خانواده ایرانی
گرما را فقط در خانواده ایرانی باید حس کرد
نويسندگان
حسین اسفندیاری

هويت يابي در نوجوانان

نمي دانم كه هستم؟

يكي از تكاليف عمده نوجوانان در جامعه ، يافتن پاسخي عملي به اين سؤال است كه : " من كيستم ؟" هرچند كه اين سؤال قرنهاست ذهن بشر را به خود مشغول داشته و موضوع اشعار، داستان ها و مطالب بيشماري بوده است، اما در اين چند دهه اخير، به طور منظم مركز توجه روان شناسي قرار گرفته است.

نوجوانان و بزرگسالاني كه احساس هويت خود در آنان قوي است خود را افرادي مجزا و متمايزاز ديگران مي دانند.

درك هويت، خود مستلزم تقابلي رواني اجتماعي است. به عبارت ديگر نوجوان بايد در بين آن تصويري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خودش دارد هماهنگي ايجاد كند.

طرد شدن از طرف افراد يا اجتماع ممكن است باعث شود كه كودك از هيچ راهي نتواند در خود احساس هويتي قوي و مطمئن پيدا كند. 

رشد احساس هويت

هر عامل رشدي كه به نوجوان كمك كند تا با اطمينان خود درك كند كه از ديگران متمايز و مجزاست ؛ در حد معقولي ثبات رأي و يكپارچگي دارد ؛ در طول زمان تداوم دارد و اينكه خود را شبيه به آن تصويري بداند كه ديگران از او دارند ، سبب مي شود كه احساس هويت كاملي از خود در او ايجاد شود و هر عاملي كه در اين استنباط هاي نوجوان از خودش خلل ايجاد كند باعث سردرگمي هويت ( و يا آشفتگي هويت ) و عدم توانايي در رسيدن به يكپارچگي و تداوم تصورات فرد از خودش مي شود. 

هويت يابي در ساير فرهنگ ها

فرنگي ها تأكيد بسياري بر رشد فرد به عنوان يك فرد دارند، شايد تا حدودي به اين دليل كه سنت آنها بر استقلال  و اتكاي به خود تأكيد دارد. در ساير فرهنگ ها ، مثلاً در چين و ژاپن هويت يابي و احساس ارزش داشتن از طريق روابط نزديك با ديگران و عضو بودن در يك نظم اجتماعي متشكل تشويق مي شود. جامعه بار سنگيني بر دوش ژاپني ها مي گذارد و آموختن چگونگي پذيرفتن اين محدوديت ها و فشارها اولين قدم عمده در راه بالغ شدن است.

با وجود اين ، حتي در فرهنگ هايي كه تأكيد نسبتاً زيادي  بر" هويت گروهي " در برابر " هويت فردي " مي شود، باز هم لازم است فرد از خود تصور فردي متمايز و با ثبات رأي داشته باشد، فردي كه تا اندازه اي از ديگران جداست. 

مشكلات هويت يابي

بسياري از نوجوانان احساس مي كنند كه در هر زمان يا موقعيتي نقشي بازي  مي كنند و نمي دانند كه " كدام يك از نقش ها اگر نقشي هست، من واقعي اوست ؟ " در ضمن آگاهانه تلاش مي كنند تا نقش هاي مختلفي را بيازمايند به اين اميد كه نقشي را بيابند كه با آنها " تناسب داشته باشد". از نوجواني كه سه نوع دستخط متمايز داشت سؤال شد كه چرا به يك شيوه ثابت نمي نويسد. پاسخ داد : " تا زماني كه نمي دانم كه هستم چطور مي توانم به يك شيوه بنويسم ؟"

در دوران نوجواني هويت يابي مسئله اي حاد مي شود، تا حدودي به اين دليل كه نوجوان روز به روز تغيير مي كند. در دوران نوجواني فرد با مجموعه اي از تغييرات رواني يا فيزيولوژيكي ، جنسي ، شناختي و نيز تقاضاهاي شغلي و اجتماعي جديدي رو به رو مي شود. در نتيجه، نوجوانان به اين مسئله كه در چشم ديگران چگونه جلوه مي كنند اهميت بسياري مي دهند و آن را با تصوري كه از خود دارند مقايسه مي كنند و نيز با اين مسئله روبه رو هستند كه چگونه نقش ها و مهارت هايي را كه قبلاً آموخته اند با مقتضيات آينده ارتباط دهند.

اريكسون مي گويد كه هويت ممكن است از دو راه منحرف شود. ممكن است بيش از آنكه رشد كند تثبيت شود ( يعني پيش از موعد شكل بگيرد) و يا اين كه بدون هيچ محدوديتي گسترش پيدا كند. 

هويت يابي زودرس

وقفه اي است در فرآيند شكل گيري هويت ، هويت يابي زودرس تثبيت زودرس تصور فرد از خودش است كه اين تثبيت در ساير امكانات و توانايي هايي كه شخص براي توصيف خود دارد تأثير مي گذارد. نوجواناني كه هويت آنها پيش از موعد تثبيت مي شود تأييد ديگران برايشان اهميتي اساسي دارد. عزت نفس آنان تا حدود زيادي بستگي به تأييد ديگران دارد. معمولاً براي مَراجع قدرت اهميت زيادي قائلند و بيشتر با نوجوانان ديگر همنوايي مي كنند و كمتر استقلال رأي دارند. در ضمن ، اين دسته به ارزش هاي سنتي بيشتر علاقه مندند. مضطربند و افكارشان قالبي و سطحي است و با ديگران كمتر روابط نزديك برقرار مي كنند. هرچند از لحاظ هوش تفاوتي با همسالان خود ندارند، ولي به دشواري مي توانند انعطاف از خودشان دهند و به هنگام مواجهه با تكاليف شناختي و تنش زا نمي توانند واكنش مساعد از خود نشان دهند، با والدينشان روابط نزديكي دارند و ارزش هاي والدين را مي پذيرند. در عين حال والدين اين گروه به طور كلي پذيرا و مشوق هستند و نوجوان را تحت فشار مي گذارند كه با ارزش هاي خانواده همنوايي كند. 

سردرگمي در هويت يابي

برخلاف اين دسته، گروهي ديگر از نوجوانان ، يك دوره طولاني از سردرگمي هويت را مي گذرانند. شايد هيچگاه احساس هويتي قوي و روشن در آنان ايجاد نشود . اينها نوجواناني هستند كه " نمي توانند خود را بيابند، نوجواناني اند كه خود را رها و فارغ از پيوند نگه مي دارند و در حالت تجرد و در دوران پيش از شكل گيري هويت باقي مي مانند".

نوجواناني كه دچار سردرگمي هويت هستند عزت نفس كمي دارند و استقلال اخلاقي شان رشد نيافته است . به دشواري، مسئوليت زندگي خود را به عهده مي گيرند. آنان تفكري نامنظم دارند و آمادگي اعتياد به مواد مخدر دارند. روابط فرديشان غالباً سطحي و گاه و بيگاه است. هرچند كه به طور كلي با نحوه زندگي والدينشان مخالفند نمي توانند از خود شيوه اي ابداع كنند. 

هويت كسب شده

جست و جو و سردرگمي شايد گاهي مفيد باشد. افرادي كه پس از يك دوره جست و جوي فعالانه به احساس هويتي قوي دست يافته اند. در مقايسه با آنهايي كه هويتشان شكل گرفته ، بي آنكه اين دوره را گذرانيده باشند، استقلال رأي بيشتري دارند. خلاّق ترند و تفكر پيچيده تري دارند.اين گروه در ضمن توانايي بيشتري براي برقراري ارتباط نزديك دارند، هويت جنسي با ثبات تري دارند ، به خود با ديدي مثبت نگاه مي كنند و استدلال اخلاقي رشد يافته تري دارند. در عين حال كه به طور كلي روابط مطلوبي با والدين دارند از خانواده هاي خود به نحو چشمگيري مستقل شده اند.

هويت جنسيتي و هويت نقش جنسي

غالب مردم از همان اوايل زندگي " هويت جنسيتي " مي يابند، يعني شخص از طبيعت زيست شناختي خود به عنوان زن يا مرد قدري آگاهي پيدا مي كند. به استثناي ناراضيان جنسيتي ( كه معمولاً مي گويند حتي در دوران كودكي هم احساس كرده اند كه در بدن اشتباهي گرفتار شده اند)، غالب مردم از زن يا مرد بودن  خود راضي هستند وعلاقه اي به تغيير كردن ندارند. بلوغ جنسي سريع توجه فرد را به اين مسئله جلب مي كند كه جنسيت او يك پديده زيست شناختي است . كنار آمدن با هويت جنسيتي دشوار است و ممكن است در رشد اعتماد به نفس و هويتي همه جانبه و با ثبات خلل ايجاد كند. الگويي كه "دو جنسي" نام گرفته ، يعني يك فرد تركيبي از خصوصياتي را داشته باشد كه از لحاظ سنتي و اجتماعي " زنانه" و " مردانه " ارزش گذاري مي شود، اخيراً از لحاظ اجتماعي به عنوان الگوي انطباقي شناخته شده است. در مطالعه اي چهار گروه  با هم مقايسه شدند: گروه اول ، نوجوانان و جواناني كه هم از لحاظ دارا بودن خصوصيات اجتماعي مثبت و مردانه ( مثلاً در استقلال و پر جرئت بودن) و هم از لحاظ دارا بودن خصوصيات اجتماعي مثبت زنانه ( عطوفت و سعه صدر) نمره بالايي آوردند، اينها گروهي هستند كه خصوصيات هر دو جنس را دارند، گروه دوم آنهايي بودند كه فقط از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه نمره بالايي آوردند؛ گروه سوم آنهايي بودند كه فقط از لحاظ دارا بودن خصوصيات زنانه نمره بالايي آوردند؛ گروه چهارم آنهايي بودند كه از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه و زنانه نمره پاييني آوردند كه به اين گروه " فاقد تمايز" مي گويند. در آخر تعداد نسبتاً كمي از مردان از لحاظ دارا بودن خصوصيات زنانه بالاترين نمره را آوردند و تعداد نسبتاً كمي از زنان از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه بالاترين نمره را آوردند.

افراد دوجنسي هر دو جنس در اندازه هاي مربوط به عزت نفس بالاترين نمره را آوردند. بعد آنهايي بودند كه خصوصيات مردانه داشتند و بعد از اين عده آنهايي  كه خصوصيات زنانه داشتند و گروه فاقد تمايز كمترين نمره را آوردند. افراد دوجنسي در زمينه فعاليت هاي فوق برنامه و تحصيلي امتيازات بيشتري در مقايسه با افراد فاقد تمايز نصيبشان شد. زنان ورزشكار و تحصيل كرده در خصوصيات دوجنسي و يا مردانه نمره بيشتري آوردند تا صرفاً در خصوصيات زنانه . پسران و دختران نوجواني كه انتظار دارند در رياضيات و منطق صوري و مهارت هاي فضايي موفق شوند از خود چنين استنباط مي كنند كه داراي خصوصيات مردانه يا دوجنسي هستند.

در اين مطالعات دوجنسي بودن برحسب خصوصياتي مشخص شده كه اجتماع آنها را ارزش گذاري كرده است. خصوصيات منفي مردانه ( مانند تكبر، حرص، خصومت) و خصوصيات زنانه اي كه از لحاظ اجتماعي منفي ارزش گذاري شده است ( مانند ساده لوحي ، چاپلوس بودن، ناله كردن و غر زدن) نيز اندازه گيري شده است. مردان و زناني كه چنين خصوصياتي دارند مصاحبان خوبي نيستند. آنهايي كه خصوصيات منفي زنانه دارند عزت نفس پاييني دارند. معمولاً با مشكلات سازگاري روبه رو مي شوند، زيرا آسيب پذيرند، احساس ناايمني مي كنند و بيش از حد حساسند. افرادي كه خصوصيات منفي مردانه دارند بيش از اندازه پرخاشگرند و از ديگران انتقاد مي كنند. آنچه از لحاظ اجتماعي و نيز از نظر شخصي مطلوب است اين است كه افراد " درعين مستقل بودن انعطاف پذير باشند، پر جرئت و سليم باشند، خصوصيات مردانه و زنانه داشته باشند و به ديگران كمك كنند تا با شرايط نامساعد كنار بيايند" البته بايد متذكر شويم كه خصوصيات مردانه مثبت ، مانند استقلال و اعتماد به نفس از خصوصياتي است كه داشتن آن براي هر دو جنس به خصوص زنان بسيار مفيد است.

نكته اي كه اهميت زيادي دارد اين است كه نبايد هيچ قالبي را به افراد تحميل كرد حتي اگر از خصوصيات ايده آل براي هر دو جنس باشد. هدف مطلوب اين است كه به نوجوانان اين امكان داده شود كه به عنوان يك انسان توانايي هاي منحصر به فرد خود را با در نظر گرفتن حقوق ديگران بروز دهند. 

مي خواهم مثل او باشم !

 

نوجوانان همواره در جست و جوي الگوهايي هستند تا آنها را سرمشق خود قرار دهند. اغلب نوجوانان در محيطي خارج از محيط خانواده به دنبال ايده هاي تازه مي گردند. اين شيوه، رفتاري طبيعي است چرا كه آنان مي خواهند به بزرگسالاني تبديل شوند كه در خارج از محيط خانواده آنها قرار دارند ؛ ولي اين امر براي والدين نگران كننده است. يافتن يك سرمشق مي تواند نوجوان را از آنچه كه هست بهتر كند يا اين كه او را به تباهي و انحراف بكشاند. براي اين كه به نتيجه مطلوبي برسيم لازم است آموزش و راهنمايي را از سنين پايين آغاز كنيم. آموزش فرزندتان را براي انتخاب يك الگوي مناسب از زماني كه خيلي كوچك است شروع كنيد ولي اگر تا به حال به اين موضوع توجه نداشته ايد بهتر است از همين امروز راهنمايي ها را آغاز كنيد.

اگر در هنگام صرف شام همه افراد خانواده شما دور يكديگر جمع مي شوند بهترين زمان براي گفت و گو پس از صرف شام است. نخستين قدم براي آموزش فرزندان اين است كه سرمشق مورد علاقه او را به همه افراد خانواده معرفي كنيد و از آنها بپرسيد: «چرا اين فرد محبوبيت دارد...؟» سپس به آنها اجازه دهيد تا فرد مورد نظر را ارزيابي كنند .

در ابتدا از فرزندتان بپرسيد كه با پيروي از اين فرد و از اين الگو چه نكات بدي را ياد خواهد گرفت؟ سپس درباره خصوصيات مثبت و نقطه نظرهاي خوبي كه مي تواند بياموزد گفت و گو كنيد. به خاطر داشته باشيد كه نظر و سخن شما اگر چه مي تواند مؤثر باشد ولي نمي تواند به ميزان دريافت و درك فردي نوجوان  كمك كند.

نكته ديگر در آموزش نوجوانان اين است كه ابتدا سرمشق هاي منفي و الگوهاي نامطلوب را معرفي كنيد و سپس به بررسي الگوهاي مثبت و مطلوب بپردازيد. اگر فردي مذهبي هستيد بهتر است آخرين سرمشق و الگويي را كه بررسي مي كنيد، يك الگوي مذهبي قرار دهيد و با بررسي نكات مثبت و مطلوب وي فرزندتان را به پيروي از او دعوت كنيد. در غير اين صورت مي توانيد فردي را برگزينيد كه مورد توجه شماست و مي تواند سرمشق خوب و مثبتي براي فرزندان شما باشد.

در آموزش ها و راهنمايي ها ، موضوع با اهميت اين است كه به فرزندان خود تفهيم كنيد كه يك فرد ، موجود كاملي نيست. يك قهرمان يا يك سرمشق مي تواند از همه نظر كامل به نظر برسد ولي به دليل ويژگي هاي خاصي كه دارد، ممكن است براي نوجوان الگوي خوبي محسوب نشود. لازم است نوجوان به راهي قدم بگذارد كه او را به بزرگسالي مطلوب برساند و بهترين راه را خود و خانواده اش مي توانند برگزينند. نوجوان نبايد بدون تأمل و تفكر ، از زندگي قهرمانان تلويزيوني و سرمشق هاي مورد علاقه اش پيروي كند، بلكه بهتر است جنبه هاي تحسين برانگيز و پسنديده فرد را مورد توجه قرار دهد و براي پرورش دادن ابعاد مذكور در خود تلاش كند.

به نوجوانان توصيه كنيد تا چند فرد مختلف را سرمشق زندگي خود قرار دهند. آنها مي توانند بسيار شاداب تر و سرزنده تر از دوست خود باشند، مي توانند قوي تر از قهرمانان ورزشي مورد علاقه خود شوند، حتي مي توانند سختكوش تر از والدين خود شوند و باهوش تر از بهترين آموزگار مدرسه.

در صورتي كه نوجوانان به پيروي از ويژگي هاي مثبت افراد مختلف تشويق شوند و از اين كه فرد خاصي را سرمشق خود قرار دهند اجتناب ورزند، مي توانند خود را از گمراهي و احتمالاً تباهي رهايي بخشند. زيرا در مواردي كه قهرمان مورد علاقه نوجوان شكست مي خورد يا دچار انحطاط اخلاقي مي شود، نوجواني كه او را سرمشق و الگوي زندگي خود قرار داده نيز با بحران جدي رو به رو خواهد شد.

زماني كه نوجوان از سرمشق و فرد موردعلاقه اش سخن مي گويد از او بپرسيد كه چرا او را تحسين مي كند؟ سعي كنيد شنونده باشيد و قضاوت نكنيد. اگر به انتقاد از قهرمان مورد توجه فرزندتان بپردازيد ممكن است با فرياد و اعتراض او رو به رو شويد و نوجوان از سخن گفتن در اين باره خودداري كند. ممكن است انتخاب فرزندتان شما را مضطرب و نگران سازد اما با آرامش از او پرس و جو كنيد و به ويژگي خاصي كه قهرمان مورد توجه فرزندتان دارد و توانسته نظر او را به خود جلب كند پي ببريد.

ارزش هاي پيشرفته (برتر) فرزند خود را بشناسيد. اگر فرزندتان با خبر شود كه سرمشق و قهرمان مورد علاقه اش سابقه اعتياد به مواد مخدر را دارد آيا ناراحت مي شود؟ از اينكه بفهمد كه قهرمان مورد توجه او به تخريب و خشونت مي پردازد چه احساسي دارد؟ با وجود اين، در چه زمينه هايي مي خواهد او را الگوي خود قرار دهد؟ آيا ابعادي از زندگي الگوي فرزند شما وجود دارد كه مورد توجه نوجوان قرار نگرفته باشد؟ آيا نوجوان مي خواهد شبيه به قهرمان مورد علاقه اش زندگي كند يا اين كه كاملاً مثل او باشد؟

البته ما بزرگسالان نيز علاقه منديم كه مانند افراد معروف و مشهور زندگي كنيم ولي نمي خواهيم به فردي كاملاً شبيه به الگوي مورد نظرمان تبديل شويم. بهتر است به طور مرتب الگوها و سرمشق هاي مثبت را به نوجوان معرفي كنيد، درباره آنها به گفت و گو بپردازيد. سعي كنيد الگوهاي مثبت را وارد زندگي كنيد. الگوهاي مثبت را مي توان در مكانهاي مذهبي، مدرسه يا حتي همسايگي خود يافت. به اين ترتيب مي توانيد تأثيري را كه قهرمان مورد علاقه فرزندتان بر او گذاشته است كمرنگ سازيد.

مادري مي گفت : زماني كه دختر من 10 سال داشت، نوجوان هيجده ساله اي به او درس مي داد. او تأثير قابل ملاحظه اي بر دختر من گذاشت. وي عضو شوراي دانش آموزي بود، در منزل يك كدبانو و در كلاس درس نيز محبوبترين شاگرد به حساب مي آمد. همه شاگردان او را دوست داشتند و مي خواستند مثل او شوند. خوشبختانه اين دختر توانسته بود الگوي مثبت و ممتاز ارائه كند. او از شخصيتي قوي برخوردار بود و از دوست شدن با كساني كه لباس پوشيدن او را قديمي مي دانستند و به دليل رفتار شايسته اش او را مسخره مي كردند، پرهيز مي كرد. در تمام روزهاي تابستاني دخترم از او سخن مي گفت. وقتي كه درباره پوشش ( لباس) مناسب با دخترم صحبت مي كردم بلافاصله به گفته ها و تذكرات او اشاره مي نمود و هميشه نكاتي را كه وي به آنها توجه مي كرد در نظر مي گرفت مانند: خوب درس خواندن، كمك كردن و مهرباني با افرادي كه ديگران به آنها توجهي ندارند و .. رفتار و گفتارش بر دختر من تأثير زيادي گذاشت. او به عنوان يك دختر شاداب و دوست داشتني سرمشق دانش آموزان كوچك تر از خود بود. اگر درسهايي را كه او به دخترم آموخت، من بيان مي كردم چنين تأثير عميقي نمي گذاشت و چه بسا با مقاومت او رو به رو مي شد.

بهتر است كه ما، پدرها و مادرها، در جست جوي الگوهايي باشيم كه بتوانند ما را ياري كنند تا نوجوان خود را به سوي يك زندگي مناسب و مطلوب راهنما شويم.




 
 
[ یک شنبه 14 آذر 1389  ] [ 8:05 AM ] [ حسین اسفندیاری ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

پدر و مادر عزیزم شما چشم های من و رهبرم قلب من است بدون چشم می شود زندگی کرد اما بدون قلب حیات میسر نمی باشد. فرازی از وصیت نامه شهید شعبان اسفندیاری