولي به عنوان درمان قطعي نيست.
مصرف گاز و رتبه جهاني ايران
در سال گذشته نسبت به سال قبل از آن، زمستان گرمتري داشتيم. در حالي كه شاهد كاهش مصرف انرژي به خصوص گاز نبوديم و اين چه علتي ميتواند داشته باشد؟ آيا به جز سهلانگاري و نداشتن فرهنگ مصرف، «علت ديگري هست؟» پس از جويا شدن علت بد نيست سري هم به سرانه مصرف در ايران و جهان بزنيم. در ايران مصرف گاز 111ميليارد مترمكعب است آن طور كه واضح است در ايران مصرف گاز از سرانه بسيار بالايي برخوردار اس به طوري كه ايران را در جهان در رده سوم مصرفكنندگان گاز قرار داده است. اين حجم زياد مصرف انرژي در تمامي زمينهها بسيار تكاندهنده و در جايي تأسفبار است. طرح اصلاح الگوي مصرف تا چه حدي ميتواند مؤثر واقع شود زماني كه الگوي مصرفگرا بر تمامي زمينهها حكمفرما شده آيا اين مسأله امكانپذير است يا نه؟ به اعتقاد بنده طرح اصلاح الگوي مصرف محقق نخواهد شد مگر در يك فاصله زماني بلندمدت و با تبيين راهكارهاي مناسب و هدفمندسازي استفاده از منابع در جهت تقليل و اصلاح مصرف، لذا دولت بايد سيستمهاي ناكارآمد مديريتي را اصلاح و ضمن فرهنگسازي، در اين مسير گامهاي مؤثرتري را بردارد.
عوامل اسراف
اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:
1 ـ خودنمايى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است, اين سرخوردگيهاى انباشته شده, به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد. در اين صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربيت خانوادگى
خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست, از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.
يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود, دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد.
اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف, به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است, اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقى
ترك اسراف, يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد.
در بعضى مردم, زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقليد
تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند, هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد, بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود.
بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاى خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم, چنين مى كنند, غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد.
لباس پوشيدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته با اسراف هستند, كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5)
تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى, بر حذر مى دارم.
5 ـ الگوهاى اجتماعى
آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.
اسراف، عوامل و پيامدها
اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود.
معناى اسراف
در توضيح معناى اسراف گفته اند:
اسراف تجاوز از حد است در هر عملى اگر چه حلال كه انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است.
از اين رو به كارگيرى هر چيز در غير مسير و حد خودش, چه از نظر كميت و چه كيفيت, ((اسراف)) ناميده مى شود.
موارد اسراف
1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان, پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام)مى فرمايد:
انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1)
اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد, بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
تذكر اين مطلب لازم است كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.
مردى از دنيا رفت و پيامبر(صلي الله عليه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آنها گذاشته است؟
ـ يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر اين را قبلا به من گفته بوديد, بر اين آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)
يكى از ويژگى هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعيت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به اين مساله نيز منوط كرد. (3) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبيعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد.
على عليه السلام درباره نشانه مسرف مى فرمايد:
((للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له)). (4)
اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خريد مى كند.
در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه ((كفايت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عين حال بايد بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.
على عليه السلام در بيان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرمايد:
((ملبسهم الاقتصاد))
لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه روى است.
نه لباسهاى قيمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكيزه و متين دارند.
وضعيت ايران در الگوي مصرف جهاني
رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم. اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم که ميزان مصرف در ايران را با کشور هاي ديگر مطالعه، مقايسه و مورد بررسي قرار دهيم.
بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين کشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين کالا نخستين کشور در ميان کشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد کل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي که متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است.
هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند. هماكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد در حالي که در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يکي از صادر کنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئيس کميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان ، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
براساس گزارش صندوق بينالمللي پول، ايران دومين کشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار ميباشد .مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژى در ايران با بسيارى از كشورهاى جهان ، شاهد وضعيت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستيم .
در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميشود! از نظر مصرف برق هم ، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست.ودولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد. دکتر داوودى معاون اول رئيسجمهور در همايش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ايرانىها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.
تبريزي مديرعامل سابق شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است که دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشترکان بخش خانگي تعلق داده است.
سرانه مصرف شکر در ايران 29 کيلو گرم است در حالي که ميانگين مصرف شکر در جهان 22 کيلو گرم مي باشد . و نيز تحقيقات کارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي کنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
همانطور که مشاهده مي کنيم مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها ، نشاندهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالبتر اينجاست که ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. که در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.
اميد است با استراتژي و راهبردي که مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش تبيين فرمودند، يک عزم جدي در دولت و مجلس براي تهيه يک نقشه راه در جهت اجراي اصلاح الگوي مصرف تهيه شود . ونبايدخودمان را با برگزاري چند سمينار وکنگره در اين خصوص ،سرگرم کنيم و ا ز اصل پيام ايشان غافل شويم. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري بصورت واقعي تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذير است و ورود به اين پيکار امروز يک تکليف شرعي و ملي محسوب مي گردد.
راهکارهای كاربردي غیرقیمتی اصلاح الگوي مصرف انرژی
دولت می تواند با وضع قوانین و مقررات خاص در بخش انرژی کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژی دست یابد. بخش عمده این قوانین كه در كشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:
تأسيس نهادهاي كارايي انرژي، برنامههاي ملي كارايي انرژي، اعمال كدهاي ساختماني اجباري و اختیاری و تهيه تأييديههاي ساختماني الزامي، برچسبگذاري استانداردهاي كارايي براي وسایل و تجهیزات، اقدامات مالياتي، يارانههای تشویقی و محرک های پولی.
2- راهکارهای فرهنگ سازی
فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يك جامعه كه تعيين و تنظيم كننده رفتار انسانهاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممكن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژی در حالت كلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:
2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي های اولیه.
2-2- راهنمایي و هدايت مصرف كنندهها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.
2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسایل و تجهيزات (دانش فني) مصرف كننده انرژی و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداری و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف كننده انرژی.
2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفهجویي انرژي در جهت كاهش تلفات آن.
2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام "مديريت صرفه جویي انرژي" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به كارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.
2-6- جايگزيني انرژي الكتريكي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.
2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشاركت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.
2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيدهی بسياري از صاحبنظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهكار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيهی مسؤليت پذيري مشترك جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويكرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.
2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف كننده انرژی و مقدار مصرف آن ها.
2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فكري مردم و اصلاح سبك زندگي مردم در جهت درك ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي كه تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري كوته فكرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.
3- راهکارهای آموزش
به طور کلی راهکارهای آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور به 2 بخش آموزش های عمومی و آموزش های تخصصی تقسیم می شود.
3-1- آموزش هاي عمومي: دولت باید در يک برنامه گسترده در رسانههاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.
3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات كشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي كارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنجساله دوم و سوم توسعه كشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و كاربردي مديريت انرژي در كشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در كشور عبارتند از:
•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.
•انتقال دانش در خصوص تكنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.
•فرهنگ سازي در صنايع كشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.
•اجراي اقدامات بدون هزينه و كم هزينه فراوان كاهش مصرف انرژي در صنايع كشور.
•كاهش مصرف ويژه انرژي (
SEC
) و هزينه هاي انرژي در صنعت كشور. (مركز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)
4- راهکارهای کاهش تلفات انرژی
بخشي از انرژي داخلي كه استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (
Primary Energy
) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است كه در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (
Final Energy
) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (
Derived Energy
) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (
Transformation Losses
) + تلفات انتقال و توزيع (
Transmission and Distribution Losses
) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه ميگردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.
5- راهكارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير
در سالهاي آتي به دليل بحرانهاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديدپذير، نگرانيهاي زيستمحيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث كلي ميباشد كه برنامهريزان انرژي را در يافتن راهكارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژيهاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت كاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد كه در برنامههاي آتي به كارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژيهاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا ميباشند كه در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي ميگردد:
5-1- انرژيهاي بادي
ايران كشوري با باد متوسط است كه برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژيهاي بادي جهت توليد الكتريسته و نيز پمپاژ آب از چاهها و رودخانهها، آرد كردن غلات، كوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اينها ميتوان استفاده نمود. لكن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشينهاي بادي، به كارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.
5-2- انرژي خورشيدي
با توجه به اولويتهاي اقتصادي، تكنولوژي ساخت و مشخصههاي خاص هر يك از نيروگاههاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودكش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.كشور ايران روي كمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يكي از كشورهايي است كه از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار ميباشد. با توجه به اينكه ايران كشور كوهستاني است و اكثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شدهاند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرحهاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت كننده مركزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييك و آبگرمكنهاي خورشيدي ميباشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور، 1382، ص68)
5-3- بيوماس و بيوگاز
زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف كليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير ميباشد كه برخي از آنها عبارتند از:
5-3-1- محصولات و ضايعات كشاورزي
سالانه مقدار زيادي محصولات كشاورزي توليد ميگردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد ميباشد كه بسياري از آنها مجدداً استفاده نميگردد. از يك لحاظ ضايعات كشاورزي را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد. ضايعات حاصل در مزارع يا كشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان كود مورد استفاده واقع ميشوند؛ ولي فرآوردههاي انرژيزاي مهم كه از محصولات و ضايعات كشاورزي به دست ميآيند الكل و بيوگاز ميباشند.
5-3-2- ضايعات و فاضلابهاي صنعتي
اين مورد شامل پسابهاي كارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الكلسازي،چوب و كاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوهها ميباشد. در پساب كارخانجات مذكور ميزان زيادي زيست توده وجود دارد كه از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام ميتوان استفاده كرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الكل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد ميشود كه دفع آن مشكلات زيست محيطي فراواني را ايجاد كرده است.
5-3- ضايعات جامد، فاضلابها و فضولات دامي
ضايعات جامد شهري، زبالهها را شامل ميشوند كه شامل دو نوع، زبالههاي معمولي و ويژه ميباشند.
الف) زبالههاي معمولي، مانند زبالههاي منازل، زبالههاي حجيم خانگي، زبالههاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغها و گلخانهها و زباله بخش كسبه و ادارات ميباشد.
ب) زبالههاي ويژه، مانند زبالههاي صنعتي، نخالههاي ساختماني، لاستيكهاي فرسوده، مواد راديواكتيو و زالههاي آلوده بيمارستاني.
بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه كمپوست است كه توسط ميكروارگانيسمهاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت ميگيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش كمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در كشورهاي مختلف از روشهاي گازي كردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربينهاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، ميتواند جايگزين سوختهاي فسيلي آشپزخانه گردد.
5-4- انرژي زمين گرمايي
انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواكتيو، هسته مذاب كره، كوهزايي و واكنشهاي درون زمين سرچشمه ميگيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اكثراً بر كمربند زمين لرزه جهان منطبق ميباشند. بنابراين با توجه به اينكه ايران روي كمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود كوههاي آتشفشاني و چشمههاي آب گرم در اكثر نقاط ايران، نشاندهنده پتانسيل زمين گرمايي ايران است.
5-5- انرژي هيدروژني
الكتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روشهاي متفاوت (الكتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه ميباشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الكتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار ميگيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الكتروليز قليايي يا استفاده از ذخيرهسازي ميتوان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاهها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمينگرمايي ميتوان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الكتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخشهاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به كارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژيهاي هيدروژني با استفاده از الكتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به كار گرفته ميشود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي ميتوان برق نيز توليد نمود.
5-6- انرژي هستهاي
در ايران تاكنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي كه با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امكان به كارگيري گسترده آن در شبكه برق كشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الكتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبكه برق هر كشوري نمايد.
6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي
يكي ديگر از راهكارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور؛ استفاده از انرژي هاي پاك به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاك ابداع شده است كه بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور مؤثر باشد.
براي مثال احياء غنوات كه در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الكتريكي؛ زمين هاي كشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنك كننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به كارگيري دينام در توليد الكتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاك به روش سنتي مي باشند.
جمع بندي و پيشنهادات:
روند مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه نشان ميدهد كه رشد جمعيت، توسعه فني، اقتدار سياسي، استقلال ملي و شكوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است كه رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يك سو و محدوديتهاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشكلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است كه ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور ميشود.
دركشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينكه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يك امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حاملهاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهكارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بيرويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در كشور نيز روز به روز بيشتر احساس ميشود، چرا كه جلوگيري از به هدر رفتن سوختهاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،كاهش آلودگي محيط زيست كه يكي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه كاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار ميرود.
دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهكارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد كه براي تحقق اين امر مهم لازم است:
1.راهكارهاي پيشنهادي كه در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستكاه هاي مربوطه قرار گيرد.
2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هستهاي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هستهاي با اولويت در برنامههاي دولت قرار گيرد.
3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.
4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيههاي شرعي در مورد صرفهجويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.
5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفهجويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراكز علمي و همچنين از طريق رسانههاي جمعي بطور مرتب و با شيوهها مناسب اطلاع رساني شود.
6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست كه با مصرف بيرويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي كه با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.
فرهنگ مصرفي يا مصرف گرايي
مصرفگرايي باعث شده كه ساليانه مقادير عظيمي انرژي توليد شده در سطح جهان به وسيله يك كشور حيف و ميل گردد و بسياري از منابع اقتصادي كشورهاي در حال توسعه از قبيل كشاورزي و معادن و… نيز به هدر رود.
الف) نقش شركتهاي جهاني در ترويج فرهنگ مصرفي:
در حالي كه هرروزه تعداد زيادي از مردمان در كشورهاي محروم و فقير از شدت گرسنگي و سوء تغذيه، ديده از جهان فرو مي بندند، دركشورهاي پيشرفته، ميلياردها دلار صرف تبليغاتي مي شود كه افراد را به پرخوري و مصرف گرايي دعوت ميكند.مصرفگرايي كه امروزه به صورت يك فرهنگ در اين كشورها جا براي خود باز كرده و از ارزش زيادي برخوردار است، نه تنها باعث شده كه ساليانه مقادير عظيمي انرژي توليد شده در سطح جهان به وسيله يك كشور حيف و ميل گرديده و به هدر رود كه سبب انحراف و نابودي بسياري از منابع اقتصادي كشورهاي در حال توسعه از قبيل كشاورزي و معادن و… نيز مي باشد.
آمار و ارقام بدست آمده در زمينه مصرف انرژي در اين كشورها نشان ميدهد كه كشورهاي صنعتي و پيشرفته بيشترين مصرف انرژي را در سطح جهان دارند. به عنوان مثال، مصرف سرانه انرژي در امريكا در دهه 1970 حدود 6برابر مصرف سرانه انرژي در جهان بوده است(فاطمي، 1362: 94). نكتة قابل توجه آن است كه مقادير زيادي از انرژي از مصرف انرژي به مصارف غير ضروري و صرفا تجملي و لوكس ميرسد. به عنوان مثال مقدار كود شيميايي كه در امريكا ساليانه به مصرف چمنزارها و پرورش گلهاي زينتي ميرسد، به اندازهاي زياد است كه ميتواند كود مورد نياز ساليانه قاره آسيا را تأمين كند(فاطمي، 1362: 98). امروزه فرهنگ مصرفي در كشورهاي صنعتي در قالب تجمل غذايي و لوكسگرايي به شدت در حال گسترش ميباشد. اين امر بدون ترديد سبب تلف شدن مقدار زيادي مواد غذايي در جهان است و ميتوان آن را از علل عمدة گرسنگي و فقر غذايي در دنيا به حساب آورد. كشورهاي صنعتي و پيشرفته كه تنها 30 درصد از جمعيت جهان را تشكيل مي دهند، بيش از نصف غلات جهان را مصرف ميكنند. در صورتي كه مصرف اضافي انها كه 24 درصد است، ميتواند يك ميليارد انسان را در سطح جهان سير كند(فاطمي، 1362: 78).
رواج مصرفگرايي در كشورهاي فقير نتيجهاي جز از بين رفتن صنايع محلي ونابودي سرمايه را در پي ندارد. بسياري از كشورهاي جهان سوم به علت الگو قرار دادن نظام اقتصادي ممالك پيشرفته سرمايه داري كه ترويج ايدئولوژي مصرفي يكي از اركان اساسي مدل توسعه اقتصادي آنها را تشكيل ميدهد، به اين دام گرفتار آمده و خود باعث تشويق و ترغيب فرهنگ مصرفي ميگردند(فاطمي ،230:1362).
امروزه كار شركتها براي فروش كالاهاي توليدي خود در حد يك تبليغات ساده خلاصه نميشود، بلكه بايد گفت كه مبلغان آنها با به كارگيري شيوههاي خاص تبليغاتي و گسترش آن و نيز به كارگيري ابزارهاي لازم، سعي در ايجاد و تبديل فرهنگها و نيز خلق و تبديل نيازهاي غير ضروري در كشورها را دارند
بايد گفت كه شركتهاي جهاني همه به اين نتيجه رسيدهاند كه آنچه ميتواند باعث رونق و دوام بازار فروش كالاهاي توليدي اين شركتها گردد، سلطه بر آراء، افكار و انديشههاي افراد ميباشد. شيوة تبليغات تجاري بر اين اساس نهاده شده كه به جاي يك كالا، يك مفهوم را بايد فروخت
ب ) نقش وسايل ارتباط جمعي در ترويج فرهنگ مصرفي:
شركتهاي جهاني با بهرهمندي از وسايل ارتباط جمعي از قبيل روزنامه، راديو و تلويزيون در كشورهاي مختلف سعي در ترويج فرهنگ مصرفي دارند. به عنوان مثال در سال 1970، بيش از 72 درصد پوشش خبري 14 روزنامة عمده آمريكاي لاتين مربوط به دو خبرگزاري يونايتدپرس انتر نشنال و آسوشيتد پرس بود. بيشتر اعلانهاي تجاري كه در روزنامههاي عمدة آمريكاي لاتين منتشر ميشود، در اختيار شركتهاي جهاني است.. .بنابر اين در جوامع كم رشد سه ساخت اساسي قدرت، يعني كنترل تكنولوژي، كنترل منابع مالي و كنترل وسايل ارتباطات و نشر عقايد در اختيار شركتهاي جهاني است(بارنت ومولر،1363: 240).اين شركتها با بر انگيختن مردم به مصرف بيشتر و تغيير در عادات غذايي آنها سعي در سازگاري ذائقهها و سليقههاي افراد با فراوردهها ي كارتلها را دارند. استفاده از وسايل ارتباط جمعي در ذهن قشرهاي مختلف جامعه ميتواند آن چنان تأثيري بگذارد كه بمراتب بيشتر از تاثيرگذاري دولت و نظام آموزشي اين كشورها باشد. ويليام شرام، در اين مورد معتقد است كه برنامههاي تلويزيوني تهيه شده در آمريكا با ترويج ارزشهاي وارداتي خود جايي را براي ارزش هاي سنتي همانند مذهب، آداب، آرامش و صفا نمي گذارند و در پي ترويج هيجان مصرف، هيجان موفقيت و هيجان خشونت هستند
پروفسور گارسيا، استاد ارتباطات اجتماعي در دانشگاه مركزي ونزوئلا در خصوص اهميت و اثر شگفت انگيز تبليغات تجاري ميگويد، آهنگ موزيك و شعارهايي كه در فاصله هرچند دقيقه از راديو تلويزيون پخش ميشود، بويژه در منازلي كه ارتباط افراد با دنياي خارج كمتر است، اثر مهمي را در ذهن شنونده ايجاد مينمايد كه وي از آن به "قالبهاي فكري "تعبير ميكند. وي همچنين معتقد است كه تبليغات تجاري يك نوع اتكاي رواني در افراد ايجاد ميكنند و احترام، شخصيت و ارزش افراد بر اساس آنچه ميخرند و مصرف ميكنند، معني مي شود. به عنوان مثال در بسياري از كشورها، آنچه وسيله سعادت براي زن به شمار ميرود و ارزش او با آن سنجيده مي شود، داشتن لوازم زندگي لوكس از قبيل يخچال و امثال آن ميباشد
آمار و ارقام بدست آمده در رابطه با پخش برنامه از شبكههاي راديو و تلويزيون آمريكا در كشورهاي جهان سوم مؤيد اين مطلب است. مثلا شبكه راديو تلويزيوني سي. بي. اس برنامههاي خود را در 100 كشور توزيع ميكند. همچنين طبق آماري كه اين شركت در گزارش سالانه خود در سال 1968 منتشر ساخته است، از طريق ماهواره توانست 95درصد از خانوادههاي جهان آزاد را تحت پوشش خود قرار دهد. همچنين در سالها 1970 و 1971 اين شركت به همراه شركت ان. بي. سي. بيش از 500 ميليون دلار "برنامة فرهنگي " در خارج از امريكا به فروش رسانده است. نتايج تحقيق ديگر نشان ميدهد در سالهاي مذكور برنامههاي وارداتي در كشورهاي جهان سوم درصد عظيمي از برنامههاي تلويزيوني آنها را تشكيل ميدهد. مثلا گواتمالا 84 درصد، اروگوئه 62 درصد، سنگاپور78 درصد،مالزي71 درصد، زامبيا64 درصد، شيلي55درصد، عراق(قبل از اشغال) 52 درصد و مصر 41 درصد برنامههاي خود را از خارج وارد ميكنند
در ادبيات علمي جامعهشناسي وسائل ارتباط جمعي، تبليغات را نوعي برقراري ارتباط در مقابل پرداخت وجهكه معمولاً ماهيتيانگيزشي دارد، تعريفميكنند
كنت گالبرايت اقتصاددان آمريكايي در كتاب "جامعة متمدن " پس از بررسي مطالعات كينز درباره نيازهاي ضروري و غير ضروري، نقش مؤسسههاي تبليغاتي را در ايجاد نيازهاي غيرضروري آشكار ميسازد. به عقيدة گالبرايت، مؤسسههاي آگهيدهنده نمي گذارند مردم مطابق با درآمد خود هزينه كنند. زيرا بيشتر از آن جهت به وجود آمدهاند كه تمايلات جديد را در مردم برانگيزند و احساس نيازي در آنها پديد آورند كه پيش از آن وجود نداشته است(كلمن، 1373: 80 به نقل از مجله سنجش وپژوهش،1381 ). بنابر اين ميتوان گفت آگهيهاي تلويزيوني ميتوانند ارزشهاي اجتماعي را با قدرت تغيير دهند و ارزشهاي جديدي را كه طبيعتا منطبق بر ايدئولوژي مصرف است به جامعه عرضه كنند و آنها را نهادينه سازند. رواج اين ايدئولوژي همه ساختارهاي اجتماعي را به هم خواهد زد. حتي فردگرايي جايگزين روحية جمعي خواهد شد و روابط اجتماعي كه پايههاي جمعي دارد و درچارچوب نظامهاي خانوادگي وخويشاوندي شكل گرفته است، در مسير ديگري قرارخواهد گرفت. خود اين تغييرات ممكن است با ايجاد تغيير ساختاري در نظام اجتماعي موجب شود بسياري از ارزشها و هنجارهاي موجود در چارچوب جديد قابل استفاده نباشد.
تحقيق آقاي دكتر محسنيان راد در سال 1371 درباره آگهيهاي بازرگاني در ايران نشان ميدهد كه انگيزههاي تحريك شده در اين آگهيها بيشتر مربوط به كسب پول و آسايش بوده است. ايشان در زمينه قرار گرفتن آسودگي و ثروت را، مرتبط با تبليغ كالاهاي خارجي و ارزشگذاري جامعه دانستهاندتبليغات بازرگاني نقش اساسي وتعيين كننده در تغيير دادن شكل شعور اجتماعي، محتواي افكار عمومي و مراودات فردي به سوي گپهاي عاميانه و پرورش سطحينگري دارند
در اين زمينه بايد گفت اجبار در زمينه آگهيهاي بازرگاني لزوما به معناي انفعال در سياستگذاري و كنترل آگهيها نيست. سياستگذاري و كنترل مبتني بر ديدگاههاي واقعبينانه، آگاهانه، هوشمندانه و بر پايه نقدهاي اساسي موجود، آثار زيانبار پخش اگهيهاي بازرگاني را تا اندازهاي كاهش خواهند داد.
2- فقر فرهنگي:
وجود عقايد باورها وبينشهاي غلط ويا عدم وجود ديدگاهها از بنيادي ترين عوامل فقرزا است وميتوان آنرا خاستگاه بسياري از عوامل فقر دانست.فقرواقعي جهل وناآگاهي وبه عبارتي فقرفرهنگي است(ميزان الحكمه7/509 ).ايجاد سردرگمي پيدايش لغزش و فرو رفتن هدفها در هاله اي از ابهام از نشانه هاي فقرفرهنگي است.گم شدن راههاي رشد وترقي ودور شدن از هدف علاوه بر اينكه نشانه فقدان آگاهي وبينش راستين است موجب شكست برنامه ريزي هاي رشد آفرين نيز مي گردد.مخالفت بارشد وپويايي و مقابله با تغيير وتحولات اجتماعي و اقتصادي نيز در نتيجه نا آگاهيهاوتصورات غلط امكان پذير مي نمايد.ناآگاهيها سبب ميشود كه انسان حقيقت امور اهداف ونتايج مثبت اقدامات را در نيابد ودر نتيجه با آن مخالفت ورزد(الحيات !/163 ).
فقر فرهنگي از عوامل عمدة گسترش ظلم در جامعه است و چاپلوسي و كرنش در برابر قدرت را در جامعه رواج ميدهد و موجب واگذاري مسؤوليتها به ناشايستگان ميشود و در نتيجه تخصصها و مهارتها را بدون بهرهوري مفيد در خاك مدفون ميسازد
اصلاح سنتهاي انحرافي، خرافه زدايي و ارتقاي سطح اگاهيها، دستيابي به آرمانهاي فقرزدايي را آسان نموده و آن را از دوام و استحكام بيشتري برخوردار مينمايد. هراندازه جامعه از سطح فرهنگي بالاتر و والاتري برخوردار باشد، قدرت نوآوري، ظرفيت درك و انتقال دانش آسانتر مينمايد.
فقر فرهنگي خاستگاه بسياري از عوامل فقر است (ميزان الحكمه1/55). جامعهاي كه در گرداب فقر فرهنگي گرفتار مي شود، فعاليتهاي حيات بخش در آن افول ميكند (همان2/152). فقرفرهنگي همچون بيماري جذام كه اعضاي لطيف بدن را از بين ميبرد، جامعه را از ارزشهاي هدايتآفرين تهي ميكند و لغزش و كجرفتاري و فساد پديد ميآورد
مصرفگرايي، خودباختگي، برداشتهاي ناصحيح از پديدهها و امور مختلف و فقدان آيندهنگري از ويژگيهاي برجسته جوامعي است كه رشد فرهنگي لازم را نيافتهاند
در حالي كه عدهاي از افراد به علت نقص جسماني، كهولت و ناتواني از بدست آوردن شغل و درآمد مناسب باز ميمانند، عدهاي ديگر با وجود داشتن توانايي، به علت فقر فرهنگي، نميتوانند معيشت خود را بهطور مناسب تأمين كنند. اين مسأله در بين فقرا ديده ميشود كه با مصرف نابجاي درآمد اندك خود به جاي آنكه آن را براي رفع نيازهاي اوليه خود بهكاربرند، صرف خريد كالاهاي غير ضروري مينمايند و همواره محتاج باقي ميمانند. نقش مهم عوامل فرهنگي در بروز و ادامة فقر، ضرورت آگاه سازي و آموزش افراد جامعه را بيشتر روشن مينمايد.
3-عدم آينده نگري:
اگر زندگي فردي واجتماعي را يك انتخاب تصور كنيم كاستن از رفاه حال به منظور پس انداز براي فرداي بهتر به معناي انتخاب آينده است.آينده نگري را مي توان هدف داشتن در زندگي معنا نمود.هدف داربودن در زندگي برنامه ريزي رادر پي دارد.آينده نگري علاوه بر هدفداري آرمان گرايي رانيز باخود دارد.بدين معني كه افرادي كه براي بهبود زندگي خود تلاش مي كنند گاهي از رفاه خود به نفع آيندگان چشم پوشي مي كنند.در اين معنا آينده نگري به معني داشتن هدف وتلاش براي آينده بهتر است.فقدان آينده نگري باعث فقر شده وفقر نيز قدرت آينده نگري را از بين مي برد.وقتي دريك جامعه آينده نگري بصورت بخشي از فرهنگ تجلي پيدا نكند نيازمنديهاي كنوني آينده ومنابع رابه نابودي مي كشانند.براي ملت فاقد آينده نگري عدم سرمايه گذاري صحيح عدم نظم وانضباط اجتماعي برباد دادن فرصتها مصرف گرايي عدم انديشه درست در كارها و دريك كلام ازدست دادن آينده بهتر بعيد نيست.
تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران
فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»
زيرشاخه هاي مصرف زدگي
از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.
حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.
در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.
وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»
وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»
صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي
انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.
محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»
روند مصرف گرايي در جامعه چگونه است
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.
در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.
تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟
كيفيت فداي كميت
امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»
وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»
«اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»
اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»
«ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.
وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»
هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان
به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!
امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!
«رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»
اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»
وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»
يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.
وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»

