خداوندا
تکثیر تو در هر ثانیه از زندگیم؛
.
.
.
یعنی،
قشنگترین تکراری که ،
هیچوقت تکراری نمیشود ...
ادامه مطلب
دانشجویی میگفت :یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است.
مسابقه شر وع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت :من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد.!
ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم.
میتوانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
ادامه مطلب
وقتی یک دانه ی گیاه میکاری؛
هزاران هزار دانه میشود، همه اش برای تو.
وقتی یک گل به کسی میدهی،
هزاران هزار گل از دیگران میگیری.
می دانی ای عزیز...
تو روی گنج داری زندگی میکنی و امیدوارم این را بدانی.
/دکتر الهی قمشه ای/
ادامه مطلب
هیچ کس نمی تواند،
خوشبختی، عشق، آرامش و پاکی را بخرد.
چیزی که یک نفر بتواند آن را بخرد،واقعا مال او نیست.
در واقع بهترین چیزهای زندگی رایگانند و خریدنی نیستند.
ما فقط باید بخواهیم که آنها را بدست آوریم.
ادامه مطلب
شاگردی از عابدی پرسید: تقوا را برایم توصیف کن؟
عابد گفت: اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به گذر شدی چه میکنی؟
شاگرد گفت: پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه میروم تا خود را حفظ کنم.
عابد گفت: در دنیا نیز چنین کن تقوا همین است؛
از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار
زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شدهاند...
ادامه مطلب
زندگى موسیقى گنجشک هاست
زندگى باغ تماشاى خداست...
زندگى یعنى همین پروازها،
صبحها،
لبخندها،
آوازها...
زندگی ذرهی کاهیست، که کوهش کردیم،
زندگی نام نکویی ست، که خوارش کردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق،
بجز حرف محبت به کسی،
ورنه هر خار و خسی،
زندگی کرده بسی،
زندگی تجربهی تلخ فراوان دارد،
دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازهی یک عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟
سهراب سپهری
ادامه مطلب
مردم و گناه
می توان عموم مردم را از نظر تقوی و پاکی، عبادت و درستی، گناه و بی بند و باری، به سه دسته تقسیم نمود.
دسته ای از افراد پیوسته به فکر عبادت و بندگی خدا می باشند. و خیلی کم به فکر گناه می افتند و اگر کار خلافی از آنها سر بزند، فورا پشیمان گشته و توبه می کنند.
دسته ای از افراد نسبت به عبادات و واجبات پایبند هستند، اما از گناه و معصیت هم پرهیزی ندارند و چندان بر هوای نفس خود مسلط نیستند. و چه بسا در هر شبانه روز، بارها مرتکب گناه می شوند و گاه و بیگاه هم استغفار می کنند.
دسته سوم اشخاصی هستند که گذشته از آنکه هرگز به فکر عبادت و تقوی نیستند. دائما در وادی معصیت سیر می کنند و همیشه در حال عصیان به سر می برند و هیچگاه در مقام عذر خواهی و توبه برنمی آیند.
خدایا! ما را لحظه ای به خودمان وا مگذار.
مردم و دانش
حضرت علی علیه السلام فرمود: مردم نسبت به علم و دانش سه گروهند:
علمای الهی .
دانش طلبانی که در راه نجات، دنبال تحصیل علمند.
جاهلان و احمقان بی سر و پا که دنبال هر صدایی می روند و با هر بادی حرکت می کنند، همان ها که با نور علم روشن نشده اند و به ستون محکمی پناه نبرده اند.(نهج البلاغه، ترجمه آیة الله مکارم شیرازی، ج3، کلمه قصار147)
مردم و دانایی
حکیمی را گفتند: پندی ما را بیاموز. گفت: مردم دنیا بر چهار گروهند:
یکی آن است که داند و داند که دانا است، از وی دانش بیاموزید.
دیگر آن است که داند و نداند که دانا است؛ او فراموشکار است، یادش دهید.
و سوم آن است که نداند و داند که نداند، بیاموزیدش .
و آخر آن است که نداند و نداند که نداند، او جاهل است، از وی دوری کنید.
مردم و قرآن
مردم در برخورد با قرآن چند دسته اند.
دسته ای سر و کاری با قرآن ندارند.
دسته ای فقط توجه سطحی و ظاهری به قرآن دارند. در حد قرائت و تجوید.
دسته ای قرآن را به عنوان کتاب زندگی می دانند و اعمال و رفتار خود را با آن تنظیم می کنند.
خدایا! ما را از عاملان به قرآن قرار بده .
مردم و گذشته
بعضی از مردم دائم افسوس گذشته را می خورند.
بعضی از مردم همه توجه خود را معطوف به آینده کرده اند و هم افسوس گذشته را می خورند.
و بعضی از مردم، هم نقد عمرشان را غنیمت می شمرند و هم به فکر آینده خود هستند.
عاقل کسی است که از دیروز پند گیرد، در زمان حال زندگی کند و به آینده بیندیشد.
ادامه مطلب
امام علی علیه السلام:
شما را سفارش مى كنم كه به یاد مرگ باشید
و از آن كمتر غفلت ورزید.
چگونه از چیزى غافلید كه او از شما غافل نیست
و چگونه به كسى چشم طمع دوخته اید كه به شما مهلت نمى دهد!
مردگانى كه مشاهده كرده اید خود واعظانى هستند كه شما را از هر واعظى بى نیاز مى كنند.
نهج البلاغه خطبه 188
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.
