📕📗📘 مرجع شعر📘📗📕

اشعار شعرا را در این وبلاگ دنبال کنید

صفحه اصلی بلاگ راسخون فروشگاه راسخون تماس با من

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۶۶

 

 

 

نه آخر دل من خراب از تو شد؟

نه آخر دو چشمم پرآب از تو شد؟

نه آخر تن ناز پرورد من

گرفتار چندین عذاب از تو شد؟

مکن خواب و چشم مرا غم بخور

کزین گونه بی‌خورد و خواب از تو شد

ز لب آب وصلی بدین سینه ریز

که برآتش غم کباب از تو شد

چو چنگم به گفتار خوش می‌نواز

که فریاد من چون رباب از تو شد

به یاقوت خود حال اشکم بپرس

که بر چهره چون لعل ناب از تو شد

متاب از بر اوحدی روی خویش

که بیچاره در تنگ و تاب از تو شد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۶۷

 

 

 

گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟

ور به وصلش شادمان گردید غم‌خواری چه شد؟

عاشقی گر کامیاب آمد ز معشوقی چه گشت؟

بیدلی گر بوسه‌ای بستد ز دلداری چه شد؟

خار غم چون در دل من می‌خلید از دیر باز

این زمانم گر برون آمد گل از خاری چه شد؟

عمر خود در کار او کردم به امید دمی

گر پس از عمری میسر شد مرا کاری چه شد؟

ای رقیب، از عشق او تا کی شوی مانع مرا؟

بار او من می‌برم بر دل، ترا باری چه شد؟

تشنه‌ام، گر خوردم اندر منزلی آبی چه بود؟

کافرم، گر بستم اندر عشق زناری چه شد؟

اوحدی گر ماجرای عشق گوید عیب نیست

بلبلی گر ناله کرد از طرف گلزاری چه شد؟

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۶۸

 

 

 

به من از دولت وصل تو مقرر می‌شد

کارم از لعل گهربار تو چون زر می‌شد

دوش گفتم: بتوان دید به خوابت، لیکن

با فراق تو کرا خواب میسر می‌شد؟

بارها شمع بکشتم که نشینم تاریک

خانه دیگر ز خیال تو منور می‌شد

عقل دل را ز تمنای تو سعیی می‌کرد

عشق می‌آمد و او نیز مسخر می‌شد

گر چه بسیار بگفتیم نیامد در گوش

خوشتر از نام تو، با آنکه مکرر می‌شد

شرح هجران تو گفتم: بنویسم، لیکن

ننوشتم ، که همه عمر در آن سر می‌شد

اوحدی را غزل امروز روانست، که شب

صفت خط تو می‌کرد و سخن تر می‌شد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۶۹

 

 

 

هزار قطرهٔ خونم ز چشم تر بچکد

ز شرم چون عرق از روی آن پسر بچکد

سرشک چیست؟ که در پای او شدن حیفست

سواد مردمک دیده کز بصر بچکد

خیال اوست درین آب چشم و می‌ترسم

که وقت گریه مبادا به یک دگر بچکد!

مرا که سینه کبابست و دل بر آتش او

عجب نباشد اگر خونم از جگر بچکد

یقین که خانهٔ چشمم شود خراب شبی

اگر بدین صفت از شام تا سحر بچکد

حلال می‌کنم، ار خون می بریزد خصم

به شرط آنکه بر آن آستان و در بچکد

به صورت آب حیاتی، که مرده زنده کند

ز گوشهٔ لب شیرین او مگر بچکد

گر از لبش بچشی شربتی، نگه نکنی

به شربت عرق بید کز شکر بچکد

به بوی آنکه گلی چون رخش به دست آرد

چه خون که از دل گرم گلاب گر بچکد؟

برابر رخش ار شمع را برافروزد

ز شرم عارضش از پای تا به سر بچکد

قباش بر تن نازک چو بید می‌لرزد

ز بیم لعل لب آن پری گهر بچکد

حدیث خوبی این دلبران آتش‌روی

مرا رواست، که آتش ز شعر تر بچکد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۷۰

 

 

 

عرق چو از رخت، ای سرو دلستان، بچکد

ز خاک لاله برآید، ز لاله جان بچکد

هزار سال پس از مرگ زنده شاید بود

به بوی آب حیاتی کزان دهان بچکد

ازان حدیث لبت بر زبان نمی‌رانم

که نازکست، مبادا که از زبان بچکد

ز شرم روی تو در باغ وقت گل چیدن

گل آب گردد و از دست باغبان بچکد

به حسرت رخ چون آفتابت اندر صبح

ستاره گردد و از چشم آسمان بچکد

مرا تنیست که گویی، همین نفس برود

ترا رخیست که پنداری: این زمان بچکد

معلقست دل من به طاعت تو چنان

که گر به خونش اشارت کنی روان بچکد

به دست خویش بیند ای بام چشم مرا

که او خراب شود گر بدین نشان بچکد

چه سود چاه زنخدان سرنگون که تراست؟

چو قطره‌ای نگذاری که رایگان بچکد

زمان زمان به زلال لب تو تشنه ترم

اگر چه شعر بگویم، که آب از آن بچکد

نگاه داشته‌ام خون اوحدی، تا تو

رها کنی که: بر آن خاک آستان بچکد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۷۱

 

 

 

زین بیش نباید خفت، ای یار که دزد آمد

رخت خود ازین منزل بردار، که دزد آمد

دزدست و شب تیره، چشم همگان خیره

گفتیم: مشوطیره، زنهار، که دزد آمد

این دزد عسس جامه، در گرمی هنگامه

می‌دزدد و می‌گوید: هشدار، که دزد آمد

دزدان جهان گشته، در خرقه نهان گشته

تا نیک بنشناسد عیار، که دزد آمد

این طرفه که: دزد آمد، در خرقه به مزد آمد

مزدی بده، از گفتم: بیدار، که دزد آمد

ای اوحدی، ار با تو نقدیست، به خلوت بر

پس بر درخلوت زن مسمار، که دزد آمد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۷۲

 

 

 

بید بشکفت و گل به بار آمد

لاله بر طرف جویبار آمد

گربهٔ بید بر دریچهٔ شاخ

پنجه بگشود و در شکار آمد

علم خسرو چمن بزدند

یزک لشکر بهار آمد

زان طرف لالهای سرخ برست

زین طرف نالهای زار آمد

سرو آزاد بر یمین افتاد

نرگس مست بر یسار آمد

رفت قمری چو بلبل آمد و گل

که یکی گر بشد هزار آمد

از چمن نکهت صبا بدمید

ز صبا بوی زلف یار آمد

بید بنشست و جام باده نهاد

باد برجست و در نثار آمد

گل رعنا به خانه باز رسید

بلبل مست با قرار آمد

ز سخن ها که هر کسی گفتند

غزل اوحدی بکار آمد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۷۳

 

 

 

سرم در عهد ترسایی شبی مهمان عشق آمد

دلم با راهب دیرش جرس جنبان عشق آمد

بز ناری میان بستم که هرگز باز نگشایم

که دست من درین میثاق در پیمان عشق آمد

دلم شهری به سامان بود و در وی عقل را شاهی

چو شاه عقل بیرون شد درو سلطان عشق آمد

ازان گاهی که کرد آن مه نگاهی در وجود من

تن من سر به سر دل شد، دل من جان عشق آمد

اگر زندان عشقش را بدیدی با گنه‌کاران

من از اول گنه‌کارم، که در زندان عشق آمد

نبوت می‌کنم دعوی به عشق او، که در خلوت

ز دست جبرئیل غم به من قرآن عشق آمد

مرا هر کس که می‌بیند خود و این بارهای غم

به خلق شهر می‌گوید که: بازرگان عشق آمد

مکن عیب من، ای صوفی، به مهر او، که از با بال

ترا فرمان قرایی، مرا فرمان عشق آمد

ز بیراهی که من هستم به راهم هر که پیش آید

ز راهم سر بگرداند، که سرگردان عشق آمد

از آنم شیر مست غم که از طفلی به مهداندر

به من دادند سر شیری که در پستان عشق آمد

مرا پرسی که: درعشق و طریق او چه گویی تو؟

چو پرسیدی من آن گویم که در چوگان عشق آمد

اگر بر دامن دوران غباری یابی از معنی

غبار اوحدی باشد که در میدان عشق آمد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۷۴

 

 

 

هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد

به سوی ما خبر او به هیچ باب نیامد

دلم کباب شد از هجر آن دهان چو شکر

ز شکرش چه نمکها که بر کباب نیامد؟

بیار من که رساند؟ که: بی‌جمال تو، یارا

نظر به زهره و رغبت به آفتاب نیامد

شبی چو باد به ما بر گذار کردی و زان شب

دو ماه رفت که در چشم ما جز آب نیامد

محبت تو، نگارا، چه گنج بود؟ ندانم

که جای او بجزین سینهٔ خراب نیامد

خیال روی تو گفتم: شبی به خواب ببینم

گذشت صد شب و در دیده هیچ خواب نیامد

هزار فکر بکرد اوحدی شکار لبت را

ولی چه سود؟ که آن فکرها صواب نیامد

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]

غزلیات انوری - غزل شمارهٔ ۲۷۵

 

 

 

عمری که نه با تست کسش عمر نخواند

آنرا که تو در دام کشی کس نرهاند

گر بر تن مجنون تو صد سلسله باشد

چون رخ بنمایی همه در هم گسلاند

زین دل مطلب صبر، که از روی تو دوری

مشکل بتوان کردن و او خود نتواند

از طالع خود بر سرگنجی بنشینم

روزی اگرم با تو به کنجی بنشاند

دادم دل خود را بدو چشم تو ولیکن

کس نیست که از چشم تو دادم بستاند

از گردش ایام توقع نه چنین بود

کم زهر فراق تو چنین زود چشاند

دل بود که از واقعهٔ‌من خبری داشت

و آن به که خود این واقعه دل نیز نداند

از غم نتوانم که نویسم سخن خود

ور نیز نویسم سخن خود، که رساند؟

پندار که: صد نامه و قاصد بفرستم

در شهر شما قصهٔ درویش که خواند؟

دل در لب شیرین تو بست اوحدی، ای جان

مگذار که ایام به تلخی گذراند

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 خرداد 1395  ] [ 10:18 AM ] [ عاشق شعر ] [ نظرات(0) ]
.: تعداد کل صفحات 258 :. 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 >

درباره وبلاگ



نویسندگان

  عاشق شعر

آرشیو ماهانه

فروردین 1395
اردیبهشت 1395
خرداد 1395
تیر 1395
مرداد 1395
شهریور 1395
مهر 1395
آبان 1395
آذر 1395
دی 1395
بهمن 1395
اسفند 1395

آرشیو موضوعی

رضی‌الدین آرتیمانی
ابن حسام خوسفی
ابوسعید ابوالخیر
اسدی توسی
اسعد گرگانی
اقبال لاهوری
امیرخسرو دهلوی
انوری
اوحدی
باباافضل کاشانی
باباطاهر
ملک‌الشعرای بهار
بیدل دهلوی
پروین اعتصامی
جامی
عبدالواسع جبلی
حافظ
خاقانی
خلیل‌الله خلیلی
خواجوی کرمانی
خیام نیشابوری
هاتف اصفهانی
رودکی
صائب تبریزی
سعدی
سلمان ساوجی
سنایی غزنوی
سیف فرغانی
شاه نعمت‌الله
شبستری
شهریار
شیخ بهایی
صائب تبریزی
صبوحی
عبید زاکانی
عراقی
عرفی
عطار
فرخی
فردوسی
فروغی
فیض کاشانی
قاآنی
کسایی
محتشم
مسعود سعد
منوچهری
مولوی
مهستی
ناصرخسرو
نصرالله منشی
نظامی
وحشی
هاتف اصفهانی
هجویری
هلالی

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 1222185 نفر
كل نظرات : 1 عدد
كل مطالب : 25576 عدد
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 21 شهریور 1395 
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 30 اردیبهشت 1395 

دیگر امکانات

  • آردوج
  • روغن زیتون
  • زیتون
  • روغن زیتون
  • زیتون
  • خرید زیتون
  • خرید روغن زیتون
  • مای ترکیه
  • خرید خانه در ترکیه
  • خرید خانه در ترکیه