پیش از انقلاب ایران(1357)، ایران رشد اقتصادی سریعی داشت. در طول دهه 1350 مدرن و صنعتی شدن جامعه ایران که به طور سنتی جامعهای کشاورزی بود قابل توجه بود. با این وجود سرعت رشد اقتصادی درست قبل از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با کاهش چشمگیری روبرو شد. خروج سرمایه از ایران درست پیش و پس از انقلاب تا سال ۱۳۵۹ حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار بود. اقتصاد ایران در زمان پهلوی دوم یک اقتصاد وابسته به غرب، مونتاژی و متکی به مستشاران خارجی بود. پول فراوان نفت به محمدرضا پهلوی اجازه میداد که صنایع بزرگی را در خارج بخرد یا در ایران ایجاد کند اما این صنایع برای کشور توسعهنیافتهٔ ایران که فاقد صنایع پیشرفته و نیروی متخصص بود استفادهٔ چندانی نداشت و اصولاً این صنایع که برای ادارهٔ آن از نیروی متخصص غیرایرانی استفاده میشد حکم ویترین زیبا را داشت که صرفاً در خاک ایران بود ولی همه امورش در دست خارجیان بود. ضمناً مصرف گرایی و غربزدگی که از دههٔ ۱۳۵۰ در جامعهٔ ایران شدت گرفت به همراه نابودی کشاورزی در پی اصلاحات ارضی، ایران را به یک کشور مصرفی که برپایهٔ پول نفت اداره میشد تبدیل کرد. اهداف بلند مدت ایران پس از انقلاب اسلامی استقلال اقتصادی، ایجاد اشتغال کامل و ایجاد یک زندگی استاندارد و آسوده برای شهروندانش بود.اما در پایان قرن بیستم اقتصاد ایران با مشکلات و موانع بسیاری روبرو شد. جمعیت ایران در طی بیست سال بیش از دوبرابر شد و همزمان با افزایش جمعیت جوان، اگرچه بخش بزرگی از جمعیت از سال ۱۳۴۰ در بخش کشاورزی فعال بودند اما ایران واردکننده عمده مواد غذایی بود.مشکلات اقتصادی باعث مهاجرت مردم از حومه به شهرها گردید.
پس از پایان جنگ با عراق دولت سعی به توسعه ارتباطات، حمل و نقل، تولیدات، مراقبتهای پزشکی، آموزش و صنعت انرژی (از جمله آینده نگری در باره قدرت هسته ای خود) و یکپارچه سازی ارتباطات و زیرساختهای حمل و نقل با کشورهای همسایه کرد. ادعا میشود که در طول جنگ با عراق ۳۰۰ هزار نفر کشته و ۵۰۰ هزار نفر ایرانی مجروح شدهاند که این خسارت ۵۰۰ میلیارد دلاری را بر اقتصاد ایران تحمیل کردهاست.
