و اما شرمنده ایم آقا جان که عمری یابن الحسن گفتیم و باز گول شیطان را خوردیم ، شرمنده ایم که نمک شما را خوردیم و نمکدان را شکستیم ، شرمنده ایم که شده ایم عِنوان بصری ولی نام زیبای شما بر لوح دلهای ما نقش بسته ، شاید گاهی غبار گناه بر آن بنشیند ولی نام شما پاک شدنی نیست .
می دانم آقا ! ما ، حالات و گناهانمان را می بینی و دلت می شکند و با خــــویش می گویی تو هم ! امـــــا بمیرم برای دل دریاییت که باز دلت به حال بیچارگی ما می سوزد و از درگاه خدا برای ما استغاثه می کنی که خدایا از او بگذر که او گریه کن حسینه ، برای مادر پهلو شکسته ام گریه کرده . آقا شرمنده ایم که تو برای ما دعا می کنی ولی صد حیف و افسوس که ما نه ، تو را از یاد برده ایم . وای بر مــا که تو به فکر مایی ولی مــا نه ...

آقا جان بیا که تمام گلهای دنیا را نذر گامهایت می کنیم ، بیا تو را به جان مادرت زهرا (س) .
