مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

نسترن خسروی

نسترن خسروی

 

نام پدر: جواد تاریخ تولد: 1381/07/07
محل تولد: ایران - سیستان و بلوچستان - چابهار تاریخ شهادت: 1389/09/24
محل شهادت: چابهار طول مدت حیات: 8 سال
مزار شهید: گلزارشهدای ارسک-چابهار-سیستان و بلوچستان


 

زندگینامه

نسترن خسروی در هفتم مهرماه سال 1381 در شهرستان چابهار متولد شد. از اواخر سال 1382 تا مهرماه سال 1388 به دلیل انتقال پدرش به مشهد مقدس در این شهر زندگی کرد و دوران آمادگی خود را گذراند. 
پدر ایشان در مهرماه سال1388 مجددا به شهرستان چابهار منتقل گردید و نسترن در مدرسه دخترانه کشتیرانی جمهوری اسلامی مشغول به تحصیل شد. 
نسترن دختری فعال، مهربان و بسیار مهماندوست بود به طوری که زبانزد همه اقوام و دوستان و همسایگان شده بود. در کلاس ها و اردوهای مدرسه حضور فعال داشت. نسترن همراه خواهر بزرگش در کلاس های ورزشی (رشته کونگ فو) شرکت می کرد و به دریافت کمربند نارنجی نائل آمده بود. 
دخترک معصوم روز تاسوعا مورخ 24 آذرماه سال 1389 با اشتیاق فراوان مادر و خواهرش را به زیارت عاشورا برد و سپس به همراه هیئت عزاداران محبان اهل بیت(ع) اداره کل شیلات استان سیستان و بلوچستان که پدرش جزء هیئت امنای آن بود در قالب دسته عزاداری برای حضور در مسجد امام حسین(ع) شهرستان چابهار به اتفاق پدر و مادر و خواهرش وارد خیابان شدند و در نزدیکی مسجد امام حسین(ع) در اثر حادثه تروریستی عوامل استکبار بر اثر اصابت ترکش به سرش در سن 8 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل گردید. پیکر پاکش در روز دوازدهم محرم الحرام روز دفن شهدای کربلا در میان خیل انبوه عزاداران شهرستان بشرویه و شهر ارسک تشییع و در جوار شهدای شهر ارسک آرام گرفت.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

پایگاه اطلاع رسانی شهدای زن، تاریخ: - / - / -
لوح فشرده کنگره ملی شهدای زن، تاریخ: - / - / -




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

عبدالرسول خرداری

عبدالرسول خرداری

 

نام پدر: سلطان ابراهیم تاریخ تولد: 1338/04/07
محل تولد: ایران - خراسان - نیشابور تاریخ شهادت: 1361/05/29
محل شهادت: بازار، خیابان بوذرجمهری-تهران طول مدت حیات: 23 سال
مزار شهید: گلزارشهدای روستای یام-سبزوار


 

زندگینامه

در هفتم تير ماه سال 1338 در يکي از روستاهاي اطراف نيشابور در خانواده‌اي روستايي و زحمت‌کش ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش گذراند و در کنار تحصيل هم‌چون ساير کودکان روستايي به پدرش در امر کشاورزي کمک مي‌کرد و در صفا و پاکي روستا بزرگ مي‌شد. 
 سياست‌هاي خانمان برانداز رژيم ستم‌شاهي که هدفي مگر نابودي کشاورزي ايران و وابستگي هر چه بيشتر به استکبار جهاني نداشت، زادگاه او را بي‌نصيب نگذاشت و سيل مهاجرت روستاييان به شهر آغاز گرديد. 
با فرا رسيدن سال شکوهمند 13577 و دميده شدن انفاس بيدادگرانه انقلاب در کالبد مردم و گشوده شدن افق‌هاي جديد آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي، او نيز هم چون ديگر اقشار مستضعف جامعه به مبارزه عليه رژيم ستم‌شاهي برخاست و به رهبري امام امت بر بساط 2500 ساله ظلم و ستم شاهان هجوم برد. 
 پس از پيروزي انقلاب، با روحيه‌اي متحول شده و شور و شوقي تازه به کار و تلاش پرداخت و به برکت حاکميت اسلام به زندگيش سر و ساماني بخشيد و تا آن‌جا که مي‌توانست در ابعاد و اشکال گوناگون به انقلاب خدمت کرد. 
 به دنبال تجاوز مزدوران بعثي به خاک جمهوري اسلامي ايران مشتاقانه خواهان عزيمت به جبهه‌ها گرديد ليکن گرفتاري‌هاي گوناگون همواره مانع از رسيدن او به اين آرزو مي‌شدند. عاقبت در تابستان 1361، عليرغم آن که بيش از چند ماهي از ازدواجش نمي‌گذشت، دوري از ديار عاشقان کربلا را نتوانست تحمل کند و به همين منظور در بسيج ثبت‌نام کرد. براي آن‌که پدر و مادر و دعاي خير آن‌ها را در اين امر خطير جلب کند قبل از عزيمت به جبهه به روستاي زادگاهش بازگشت و پس از کمک به برداشت محصول و جلب رضايت پدر و مادر عازم مشهد مقدس شد تا از بارگاه شهيد غريب اسلام حلاليت و شفاعت بطلبد. سر بر اين بارگاه معظم گذاشت و فيض شهادت را طلبيد و به منظور پيوستن به صفوف داوطلباني که به جبهه مي‌رفتند يک روز قبل از معراج خونينش به تهران بازگشت. 
شگفتا که دست تقدير چگونه عاشق را به معشوق مي‌رساند. در روز بيست و نهم مرداد 1361، عبدالرسول با موتور سيکلت از منطقه بازار عبور مي‌کرد. دو نفر از تروريست‌هاي منافق که قصد سرقت يک وسيله نقليه براي انجام ترور را داشتند در محل خلوتي به او نزديک شده و به زور اسلحه مي‌کوشيدند او را وادار به تسليم موتورش نمايند. او از اجراي دستور تروريست‌ها سرباز زد. تروريست شروع به شمارش کرد و عبدالرسول بي‌آنکه از جا تکان خورد با خونسردي در انتظار مرگ سرخ خويش نشست. شمارش تروريست به 3 رسيد و صداي شليک گلوله بلند شد و متعاقب آن يکي ديگر از تروريست‌ها نيز دو گلوله ديگر به پيکر پاک شهيد شليک کرد و بدين سان دعايي که از دل برخاسته بود اجابت شد و ملائک عبدالرسول خرداري در 23 سالگي از خيابان بوذرجمهري تهران به ملکوت اعلي بردند.
پيکر پاکش را در گلزار شهداي روستاي يام به خاک سپردند.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

پایگاه اطلاع رسانی ایثار، تاریخ: - / - / -
کتاب پيروان حق و باطل جلد7 ، صفحه:94، تاریخ: - / - / -




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

مرتضی خدادادی(حجت الاسلام)

مرتضی خدادادی(حجت الاسلام)

 

نام پدر: عباس علی تاریخ تولد: 1328/03/03
محل تولد: ایران - خراسان - تربت حیدریه تاریخ شهادت: 1360/06/11
محل شهادت: بندرانزلی طول مدت حیات: 32 سال
مزار شهید: گلزار شهدای بندرانزلی


 

زندگینامه

روز سوم خردادماه سال 1328 کودکی از پیروان آیین نبی اکرم (ص) به دنیا آمد. نامش را مرتضی گذاردند تا شیفته عدالت امیرمؤمنان گردد و راه حق را ادامه دهد. مرتضی درس و مدرسه را در زادگاهش تربت حیدریه آغاز کرد و تا اخذ مدرک دیپلم تحصیل نمود سپس دروس حوزوی را فراگرفت و تا آموختن درس خارج پیش رفت.
او همیشه در راهپیمایی‌ها و مبارزات سیاسی شرکت داشت. بعد از پیروزی نهضت نیز برای سخنرانی و آشنایی مردم با امام و انقلاب٬ با دوستان طلبه‌ی خود به شهرهای مختلف می‌رفت. خدادادی بعد از پیروزی انقلاب به عنوان نماینده‌ی ولی فقیه در جهاد سازندگی بندرانزلی مشغول خدمت شد. سرانجام در روز یازدهم شهریورماه سال 1360 در سن 32 سالگی در منزل خود در شهرستان انزلی توسط منافقین کوردل بر اثر انفجار نارنجک به شهادت رسید. در این حمله ناجوانمردانه همسرش به سختی مجروح شد و به جمع جانبازان انقلاب اسلامی پیوست. از این شهید گرانقدر 5 فرزند به یادگار ماند. پیکر پاکش را در بندرانزلی به خاک سپردند.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

پرونده شهید در کنگره شهدای استان گیلان، تاریخ:
کتاب اسوه های فضیلت جلد1 (شهدای روحانی خراسان رضوی)، صفحه:507، تاریخ: - / - / -
کتاب ملکوتیان شاهد جلد1 (شهدای شهرستان نیشابور)، صفحه:395، تاریخ: - / - / -
ماهنامه ستارگان درخشان، شماره مجله:6، تاریخ:




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

علی اکبر خدادی

علی اکبر خدادی

 

نام پدر: غلام علی تاریخ تولد: 1342/06/10
محل تولد: ایران - مازندران - نکا تاریخ شهادت: 1361/06/04
محل شهادت: تهران طول مدت حیات: 19 سال
مزار شهید: گلزارشهدای ملامجدالدین1-2-مازندران


 

زندگینامه

علی اکبر در دهم شهریور ماه سال 1342 در نکاء به دنیا آمد. پدرش یک کاسب جز در شهرستان نکاء بود و خودش نیز در یک مغازه دوچرخه سازی کار می کرد. 
در سن ۱۸ سالگی ازدواج کرد. ۲ ماه بعد عازم سربازی بود که وقتی برای مهمانی به خانه دایی اش در تهران آمده بود منافقین صبح روز چهارم شهریور 1361 به خانه آن ها حمله می کنند و او و همسرش و زن دایی اش را با شلیک گلوله به شهادت می رسانند.
پیکر پاک و مطهر علی اکبر 19 ساله را در گلزار شهدای ملامجدالدین 1-2 مازندران به خاک سپردند. 

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

پایگاه اطلاع رسانی ایثار، تاریخ: - / - / -
پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان، تاریخ: - / - / -
لوح فشرده هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، تاریخ: - / - / -




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

 بابکن خاچاطوریان

بابکن خاچاطوریان

 

نام پدر: - تاریخ تولد: 1300/00/00
محل تولد: ایران تاریخ شهادت: 1359/06/00
محل شهادت: آبادان طول مدت حیات: 59 سال
مزار شهید: -


 

زندگینامه

بابکن در سال 1300 دیده به جهان هستی گشود. او معتقد به آیین پاک مسیحی بود و در شهر آبادان زندگی می کرد.
وی در سال های پرالتهاب انقلاب از یاران امام (ره) بود اما حمله ی رژیم بعثی به ایران باعث شد بسیاری از مردم ایران درخون خویش غوطه ور شوند. خاچاطوریان سرانجام در سنّ 59 سالگی در شهریورماه سال 1359 بر اثر بمباران هوایی در آبادان به شهادت رسید. 

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

جمع آوری شده توسط گروه فرهنگی هاتف، تاریخ:1387/1/25




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

حمیدرضا حیدری

حمیدرضا حیدری

 

نام پدر: اسمعیل تاریخ تولد: 1343/02/17
محل تولد: - تاریخ شهادت: 1360/06/20
محل شهادت: خیابان ستارخان-تهران طول مدت حیات: 17 سال
مزار شهید: بهشت زهرا(س)-قطعه24-ردیف94-تهران


 

زندگینامه

روز هفدهم اردیبشهت ماه سال 1343 در خانواده ای مومن، شریف و مستضعف چشم به جهان گشود و از بدو تولد در محیطی مذهبی پرورش یافت و با نماز و روزه خو گرفت. 
از سنین نوجوانی حتی المقدور نماز را در مسجد و به جماعت می خواند و در اکثر سخنرانی های مذهبی پای منبر وعاظ متعهد می نشست و با تمام وجود این پیام های الهی را می شنید و به خاطرم می سپرد. 
جوانی محجوب، کم حرف، خوش برخورد و خنده رو بود و عمیقاً برای محرومان دل می سوزاند. در یازده سالگی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر قرار گرفت. 
در یکی از روزهای سرد زمستان مادرش برای او یک جفت دستکش می خرد و پس از بازگشت او از مدرسه متوجه می شود که حمید دست کش ها را به همراه ندارد. به مادرش می گوید"دستکش ها را به یکی از همکلاسی هایم که پدرش مرده بود دادم" در جواب به او می گویند"تو خودت هم پدر نداری و او می گوید" او از من واجب تر بود، بعلاوه ما خدا را داریم".
با اوج گیری نهضت شکوهمند اسلامی در اکثر راهپیمایی ها و تظاهرات شرکت می جوید و ضمناً در مقابل دانشگاه تهران و سایر خیابان ها به فروش کتب و جزوات مذهبی می پردازد. 
پس از پیروزی انقلاب با وجود این که در کلاس سوم نظری محصل بود، برای پاسداری از اسلام، درس را ترک و تمام وقت خود را صرف فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی می نماید. به هنگام آغاز جنگ تحمیلی مشتاقانه درخواست عزیمت به جبهه را می کند. 
حیدری پس از یوم الله هفتم تیر و عروج خونین شهید مظلوم و 72 تن از یاران امام، حالتی دیگر یافته بود و مرتب از مادرش می خواست دعا کند که او نیز به چنین فیض عظیمی نایل شود. شهادت را او جز زندگی و نهایت مطلوب می دانست و آرزومند چنین افتخاری بود. 
به کمیته محل خدمتش تلفنی مبنی بر وقوع درگیری در خیابان ستارخان می شود و او به همراه همرزمش(شهید محمد یحیایی) عازم این محل می گردند. در آن جا این دو پاسدار جان بر کف توسط سه تن از تروریست های منافق که در کمین شان نشسته بودند به رگبار بسته می شوند و به سرای باقی می شتابند. 
حمیدرضا در 17 سالگی مورخ 20 شهریور ماه سال 1360 به شهادت رسید و در بهشت زهرا(س) آرام گرفت. 

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

پایگاه اطلاع رسانی ایثار، تاریخ: - / - / -
کتاب پیروان حق و باطل، صفحه:64، تاریخ: - / - / -




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

 عسگری حیدری(حجت الاسلام)

عسگری حیدری(حجت الاسلام)

 

نام پدر: علی اصغر تاریخ تولد: 0000/00/00
محل تولد: ایران - مازندران - آمل - پلهم کتی تاریخ شهادت: 1360/05/20
محل شهادت: آمل طول مدت حیات: -
مزار شهید: -


 

زندگینامه

عسگری در روستای پلهم کتی از توابع شهرستان آمل استان مازندران دیده به جهان گشود. روزهای کودکی را در جمع پر مهر خانواده سپری کرد سپس به مدرسه رفت و دوره ی ابتدایی را در زادگاهش به پایان رساند. و به منظور ادامه تحصیل به آمل مهاجرت کرد و در این شهر تا پایان سال سوم دبیرستان درس خواند.
 آنگاه در شهر مشهد فراگیری علوم دینی را در حوزه علمیه آغاز کرد و سه سال بعد به حوزه علمیه قم راه یافت. او در مدرسه آیت الله گلپایگانی «لمعتین» را به پایان رساند. حیدری سعی داشت مردم روستا را به حقیقت اسلام آشنا سازد در زمان جنگ تحمیلی حدود یک ماه و نیم در منطقه سر پل ذهاب مردانه رزمید.
 حجت الاسلام حیدری یک ماه در سنندج تحت نظر نماینده امام (ره) خدمت کرد و سرانجام در شهر آمل در تاریخ 20/5/1360 توسط منافقین بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

کتاب شهادتنامه، صفحه:68، تاریخ:




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : شنبه 20 آبان 1396 

محمدعلی حیدری(آیت الله)



محمدعلی حیدری(آیت الله)

 

نام پدر: محمدولی تاریخ تولد: 1315/00/00
محل تولد: ایران - قم - قم تاریخ شهادت: 1360/04/07
محل شهادت: ساختمان حزب جمهوری اسلامی طول مدت حیات: 45 سال
مزار شهید: حسینیه جوانان نهاوند


 

زندگینامه

محمدعلی حیدری در سال 1315 در شهر قم دیده به جهان گشود. پدرش "حجة الاسلام محمدولی" از علماء برجسته ی منطقه ی غرب بود، لذا فرزندش را تشویق به تحصیل علوم دینی نمود و در سن 12 سالگی او را روانه ی تحصیل علوم دینی ساخت. چند سال بعد در نجف به کسب علم پرداخت. سپس در شهر قم در محضر" آیت الله مشکینی"، "بروجردی"، "علامه طباطبائی"، "امام خمینی" و ...علوم دینی را فرا گرفت و علوم جدید را با اخذ مدرک دیپلم در رشته ی ادبی به پایان رساند. وی در سن 30 سالگی به درجه ی اجتهاد رسید. آن روزها هر هفته با حضور امام(ره) جلساتی برگزار می شد و او نیز در این جلسات شرکت داشت. بعد از دستگیری امام(ره) به محضر آقای" داماد" راه یافت و مطالعاتش را افزود. سال 1342، "حجة الاسلام حیدری" در صف یاران روح الله (ره) به مبارزه با شاه برخاست و در روز 15 خرداد مردم را به مبارزه علیه پهلوی دعوت نمود. از همین زمان تحت تعقیب نیروهای دولتی قرار گرفت. سال 1343 دستگیر و در زندان قزل قلعه محبوس گشت. با فوت ناگهانی پدر وی به نهاوند رفت تا خلاء حضور پدر را برای مردم پر کند. در سال 1355 از طرف امام مأموریت یافت تا در سفری به لبنان با امام موسی صدر گفتگو کند. بعد از این سفر به زیارت بیت الله الحرام مشرف گردید آنگاه به ایران بازگشت. در بازگشت به کشورش او را به شهر «بابک» تبعید کردند. دوره ی تبعید که به پایان رسید؛ به نهاوند برگشت اما چندی بعد مجدداً دستگیر و به زندان همدان منتقل و از آنجا به زندان سنندج فرستاده شد. حجة الاسلام حیدری نماینده ی امام در نهاوند بود. در سال 1357 همراه گروهی از روحانیون در دانشگاه تهران تحصن نمود تا امام (ره) اجازه ی ورود به کشور را دریافت نماید. بعد از پیروزی انقلاب به عنوان امام جمعه نهاوند، حاکم شرع استان همدان و سرپرست کمیته ی انقلاب اسلامی به خدمت پرداخت. حیدری همچنین ضمن سرپرستی نهادهای انقلابی به ساخت حمام و مدرسه و ساخت 50 واحد ساختمانی همت گماشت. وی به عنوان نماینده ی مجلس شورای اسلامی در کمیسیون قضایی مجلس نیز فعالیت داشت و نوشته ها، اشعار و حوادشی چاپ شده ی بسیاری از او بر جای مانده است.
سرانجام این روحانی دلاور در شامگاه خونین هفتم تیرماه سال 1360 در ساختمان حزب جمهوری اسلامی در سن 45 سالگی در خون پاک خود غلطید. پیکرش را در نهاوند و در حسینیه ی جوانان به خاک سپردند. از او 4 فرزند به یادگار ماند.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

روزنامه کثیرالانتشار، تاریخ:
کتاب پیشتازان شهادت در انقلاب سوم، صفحه:99، تاریخ:




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396 

 عباس حیدری

عباس حیدری

 

نام پدر: - تاریخ تولد: 1323/05/25
محل تولد: ایران - فارس - شیراز - جوادیه (کوشک بی بی چه) تاریخ شهادت: 1360/04/07
محل شهادت: دفترحزب جمهوری اسلامی طول مدت حیات: 37 سال
مزار شهید: -


 

زندگینامه

عباس حیدری در بیست و پنجم مردادماه سال 1323 در خانواده ای مؤمن و مستضعف در یکی از روستاهای شیراز به نام جوادیه (کوشک بی بی چه) به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش ،دوره راهنمایی و اول متوسطه را در یکی از مدارس قصرالدشت به پایان رساند و مدرک دیپلم را در سال 1342 از دبیرستان ابوذر شیراز اخذ نمود و به عنوان تکنسین مخابرات در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شد. وی پس از عزیمت به شیراز در محضر آیت الله دستغیب با نهضت امام خمینی (ره) آشنا شد و توانست گام های بلندی در مخالفت با رژیم منفور شاه بردارد. حیدری تا سال 1355 در قسمت مایکرو ویو مخابرات شیراز مشغول به کار بود تا اینکه پس از چندی توسط ساواک مورد تعقیب قرار گرفت و مجبور شد در سال 1356 به بوشهر نقل مکان کند .وی فعالیتش را در آنجا نیز ادامه داد و با تشکیل هسته های مقاومت و مطالعاتی در پیشبرد انقلاب اسلامی تلاش زیادی نمود و چون رشته تخصصی اش مخابرات بود جهت مخابره پیام های امام (ره) به شهرهای ایران نقش مهمی ایفا کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی حیدری توسط مردم بوشهر به نمایندگی در مجلس شورای اسلامی برگزیده شد و تلاش و کوشش خود را در سنگرهای جدید ادامه داد؛ تا اینکه بر اثر انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در 7 تیرماه سال 1360 در سن 37 سالگی به لقاء الله پیوست.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

روزنامه کثیرالانتشار، تاریخ:
کتاب پیشتازان شهادت در انقلاب سوم، تاریخ:




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
مرتبه
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396 

 امیر حمیدی بنام

امیر حمیدی بنام

 

نام پدر: مختار تاریخ تولد: 1338/11/01
محل تولد: ایران - تهران - تهران تاریخ شهادت: 1361/06/24
محل شهادت: بیمارستان-تهران طول مدت حیات: 23 سال
مزار شهید: بهشت زهرا(س)-قطعه26-ردیف68-شماره7-تهران


 

زندگینامه

امیر در اولین روز از بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در نازی آباد تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در یکی از مدرسه های محل شان گذراند و در دبیرستان وحید تحصیلات دبیرستانی اش را شروع کرد. 
در دوران دبیرستان بود که انقلاب آغاز شد و او نیز در محل تحصیل به مبارزه علیه رژیم ستمشاهی پرداخت و با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات و راهپیمایی ها، همراه تمام مردم ایران انقلاب را به پیروزی رساندند. 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل نیاز مادی و تأمین معاش خانواده، تحصیل را رها و در مغازه قصابی مشغول کار شد و عصای دست پدر شد. 
صبح روز بیست و چهارم شهریور 1361 حدود ساعت ۹ امیر در قصابی به کار مشغول بود که دو نفر از تروریست های منافق صرفاً به این علت که عکسی از امام در مغازه نصب کرده بود وی را هدف گلوله قرار می دهند. مردم جمع می شوند و او را که به شدت زخمی شده بود به بیمارستان می رسانند اما معالجه مؤثر واقع نمی شود و امیر حمیدی در سن 23 سالگی به شهادت می رسد. 
پیکر پاک و مطهرش را در بهشت زهرا(س) به خاک سپردند.

تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از 

پایگاه اطلاع رسانی ایثار، تاریخ: - / - / -
پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان، تاریخ: - / - / -
لوح فشرده هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، تاریخ: - / - / -




ادامه مطلب
 

ارسال توسط مهدی گلشنی
(تعداد کل صفحات:81)      [<>   [50]   [51]   [52]   [53]   [54]   [55]   [56]   [57]   [58]   [59]   [>]  

آرشيو مطالب
پیوندها
طراح قالب

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ