
حمد بن سعید عابد گفت : پدرم براى من نقل کرد که در زمان ما، در کوفه جوان خداپرستى بود - بسیار خوش صورت و زیبا اندام - همواره در مسجد جامع حضور داشت و اندک وقتى بود، که در مسجد نباشد.
زن زیبا و خردمندى چشمش بر او افتاد و دلباخته اش شد. پس از مدت ها که رنج کشید و روزها بر سر راه آن جوان ایستاد، یک روز، هنگامى که جوان به مسجد مى رفت . زن خودش را به او رسانید و گفت : اى جوان ! بگذار یک کلمه با تو سخن بگویم ، آن را بشنو، آنگاه هر چه خواستى بکن . جوان به آن زن بى اعتنایى کرد و با او سخن نگفت . و به راه خود رفت هنگامى که از مسجد به قصد منزل مى رفت آن زن دوباره سر راهش آمد و گفت : اى جوان ! مى خواهم یک جمله با تو سخن بگویم ؛ به سخنم گوش کن
ادامه داستان
این سوره در مکه نازل شده و داراى ۳ آیه است.
آیه و ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده مهربان
إنا أعطینک الکوثر ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم
فصل لربک و انحر اکنون که چنین است براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن
إن شانئک هو الا بتر مسلماً دشمن تو ابتر و بلا عقب است
تفسیر سوره کوثر
