شمس کامل
بانک زن برجمع خفاشان پست کوردل از ورای کوهساران شمس کامل آمده
صفحه نخست            پست الکترونيک           RSS           

 

 

امامت امام رضا(ع)

اعلام امامت علني آن حضرت ، موجب تعجب همگان ، بخصوص شيعيان گرديد، زيرا در دوران امامت پدر بزرگوارش ، شيعيان در نهايت فشار و سختي بودند ، و امام بزرگوارشان هميشه در زندان يا تبعيد به سر مي برد. به همين دليل ، هنگامي كه امام هشتم (ع) آشكارا امامت خود را اعلام کرد،عده اي از ياران آن حضرت به ايشان عرض کردند: «فدايت شويم، امر مهمي اعلام مي فرماييد، از اين ملعون – هارون – هراس نداريد؟» آن حضرت در جواب آنها مي فرمايند :«دست او از من كوتاه است. نمي تواند هيچ آسيبي به من برساند ؛ و او را بر من راهي نيست.»

همچنين جناب محمد بن نسيان (عليه الرحمه) نقل مي كند :

به حضرت ابي الحسن علي بن موسي الرضا (ع) عرض كردم : «شما امر خلافت و امامت خود را آشكار ساخته و به جاي پدر نشسته ايد ، در حالي كه هنوز از شمشير هارون ملعون ، خون مي چكد.» آقا فرمودند : «آن گفتار از حضرت پيامبر اكرم (ص) به من نيرو و جرأت مي بخشد ، كه فرمودند : اگر ابوجهل (لعنت الله عليه) توانست از سر من مويي كم كند ، بدانيد ، من پيامبر نيستم ، و اكنون من به شما مي گويم ، اگر هارون (لعنت الله عليه) توانست مويي از سر من كم كند ، بدانيد كه من امام نيستم.»

 

تقسيم بندي دوران امامت امام رضا عليه السلام

دوران بيست ساله ي امامت آن بزرگوار ، با توجه به خلافت خلفاي عباسي لعنه الله عليهم ، به سه دوره دسته بندي مي شود :

الف) دوره ي اول : دوران خلافت هارون الرشيد (لعنت الله عليه) به مدت 10 سال

ب) دوره ي دوم : دوران خلافت محمد امين (لعنت الله عليه) به مدت 5 سال

ج) دوره ي سوم : دوران خلافت عبدالله المأمون (لعنت الله عليه) به مدت 5 سال

 

دوره اول امامت امام رضا عليه السلام

ده سال اول امامت آن حضرت ، كه همزمان با دوران خلافت هارون الرشيد ملعون بود ، دوران پر بركت و خوبي براي آن حضرت به شمار مي رفت، زيرا هارون به دليل اينكه قتل امام هفتم (ع) دستگاه حكومتي او را به شدت تضعيف كرده بود ، ديگر جرأت دست درازي و جسارت به سوي امام رضا (ع) را پيدا نمي كرد. او از تزلزل حكومتش به شدت خشمگين بود! تا جايي كه ، وقتي يحيي بن خالد برمكي (لعنت الله عليه) شروع به سعايت و بدگويي در مورد امام رضا (ع) نمود ، و به رشيد گفت : «پس از موسي بن جعفر (ع) ، اينك پسرش بر جاي او نشسته ، و ادعاي امامت مي كند.» هارون ملعون كه به شدت از قتل امام پيشين ، وحشتزده و خشمناك بود ، با تندي گفت : «آنچه با پدرش كرديم ، كافي نيست؟ مي خواهي يكباره شمشير بردارم ، و همه علويان را بكشم!»

حضرت امام رضا (ع) نيز با بهره گيري از اين فرصت ، و بدون اظهار تقيه يا مخفي كردن امامتشان ، به طور علني به رفع مشكلات شيعيان مي پرداختند ، و سخنانشان به شرق و غرب ارسال مي شد. چنانچه گذشت و خواهد آمد و طبق فرمايش آن حضرت ، تا وقتي كه رشيد ملعون زنده بود ، نتوانست كوچكترين تعدي به آن حضرت داشته باشد. سرانجام ، هنگامي كه هارون ملعون براي سر و سامان دادن به اوضاع آشفته ي خراسان به اين منطقه آمده بود ، مرد. پس از او ، پسرش محمد امين (لعنت الله عليه) در بغداد به جاي او نشست ، و به اين ترتيب دوران خلافت نامشروع وي شروع شد.

 

 

دوره ي دوم امامت امام رضا عليه السلام

امامت همزمان با خلافت غاصبانه ي امين ، كه اين دوران همراه با نزاع و جنگ قدرت بين دو برادر ، يعني مأمون و امين بود ، پنج سال طول كشيد. در اين دوره نيز امام (ع) روزهاي خيلي خوبي را گذراندند ، و شيعيان تحت فشار نبودند. آنها آزادانه به امام خود رجوع مي كردند ، و گره از امور خويش مي گشودند. امام (ع) در اين دوره همانند جد بزرگوارش ، امام صادق (ع) به نشر علوم آل محمد (ع) پرداختند.

 

دوره ي سوم (دوران ولايتعهدي) امامت امام رضا عليه السلام

در سال 198 هجري ، امين طي درگيري با برادرش مأمون ، كشته شد ، و اختيار كامل كشور اسلامي به دست مأمون غاصب افتاد. پس از شروع حكومت نامشروع مأمون ، وضعيت زندگاني امام رضا (ع) نيز تغيير كرد. مأمون پس از استقرار حكومت ، در اولين فرصت ، ح



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 

 

 

امام رضا

 

 


اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام معدن علمی هستند متصل به خدا. این نگاران به مکتب نرفته مجرای فیضی اند که از خداوند متعال تا بندگان او در جریان است. علوم و معارف هم بخشی از این فیض بی منتهاست که بعد از سیراب کردن جان آن جانان از لب و قلم پاک آنها نصیب تشنگان آن معارف می شود.


 

روایاتی که از آن انسانهای پاک و وارسته به ما رسیده ؛ گنجی است که جز اندکی هنوز در گنجینه های کتاب و کتابخانه ها مانده است و به مردم عرضه نشده که امید است به برکت این نظام اسلامی و تلاشهای بیش از پیش حوزویان و دانشگاهیان این مهم به ثمر برسد.

بخشی از گنجینه روایات ما، سخنان و نامه هایی است که از امام رضا علیه السلام به ارث رسیده است. در این نوشتار، چند روایت از آن حضرت که دارای مضامین آموزشی و توصیه ای هستند را گلچین کرده و به علاقه مندان به کلام وحی تقدیم می‌داریم.

 

وسیله ای برای تقرب به خدا و افزایش علم و فهم

حسین بن عبد اللَّه نقل می کند: پدرم نامه ای به امام رضا علیه السلام نوشت که متن آن این بود:

فدایت شوم ؛ سن من بالا رفته و ناتوان شده ام و از انجام بسیاری از کارهایی که می کرده ام در مانده ام. دوست دارم سخنی به من بیاموزی که با آن به خدا نزدیک شوم و نیز فهم و علم مرا نیز افزایش دهد. فأحبّ- جعلت فداك- أن تعلّمنی كلاماً یقرّبنی من ربّی و یزیدنی فهماً و علماً.

رزق که اعم از مادی و معنوی است هم شامل نیازهای جسمی فرزند مانند خوراک و پوشاک است و هم شامل نیازهای معنوی او مانند تربیت. حضرت در یک جمله کوتاه به او و دیگرانی که مانند همسر این مرد می اندیشند یادآور می شود که رزق هر کس به شکل جداگانه ای به او داده خواهد شد

امام رضا علیه السلام برای او نوشت:

نامه ای برایت فرستادم آن را بخوان و ذره ذره آن را درک کن ؛ چرا که در آن برای هر کس که خدا اراده شفایش را کرده شفا هست و برای هر کس که خدا اراده هدایتش را کرده هدایت هست ؛ پس فراوان این ذکر را بگو:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ العَلیِّ العَظیمِ. [1]

 

در دنیا و آخرت همراه با اهل بیت

اسماعیل بن سهل می گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: به من دعایی بیاموزید که هر گاه آن را خواندم در دنیا و آخرت با شما باشم. علّمنی دعاءً إذا أنا قلته كنت‏ معكم فی الدّنیا و الآخرة.

امام رضا علیه السلام برایم نوشت:

أَكثِر تِلاوَةَ إِنَّا أَنزَلناهُ، وَ رَطِّب شَفَتَیكَ بِالاستِغفارِ. [2] سوره قدر را فراوان بخوان و لبانت را با استغفار با طراوت نگه دار (نگذار که لبت از استغفار خشک شود).



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 

 

امام رضا و خدمات فرهنگي

امام رضا عليه السلامروز يازدهم ذيقعدة سال 148 ق. در مدينه متولد شد. نام مادرش «تکتم» بود که بعد از تولد حضرت، از طرف امام کاظم عليه السلامطاهره نام گرفت. نام مادر حضرت را «نجمه» نيز گفته‌اند. نقش انگشتري آن حضرت «ماشاءالله ولا قوة الاّ بالله» بوده است.

اسم حضرت: علي، کنيه: ابوالحسن الثاني، لقب: رضا، شروع امامت: سال 183 در سن 35 سالگي. مدت امامت: 19 يا 20 سال. فرزندان: دو پسر به نام جوادعليه السلام فرزند ديگر به نام حسين. رافعي مي‌نويسد: امام رضا عليه السلامدر سفري به قزوين آمده، در خانه داود بن سليمان مخفي شده است. وي از امام نقل کرده است: «فرزندي از حضرت که دو سال يا کمتر داشته در قزوين مدفون است.» اين همان امامزاده حسين است که اکنون در قزوين بارگاهي دارد. به احتمال، اين مسافرت در سال 193 ق. مقارن با مرگ رشيد صورت گرفته است.[1]

شهادت: امام تا سال 201 ق. در مدينه بود، در رمضان آن سال وارد مرو شده و در سن 55 سالگي، آخر صفر سال 203 ق. به علت خوردن انگور مسموم – به اجبار مأمون – مسموم شده و در طوس به خاک سپرده شد.

خلفاي معاصر امام

ده سال از مدت امامت حضرت با هارون الرشيد (193 – 1عليه السلام 0 ).

پنج سال با محمد امين پسر هارون (198 – 193).

ده سال با عبدالله مأمون پسر ديگر هارون (218 – 193) که با برادرش جنگيد.

امام در حدود 20 سال از مأمون بزرگتر بود.

افکار بيگانه در عصر رضوي

 ترجمه آثار علمي بيگانگان از زمان امويان شروع شد و در عصر عباسيان بويژه در زمان هارون و مأمون به اوج خود رسيد. (همانگونه که در اين زمان وسعت کشور اسلامي به بالاترين حد خود در طول تاريخ رسيد) مأمون نامه اي به پادشاه روم نوشت و مجموعه‌اي از علوم قديم و آثار ارسطو را درخواست کرد و جمعي از دانشمندان مانند «حجاج بن مطر» و «ابن بطريق» و «سلما» سرپرست «بيت الحکمة» کتابخانه بزرگ بغداد را مأمور ترجمه آنها نمود.

«خالد بن يزيد»، طب وشيمي را (مي‌خواست از راه شيمي طلاي مصنوعي به دست آورد) «حنين بن اسحاق» بعضي از کتب سقراط و جالينوس را، ابن مقفع، کليله و دمنه و همين طور کتاب اقليدس را، به عربي برگرداندند. خود مأمون نيز ترجمه مي‌کرد. يعقوب ابن اسحاق کندي که در طب، فلسفه، حساب، منطق، هندسه و نجوم خبره بود و درتأليفات خود از روش ارسطو پيروي مي‌کرد، بسياري از کتاب‌هاي فلسفه را به عربي برگرداند و مشکلات آن را توضيح داد.

کساني را به قسطنطنيه فرستاد تا کتاب‌هاي کمياب فلسفه، هندسه، موسيقي و طب را بياورند. محمد بن موسي خوارزمي – رياضي دان بزرگ – جبر را از حساب جدا کرد. «دارالحکمه» کتابخانه بزرگي بود که به احتمال قوي هارون آن را بنيانگذاري و مأمون تقويت کرد و همچنان باقي بود تا بغداد به دست مغولان افتاد. آنان که از تمدن و فرهنگ بويي نبرده بودند آن را به آتش کشيدند.

 

امام رضا عليه السلام و هجوم فرهنگي بيگانه

به دنبال نهضت ترجمه آنچه ماية نگراني بود اينکه در بين اين مترجمان افرادي متعصب و سرسخت از مذاهب ديگر مانند زردشتي، صائبي، نسطوري، برهمنهاي هند، روميان وجود داشتند و اين فرصتي بود براي نشر افکار مسموم خود و القاء آن به جوانان و افراد ساده دل و همين‌طور محتواي خود اين کتب نيز مي‌توانست شبهاتي به همراه داشته باشد.

امام رضا عليه السلامبا آگاهي از اين خطر و با حضور فعال در جلسات بحثهاي علمي که توسط مأمون برگزار مي‌شد، سعي کردند جلو هرگونه انحراف احتمالي را بگيرند و برتري اهل‌بيت: را نشان دهند.[2]

هدف مأمون از برگزاري بحث‌هاي علمي

در اينجا چند عقيده وجود دارد. از جمله:



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 

 

 

 

پيوستگي تاريخ امام رضا (ع) با تاريخ مهين ما

امام رضا و ايران

تاريخ پر ماجراي امام رضا (ع) با تاريخ ميهن ما ايران پيوستگي ژرف و محکمي دارد و فصل بزرگي از تاريخ ايران را تشکيل مي‌دهد. آري شرايط بحراني خراسان بود که امام رضا (ع) را از مدينه به طوس آورد و در اثر فشار ايرانيان بود که مامون دفتر سياست کهن هفتاد ساله نياکان خود را ورق زد و علي بن موسي الرضا (ع) را به وليعهدي برگزيد و حتي اصرار داشت خلافت را به آن حضرت بسپارد و در شهرهاي ايران بود که به نام حضرت رضا سکه‌هاي سيم و زر زدند و...

سرانجام در شهر طوس که فعلا مشهد ناميده مي‌شود به شهادت رسيد و يگانه امامي است که در ميهن ما به خاک سپرده شد.

پس معماي اينکه مامون چرا تغيير سياست داد و حضرت رضا (ع) را به وليعهدي برگزيد؟ و آيا خلافت عباسي را که بر جنازه شهيدان بيشماري از خاندان علوي استوار گشته بود، مامون به راستي مي‌خواست آنگونه ساده و رايگان به خاندان علي (ع) بسپارد؟!

و يا در آن کار نيرنگي در انديشه داشت؟! مورخان راست گفته‌اند که وليعهدي حضرت رضا به‌اندازه‌اي شگفت و حيرت انگيز است که مانند آن را کسي در تاريخ جهان نمي تواند سراغ بگيرد و نشان دهد.

و اينکه امام چرا بطور ناگهاني شهيد شد و مامون چه نقشي در قتل او داشت؟!

و نيز علت مرگ ناگهاني چند تن از خاندان حضرت رضا (ع) که بدنبال رحلت امام و در بازگشت مامون از خراسان به بغداد در فاصله‌اي کوتاه رخ داد، چه بود؟! آيا راستي صرصر مرگ و خزان بر گلستان امامت تاخته بود. اين باور کردني نيست که دست مرگدر ميان چند هزار تن همراهان مامون فقط گريبان افراد يک خاندان را بگيرد!

سرانجام مامون مجددا تغيير سياست داد، جامه سبز را که شعار علويان بود به جامه سياه که شعار عباسيان بود، تبديل کرد؟! از قرار معلوم مامون که چندي به اتکاء و حمايت ايرانيان با عربان يکسره قطع ارتباط کرده بود دوباره از بيم ايرانيان بدانها پناه برد.

اينها يک سلسله حوادث پيچيده و مشکلات تاريخي است که شايد بتوان از آنها به معما تعبير آورد، در تاريخ امام رضا (ع) جلب توجه مي‌کند و اينها همينطور حوادث پيچيده و معمائي تاريخ ميهن ما است، بطور مسلم حل اين معماها و گشودن اين گره‌ها به فهم تاريخ ايران نيز کمک مي‌کند. سوگمندانه‌اين معماها پس از گذشتن قرنها هنوز حل نشده است و با اينکه کتابهاي زيادي در اين باره نگاشته شده ولي اين گرهها هنوز ناگشوده مانده است. حل کردن اين معماها و گشودن اين گره‌ها در اين رشته نگارش هدف ما است.

 

درهم آميختن هنر اسلامي با هنر ايراني

هم اکنون که بيش از دوازده قرن از شهادت امام رضا (ع) مي‌گذرد، آستان ملايک پاسبانش همچنان نقطه اتکاء جامعه شيعه و کعبه آمال و قبله نياز مردم اين آب و خاک و بسياري از مردم پاکباز ديگر کشورها مي‌باشد، بارگاه با عظمتش در طول تاريخ و کشاکشهاي پرآشوب، موجوديت اين آب و خاک را حفظ کرده و کشتي طوفان ميهن ما را از گرداب سقوط و پريشاني نجات داده است و در بحرانها و بروز فتنه‌ها ملت ايران را راهنمائي کرده است.

بارگاه کبريائيش زينت بخش ايران شده و يکي از مفاخر و ذخائر باستاني و شاهکارهاي هنري و ميراث گرانقدر معنوي است که با نيت پاک بدست هنرمندان چيره دست ايراني در دوره‌هاي مختلف بنا گرديده است. بديهي است پي ريزي چنان بناي باشکوهي، حاکي از ذوق سرشار و احساسات لطيف و حسن عقيده و ابراز هنر و هوش ايراني است و بدايع صنعت و لطايف و ظرافت کاري و‌آنهمه شاهکارهاي هنري اين بناي عظيم نشانگر علاقه شديد و عشق سوزان و احساسات پاک ايرانيان ديندار و دوستداران حقيقي اين خاندان مي‌باشد که بدينگونه از تقديم و تسليم بهترين نفايس و پربها ترين ذخائر خود در اين پيشگاه فروگذار ننموده‌اند.

در اين بارگاه، که با رقه‌اي از تجليات معنوي انوار شخصيت بارز امام هشتماست، احساسات مذهبي با احساسات ميهني يکي شده است، هر فرد مسلمان ايراني در اينجا در خود دو نوع احساس متضاد حس نمي کند و تعارضي ميان احساسات مذهبي با احساسات ملي وجود ندارد زيرا اين گنبد و بارگاه مرکز عمده احساسات ديني و ملي و نمايشگاه عظيم هنر و معماري ايران اسلامي است و اين دو هنر و سبک معماري آنچنان با هم در آميخته و ترکيب يافته که بهيچ وجه نمي توان آن دو را از هم تفکيک کرد.



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 

 

 

دارالشفا امام رضا(ع)

در این مطلب قصد داریم کمی درباره سخنان آن حضرت در بیان خواص اذکار و اسماء الهی، میوه ها و سبزیجاتو همچنین دعاها و تعویذات سخن بگوییم

ابتدا بیان خواص اسماء الهی از دیدگاه امام رضا (ع)

 

جهت شخصیت یافتن

امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: هر کس نام «العلی» را بسیار بگوید و بدان مداومت نماید، قدرش بلند گردد؛ و اگر شخص غریب به خواندن این اسم مداومت نماید با آبرو به وطن خویش برگردد.

 

جهت برطرف نمودن تب

کفعمی در بلد الامین آورده است که به خط حضرت امام رضا علیه السلام یافت شد که جهت رفع تبی که به هیچ وجه قطع نمی‏شود، روی سه قطعه کاغذ کوچک اسم مبارک «اعلی» را نوشته و هر روز یک قطعه از آن را ببلعد و قبل از بلعیدن کاغذ در حالی که آن را در دهان دارد سه بار سوره‏ی توحید را بخواند و بعد بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم قلنا لا تخف انک انت الاعلی» (1)

 

جهت وسوسه‏ی شیطان و...

امام رضا علیه السلام می‏فرماید: هر کس به عدد اسم «حفیظ» که  «988»  می‏باشد در هر روز جمعه بعد از نماز به خط باریک بنویسد و بر بازو ببندد، از وسوسه‏ی شیطان و خوف سلطان و بیم درندگان و مار و عقرب و خیالات فاسد در امان حق تعالی باشد.

 

جهت شفای بیمار

امام رضا علیه السلام می‏فرماید: هر کس اسم «السلام» را  «131»  بار بر سر بیمار به نیت صحت و سلامتی آن بیمار بخواند از رنج و سختی مرض رها گردد و شفا یابد.

حال قصد داریم درباره خواص برخی از میوه ها و سبزی ها صحبت نماییم

 

خاصیت عسل

امام رضا علیه السلام می‏فرماید: عسل را با سیاه‏دانه بخورید. (2)

امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: عسل را در حال ناشتا خوردن بلغم را قطع می‏کند، صفرا را از بین می‏برد، سوداء را برطرف می‏نماید، به ذهن صفا می‏بخشد و حافظه را قوی می‏گرداند. (3)

 

فوائد سیب



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 
  •  
  •  
  •  

 


در حرم که راه می روید اگر کمی دقیق تر نگاه کنید گاهی چهره های سیاسی و شخصیت های دیگر را در لباس خادم ها مشاهده خواهید کرد، سیاسیونی که اینجا تنها یک خادم هستند نه یک فرد سیاسی


ظریف، خادم امام رضا

خادمی امام رضا علیه اسلام حال و هوای خاصی دارد خیلی از ما ارزو داریم تا لحظه ای به این مقام برسیم اما خادمی امام رضا است و پیچ و خم هایش و البته سعادتی که باید حتما باشد و اذن خود حضرت؛ بسیاری از سیاسیون توانسته اند به مدد جایگاه خود از این پیچ گذر کرده و به این مقام نائل آیند مقامی که هزاران نفر حسرت لحظه ای قرار گرفتن در آن را می خورند.

بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت‌های برجسته کشور، نامشان را در فهرست خادمین آستان قدس رضوی قرار دادند.

پیش از انقلاب تعداد خادمان حضرت رضا (ع) خیلی نبود، اما بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت‌های برجسته و شناخته شده کشور، نامشان را در فهرست خادمین آستان قدس رضوی قرار دادند. به گونه‌ای که خادمان حرم امام‌رضا‌(ع) به سه قسمت تقسیم می‌‌شوند؛ رسمی، افتخاری و تشرفی. ظاهراً این عناوین در تمامی امورخدامی، فراشی، دربانی، کفشداری و حفاظ وجود دارد. خدمت رسمی معمول به صورت موروثی است، به این معنی که پس از فوت خادم رسمی حضرت‌رضا‌(ع) فرزند مذکر ارشد او در صورت احراز شرایط و صلاحیت‌های لازم و پس از بررسی‌ها متداول گزینش به خدمت فراخوانده می‌‌شود. درحالی که خادمان افتخاری و تشرفی پس از تنظیم درخواست و تحویل آن به اداره مرکزی آستان قدس مراجعه می‌‌کنند و پس از گذراندن مراحل تحقیق و گزینش به افتخار خدمتگزاری بارگاه رضوی نائل می‌‌شوند.

پیش از انقلاب تعداد خادمان حضرت رضا (ع) خیلی نبود، اما بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت‌های برجسته و شناخته شده کشور، نامشان را در فهرست خادمین آستان قدس رضوی قرار دادند

 خادمان افتخاری ماهی یک بار در حرم حضور پیدا می‌‌کنند و 24 ساعت در صحن حرم خادم هستند. به این ترتیب که آنها به مدت 2 ساعت صحن را غبارروبی و در خدمت زائرین خواهند بود و بعد 6 ساعت استراحت می‌‌کنند. در طول 24 ساعت این اتفاق سه بار تکرار می‌‌شود و به این ترتیب، یک خادم افتخاری به وظایف خود در حرم امام رضا عمل کرده است.

مراجع تقلید و علما؛ اولین‌ها

حجت‌الاسلام و المسلمین طباطبایی سال‌هاست که به عنوان خادم امام‌رضا‌(ع) در صحن حرم‌حاضر می‌‌شود. او البته ممکن است هر ماه نتواند به حرم امام‌رضا‌(ع) مشرف شود، اما او یکی از خادمین افتخاری حرم به حساب می‌‌آید. از مراجع تقلید، آیت‌الله مکارم شیرازی یکی از خادمین فعال و پرتلاش حرم مطهر امام‌رضا‌(ع) است. مکارم شیرازی تقریباً دو هفته یک بار به مشهد سفر می‌‌کند و به عنوان خادم افتخاری در صحن حرم حضور پیدا می‌‌کند. وی در زمان حضورش در حرم، با وجود سن بالایش سعی می‌‌کند بایستد تا طبق عرف به وظایف خادم حرم عمل کند. مکارم شیرازی حتی جلوی صحن را غبارروبی می‌‌کند و طبق گفته خادمانی که معمولاً همیشه در حرم امام‌رضا‌(ع) حضور دارند، این مرجع تقلید از فعال‌‌ترین خادمان افتخاری حرم حضرت‌رضا‌(ع) است.

جنتی

البته آیت‌الله عبدالله جوادی‌ آملی‌ هم در این راه فعال است. وی شاید به گونه‌ای دیگر. جوادی آملی متولد 1312 هجری‌ شمسی‌ در آمل‌ است. در شجرنامه‌اش پدر و جدش‌، میرزا ابوالحسن‌ و ملا‌فتح‌‌الله از مبلغین‌ اسلام‌ و ارادتمندان‌ به‌ آستان‌ ولایت‌ بوده‌اند. از ویژگی‌های‌ جد‌ وی‌ این‌ بوده‌ که‌ در منابر خود به‌ ذکر احکام‌ و مناقب‌ اهل‌ بیت‌ (علیهم‌‌السلام‌) می‌‌پرداخته‌ و ظاهراً علاقه زیادی به‌ علم‌ کلام‌ داشته‌ است‌. ظاهراً فرزندانی‌ که‌ خدا به‌ پدر جوادی آملی عطا می‌‌کرده‌ است‌، معمولاً بر اثر ضعف‌ امکانات‌ بهداشتی و‌ پزشکی‌ یا به‌ عوامل‌ دیگر زنده‌ نمی‌ماندند. نقل است که پیش‌ از تولّد عبدالله، یکی‌ از بستگان‌ در عالم‌ رویا می‌‌بیند که‌ شخصی‌ عصایی‌ به‌ دست‌ پدرش می‌‌دهد و او آن‌ را به‌ دست‌ می‌‌گیرد. این‌ رویا را چنین‌ تعبیر کردند که‌ خداوند به‌ میرزا ابوالحسن‌، پسری‌ عطا خواهد کرد که‌ زنده‌ می‌‌ماند و عصای‌ دست‌ پدر خواهد شد. به همین دلیل، پدر و مادرش نذر کردند اگر خدا به‌ آنها پسری‌ داد، او را به‌ مشهد امام‌رضا‌(ع) ببرند؛ و شاید به همین دلیل است که جوادی آملی علاقه وافری به مشهد مقدس دارد. وی در فصل گرما و به خصوص در فصل تابستان به مشهد زیاد مسافرت می‌‌کند و البته جدا از اینکه وی خادم حرم امام‌رضا‌(ع) است، بیشتر به تدریس می‌‌پردازد.

آیت‌الله مهدوی‌کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران و رئیس دانشگاه امام صادق (ع) یکی از خادمان فعال حرم امام‌رضا‌(ع) به حساب می‌‌آید. وی که وزیر کشور در کابینه محمد‌علی رجایی و محمد‌جواد باهنر بود، پس از ترور آنها عهده‌دار تشکیل دولت موقت و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شد.

البته به غیر از این افراد آیت‌الله جنتی و‌هاشمی شاهرودی نیز به عنوان خادم حرم امام‌رضا‌(ع) نقش پررنگی در مشهد مقدس دارند.



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 

 

 

 

قرآن در بينش امام رضا(ع)

مقدمه

هدايت هاي امام رضا(ع)

قرآن کريم در انديشه، گفتار و کردار اهل‌بيت:تجسّم و عينيت تمام يافته است و سيرة کريمانه و سخن حکيمانة آنان، مستقيم يا غير مستقيم، روشنگر کتاب الهي در ابعاد گوناگون آن است؛ از اين رو يکي از رسالت‌هاي مهم امامان معصوم تبليغ دين، بيان احکام و تفسير قرآن بوده است. ميراث قرآني و تفسيري باقي مانده و ارزشمند از وجود مبارک امام رضا عليه السلاماز نمونه‌هاي اعلي و عظيم ذخاير قرآني تفسير معصومان:است و از آن جا که لطف و حکمت خداوند متعال همواره اقتضا کرده انسان را در پهنة طبيعت، بي‌راه و راهبر، رها نکند، ميراث قرآني را در ميان خاندان نبوت:دست به دست نموده تا به هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه السلامرسيد و آن امام همام، وارث کتاب الهي و مفسّر راستين قرآن شد و اکنون دوازدهمين حجت، امام عصرعليه السلام ميراث‌دار آن است. به فرمودة امام صادق عليه السلامپيوسته خداوند از ميان ما خاندان، کسي را بر مي‌گزيند که کتاب او را از آغاز تا به انجامش مي‌آموزد.

در اين مقاله با نگرشي به سيرة قرآني و تفسيري امام رضا عليه السلام، بياناتي که ايشان به طور مستقيم در باب قرآن کريم و تفسير و فهم آن فرموده‌اند، مي‌پردازيم.

بخش عمده‌اي از گفتار و سيرة حضرت رضا عليه السلام به شکل مستقيم يا غير مستقيم به شرح، تبيين و عينيت بخشيدن کتاب خدا اختصاص دارد؛ بنابراين، مي‌توان در ديدي فراتر به گزارش، شرح و تفسير قرآن در بيانات امام رضا عليه السلام پرداخت. آنچه از ايشان در ابواب مختلف فقه ياد شده، به گونه‌اي تبيين و تفصيل ايات الاحکام و اوامر و نواهي الهي است يا آنچه دربارة توحيد، نبوت، امامت، معاد، ايمان و کفر و ديگر مسائل اعتقادي به جاي مانده است، شرح و بسط معارف اعتقادي قرآن است. اندرزها، آداب و اخلاق کريمانة امام رضا عليه السلامنيز توضيح ايه‌هاي اخلاقي قرآن مي‌باشد.

الف) بيان منزلت و فضيلت قرآن

قرآن، توصيف گري گوياست و در ايه‌هاي فراواني به بيان منزلت رفيع و شأن والاي خويش پرداخته است تا براي کسي در روي گرداني از قرآن حجّتي باقي نماند و آن کسي که به قرآن رو مي‌آورد با معرفت و بينش در وادي آن گام نهد. اهل‌بيت:نيز که عارف به حقيقت قرآن هستند، هم پاي آن، اين منزلت و فضيلت را به خوبي تبيين کرده‌اند.[2] اينک نمونه‌اي از فرازهاي گفتار امام رضا عليه السلامدر اين خصوص ذکر مي‌گردد:

الف) ريان بن صلت از حضرت رضا عليه السلام پرسيد: نظر شما دربارة قرآن چيست؟ امام فرمود:

کلام الله لاتتجاوزه و لا تطلبوا الهدي في غيره فتضلّوا؛ قرآن کلام خداست، از آنچه او گفته است، فراتر نرويد و هدايت را در غير او نجوييد که گمراه مي‌شويد.

ب) محمد بن موسي رازي از پدرش روايت کرده که يکي از روزها در محضر حضرت رضا عليه السلام، سخن از قرآن به ميان آمد. امام فرمود: «قرآن ريسمان محکم، دستاويز استوار و ايين برتر خدا در ميان بندگان است. به سوي بهشت راهبري مي‌کند و از دوزخ رهايي مي‌بخشد. در اثر گذشت زمان، کهنه نشده و با تکرار بر زبان‌ها از ارزش و اثر بخشي آن کاسته نمي‌شود؛ زيرا خداوند، آن را براي زمان خاصّي قرار نداده است، بلکه حجت و برهان براي همة انسان‌ها در سراسر زندگيشان است و نه از پيش رو و نه از پس، باطل به آن وارد نخواهد شد. فرود آمده‌اي از سوي خداوند حکيم و ستوده است.»

ج) در حديث امامت که از آن حضرت صادر شده نيز آمده است که ايشان مي‌فرمايد: «خداوند زماني پيامبرش را به سوي خود فراخواند که دين او را کامل و بر او، قرآن را نازل کرد، کتابي که روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و حدود و احکام و هر آنچه مردم بدان نيازمندند، در آن به طور کامل بيان شده است.»

* * *



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 

 

سِره اخلاقی امام رضا علیه السلام

 اخلاق فردی  ادب  زهد  عبادت  سخاوت  صبر و مقاومت  اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام  رفتار امام رضا علیه السلام با خانواده  رفتار امام رضا علیه السلام با مردم 

  

اخلاق فردی: ادب 

اخلاق، یكی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و كاشف كیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیه‌السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و بی‌مانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود كه خود آن حضرت، یكی از نگهبانان و امانت‌داران و وارثان اسرار آن به شمار می‌رفت. از ابراهیم بن عباس صولی (1) نقل شده، كه گفته است:

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با كسی درشتی كنند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن كسی را پیش از فراغ از آن، قطع كند.

هرگز درخواست كسی را ،كه  قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.

هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی‌كردند.

هرگز در برابر همنشین تكیه نمی‌كردند.

هرگز او را ندیدم،كه غلامان و بردگان خود را بد گویند.

هرگز او را ندیدم، كه آب دهان بیندازند.

هرگز او را ندیدم، كه قهقهه بزند، بلكه خنده‌اش تبسم بود.

 تا آنجاكه می‌گوید: هر كه بگوید در فضلیت، كسی را مانند او دیده، از او باور نكنید.(2)

نقل شده زمانی كه امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده‌ترین پوشش و با لباسی كه مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از كتان كه به سربسته بود  كه یك طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی كه كفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.

  

زهدامام علی بن موسی الرضا علیه السلام جامع تمام فضائل بودند، به طوری كه تمام صفات عالی در ایشان جمع شده بود. خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتی از صفات جدش، بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود كه از میان پیامبران ممتاز بودند. ایشان درباره زهد به نقل از پدرانشان می‌فرمودند زاهد آن است كه حلال دنیا را از ترس حساب و كتاب و حرام دنیا را از ترس عقاب ترك می‌كند.(3)

محمد بن عباد (4) درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می‌گوید: پوشش ابوالحسن علیه السلام در طول تابستان همواره یك بوریا بود. ایشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاری كه داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هر گونه علامت‌گذاری و یا این كه رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زبر به تن می‌كردند مگر آن كه می‌خواستند پیش مردم و به دیدن آنها بروند كه در آن وقت بهترین لباس خود را می‌پوشیدند.(5)

امام می‌فرمودند: لباس مظهر خارجی انسان است نمی‌توان نسبت به آن بی‌توجه بود حرمت مومن ایجاب می‌كند كه انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت كند و مقید باشد كه پاكیزه و خوش لباس باشد.(6)

از دلائلی كه امام رضا علیه السلام نزد مردم، لباس خوب می‌پوشیدند این بود كه اگر ظاهر انسان تمیز و پاكیزه باشد، دیگران از دیدن این فرد لذت می‌برند و تحت تاثیر وی قرار می‌گیرند. هم چنان كه از دیدن یك انسان كثیف و آلوده حالشان دگرگون می‌شود، ایشان لباس زیبا و پاكیزه می‌پوشیدند تا مردم با دیدن ایشان درس نظم و پاكیزگی را در كنار ساده زیستی بیاموزند و از طرفی نشان دهند كه مومن از مال حلال در حدّ شأنش می‌تواند از امكانات این دنیا استفاده كند. همچنین نقل شده: در محیط خانه امام رضا علیه‌‌السلام آثاری از زندگی اشرافی وجود نداشت از زیور و زینت استفاده نمی‌كردند، مگر این كه خود را به عود هندی خام بخور می‌دادند.



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 
 

 

پسندیدم
ارسال به وبلاگ تبیان

امام رضا علیه السلام، در طول زندگی خود با جریان های مختلفی روبرو بوده و با هر کدام برخوردهای مناسب همان جریان آغاز نمود.

مهدی بخشی- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
رضا

امام رضا علیه السلام، در طول زندگی خود با جریان های مختلفی روبرو بوده و با هر کدام برخوردی مناسب همان جریان آغاز نمود. از جمله زمینه های مبارزه آن حضرت، مناظراتی بوده که ایشان با علمای مذاهب گوناگون داشته است. هرچند این جلسات به درخواست مامون تشکیل می گردید، اما امام رضا با ورود قوی در این مناظرات، علاوه بر ناکام گذاشتن مامون در هدف خود ٓکه عبارت از تضعیف جایگاه امام بود سایر فرق موجود در جامعه اسلامی را نیز محکوم می نمود. تا جایی که همه به علم و دانش آن امام شهادت دادند و لقب عالم آل محمد به ایشان اختصاص پیدا کرد.
از جمله جریان هایی که امام از ابتدای زندگانی خود تا انتها با آن به مقابله پرداخت و سرانجام توسط همان جریان به شهادت رسید، جریان حکومت بود. البته مقابله حضرت با حکومت در زمان مامون جدی تر گردید. چرا که هارون هیچ تعرض جدی ای به امام رضا نداشت. شاید این مسئله ناشی از ترس هارون از عواقب به شهادت رساندن موسی بن جعفر علیهماالسلام بود. دوران حکومت امین نیز به علت درگیری بین دو برادر، فرصت چندانی برای تعرض به امام وجود نداشت. اما مامون علاوه بر پیروزی بر رقیب خود، سیاست و کیاست بالایی داشت و به این منظور با عبرت گرفتن از گذشتگان خود مبارزه ای جدی را علیه شیعه به راه انداخت. اما علی بن موسی الرضا علیهماالسلام با درایت و تیزبینی او را در اهداف خود ناکام گذاشت.

امام رضا علیه السلام، در طول زندگی خود با جریان های مختلفی روبرو بوده و با هر کدام برخوردی مناسب همان جریان آغاز نمود.

اما جریان دیگری که امام با ایشان مبارزه می نمود، جریان واقفیه بود. شاید این مهم ترین مبارزه امام به حساب می آمد. چرا که افرادی که مورد اطمینان امام موسی کاظم بودند، بعد از شهادت ایشان از تبعیت از امام رضا سرباز زدند و فرقه ای انحرافی را در جامعه شیعی به وجود آوردند. سردمداران واقفیه همه از وکلای امام موسی بودند که اموال زیادی را به وکالت از امام در اختیار داشتند.(1) اما بعد از شهادت ایشان حاضر به تحویل دادن اموال به امام رضا نشده و برای انحراف خود فلسفه بافی نمودند. بهانه ایشان برای این امر این بود که امام موسی علیه السلام شهید نشده است بلکه برای مدتی از میان جامعه غایب شده است(2).
از جمله جریان های دیگر، مذاهب گوناگونی بودند که در جامعه اسلامی آن روز وجود داشتند. از میسحیان و یهودیان گرفته تا زنادقه و کسانی که هیچ خدایی را قبول نداشتند. امام رضا علیه السلام در مناظراتی که توسط مامون برگزار گردید همه ایشان را محکوم نمود تا جایی که کسی در مقابل ایشان یارای مباحثه نداشت. حتی خود مامون نیز به علم امام رضا اعتراف کرد.
مهم ترین این مناظرات را باید مناظره ای دانست که فضل بن سهل ٓمشاور مامون  تشکیل داد. مناظره ای  که در آن از مذاهب و فرقه های گوناگون حاضراند. بخش اول این مناظره بین امام و جاثلیق(3) واقع شده است. امام رضا طبق تعهدی که در اول مناظره می دهد، تنها از تورات و انجیل برای اثبات حقایق استفاده می کند. نتیجه این بخش از مناظره محکومیت جاثلیق است. تا جایی که او  مجبور می شود ٓبرخلاف عقاید مسیحیت به یگانگی خداوند شهادت داده(4) و اعتراف می کند که گمان وجود چنین عالمی را در بین مسلمین نمی برده است(5).

رضا

بخش بعدی مناظره با شخصی به نام رأس الجالوت بوده است. کسی که به عنوان دانشمندترین عالم یهودی آن دوران به این جلسه دعوت شده است. راس جالوت که پیش از این نیز برای استشهاد علیه جاثلیق مورد خطاب واقع شده بود، اکنون خود شخص اصلی مناظره است. در این بخش نیز امام متعهد است که از غیر از کتب مورد قبول او سخنی نیاورد. نتیجه این مناظره نیز این است که راس الجالوت راهی برای قبول نکردن نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد صلی الله علیه و آله ندارد(6). 
شخص بعدی که به مناظره با امام دعوت می شود، هرمز بزرگ است که از دانشمندان زردشتی است. او نیز سریع محکوم می شود. سپس امام خطاب به جمع می فرماید:
«یَا قَوْمِ إِنْ كَانَ فِیكُمْ أَحَدٌ یُخَالِفُ الْإِسْلَامَ وَ أَرَادَ أَنْ یَسْأَلَ فَلْیَسْأَلْ؛ ای مردم! اگر کسی از شما در مخالفت اسلام سخنی دارد و می خواهد، بپرسد»(7).



ادامه مطلب


یک شنبه 24 مرداد 1395 



پيوندها