دعاى كميل
از ادعيه معروفه است وعلامه مجلسى(ره) فرموده كه آن بهترين دعاها است و آن دعاى خضرعليه السلام است حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آنرا تعليم كميل كه از خواصّ اصحاب آن حضرت است فرموده در شبهاى نيمه شعبان و در هر شب جمعه خوانده مىشود و براى كفايت از شرّ اعداء و فتح باب رزق و آمرزش گناهان نافع است و شيخ و سيّد آنرا نقل نمودهاند و من آنرا از مصباح المتهجّد نقل مىكنم و آن دعاء شريف اين است:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَبِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَبِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ
خدايا من از تو مىخواهمبحق آن رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته و به آن نيرويت كه همه چيز را بوسيله آن مقهور
بِها كُلَّشَىْءٍ، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ
خويش كردى و همه چيز در برابر آن خاضع و همه در پيش آن خوار است و به جبروت تو كه بوسيله آن چيره گشتى
بِها كُلَّ شَىْءٍ، وَبِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ، وَبِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلَأَتْ كُلَ
بر هر چيز و به عزتت كه چيزى در برابرش نهايستد و به آن عظمت و بزرگيت كه پركرده هر
شَىْءٍ،وَبِسُلْطانِكَ الَّذى عَلا كُلَّشَىْءٍ، وَبِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَ فَنآءِ كُلِّشَىْءٍ،
چيز را و به آن سلطنت و پادشاهيت كه بر هر چيز برترى گرفته و به ذات پاكت كه پس از نابودى هر چيز
وَبِأَسْمائِكَ الَّتى مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّشَىْءٍ، وَبِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ بِكُلِّشَىْءٍ، وَبِنُورِ
باقى است و به نامهاى مقدست كه اساس هر موجودى را پركرده و به آن علم و دانشت كه احاطه يافته به هر چيز و به نور
وَجْهِكَ الَّذى اَضآءَ لَهُ كُلُّشىْءٍ، يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا اَوَّلَ الْأَوَّلِينَ، وَيا اخِرَ
ذاتت كه روشن شد در پرتوش هر چيز اى نور حقيقى و اى منزه از هر عيب اى آغاز موجودات اولين و اى پايان
الْأخِرينَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ
آخرين خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه پردهها را بدرد خدايا بيامرز برايم آن
الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ، اَللّهُمَ
گناهانى را كه عقاب و كيفرها را فرو ريزد خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه نعمتها را تغيير دهد
اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعآءَ،اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ
خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه از (اجابت) دعا جلوگيرى كند خدايا بيامرز برايم آن گناهانى را كه بلا نازل كند
الْبَلاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطيئَةٍ اَخْطَاْتُها، اَللّهُمَ
خدايا بيامرز برايم هر گناهى كه كردهام و هر خطايى كه از من سر زده
اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ، وَاَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ، وَاَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ
خدايا من به سوى تو تقرب جويم بوسيله ذكر تو و شفيع آورم بدرگاهت خودت را و به جود و كرمت از تو مىخواهم كه
تُدْنِيَنىمِنْقُرْبِكَ، وَاَنْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ، وَاَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ
مرا به مقام قرب خويش نزديك سازى و شكر و سپاسگذاريت را بر من روزى كنى و ذكر خود را به من الهام كنى خدايا از تو
سُؤالَ خاضِع ٍ مُتَذَلِّل ٍ خاشِع ٍ، اَنْ تُسامِحَنى وَتَرْحَمَنى، وَتَجْعَلَنى بِقَِسْمِكَ
درخواستمىكنمدرخواستشخصفروتنخوارترسانكهبر من آسانگيرى وبهمنرحمكنىومرابهآنچهبرايمقسمت كردهاى
راضِياً قانِعاً، وَفى جَميعِ الْأَحْوالِ مُتَواضِعاً، اَللّهُمَّ وَاَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ
راضى و قانعم سازى و در تمام حالات فروتنم كنى خدايا از تو درخواست كنم درخواست كسى كه سخت
اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ، وَاَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ، وَعَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ،
فقير و بىچيز شده و خواستهاش را هنگام سختيها پيش تو آورده و اميدش بدانچه نزد تو است بسيار بزرگ است
اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ، وَعَلا مَكانُكَ، وَخَفِىَ مَكْرُكَ، وَظَهَرَ اَمْرُكَ،
خدايا سلطنت و پادشاهيت بس بزرگ و مقامت بسى بلند است مكر و تدبيرت در كارها پنهان و امر و فرمانت آشكار است
وَغَلَبَ قَهْرُكَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ، وَلا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ، اَللّهُمَّ لا
قهرت غالب و قدرت و نيرويت نافذ است و گريز از تحت حكومت تو ممكن نيست خدايا نيابم
اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً، وَلالِقَبائِحى ساتِراً، وَلالِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبيحِ
براى گناهانم آمرزندهاى و نه براى كارهاى زشتم پردهپوشى و نه كسى را كه عمل زشت
بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، سُبْحانَكَ وَبِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسى،
مرا به كار نيك تبديل كند جز تو، نيست معبودى جز تو منزهى تو و به حمد تو مشغولم من به خويشتن
وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلى، وَسَكَنْتُ اِلى قَديمِ ذِكْرِكَ لى، وَمَنِّكَ عَلَىَّ، اَللّهُمَ
ستم كردم و در اثر نادانيم دليرى كردم و به اينكه هميشه از قديم به ياد من بوده وبر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطرنشستم اى خدا
مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ، وَكَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ، وَكَمْ مِنْ عِثارٍ
اى مولاى من چه بسيار زشتيها كه از منپوشاندى و چه بسيار بلاهاى سنگين كه از من بازگرداندى و چه بسيار لغزشها
وَقَيْتَهُ، وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنآءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ
كه از آن نگهم داشتى و چه بسيار ناراحتيها كه از من دور كردى و چه بسيار مدح و ثناى خوبى كهمنشايستهاشنبودمو تو آن را
نَشَرْتَهُ، اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائى، وَاَفْرَطَ بى سُوءُ حالى، وَقَصُرَتْ بى اَعْمالى،
منتشر ساختى خدايا بلاى من بسى بزرگ است و بدى حالم از حد گذشته و اعمالم نارسا است
وَقَعَدَتْ بى اَغْلالى، وَحَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى، وَخَدَعَتْنِى الدُّنْيا
و زنجيرهاى علايق مرا خانهنشين و آرزوهاى دور و دراز مرا از رسيدن به منافعم بازداشته و دنيا با ظواهر
بِغُرُورِها، وَنَفْسى بِجِنايَتِها وَمِطالى، يا سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ
فريبندهاش مرا گول زد و نفسم بوسيله جنايتش و به مسامحه گذراندم اى آقاى من پس از تو مىخواهم به عزتت كه بدى رفتار و كردار
عَنْكَ دُعآئى، سُوءُ عَمَلى وَفِعالى، وَلا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ
من دعايم را از اجابتت جلوگيرى نكند و رسوا نكنى مرا به آنچه از اسرار پنهانى من
سِرّى، وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى، مِنْ سُوءِ فِعْلى
اطلاع دارى و شتاب نكنى در عقوبتم براى رفتار بد و كارهاى بدى كه در خلوت انجام دادم
وَاِسآئَتى، وَدَوامِ تَفْريطى وَجَهالَتى، وَكَثْرَةِ شَهَواتى وَغَفْلَتى، وَ كُنِ اللَّهُمَ
و ادامه دادنم به تقصير و نادانى و زيادى شهوترانى و بىخبريم و خدايا
بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ الْأَحْوالِ رَؤُفاً، وَعَلَىَّ فى جَميعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً، اِلهى
به عزتت سوگند كه در تمام احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما اى معبود من و
وَرَبّى مَنْ لى غَيْرُكَ، اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى، اِلهى
اى پروردگار من جز تو كه را دارم كه رفع گرفتارى و توجه در كارم را از او درخواست كنم اى خداى من و
وَمَوْلاىَ اَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى، وَلَمْ اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ
اى مولاى من تو بر من حكمى را مقرر داشتى كه در اجراى آن پيروى هواى نفسم را كردم و از فريبكارى دشمنم در اين باره
تَزْيينِ عَدُوّى، فَغَرَّنى بِما اَهْوى، وَاَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضآءُ، فَتَجاوَزْتُ
نهراسيدم پس او هم طبق دلخواه خويش گولم زد و قضا (و قدر) هم با او كمككردودراثر همين ماجراى شومى كه بر سرم آمد
بِما جَرى، عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِكَ، فَلَكَ
نسبت به پارهاى از حدود و احكامت تجاوز كردم و در برخى از دستوراتت راه مخالفت را پيمودم پس در تمام آنچه
الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ، وَلا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ فيهِ قَضآؤُكَ،
پيش آمده تو را ستايش مىكنم و اكنون از حكمى كه درباره كيفر من جارى گشته و قضا و آزمايش تو
وَاَلْزَمَنى حُكْمُكَ وَبَلآؤُكَ، وَقَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلهى بَعْدَ تَقْصيرى وَاِسْرافى
مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانى ندارم و اينك اى معبود من در حالى به درگاهت آمدهام كه دربارهات كوتاهى كرده و
عَلى نَفْسى، مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً، مُسْتَغْفِراً مُنيباً، مُقِرّاً مُذْعِناً
بر خودزيادهروىنمودهو عذرخواه و پشيمان و دلشكسته و پوزشجو و آمرزش طلب و بازگشت كنان و به گناه خويش اقرار و اذعان و
مُعْتَرِفاً، لااَجِدُ مَفَرّاًمِمَّا كانَ مِنّى، وَلا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَيْهِ فى اَمْرى، غَيْرَ قَبُولِكَ
اعتراف دارم و راه گريزى از آنچه از من سر زده نيابم و پناهگاهى كه بدان رو آورم در كار خويش ندارم جز اينكه
عُذْرى، وَاِدْخالِكَ اِيَّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِكَ، اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى، وَارْحَمْ
تو عذرم بپذيرى و مرا در فراخناى رحمتت درآورى پس اى خداى من عذرم بپذير و بر سختپريشانيم رحم كن
شِدَّةَ ضُرّى، وَفُكَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى، يارَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى، وَرِقَّةَ جِلْدى،
و از بند سخت گناهانم رهائيم ده اى پروردگار من بر ناتوانى بدنم و نازكى پوست تنم
وَدِقَّةَ عَظْمى، يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَذِكْرى، وَتَرْبِيَتى وَبِرّى وَتَغْذِيَتى، هَبْنى
و باريكى استخوانم رحم كن اى كسى كه آغاز كردى به آفرينش منوبهيادمنوبپرورشموبهاحسانوخوراك دادنم اكنون به همان بزرگوارى و
لِابْتِدآءِ كَرَمِكَ، وَسالِفِ بِرِّكَ بى، يا اِلهى وَسَيِّدى وَرَبّى، اَتُراكَ
كرم نخستت و سابقه احسانى كه به من داشتى مرا ببخش اى معبود من و اى آقاى من و اى پروردگارم آيا تو به راستى
مُعَذِّبىبِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ
چنانى كه مرا به آتش عذاب كنى پس از اينكه به يگانگيت اقرار دارم و دلم به نور معرفتت آباد گشته و
لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى
زبانم به ذكر تو گويا شده و نهادم به دوستى تو پيوند شده و پس از اعتراف صادقانه و
وَدُعآئى خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ، هَيْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ، اَوْ
دعاى خاضعانهام به مقام بندهپرورى و ربوبيتت؟ بسيار دور است! تو بزرگوارتر از آنى كه از نظر دور دارى كسى را كه خود پروريدهاى يا
تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَيْتَهُ، اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ، اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلآءِ مَنْ كَفَيْتَهُ
دور گردانى كسى را كه خود نزديكش كرده يا تسليم بلا و گرفتارى كنى كسى را كه خود سرپرستى كرده
وَرَحِمْتَهُ، وَلَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَاِلهى وَمَوْلاىَ، اَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلى
و به لطف پروريدهاى و كاش مىدانستم اى آقا و معبود و مولايم آيا چيره مىكنى آتش دوزخ را بر
وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً، وَعَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً،
چهرههايى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده و بر زبانهايى كه صادقانه به يگانگيت گويا شده و سپاسگزارانه
وَبِشُكْرِكَ مادِحَةً، وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً، وَعَلى ضَمآئِرَ حَوَتْ
به شكرت باز شده و بر دلهايى كه از روى يقين به خدائيت اعتراف كردهاند و بر نهادهايى كه
مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ
علم و معرفتت آنها را فرا گرفته تا به جايى كه در برابرت خاشع گشته و بر اعضاء و جوارحى كه مشتاقانه به پرستشگاهايت
تَعَبُّدِكَ طآئِعَةً، وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً، ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلا
شتافته و با حال اقرار به گناه جوياى آمرزش تو هستند چنين گمانى به تو نيست و
اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ، وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاءِ
از فضل تو چنين خبرى به ما نرسيده اى خداى كريم اى پروردگار من و تو ناتوانى مرا در مقابل اندكى از بلاى
الدُّنْيا وَعُقُوباتِها، وَمايَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها، عَلى اَنَّ ذلِكَ
دنيا و كيفرهاى ناچيز آن و ناملايماتى كه معمولاً بر اهل آن مىرسد مىدانى در صورتىكه اين
بَلاءٌ وَمَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ، يَسيرٌ بَقآئُهُ، قَصيرٌ مُدَّتُهُ، فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاءِ
بلا و ناراحتى دوامش كم است و دورانش اندك و مدتش كوتاه است
الْاخِرَةِ، وَجَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها، وَهُوَ بَلاءٌ
آخرت و آن ناملايمات بزرگ را در آنجا دارم در صورتىكه آن بلا
تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقامُهُ، وَلا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ، لِأَنَّهُ لا يَكُونُ اِلاَّ عَنْ
مدتش طولانى و دوامش هميشگى است و تخفيفى براى مبتلايان به آن نيست زيرا آن بلا از
غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالْاَرْضُ،
خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته و آن هم چيزى است كه آسمانها و زمين
يا سَيِّدِى، فَكَيْفَ لى وَاَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ
تاب تحمل آن را ندارند اى آقاى من تا چه رسد به من بنده ناتوان خوار ناچيز مستمند بيچاره!
الْمُسْتَكينُ، يا اِلهى وَرَبّى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ لِأَىِّ الْأُمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو،
اى معبود و پروردگار و آقا و مولاى من آيا براى كداميك از گرفتاريهايم به تو شكايت كنم
وَلِما مِنْها اَضِجُّ وَاَبْكى، لِأَليمِالْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، اَمْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ،
و براى كداميك از آنها شيون و گريهكنم؟ آيا براى عذاب دردناك و سخت يا براى بلاى طولانى و مديد
فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِكَ، وَجَمَعْتَ بَيْنى وَبَيْنَ اَهْلِ بَلائِكَ،
پس اگر بنا شود مرا بخاطر كيفرهايم در زمره دشمنانت اندازى و مرا با گرفتاران در بلا
وَفَرَّقْتَبَيْنىوَبَيْنَاَحِبَّآئِكَ وَاَوْليآئِكَ، فَهَبْنى يا اِلهى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَرَبّى،
و عذابت در يكجا گردآورى و ميان من و دوستانت جدايى اندازى گيرم كه اى معبود و آقا و مولا و پروردگارم من بر عذاب تو
صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ، فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ، وَهَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ
صبر كنم اما چگونه بر دورى از تو طاقت آورم و گيرم كه اى معبود من حرارت
نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ، اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِى النَّارِ
آتشت را تحمل كنم اما چگونه چشم پوشيدن از بزرگواريت را بر خود هموار سازم يا چگونه در ميان آتش
وَرَجآئى عَفْوُكَ، فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَمَوْلاىَ اُقْسِمُ صادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنى
بمانم با اينكه اميد عفو تو را دارم پس به عزتت سوگند اى آقا و مولاى من براستى سوگند مىخورم كه اگر زبانم را
ناطِقاً، لَأَضِجَّنَّ اِلَيْكَ بَيْنَ اَهْلِها ضَجيجَ الْأمِلينَ، وَلَأَصْرُخَنَّ اِلَيْكَ صُراخَ
در آنجا بازبگذارى حتماً در ميان دوزخيان شيون را بسويت سر دهم شيون اشخاص آرزومند و مسلماً چون فريادرس
الْمَسْتَصْرِخينَ، وَلَاَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكآءَ الْفاقِدينَ، وَلَأُنادِيَنَّكَ اَيْنَ كُنْتَ يا
خواهان به درگاهت فرياد برآرم و قطعاً مانند عزيز گمگشتگان بر دورى تو گريه و زارى كنم و با صداى بلند تو را مىخوانم و مىگويم كجايى
وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ، يا غايَةَ امالِ الْعارِفينَ، ياغِياثَ الْمُسْتَغيثينَ، يا حَبيبَ
اى يار و نگهدار مؤمنان اى منتهاى آرمان عارفان اى فريادرس درماندگان اى محبوب
قُلُوبِالصَّادِقينَ، وَيااِلهَ الْعالَمينَ، اَفَتُراكَ سُبْحانَكَ يا اِلهى وَبِحَمْدِكَ، تَسْمَعُ
دل راستگويان و اى حيران كننده عالميان آيا براستى چنان مىبينى اى منزه و معبودم كه به ستايشت مشغولم كه بشنوى
فيها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ، وَذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِيَتِهِ،
در آن آتش صداى بنده مسلمانى را كه در اثر مخالفتش در آنجا زندانى شده و مزه عذاب آتش را به خاطر نافرمانيش
وَحُبِسَ بَيْنَاَطْباقِهابِجُرْمِهِ وَجَريرَتِهِ، وَهُوَ يَضِجُّ اِلَيْكَ ضَجيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ،
چشيده و در ميان طبقات دوزخ به واسطه جرم و جنايتش گرفتار شده و در آن حال به درگاهت شيون كند شيون شخصى كه آرزومند رحمت
وَيُناديكَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ، يا مَوْلاىَ
تو است و به زبان يگانهپرستان تو را فرياد زند و به بنده پروريت متوسل گردد اى مولاى من
فَكَيْفَ يَبْقى فِى الْعَذابِ وَهُوَ يَرْجُوا ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ، اَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ
پس چگونه در عذاب بماند با اينكه به بردبارى سابقه دارت چشم اميد دارد يا چگونه
النَّارُ وَهُوَ يَأْمَلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ، اَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهيبُها وَاَنْتَ تَسْمَعُ
آتش او را بيازارد با اينكه آرزوى فضل و رحمت تو را دارد يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند با اينكه تو صدايش را بشنوى
صَوْتَهُ وَتَرى مَكانَهُ، اَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفيرُها وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ، اَمْ
و جايش را ببينى يا چگونه شرارههاى آتش او را دربرگيرد با اينكه تو ناتوانيش دانى يا
كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ اَطْباقِها وَاَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ، اَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها وَهُوَ
چگونه در ميان طبقات آتش دست و پا زند با اينكه تو صدق و راستگوئيش را دانى يا چگونه موكلان دوزخ او راباتندىبرانندبااينكه تو را به
يُناديكَ يا رَبَّهُ، اَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فى عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُكُهُ فيها، هَيْهاتَ
پروردگارىبخواندياچگونهممكناستكهاميدفضلتورادرآزادىخويشداشته باشد ولى تو او را به حال خود واگذارى چه بسيار از تو دور است
ما ذلِكَ الظَّنُبِكَ،وَلَاالْمَعْرُوفُمِنْفَضْلِكَ، وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ
و چنين گمانى به تو نيست و فضل تو اينسان معروف نيست و نه شباهت با رفتار تو نسبت به يگانهپرستان دارد
مِنْ بِرِّكَ وَاِحْسانِكَ، فَبِالْيَقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذيبِ
با آن نيكى و احسانت كه نسبت بدانها دارى و من بطور قطع مىدانم كه اگر فرمان تو در معذب ساختن
جاحِديكَ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِديكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّها بَرْداً
منكرانت صادر نشده بود و حكم تو به هميشه ماندن در عذاب براى دشمنانت در كار نبود حتماً آتش دوزخ را هر چه بود به تمامى سرد
وَسَلاماً، وَما كانَ لِأَحَدٍ فيها مَقَرّاً وَلا مُقاماً، لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ،
و سالم مىكردى و هيچكس در آن منزل و مأوا نداشت ولى تو اى خدايى كه تمام نامهايت مقدس است
اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلَأَها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ اَجْمَعينَ، وَاَنْ تُخَلِّدَ فيهَا
سوگند ياد كردهاى كه دوزخ را از كافران از پريان و آدميان پركنى و دشمنانت را براى هميشه در آن جا دهى و تو كه
الْمُعانِدينَ، وَاَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعامِ مُتَكَرِّماً،
حمد ثنايت برجسته است در ابتداء بدون سابقه فرمودى و به اين انعام از روى بزرگوارى تفضل كردى
«اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً، لا يَسْتَوُونَ» اِلهى وَسَيِّدى فَاَسْئَلُكَ
(كه فرمودى) «آيا كسىكه مؤمن است مانند كسى است كه فاسق است؟ نه يكسان نيستند» اى معبود من و اى آقاى
بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها، وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتى حَتَمْتَها وَحَكَمْتَها، وَغَلَبْتَ مَنْ
من بحق آن نيرويى كه مقدرش كردى و به فرمانى كه مسلمش كردى و صادر فرمودى
عَلَيْهِ اَجْرَيْتَها، اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَفى هذِهِ السَّاعَةِ، كُلَّ جُرْمٍ
و بر هر كس آن را اجرا كردى مسلط گشتى از تو مىخواهم كه ببخشى بر من در اين شب و در اين ساعت هر جرمى را
اَجْرَمْتُهُ، وَكُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِيحٍ اَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ، كَتَمْتُهُ
را كه مرتكب شدهام و هر گناهى را كه از من سرزده و هر كار زشتى را كه پنهان كردهام و هر نادانى كه كردم چه كتمان كردم
اَوْ اَعْلَنْتُهُ اَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ، وَكُلَّ سَيِّئَةٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ،
و چه آشكار چه پنهان كردم و چه در عيان و هر كار بدى را كه به نويسندگان گراميت دستور يادداشت كردنش را دادى همان نويسندگانى
الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّى، وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى،
كه آنها را موكل بر ثبت اعمال من كردى و آنها را به ضميمه اعضاء و جوارحم گواه بر من كردى
وَكُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرآئِهِمْ، وَالشَّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ، وَبِرَحْمَتِكَ
و اضافه بر آنها خودت نيز مراقب من بودى و گواه اعمالى بودى كه از ايشان پنهان مىماند والبتهبهواسطهرحمتت بود كه آنها را
اَخْفَيْتَهُ وَبِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ، وَاَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَنْزَلْتَهُ، اَوْ اِحْسانٍ
پنهان داشتى و از روى فضل خود پوشاندى و نيز خواهم كه بهرهام را وافر و سرشار گردانىازهرخيرىكهفروريزى يا احسانى
فَضَّلْتَهُ، اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ، اَوْرِزْقٍ بَسَطْتَهُ، اَوْذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، اَوْخَطَأٍتَسْتُرُهُ، يا رَبِّ
كه بفرمائى يا نيكيهايى كه پخش كنى يا رزقى كه بگسترانى يا گناهى كه بيامرزى يا خطايى كه بپوشانى پروردگارا
يارَبِّ يارَبِّ، يااِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ وَمالِكَ رِقّى،يامَنْبِيَدِهِ ناصِيَتى
پروردگارا پروردگارا اى معبود من اى آقا و مولايم و اى مالك من اى كسىكه اختيارم بدست او است اى داناى بر پريشانى و
ياعَليماً بِضُرّى وَمَسْكَنَتى، ياخَبيراً بِفَقْرى وَفاقَتى، يارَبِّ يارَبِّ يا رَبِّ،
بىنوائيم اى آگه از بىچيزى و نداريم پروردگارا، پروردگارا پروردگارا
اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ، وَاَعْظَمِ صِفاتِكَ وَاَسْمآئِكَ، اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ
از تو مىخواهم به حق خودت و به ذات مقدست و به بزرگترين صفات و اسمائت كه اوقاتم را در
اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً، وَاَعْمالى عِنْدَكَ
شب و روز به ياد خودت معمور و آباد گردانى و به خدمتت پيوسته دارى و اعمالم را
مَقْبُولَةً، حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَاَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً، وَحالى فى
مقبول درگاهت گردانى تا اعمال و گفتارم همه يك جهت براى تو باشد و حالم هميشه در
خِدْمَتِكَ سَرْمَداً، يا سَيِّدى يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلى، يا مَنْ اِلَيْهِ شَكَوْتُ اَحْوالى،
خدمت تو مصروف گردد اى آقاى من اى كسى كه تكيهگاهم او است اى كسىكه شكايت احوال خويش به درگاه او برم
يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى، وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ
پروردگارا پروردگارا پروردگارا نيرو ده بر انجام خدمتت اعضاى مرا و دلم را براى عزيمت
جَوانِحى، وَهَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِى الْإِتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ،
به سويت محكم گردان و به من حَتّى
حَتّى اَسْرَحَ اِلَيْكَعطا فرما تا تن و جان را
فى مَيادينِ السَّابِقينَ، وَاُسْرِعَ اِلَيْكَ فِى الْبارِزينَ، وَاَشْتاقَ اِلى
در ميدانهاى پيشتازان بسويت برانم و در زمره شتابندگان بسويت بشتابم و در صف مشتاقان اشتياق
قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقينَ، وَاَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصينَ، وَاَخافَكَ مَخافَةَ
تقربت را جويم و چون نزديك شدن مخلصان به تو نزديك گردم و چون يقين كنندگان از تو بترسم
الْمُوقِنينَ، وَاَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ، اَللّهُمَّ وَمَنْ اَرادَنى
و در جوار رحمتت با مؤمنان در يكجا گرد آيم خدايا هر كه بد مرا خواهد
بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ، وَمَنْ كادَنى فَكِدْهُ وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ،
بدش را بخواه و هر كه به من مكر كند به مكر خويش دچارش كن و نصيبم را پيش خود بهتر از ديگر بندگانت قرار ده
وَاَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ، وَاَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاَّ بِفَضْلِكَ،
و منزلتم را نزد خود نزديكتر از ايشان كن و رتبهام را در پيشگاهت مخصوصتر از ديگران گردان كه براستى جز به فضل تو
وَجُدْ لى بِجُودِكَ، وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ، وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِكَ، وَاجْعَلْ
كسى به اين مقام نرسد و به جود و بخشش خود به من جود كن و به مجد و بزرگوارى خود بر من توجه فرما و به رحمت خود مرا نگهدار
لِسانى بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَقَلْبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً، وَمُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجابَتِكَ، وَاَقِلْنى
و قرار ده زبانم را به ذكرت گويا و دلم را به دوستيت بىقرار و شيدا و با اجابت نيكت بر من منت بنه و
عَثْرَتى، وَاغْفِرْ زَلَّتى، فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ، وَاَمَرْتَهُمْ
لغزشم را ناديده گير و گناهم را بيامرز زيرا كه تو خود بندگانت را به پرستش خويش فرمان دادى و به دعا كردن
بِدُعآئِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ، فَاِلَيْكَ يارَبِنَصَبْتُوَجْهى،وَاِلَيْكَ يا رَبِ
به درگاهت مأمور ساختى و اجابت دعايشان را ضمانت كردى پس اى پروردگار من به سوى تو روى خود بداشتم و به درگاه تو اى پروردگارم
مَدَدْتُ يَدى، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعآئى، وَبَلِّغْنى مُناىَ، وَلا تَقْطَعْ مِنْ
دست حاجت دراز كردم پس به عزتت دعايم را مستجاب فرما و به آرزويم برسان و اميدم را از
فَضْلِكَ رَجآئى، وَاكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ اَعْدآئى، يا سَريعَ الرِّضا،
فضل خويش قطع منما و شر دشمنانم را از جن و انس كفايت فرما اى خداى زودگذر
اِغْفِرْ لِمَنْ لايَمْلِكُ اِلَّا الدُّعآءَ، فَاِنَّكَ فَعَّالٌ لِما تَشآءُ، يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ،
بيامرز كسى را كه جز دعا چيزى ندارد كه براستى تو هر چه را بخواهى انجام دهى اى كسى كه نامش دوا است
وَذِكْرُهُ شِفآءٌ، وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُمالِهِالرَّجآءُ وَسِلاحُهُ الْبُكآءُ، يا
و يادش شفاء است و طاعتش توانگرى است ترحم فرما بر كسىكه سرمايهاش اميد و ساز و برگش گريه و زارى است اى
سابِغَ النِّعَمِ، يادافِعَالنِّقَمِ، يانُورَالْمُسْتَوْحِشينَ فِى الظُّلَمِ، ياعالِماً لايُعَلَّمُ،
تمام دهنده نعمتها و اى برطرف كننده گرفتاريها اى روشنى وحشتزدگان در تاريكيها اى داناى بى معلم
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى
درود فرست بر محمد و آل محمد و انجام ده درباره من آنچه را كه تو شايسته آنى و درود خدا بر
رَسُولِهِ وَالْأَئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ الِهِ(أهْلِه)، وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً.
پيامبر و پيشوايان با بركت از خاندانش و سلام فراوان
زيارت عاشوراء
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو
يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، وَابْنَ سَيِّدِ
اى برگزيده خدا و فرزند برگزيدهاش سلام بر تو اى فرزند امير مؤمنان و فرزند آقاى
الْوَصِيّينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كندو فرزند چنين كسى و
ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتى
اى كشتهاى كه انتقام كشتهگانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت، بر شما
حَلَّتْ بِفِنآئِكَ، عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ،
همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى
يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا، وَعَلى
ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر
جَميعِ اَهْلِالْإِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ، عَلى
همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر
جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ، فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ
همه اهل آسمانها پس خدا لعنت كند مردمى را كه ريختند شالوده ستم و بيدادگرى
عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ، وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ، وَاَزالَتْكُمْ عَنْ
را بر شما خاندان و خدا لعنت كند مردمى را كه كنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور كردند شما را از
مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها، وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ، وَلَعَنَ اللَّهُ
آن مرتبههائى كه خداوند آن رتبهها را به شما داده بود و خدا لعنت كند مردمى كه شما را كشتند و خدا لعنت كند
الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ، بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ
آنانكه تهيه اسباب كردند براى كشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما
وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِيآئِهِم، يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ
از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم
سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ
با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت و خدا لعنت كند خاندان زياد
وَآلَ مَرْوانَ، وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً، وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ، وَلَعَنَ
و خاندان مروان را و خدا لعنت كند بنىاميه را همگى و خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را و
اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ، وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً، وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ
خدا لعنت كند عمر بن سعد را و خدا لعنت كند شمر را و خدا لعنت كند مردمى را كه اسبها را زين كردند و دهنه زدند
وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ
و به راه افتادند براى پيكار با تو پدر و مادرم بفدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مىخواهم از
الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ
آن خدائى كه گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو كه روزيم گرداند خونخواهى تو را در ركاب آن امام
مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى
يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله خدايا قرار ده مرا
عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ، يا اَبا
نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليهالسلام در دنيا و آخرت اى ابا
عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ، وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ، وَ اِلى فاطِمَةَ
عبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤمنين و فاطمه
وَاِلَى الْحَسَنِ، وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ، وَبِالْبَرآئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ
و حسن و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از كسىكه با تو مقاتله كرد و
نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ، وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ
جنگ با تو را برپا كرد و به بيزارى جستن از كسى كه شالوده ستم و ظلم
عَلَيْكُمْ، وَاَبْرَءُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ، وَبَنى
بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از كسىكه پىريزى كرد شالوده اين كار را و پايهگذارى كرد
عَلَيْهِ بُنْيانَهُ، وَجَرى فى ظُلْمِهِ، وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ، بَرِئْتُ
بر آن بنيانش را و دنبال كرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما بيزارى جويم
اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ، وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ، ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ
بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى
وَلِيِّكُمْ، وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْدآئِكُمْ وَالنَّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ، وَبِالْبَر آئَةِ
دوستان شماو به بيزارى از دشمنانتان و برپا كنندگان (و آتش افروزان) جنگ با شما و به بيزارى
مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ، اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ
از ياران و پيروانشان من در صلح و سازشم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با كسى كه با شما
حارَبَكُمْ، وَوَلِىٌّ لِمَنْ والاكُمْ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ، فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى
در جنگ است و دوستم با كسى كه شما را دوست دارد و دشمنم با كسى كه شما را دشمن دارد و درخواست كنم از خدائى كه
اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ، وَمَعْرِفَةِ اَوْلِيآئِكُمْ، وَرَزَقَنِى الْبَرآئَةَ مِنْ اَعْدآئِكُمْ،
مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم كند بيزارى جستن از دشمنانتان را
اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ، وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ
به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام
صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ، وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ
راست و درستى (و ثبات قدمى) در دنيا و آخرت و از او خواهم كه برساند مرا به مقام پسنديده شما
عِنْدَ اللَّهِ، وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى، مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِ]
در پيش خدا و روزيم كند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى [به حق]
مِنْكُمْ، وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى
كه از شما (خاندان) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى كه شما نزد او داريد كه عطا كند
بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها
به من بوسيله مصيبتى كه از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را كه مىدهد بهيك مصيبتزده از مصيبتىكه ديده براستى چه
وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الْإِسْلامِ، وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ، اَللّهُمَ
مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا
اجْعَلْنى فى مَقامى هذا، مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ،
چنانم كن در اينجا كه ايستادهام از كسانى باشم كه برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَمَماتى مَماتَ
خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ، وَابْنُ آكِلَةِ
محمد و آل محمد خدايا اين روز روزى است كه مبارك و ميمون دانستند آنرا بنىاميه و پسر آن زن
الْأَكبادِ، اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
جگرخوار (معاويه) آن ملعون پسر ملعون (كه لعن شده) بر زبان تو و زبان پيامبرت - كه درود خدا بر او
وَآلِهِ، فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و آلش باد - در هر جا و هر مكانى كه توقف كرد در آن مكان پيامبرت - صلىاللّه عليه و آله -
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ
خدايا لعنت كن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را كه لعنت بر
اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْأبِدينَ، وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ
ايشان باد از جانب تو براى هميشه و اين روز روزى است كه شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر كشتنشان
الْحُسَيْنَ، صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِ، اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ
حضرت حسين صلوات اللّه عليه را خدايا پس چندين برابر كن بر آنها لعنت خود
[الْأَليمَ]، اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ، وَفى مَوْقِفى هذا،
و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى كه هستم
وَاَيَّامِ حَيوتى بِالْبَرآئَهِ مِنْهُمْ، وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ، وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ
و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان
نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ. * پس مىگوئى صد مرتبه: اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ
پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد * * * * * * * * * * * خدايا لعنت كن نخستين
ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ، اَللّهُمَ
ستمگرى را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين كسى كه او را در اين زور و ستم پيروى كرد خدايا
الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ، وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ
لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسينعليه السلام و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند
عَلى قَتْلِهِ، اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً. پس مىگوئى صد مرتبه: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى
اَبا عَبْدِ اللَّهِ، وَعَلَى الْأَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ
ابا عبداللّه و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت، بر تو از جانب من سلام خدا باد
[اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى
هميشه تا من زندهام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار
لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلى
زيارت من از شما سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر
اَوْلادِ الْحُسَيْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ. * پس مىگوئى: اَللّهُمَّ خُصَ
فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين * * * * * * خدايا مخصوص گردان
اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى، وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً، ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ وَالرَّابِعَ،
نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را
اَللَّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ،
خدايا لعنت كن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را
وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً، وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ، اِلى
و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا
يَوْمِ الْقِيمَةِ. پس به سجده مىروى ومىگوئى: اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ
روز قيامت * * * * * * * * * * * * * خدايا مخصوص تو است ستايش
الشَّاكِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ، اَلْحَمْدُ للَّهِِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى، اَللّهُمَ
سپاسگزاران تو بر مصيبتزدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم خدايا
ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ، وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ
روزيم گردان شفاعت حسينعليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت
مَعَالْحُسَيْنِ،وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ، الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ.
با حسينعليه السلام و ياران حسين آنانكه بىدريغ دادند جان خود را در راه حسين عليهالسلام.
ترین های احادیث
بهترین
اعمال
بهترین توشهها تقوا است. پیامبر اکرم (ص)
بهترین کارها، آن است که به اعتدال نزدیکتر باشد. پیامبر اکرم (ص)
بهترین صفتی که بر قلب القا شود یقین است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین توبه نزد خداوند، دست کشیدن از گناه و پشیمانی از آن است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین ازدواجها آن است که آسانتر انجام گیرد. پیامبر اکرم(ص)
بهترین جهاد، جهاد با نفس است. پیامبر اکرم (ص)
بهترین ارثی که پدران برای فرزندان خود باقی میگذارند ادب و تربیت نیکوست، نه مال، به خاطر اینکه مال مصرف میشود و از بین میرود، ولی ادب و تربیت نیکو باقی میماند. امام صادق(ع)
بهترین جدیت و کوشش آن است که همراه توفیق باشد. حضرت علی(ع)
بهترین صدقات، پنهانترین آنهاست. حضرت علی(ع)
بهترین صدقات، صدقهای است که انسان با دست خود به سائل(فقیر) بدهد. امام صادق(ع)
بهترین صدقات، صدقه دادن در روز جمعه میباشد. امام صادق(ع)
بهترین صدقات خنک کردن جگر تشنهای است. امام صادق(ع)
همانا بعد از هر صدقهای صدقه دادن بر فقراء مومنین، بهترین صدقات میباشد. امام صادق(ع)
سه چیز است که اگر کسی باشد، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او روزی می کند: 1) راضی بودن به قضا و قدر الهی؛ 2) صبر و بردباری بر بلا و مصیبت؛ 3) شکر گذاری در وقت گشایش امور. حضرت علی(ع)
چهارچیز است که اگر به کسی داده شد، خیر دنیا و آخرت به او داده شده است: 1)بدن صابر و شکیب 2) زبان ذاکر و تسبیح گوی 3) قلب شاکر 4)همسر صالح و نیک
مردی از امام صادق(ع) سوال کرد چه چیزی را به او تعلیم دهد تا در پرتو آن به خیر دنیا و آخرت نایل شود.
امام صادق(ع) فرمود: هیچ گاه دروغ نگو.
کسی که در دنیا چهار خصلت به او عطا شده باشد. به تحقیق خیر دنیا و آخرت به او عطا شدهاست. 1) تقوا و پاکدامنی که او را از محرمات الهی باز دارد. 2) اخلاق خوبی که بتواند با آن در بین مردم زندگی کند. 3) حلم و بردباری که بتواند به واسطه آن، جهل شخص جاهل و نادان را دفع کند. 4) همسر شایسته و صالحی که او را در امور دنیوی و اخروی کمک کند. پیامبر اکرم(ص)
بهترین بینیازیها، قناعت است. امام علی(ع)
بهترین بینیازیها، بینیازی روح است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین اعمال شما نماز است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین اعمال، ولایت و دوستی اهل بیت(ع) است. امام صادق(ع)
بهترین اعمال نماز اول وقت، نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خداست. پیامبر اکرم(ص)
زیارت قبر حسین بن علی(ع) یکی از بهترین اعمال میباشد. امام صادق(ع)
بهترین اعمال، عملی است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند مقدار آن کم باشد. امام صادق(ع)
بهترین اعمال، انتظار فرج است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین اعمال، جود و بخشش در وقت تنگدستی، صدق و راستگویی در وقت غضب و عفو و بخشش در وقت توانایی است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین عمل، عملی است که در آن اخلاص باشد. حضرت علی(ع)
بهترین سخنها، سخنی است که توام با عمل باشد. حضرت علی(ع)
بهترین سخنها، صداقت و راستی است. حضرت علی(ع)
بهترین سخنها،(لا اله الا الله) است. امام رضا(ع)
بهترین دعاها، استغفار(طلب آمرزش گناهان) است. امام صادق(ع)
بهترین دعاها، دعایی است که از قلبی پاک و تقوا صادر شود. حضرت علی(ع)
بهترین روزی که خورشید بر آن طلوع میکند، روز جمعه است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین وقتی که خدا را میخوانید سحرگاهان است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین چیزی که انسان بعد از مرگش به جا میگذارد. سه چیز است: 1- فرزند صالح که برای او استغفار کند. 2- سنت حسنه و نیکوئی که به آن عمل میشود. 3- صدقه جاریه. امام صادق(ع)
بهترین عبادتها، عبادتی است که مخفی باشد. امام صادق(ع)
بهترین عبادت، استغفار و طلب آمرزش گناهان است. پیامبر اکرم (ص)
بهترین عبادت از نظر اجر و پاداش، مخفیترین آنهاست. قال المعصوم(ع)
بهترین عبادت، خواندن تعقیبات بعد از نماز است. امام صادق(ع)
بهترین عبادت، عفت شکم وپاکدامنی است. امام باقر(ع)
بهترین عبادت، قرائت قرآن کریم است. امام باقر(ع)
بعد از هر عبادتی، عبادت دیگری است و دوستی ما اهل بیت(ع) بهترین عبادت است. امام صادق(ع)
پیامبر اکرم(ص) روزی به اصحاب خود فرمود: آیا شما را از بهترین اخلاق دنیا و آخرت آگاه کنم؟ عرض کردند: بلی یا رسول الله. پیامبر(ص) فرمود: کسی که پیوند داشته باشد با کسی که از او بریده است و کسی که عطا کند نسبت به کسی که او را از حقش محروم ساخته و کسی که ببخشاید کسی را که در حق او ظلم کرده است.
روزی پیامبر اکرم(ص) به اصحاب خود فرمودند: (آیا شما را از بهترین اخلاق دنیا و آخرت آگاه بکنم؟ عرض کردند: بلی یا رسول الله. پیامبر اکرم(ص) فرمود: ظاهر ساختن سلام(گسترش دادن امنیت)
بهترین خصلتی که بهتر از آن، هیچ عمل خیری وجود ندارد دو چیز است: 1) ایمان به خداوند متعال 2) نفع رساندن به بندگان خدا. پیامبر اکرم(ص)
بهترین سنتها سنت محمد(ص) است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین صفهای نماز جماعت صف پیشین است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین صفوف در تشییع جنازه صف آخر است. پیامبر اکرم(ص)
وصیت میکنم شما بندگان خدا را به رعایت تقوای الهی، چرا که تقوا بهترین چیزی است که بندگان به آن سفارش و توصیه شدهاند. حضرت علی(ع)
بهترین مروت و مردانگی حفظ آبروست. حضرت علی(ع)
بهتر از کار خوب انجام دهنده آن است. امام صادق(ع)
تمامی خیر در سه خصلت جمع شده است: نگریستن، سکوت کردن و سخن گفتن، پس هر نگاهی که خالی از عبرت باشد، پریشانی و بی توجهی است و هر سکوتی که در آن تفکر و اندیشه وجود نداشته باشد، غفلت است و هر سخنی که در آن ذکر(خداوند) وجود نداشته باشد، لغو و بیهوده است. پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش فکر و اندیشه و کلامش ذکر(و تسبیح خداوند متعال) باشد و بر گناه خود بگرید و مردم از شرش ایمن باشند. حضرت علی(ع)
بهترین چیزی که به انسان داده شده است اخلاق نیکو است. امام حسین(ع)
همانا بهترین نیکیها، خوشرویی و خوش اخلاقی با مردم است. امام حسن مجتبی(ع)
یکی از بهترین نیکیها، بازدید کردن و عیادت از مریض است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین جوانمردی آن است که تو از خدا حیا کنی(و دامان خود را آلوده به گناه نسازی). حضرت علی(ع)
بهترین وسیله تقرب به خدا روزه ماه رمضان است، چرا که آن سپری در برابر عذاب الهی است. حضرت علی(ع)
بهترین ماهها نزد خداوند متعال، ماه مبارک رمضان است. پیامبر اکرم(ص)
بهترین اعیاد اسلامی، عید غدیر خم است.(هیجدهم ذیحجه) امام صادق(ع)
بهترین ذکر، قرآن کریم است که به سبب تلاوت آن، سینهها، گشایش مییابد و باطنها نورانی میگردد. حضرت علی(ع)
بهترین اعیاد و بخشش، منت ننهادن است. حضرت علی(ع)
سودمندترین ذخیرهها، اعمال صالح و نیکوست. حضرت علی(ع)
بهترین امانت، وفا کردن به عهد و پیمان است. حضرت علی(ع)
نیکوترین کارهای انسان قدرتمند، عفو و گذشت است. حضرت علی(ع)
نیکوترین عدالت، کمک و یاری رساندن به مظلوم است. حضرت علی(ع)
بهترین سخاوت، ایثار و فداکاری است. حضرت علی(ع)
بهترین توسل طلب مغفرت نمودن است. حضرت علی(ع)
همانا بهترین اخلاق مردان، حلم و بردباری است. حضرت علی(ع)
نیکوترین چیز، اخلاق(نیکو) است. حضرت علی(ع)
بهترین سیاست عدالت است. حضرت علی(ع)
بهترین خندیدن تبسم است. حضرت علی(ع)
بهترین همتها بلندترین آنهاست. حضرت علی(ع)
بزرگترین شرافت ادب است. حضرت علی(ع)
بهترین راهها، راه رشد(راهیابی به واقعیت) است. حضرت علی(ع)
شریفترین اعمال، اطاعت و بندگی خداوند متعال است. حضرت علی(ع)
شریفترین شرافتها، علم و دانش است. حضرت علی(ع)
بهترین تجربه آن است که تو را پند و اندرز دهد. حضرت علی(ع)
چهل حديث قدسي
رتبه کسب شده :
1- قال الله عزّوجلّ:
بهراستي درميگذرم از مردمان مسلماني كه ولايت امام عادلي را كه از جانب خداوند است پذيرفتهاند.(كافي1/376)
2- قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)
3- قال الله عزّوجلّ:
در نهان و نيز هنگام شادماني به ياد من باش تا در غفلتها به يادت باشم.(امالي صدوق/254)
4- قال الله عزّوجلّ:
اي آدم! آنچه بين من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)
5- قال الله عزّوجلّ:
اي آدم! هركدام از فرزندان تو قصد انجام كار نيكي كند، اگر انجام ندهد يك كار نيك و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(كافي2/440)
6- قال الله عزّوجلّ:
اي موسي! آرزوهاي بسياري براي دنيا نداشته باش، زيرا دلت را سخت ميكند و كسي كه دلش سخت باشد از من دور ميشود.(كافي8/42)
7- قال الله عزّوجلّ:
اي موسي! نزد من از بسياري گناه فرياد برآور، همانند گناهكاري كه از دشمنش ميگريزد.(كافي8/42)
8- قال الله عزّوجلّ:
اي موسي! مرا در هيچ حالتي فراموش نكن و از بسياري مال سرمست نشو.(كافي8/45)
9- قال الله عزّوجلّ:
اي موسي! توبه را زود انجام بده و گناه را براي بعد بگذار.(كافي8/46)
10- قال الله عزّوجلّ:
آنگاه كه در برابر من به نماز ميايستي، شتاب نكن.(كافي8/46)
11- قال الله عزّوجلّ:
اي موسي! هركه از گناهكاران نزد تو آمد و به تو پناه برد، بگو خوش آمدي و آسوده شدي، چه جايگاه بزرگي است پيشگاه خداوند جهان. و بر ايشان آمرزش بخواه و بر ايشان مانند يكي از خودشان باش.(كافي8/48)
12- قال الله عزّوجلّ:
نيكي ده برابر پاداش دارد و يك گناه نابودكننده است.(كافي8/49)
13- قال الله عزّوجلّ:
اي فرزند آدم! خودت را محو بندگي من كن تا دلت را پر از بينيازي كنم.(كافي2/83)
14- قال الله عزّوجلّ:
شكر، نعمتها را افزون و از ديگران بينياز ميكند.(كافي2/94)
15- قال الله عزّوجلّ:
هرگونه ميخواهي باش كه با هر دست كه دهي از همان دست ميگيري.(كافي2/138)
16- قال الله عزّوجلّ:
هركه مرا ياد كند همدمش ميشوم.(كافي2/496)
17- قال الله عزّوجلّ:
مال بسيار، گناهان را از ياد ميبرد.(كافي2/497)
18- قال الله عزّوجلّ:
ياد من، هر جايي زيباست.(كافي2/497)
19- قال الله عزّوجلّ:
آنگاه كه مرا ياد ميكني، فروتن باش.(كافي2/497)
20- قال الله عزّوجلّ:
زبان را در پس انديشه قرار ده تا در امان باشي.(كافي2/498)
21- قال الله عزّوجلّ:
با مستحبات به من نزديك شو.(كافي8/132)
22- قال الله عزّوجلّ:
اي عيسي!آن كه بر من شوريده و گناه ميكند تو را نفريبد. روزي مرا ميخورد و ديگري را بندگي ميكند...آنچنان او را به بند ميكشم كه راه گريزي نداشته باشد.(كافي8/133)
23- قال الله عزّوجلّ:
بايد كه زبانت در نهان و آشكار، يكي باشد.(كافي8/134)
24- قال الله عزّوجلّ:
اي داوود! همانگونه كه نزديكترين مردم به خدا، فروتنان هستند، دورترين مردم از خدا، متكبران هستند.(كافي2/124)
25- قال الله عزّوجلّ:
هركه بندهي مؤمن مرا بيازارد، بايد با من اعلام جنگ كند.(كافي2/305)
26- قال الله عزّوجلّ:
اي محمد!
هركه ولي مرا بيازارد به جنگ من برخاسته است.(كافي2/352)
27- قال الله عزّوجلّ:
بندهام با چيزي بهتر از واجبات به من نزديك نميشود. و با نافله(كارهاي مستحبي) به من نزديك ميشود تا اينكه دوستش بدارم. آنگاه كه دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد كه با آن ميشنود و ديدهي او كه با آن ميبيند و زبان او كه با آن سخن ميگويد و دست او كه قدرتنمايي ميكند. اگر دعايم كند اجابتش ميكنم و اگر از من بخواهد به او ميدهم.(كافي2/353)
28- قال الله عزّوجلّ:
واي بر كساني كه با فريب، دين را به دنيا ميفروشند.(كافي2/299)
29- قال الله عزّوجلّ:
اي احمد! پرهيزكاري، زينت مؤمن و ستون برپايي دين است.(ارشادالقلوب1/203)
30- قال الله عزّوجلّ:
اي احمد! عبادت ده بخش دارد كه نُه بخش آن، به دست آوردن روزي حلال است.(ارشادالقلوب1/203)
31- قال الله عزّوجلّ:
اي احمد! ميداني به كدام دليل تو را بر ديگر انبيا برتري دادم؟ به دليل يقين و حسن خلق و سخاوت نفس و دلسوزي براي مردم.(ارشادالقلوب1/205)
32- قال الله عزّوجلّ:
اي احمد! انديشهات را بهكار گير پيش از آنكه از دست برود، زيرا كسي كه انديشهاش را بهكار بندد، اشتباه نميكند و گرفتار سركشي نميشود.(ارشادالقلوب1/205)
33- قال الله عزّوجلّ:
چنانكه هيچ درختي بدون ميوه كامل نيست، ايمان نيز بدون كنارگذاشتن كارهاي حرام كامل نميشود.(عللالشرايع1/250)
34- قال الله عزّوجلّ:
برادرت علي را بشارت ده، كه من دوستدار او را عذاب نميكنم و به دشمن او رحم نميكنم.(امالي صدوق39)
35- قال الله عزّوجلّ:
لا اله الله دژ(امان) من است، كسي كه وارد آن شود، از عذاب من در امان است.(اماليالصدوق235)
36- قال الله عزّوجلّ:
(اي آدم!) اگر اينها(اهل بيت عليهمالسلام) نبودند، نه تو را ميآفريدم و نه بهشت و جهنم را، و نه آسمان و زمين را.(معانيالاخبار124)
37- قال الله عزّوجلّ:
من بينيازترين شريك هستم، هر كس كاري انجام دهد و ديگري را (با من) شريك كند، من از آن (كار) بيزارم و آن (كار)، براي همان شريك خواهد بود.(بحار67/222)
38- قال الله عزّوجلّ:
ولايت علي بن ابي طالب(ع) دژ (امان) من است هركه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود.(عيون اخبارالرضا(ع)1/146)
39- قال الله عزّوجلّ:
همانا علي امام پرهيزگاران و رهبر روسفيدان پاك و پادشاه مؤمنان است.(اماليالصدوق352)
40- قال الله عزّوجلّ:
اگر علي را نيافريده بودم، همسري مناسب فاطمه، از فرزندان آدم و نسل او نبود.(عيون اخبارالرضا(ع)203)
چهل حدیث در باب غدیر
بسم الله الرحمن الرحیم
غدير در قرآن
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا. مائده: 3.
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم.
1- عيد خلافت و ولايت
روى زياد بن محمد قال:
دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:
للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟
قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736.
زياد بن محمد گويد:
بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:
آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.
2- برترين عيد امت
قال رسول الله(ص):
يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. امالى صدوق: 125، ح 8.
رسول خدا(ص) فرمود:
روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.
3- عيد بزرگ خدا
عن الصادق(ع) قال:
هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشيعه، 5: 224، ح 1.
امام صادق(ع) فرمود:
روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است
- عيد ولايت
4- عيد ولايت
للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟
قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية فى اعناق الرجال والنساء بغدير خم.
وسائل الشيعه، 7: 325، ح 5.
به امام صادق(ع) گفته شد:
آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگرى دارند؟ فرمود:
آرى، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزى است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولايت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.
5- روز تجديد بيعت
عن عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فى يوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى:
هذا يوم عظيم عظم الله حرمته على المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و جدد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق.
مصباح المتهجد: 737.
عمار بن حريز گويد:
روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دين مؤمنان را كامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پيمان قبلى را تجديد كرد.
6- عيد آسمانى
قال الرضا(ع): حدثنى ابى، عن ابيه(ع) قال:
ان يوم الغدير فى السماءاشهر منه فى الارض.
مصباح المتهجد: 737.
امام رضا(ع) فرمود:
پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل كرد كه فرمود:
روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است.
7- عيد بى نظير
قال على (ع):
ان هذا يوم عظيم الشان،فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح والافصاح من المقام الصراح،ويوم كمال الدين و يوم العهد المعهود...
بحارالانوار، 97: 116.
على(ع) فرمود:
امروز (عيد غدير) روز بس بزرگى است.
در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و برهان هاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان است.
8- عيد پربركت
عن الصادق(ع):
والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة فى كل يوم عشر مرات...
وما اعطى الله لمن عرفه ما لايحصى بعدد.
مصباح المتهجد: 738.
امام صادق(ع) فرمود:
به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مى شناختند، فرشتگان روزى ده بار با آنان مصافحه مى كردند و بخششهاى خدابه كسى كه آن روز را شناخته، قابل شمارش نيست.
9- عيد فروزان
قال ابو عبد الله(ع):
... و يوم غدير بين الفطر والاضحى و يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب
چهل حدیث از پیامبر اعظم(ص) همراه با شعر
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
نشان دوستی خدا علاقه به ذکر اوست.(نهجالفصاحه/277)
یاری که جهان به غیرتش میگردد ................ دنیا همه در ارادتش میگردد
هرکس که دلش عاشق آن یار شود ................دلبستهی ذکر حضرتش میگردد
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
با اطاعت دستورات الهی، خود را در معرض رحمت او قرار دهید.(تنبیهالخواطر«مجموعه ورام»/437)
حیف است که دل چون و چرا درگیرد .................بگذار اطاعت خدا برگیرد
گردن بنهید تا که همچون خورشید .......................تابیدن رحمتش سراسر گیرد
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
هرکس خداوند محبت اهلبیت(علیهمالسلام) را به او بخشیده به خیر دنیا و آخرت دست یافته است.(خصال/515)
هر کس لبش از جام ولا تر شده است ...............دور و بر این خانه کبوتر شده است
یعنی که خدا سعادتش بخشیده است .................خیر دو جهان بر او مقدر شده است
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
عنوان نامه اعمال مؤمن، در روز قیامت، محبت و دوستی علی بن ابیطالب است.(بحارالانوار/39/229)
ایمان قدحی زلال از جام علیست .......................بر شانه آسمان رد گام علیست
پروندهی مؤمنان چو تابنده شود ......................بر تارک آن تلألؤ نام علیست
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
فراگیری دانش بر هر مسلمان واجب است.(بحارالانوار/1/172)
دانی که بی انتها بود سیری علم؟.........با جهل و سیاهی است درگیری علم؟
فرمود نبی به هر مسلمان -چو نماز-................واجب شده سعی در فراگیری علم
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
فراگیرنده دانش بین بیسوادها مانند زندهای است در میان مردگان.(بحارالانوار/1/181)
جوینده علم چیست؟ هان! میدانی؟....................ماه است میان یک شب ظلمانی
با مردم نادان چو بسنجد او را ....................................چون زنده بود میان گورستانی
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
دانش، گنجینههایی است که کلید آن سؤال است.(بحارالانوار/1/197)
گنجی است نهفته دانش و فضل و کمال .............گنجی که تصورش نیاید به خیال
هر گنج جهان قفل و کلیدی دارد .......................همواره کلید گنج علم است، سؤال
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
کسی که کار نیکش او را شاد و گناهش او را ناراحت کند، مؤمن(حقیقی) است.(وسائلالشیعه/1/107)
آنکس که در آسمان دل دارد ماه ........................غمگین شود از تیرگی ابر گناه
اعمال نکو وجد و سرورش بدهند ....................برده است به کنه معنی ایمان راه
نوحه منسوب به سيدالشهدا (ع) در روز عاشورا
نوحهاي منسوب به سيدالشهدا (ع) وجود دارد كه گويا حضرت در لحظات آخر عمر شريفشان اين شعر را سرودهاند. سالهاست مداحان و واعظان در جلسات هفتگي خود آن را همخواني ميكنند. اين شعر به «شيعتي» معروف است.
شيعتي مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذكروني (شيعيان من! هنگامي كه آب گوارا نوشيديد، مرا ياد كنيد.)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَريبٍ اَوْ شَهيدٍ فَانْدُبُوني (و يا هنگامي كه از غريبي يا شهيدي خبري شنيديد، بر من ندبه كنيد.)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذي مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ قَتِلُوني (من، نواده [پيامبر] هستم كه مرا بي گناه كشتند.)
وَ بِجَرد الخَيْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُوني (و پس از آن از روي عمد، مرا پايمال سم اسبان كردند.)
لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني (اي كاش، همگي در روز عاشورا بوديد و ميديديد.)
كَيْفَ اِسْتَسْقي لِطِفْلي فَاَبوا اَن يّرْحَمُوني (كه چگونه براي كودك خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نكردند.)
آخرین دعای امام حسین(ع)
دعایی که امام حسین علیه السلام روز عاشورا به فرزند خود آموخت
از حضرت زین العابدین علیه السلام روایت شده که میفرمایند: پدرم در آن روز که به شهادت رسید (روز عاشورا) مرا به سینة خویش چسبانید: در حالی که از زخمهایشان خون، فوران میکرد و فرمود: ای فرزند! از من دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر و او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرییل تعلیم یافته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد میشود و پیشآمدهای عظیمی که رخ میدهد بخواند.
فرمود: بخوان:
بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا
1