آداب تلاوت قرآن


همه چیز نیاز به برنامه دارد مخصوصا بهره گیرى از کتاب بزرگى همچون قرآن، به

همین دلیل در خود قرآن براى تلاوت و بهره گیرى از این آیات آداب و شرائطى بیان

شده است :

 

 

 

1- نخست مى گوید: (قرآن را جز پاکان لمس ‍ نمى کنند) این تعبیر ممکن است هم اشاره به پاکیزگى

ظاهرى باشد که تماس گرفتن با خطوط قرآن باید توام با طهارت و وضو باشد، و هم اشاره به اینکه درک مفاهیم و

محتواى این آیات تنها براى کسانى میسر است که پاک از رذائل اخلاقى باشند، تا صفات زشتى که بر دیده

حقیقت بین انسان پرده مى افکند، آنها را از مشاهده جمال حق محروم نگرداند.

 

2- پناه بردن به خداوند متعال از شر شیطان رانده شده.

در روایتى از امام صادق (علیهالسلام ) مى خوانیم که در پاسخ این سوال که چگونه این دستور را عمل کنیم ؟ و

چه بگوئیم ؟ فرمود بگو:

 

استعیذ بالسمیع العلیم من الشیطان الرجیم و در روایت دیگرى مى خوانیم که امام به هنگام تلاوت سوره حمد

فرمود: اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، و اعوذ بالله ان یحضرون ؛ به خداوند شنوا و دانا از شیطان

رجیم پناه مى برم ، و هم به او پناه مى برم از اینکه نزد من حضور یابند!

 

و همانگونه که در بالا گفتیم این پناه بردن نباید محدود به لفظ و سخن باشد بلکه باید در اعماق روح و جان نفوذ

کند به گونه اى که انسان هنگام تلاوت قرآن از خوهاى شیطانى جدا گردد، و به صفات الهى نزدیک شود، تا موانع

فهم کلام حق از محیط فکر او برخیزد و جمال دلاراى حقیقت را بدرستى ببیند.

 

بنابر این پناه بردن به خدا از شیطان هم در آغاز تلاوت قرآن لازم است و هم در تمام مدت تلاوت هر چند به زبان

نباشد.

 

 

3- قرآن را باید به صورت "ترتیل " تلاوت کرد، وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا »

در حدیثى در تفسیر این آیه از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم :

ان القرآن لا یقرء هذرمة ، و لکن یرتل ترتیلا، اذا مررت بایة فیها ذکر النار وقفت عندها، و تعوذت بالله من النار؛ قرآن

را تند و دست و پا شکسته نباید خواند، بلکه باید به آرامى تلاوت کرد، هنگامى که به آیه اى مى رسى که در آن

ذکر آتش دوزخ شده است توقف مى کنى (و مى اندیشى ) و به خدا از آتش دوزخ پناه مى برى!

به خداوند شنوا و دانا از شیطان رجیم پناه مى برم ، و هم به او پناه مى برم از اینکه نزد من حضور یابند!

4 - علاوه بر ترتیل ، دستور به "تدبر و تفکر" در آیات قرآن داده است آنجا که مى گوید: آیا آنها در قرآن نمى

اندیشند؟ در حدیثى مى خوانیم که اصحاب و یاران پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) قرآن را ده آیه ده آیه از

پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى آموختند، و ده آیه دوم را فرا نمى گرفتند مگر اینکه آنچه در آیات نخستین

بود از علم و عمل بدانند.

و در حدیث دیگرى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم : اعربوا القرآن و التمسوا غرائبه : قرآن را

فصیح و روشن بخوانید و از شگفتیهاى مفاهیم آن بهره گیرید.

 

 

5- آنها که آیات قرآن را مى شنوند نیز وظیفه اى دارند، وظیفه شان سکوت کردن ، سکوتى توام با اندیشه و تفکر:

و اذا قرء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون ؛ هنگامى که قرآن خوانده مى شود گوش ‍ فرا دهید و

خاموش باشید تا مشمول رحمت حق شوید.

 

و اکنون که ماه رحمت است و درهای آسمان گشوده و ریزترین اعمال ما پذیرفته میشوند بکوشیم تا جدای از

هواهای نفس شیطان رانده شده را هرچه بیشتر برانیم و در پناه خدا با تدبر و تأمل از اقیانوس قرآن سیراب شویم

و دل و جانی در معارف والایش شستشو دهیم که راه نجات و سعادت همین است و بس. با امید یاری حق

تعالی و رسیدن به نور قرآن انشاء الله.


 
 

 

 

نوشته شده توسط سيد حسن ناصري


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 اسفند 1394  | 7:42 AM | نویسنده : عبدالهي | نظرات 0

حجاب در قرآن

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. 


یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین

علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و

دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده

مهربان است.)


جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از

دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.


در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

 

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد. 
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است. 
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید. 
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.


-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛ 
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=- 
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

 

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

 

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

 

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.


از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است. 
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)


علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

 

نوشته شده توسط سيد حسن ناصري


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 اسفند 1394  | 7:41 AM | نویسنده : عبدالهي | نظرات 0