سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی

«اقتصاد مقاومتی» چیست؟ دولت و بخش خصوصی در آن چه جایگاهی دارند و ارتباطشان بایک‌دیگر چگونه است؟ «اقتصاد مقاومتی» با آزاد‌سازی و خصوصی‌سازی هم‌خوانی دارد یا با کنترل قیمت‌ها و دستمزد‌ها؟ برای مقابله با فساد در آن باید چه کرد؟ و بالاخره خاص این روز‌های کشور ماست یا می‌تواند در آینده هم ادامه پیدا کند؟
این‌ها سؤال‌هایی است که از آقای دکتر جعفر قادری، شهردار پیشین شیراز و نماینده‌ی کنونی همین شهر در مجلس شورای اسلامی و یکی از نمایندگان اقتصاددان حاضر در مجلس پرسیده‌ایم.
شاه‌ بیت صحبت‌های دکتر قادری که مدرک دکترای اقتصاد شهری و منطقه‌ای خود را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرده و اکنون نایب‌رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس نیز هست، این است که «باید میدان را برای بخش خصوصی باز کنیم»؛ البته بخش خصوصی واقعی، نه بدلی. دولت هم اگر می‌خواهد به عرصه‌ی اقتصاد وارد شود، باید فعالیت خود را به تأمین کالا‌های اساسی محدود کند، آن هم در سطح تأمین حداقلی برای همه.
متن کامل این گفت‌وگو را در زیر بخوانید:

آقای دکتر، آنچه که «اقتصاد مقاومتی» می‌خوانیم، چه مؤلفه‌هایی دارد؟ ارزیابی کلی شما از این مقوله چیست؟

توجه به تولیدات داخلی، استفاده از نیروی کار و سرمایه‌ی داخلی، اتکا بر اقتصاد «دانایی‌ محور»، توجه خاص به تولید کالا‌های اساسی و محصولات زیر‌بنایی، مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی‌اند. در اقتصاد مقاومتی، جهت‌گیری سیاست‌های تجاری به کشور‌های همسایه معطوف است؛ به فعالیت‌های اقتصادی همچون جهاد می‌نگریم؛ اصلاح الگوی مصرف و حرکت به سوی مصرف بهینه مد‌نظر است و توجه زیادی به تحقیقات کار‌بردی می‌شود.

وقتی صحبت از تغییر الگوی مصرف و حرکت به سمت مصرف بهینه یا حمایت از سرمایه و کارگر داخلی به میان می‌آید، نا‌خود‌آگاه بحث جایگاه و نقش دولت در اقتصاد و میزان دخالت‌های آن به ذهن خطور می‌کند. در سیستم اقتصادی موسوم به «اقتصاد مقاومتی»، برای دست‌یابی به اهدافی که بر‌شمردید، دولت چه جایگاهی دارد و تا چه می‌تواند در اقتصاد دخالت کند؟

به گمان بنده در اقتصاد مقاومتی، کار‌ها باید عمدتاً به مردم وا‌گذار شود. نقش اساسی و محوری در انجام فعالیت‌های اقتصادی را باید به مردم داد. بایستی تلاش کنیم که دولت در این میان، نقش مکمل و نه نقش جایگزین را بازی کند.

یعنی شما معتقدید که جایگاه برتر در اقتصاد مقاومتی باید به بخش خصوصی برسد یا اینکه باید تلفیقی از بخش خصوصی و دولت که قبلاً با عنوان تعاونی می‌شناختیم، در این جایگاه برتر بنشیند؟

اصالت را دقیقاً تنها باید به بخش خصوصی بدهیم و دولت باید صرفاً نقش مکمل را ایفا کند. دولت باید فقط در جایی به اقتصاد و فعالیت‌های اقتصادی ورود کند که ضرورتی برای این کار باشد و در جایی که چنین ضرورتی نیست، دلیلی هم نداریم که دولت پا به میدان اقتصاد بگذارد.

آقای دکتر؛ از پایان جنگ تحمیلی در سال 1368 به این سو ساختاری بر اقتصاد ما حاکم بوده که عده‌ای معتقدند در این دوره‌ی تقریباً 21 ساله کما‌بیش ثابت مانده و عده‌ای هم اعتقادی دیگر دارند و می‌گویند سیاست‌ها و ساختار اقتصادی ثابت و یک‌دستی نداشته‌ایم. به هر حال هر کدام از این دو دید‌گاه را که بپذیریم، سؤال این است که ساختاری که در این دوره در اقتصاد ما ریشه دوانده و اکنون بر آن حاکم است، با نیاز‌ها و الزامات «اقتصاد مقاومتی» و از جمله با قرار گرفتن بخش خصوصی در جایگاه مسلط هم‌خوانی دارد؟ شرایطی که اکنون بر اقتصاد ما فرمان می‌راند، به گونه‌ای هست که بخش خصوصی امکان کافی برای فعالیت در اختیار داشته باشد؟

اگر‌چه در سال‌های گذشته تلاش‌هایی برای وا‌گذاری فعالیت‌های اقتصادی به بخش خصوصی انجام شده، اما به طور جدّی برای بهبود فضای کسب‌و‌کار و کمک به افزایش امکان فعالیت بخش خصوصی تلاش نشده است. نیاز داریم که فعالیت‌های جدّی‌تری در این عرصه انجام دهیم.
بنده فکر می‌کنم که تا وقتی بخش خصوصی برای انجام فعالیت‌هایش آزادی نداشته باشد و برای توانمند‌سازی آن نکوشیم و در جهت رقابتی شدن فضای اقتصادی تلاش نکنیم، تنها با انجام وا‌گذاری‌ها که آن‌ها هم عمدتاً به نهاد‌های عمومی غیر‌دولتی انجام شده‌اند، نمی‌توانیم ادعا کنیم که اقتصادی مردمی داریم. باید فعالیت‌ها را به بخش خصوصی واقعی وا‌گذار کنیم تا به نهاد‌های عمومی غیر‌دولتی؛ و در عین حال در کنار این وا‌گذاری‌ها باید بکوشیم که فعالیت‌هایمان برای توانمند‌سازی بنگاه‌های داخلی را به طور جدّی بهبود بخشیم. اگر به توانمند‌سازی توجه نکنیم، شک نکنید که بخش خصوصی توان ورود به عرصه‌های مختلف اقتصادی را نخواهد داشت.

به طور مشخص‌تر می‌فرمایید که در نگاه شما، چه نوع سیاست‌هایی را باید برای توانمند‌سازی بخش خصوصی پی گرفت؟

بازار سرمایه و بازار پول ما باید در خدمت بخش خصوصی قرار گیرد و منابع مالی لازم برای فعالیت این بخش فراهم آید تا بتواند وارد میدان فعالیت‌های بزرگ شود. این در حالی است که تا‌کنون اجازه نداده‌ایم بخش خصوصی قدرت مانور زیادی پیدا کند. از این رو باید از ساز‌و‌کار‌های بازار پول و سرمایه استفاده کنیم تا بخش خصوصی حداقل‌های لازم را برای ورود به عرصه‌های مختلف داشته باشد. باید بکوشیم که دولت در صورت لزوم به عنوان حامی در کنار بخش خصوصی قرار گیرد و آن را مطمئن کند که حد‌اقل‌های مورد نیاز برای فعالیتش فراهم است.

اما تجربه‌ی تاریخی اقتصاد‌های دنیا نشان می‌دهد که وقتی پای حمایت‌های دولت به وسط می‌آید، معمولاً نه همیشه، فساد هم ایجاد می‌شود. چه باید کرد تا این فساد ایجاد نشود و حمایت‌های دولت به رانت‌خواری در اقتصاد نینجامد؟

برای پرهیز از فساد و رانت‌خواری، حمایت‌ها باید از همان آغاز نظام‌مند، شفاف، تعریف‌شده، قانونمند و بی‌تبعیض باشد، نه اینکه دولت از بنگاه‌ها حمایت کند و بعد برای جلو‌گیری از فساد، موانع قانونی تعریف کنیم. نخست باید حمایت‌ها در تمامی حوزه‌ها را به شکلی شفاف، تعریف کنیم و بعد همه‌ی اشخاص حقیقی و حقوقی در بخش خصوصی که به فعالیت‌های اقتصادی وارد می‌شوند، بتوانند به شکلی عادلانه از این حمایت‌ها برخوردار شوند. به هر حال، ویژه‌خواری و امتیازهای خاص اقتصادی و رانت‌خواری به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و باید به شدت با آن‌ها مقابله کرد.

آزادی اقتصادی چه جایگاهی در «اقتصاد مقاومتی» دارد؟ آیا سیاست‌های کنترل دستمزد‌ها و قیمت‌ها و دیگر سیاست‌های تنظیم‌گرانه‌ی شبیه این‌ها باید در همین وضع کنونی و با همین شدت فعلی باقی بمانند یا شدت و دامنه‌ی آن‌ها باید کاهش یا افزایش یابد؟

بنده اعتقاد دارم که از این لحاظ باید میان کالا‌های اساسی و سایر کالا‌ها تمایز قائل شویم. دولت باید شرایطی ایجاد کند که مطمئن شویم حد‌اقلی از کالا‌های اساسی به همه می‌رسد، اما در رابطه با کالاهای دیگر هیچ دلیلی برای مداخله‌ی دولت نیست و دولت حتی اگر می‌‌خواهد به این عرصه‌ها وارد شود، باید از راه ساز‌و‌کار بازار عمل کند. استفاده از روش‌های تعزیراتی و ایجاد محدودیت برای بخش خصوصی مسئله‌ساز خواهد شد. دولت تنها باید حد‌اقلی از کالا‌های اساسی را در قالب سیاست‌های یارانه‌ای و شبیه آن‌ها تأمین کند و تا آنجا که ممکن است، از دخالت در نظام قیمت‌ها بپرهیزد.

مجموعه سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ها و دیگر عناصری که از آن‌ها با عنوان «اقتصاد مقاومتی» نام می‌بریم، مخصوص شرایط ویژه‌ای است که این روز‌ها بر کشور ما حاکم است یا اگر این شرایط خاتمه یابد، باز می‌تواند محلی از اعراب داشته باشد و ادامه یابد؟

بنده فکر می‌کنم که حتی اگر این شرایط فرو‌کش کند و محدودیت‌ها کمتر شود، باز به طور حتم باید «اقتصاد مقاومتی» را مدنظر قرار دهیم؛ چون با نظر به بحث‌های منطقه‌ای و جهانی، نمی‌توانیم خود را مصون از تعرض و تجاوز بدانیم و به اشکال مختلف در معرض تعرض کشور‌های بیگانه خواهیم بود. از این رو اگر‌چه ممکن است تحریم‌هایی که بر اقتصاد ما بار شده، کاهش یابد و شرایط فعلی خاتمه یابد، اما فشار‌ها از دوش ما برداشته نخواهد شد. تنها ممکن است نوع و شکل فشار‌ها و محدودیت‌ها تغییر کند؛ اما در اصل آن‌ها تغییری به وجود نمی‌آید و به همین دلیل باید اقتصاد مقاومتی را به طور حتم به عنوان یک راهبرد دراز‌ مدت مدنظر قرار دهیم.


[یک شنبه 18 اسفند 1392 ]  [3:39 PM]  [مریم اسمعیلی]

با ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، اجرای آن در دستگاه‌های مختلف قانون‌گذاری و اجرایی و قضایی در دستور کار قرار گرفت. اما توجه به ابعاد اقتصادی این موضوع بدون عنایت به جهت‌گیری‌های فرهنگی آن ممکن است نتایج مطلوبی در بر نداشته و به‌جای ایجاد یک تحول گفتمانی و تغییر در رویکردهای کلان سیاست‌گذاری اقتصادی، این سیاست‌های کلی را تأکیدی بر تداوم تلاش‌های اقتصادی گذشته و حال تلقی نماید. باید دانست که اقتصاد مقاومتی یک گفتمان فرهنگی است نه یک روش اقتصادی. در این یادداشت با عطف توجهی به موضوع رابطه‌ی فرهنگ و اقتصاد، برنامه‌ریزی برای ایجاد گفتمان فرهنگی جهت تحقق اقتصاد مقاومتی، ضروری معرفی شده است.

کدام اقتصاد؟ کدام فرهنگ؟

اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه‌ی کالاها و تولیدات می‌پردازد. پرسش بنیادین علم اقتصاد، به حداکثر رساندن رضایت و مطلوبیت انسان‌ها است. اما رضایتمندی چیست؟ پاسخ به این پرسش را باید در فلسفه و انسان‌شناسی هر جامعه‌ی انسانی که یک زمینه‌ی کاملاً فرهنگی است جستجو نمود و این‌جا است که می‌توان نزدیکترین رابطه میان اقتصاد و فرهنگ را جستجو نمود. ضمن این‌که فرهنگ را مجموعه‌ی پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به‌عنوان عضوی از جامعه، از جامعه‌ی خویش فرا می‌گیرد تعریف می‌کنند.
چنان‌که در تاریخچه‌ی فرهنگ می‌توان مشاهده نمود، نخستین بهره‌گیری‌های تخصصی از واژه‌ی فرهنگ هنگامی است که مفهوم فرهنگ در قرن هجدهم میلادی، در اروپا بر فرایند ترویج در کشاورزی و باغبانی دلالت داشت. چنان‌که واژه‌ی انگلیسی این مفهوم از واژه‌ی لاتین کالتورا (cultura) از کولر (colere) ریشه گرفته است که به معنای کشت کردن، زراعت و ترویج است. پس از آن بود که این واژه در قرون بعد به معنای تهذیب نفس و بعدتر به عنوان یک مفهوم محوری و کلیدی در انسان‌شناسی به کار رفت که همه‌ی پدیده‌های انسانی را دربرمی‌گرفت.
این‌جاست که شاید بتوان رابطه‌ی مناسب‌تری میان دو مقوله‌ی فرهنگ و اقتصاد یافت. فعالیت اقتصادی یک رفتار انسانی است که در هر سطحی تحلیل شود، جزئی از سایر رفتارهای انسانی تلقی می‌گردد که بر این اساس ناچار از پذیرش بینش‌ها، کنش‌ها و اعتقادات و آداب و رسوم (فرهنگ) یک ملت و جامعه است. نکته‌ای که مرز اقتصاد را از فرهنگ به معنای خاص آن جدا می‌سازد این است که در اقتصاد، باورها و اعتقادات پذیرفته می‌شود و به چالش کشیده نمی‌شود تا بتواند بیشترین رضایتمندی را تولید کند یا اقتصاد در خدمت باورها و اعتقادات آن جامعه قرار گیرد و ارزش‌ها -همان رضایتمندی‌های جامعه- را تقویت نماید. در چنین شرایطی است که یا باید اقتصاد را بر پایه‌ی ارزش‌ها و رضایتمندی‌های جامعه بازتولید کرد و یا ارزش‌های جامعه را با رضایتمندی‌های اقتصادی که عموماً برآورنده‌ی نیازهای اساسی و غریزی انسان است تطبیق داد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک جامعه‌ی الگو و نمونه در عصر تمدن‌سازی نوین، بی‌شک نمی‌تواند روش آسان تطبیق ارزش‌ها با غرایز را برگزیند و با تغییر ارزش‌های خود در کمترین زمان به یک اقتصاد شکوفا به معنای برآورنده‌ی بیشترین رضایتمندی‌ها دست یابد؛ هرچند که این روش، راه میان‌بر و بسیار سریع برای تحقق یک اقتصاد رسمی و استاندارد در جهان حاضر می‌باشد.
آن‌چه برای این ملت و نظام الگویی، ارزش یا به تعبیر اقتصادی دارای «رضایتمندی» است، دستیابی به یک روش جدید با بهره‌گیری از حداکثر ارزش‌های اعتقادی است. برای تحقق این مطلوب لازم است اقتصادی را پیگیری نمود که بتواند مهم‌ترین ارزش‌های این جامعه را توسعه بخشد و تحقق این ارزش‌ها را مهم‌ترین رضایتمندی جامعه تلقی نماید.

ایران در مسیر پیشرفت و عدالت

چند سالی است که رهبر معظم انقلاب رویکرد کلان کشور را حرکت در مسیر پیشرفت و عدالت عنوان کرده‌اند. پیشرفت که می‌توان آن را نسخه‌ی اصلاح‌شده‌ی توسعه با حفظ ارزش‌ها و مطلوبیت‌های فرهنگی این ملت دانست، فرایندی است که در آن جامعه از یک دوره‌ی تاریخی به دوره‌ی جدیدی منتقل می‌شود و در هر مرحله از رشد خویش، ابعاد مختلف زندگی را متحول می‌سازد و رابطه‌ی خود با بسیاری از موضوعات کلان انسان‌شناختی و هستی‌شناختی را بازتعریف و سطوح خُرد حرکت در مسیر جدیدش را با تعاریف بازسازی‌شده ترسیم می‌کند. این سطوح که شامل روابط انسان با خود، خدا و سایر انسان‌ها و جهان هستی است، متکی بر باورها و ارزش‌های بنیادین جامعه است و شیوه‌ی تعامل با آن‌ها ممکن است دستخوش تغییرات صوری گردد. اما اگر بنا باشد این تغییرات به مرز دگرگونی‌های بنیادین در تعاملات یا تحول در ارزش‌ها و مطلوبیت‌ها به سود توسعه گردد، درون‌زایی نداشته و مسیری خارج از جاده‌ی ارزش‌ها و مطلوبیت‌ها طی نموده است.
تاریخ توسعه‌ی اقتصادی در جهان، گویای حرکت گسترده‌ی جوامع مختلف از یک دوره‌ی تاریخی به دوره‌ای جدید است که عمدتاً با تحول در ارزش‌ها و استانداردسازی ارزش‌ها و مطلوبیت‌های خودی با ملاک‌های وارداتی و غیرخودی همراه بوده است و در برخی جوامع بحران هویت و در برخی دیگر وابستگی را بازتولید نموده است.
حرکت و جهت‌گیری اقتصادی ایران از زمان شکل‌گیری تفکر توسعه‌محور در دوره‌ی پهلوی تاکنون شاهد تطورات مختلفی بوده که از گرایش تمام‌عیار به ارزش‌های غریزی تا درون‌زایی اقتصادی طیف‌بندی می‌گردد. اما آن‌چه حضور و ظهور بیشتری داشته، حاکمیت پایدارتر تفکر توسعه‌ی غریزه‌محور برای افزایش مطلوبیت‌های اقتصادی و کمرنگ‌ساختن غیر ارادی و گاه ارادی ارزش‌ها و اعتقادات بنیادین این جامعه است که با مصرف بیشتر و توسعه‌ی کمیت‌محور و غرب‌گرایی استانداردسازی‌شده همراه بوده است.

رضایتمندی چگونه ایجاد می‌شود؟

اما پرسش این‌جاست که این مطلوبیت چگونه حاصل می‌شود؟ در پاسخ به این پرسش بنیادین، پاسخ‌های متنوعی ارائه شده که توجه به سازمان تولید، میزان عرضه و مصرف، مدیریت نهادها و ایجاد و توسعه‌ی شبکه‌های اجتماعی از جمله‌ی آن‌هاست که منجر به پیدایش نظریات گوناگون اقتصادی نیز گردیده است. اما همان‌گونه که تفاوت در تعریف علم و کارکرد اقتصاد میان مکاتب مختلف با مکتب ارزشی ما مشهود است، پاسخ به این پرسش نیز می‌تواند متفاوت باشد و آن توجه به فرهنگ به مثابه منشأ تولید ارزش‌ها و مطلوبیت‌های اقتصادی است.
واقعیت این است که انسان موجودی است مختار که انتخاب، مرز ممیز او با سایر موجودات است که بر اساس آن می‌تواند بهترین یا بدترین را برگزیند و در این مسیر مانعی ندارد. مطلوب‌ترین الگوی گزینش انسانی زمانی است که بیشترین مطلوبیت‌های وی حاصل آید. حال اگر مهم‌ترین مطلوبیت‌های یک فرد ارزش‌های والای انسانی و اخلاقی و عقیدتی وی بود، بی‌شک گزینه‌های انتخابی وی نیز چیزی جز ارزش‌ها نخواهد بود و این سیر گزینش نه با جبر و اکراه که با انتخاب عاقلانه و مطلوبیت فراوان همراه خواهد بود و حاصلی درون‌زا برای وی خواهد داشت. برای گزینش الگوی اقتصادی نیز لازم است نهاده‌های درونی افراد و جامعه را به گونه‌ای ارتقا بخشید که حاصل گزینش اقتصادی یک ملت، کنشی ارزش‌محور باشد و خروجی این فرایند نیز اقتصادی مبتنی بر نهاده‌های یک جامعه خواهد بود که درون‌زا و بارور خواهد ماند.
در سالیان اخیر برخی صاحب‌نظران و فعالان اقتصادی و حتی فرهنگی به بهانه‌ی رویکرد اقتصادی نظام، آهنگ کم‌توجهی به فرهنگ را سر داده‌اند و با شعار اولویت اقتصاد در دهه‌ی پیشرفت و عدالت از مسیر درون‌زایی اقتصاد ارزش‌مدار دور شده‌اند. ایشان نه از روی عمد که بر اساس یک الگوی تکراری، پاسخ مسائل اقتصادی را در اقتصاد می‌جویند و اگر نیک نظر کنند و الگوی متفاوت تمدن‌سازی انقلاب اسلامی را در نظر آورند، درون‌زایی تمام عناصر سیاسی و اقتصادی را پیش چشم خواهند داشت.
باید باور کرد که راهکار حل مشکلات اقتصادی با الگوی اقتصاد مقاومتی، نه اصلاحات اقتصادی که اصلاحات فرهنگی و بازگشت به مبانی اعتقادی و ارزش‌های بنیادین جامعه‌ی ایرانی- اسلامی است تا به عنوان گزینه‌ای درون‌زا انتخاب شده و مسیر حرکت جامعه را روشن نماید و الگویی برای دیگران نیز واقع شود.

اقتصادی متکی به «ما می‌توانیم»

چندی است که رهبر معظم انقلاب الگوی خاص اقتصادی جمهوری اسلامی با عنوان الگوی «اقتصاد مقاومتی» را رونمایی و در قالب اصول کلانی نیز ابلاغ فرموده‌اند. مقاومت چنان‌که از فرهنگ لغات برداشت می‌شود، تنها به معنای «ایستادگی» نیست، بلکه در کنار ایستادگی به معنای «برابری» نیز هست. این بدین معناست که آن‌چه مدنظر الگوی اقتصاد مقاومتی است، نه ایستادگی در برابر فشارها و تحریم‌ها و گذر از یک مرحله‌ی تاریخی صرفاً دشوار از نظر اقتصادی و معیشتی، بلکه ایجاد توان برابری اقتصادی با ابرقدرت‌های اقتصادی به‌عنوان زبان روز دنیای حاضر است. حال اگر بنا باشد بر اساس الگوهای تکراری اقتصاد به سوی اقتصاد مقاومتی برویم، جز سوءبرداشت و یک کج‌فهمی تاریخی چیزی نخواهد ماند.
مقاومت یک رویکرد یا روش اقتصادی نیست، بلکه یک فرهنگ و یک ارزش بنیادین است که در درون خود باور «ما می‌توانیم» را مستتر دارد. باوری که حاصلش یک فرهنگ خاص اقتصادی و یک الگوی متفاوت کنش اقتصادی است که برابری در جهان و الگوسازی تمدنی را به همراه دارد و بیش از آن‌که دغدغه‌ی نان و ارزاق شب و روز گروهی از مردم را داشته باشد، توانمندسازی ایشان و سربلندی تاریخی در حوزه‌ی اقتصاد را برای آنان دنبال می‌کند.
برای رسیدن به الگوی اقتصاد مقاومتی باید فرهنگ مقاومت را بازتعریف و از انحصار تعریف در مفهومی خاص خارج نمود. مقاومت برچسب یک گروه و یک جریان سیاسی و حتی اقتصادی نیست، بلکه یک باور است که اعتماد به نفس ملی و همت و کار مضاعف و نوآوری و وجدان کاری و انضباط مالی و خدمت‌رسانی به مردم و اصلاح الگوی مصرف را در درون خود دارد و با باور به این اصول، ارزش‌های خود را در عرصه‌ی اقتصاد بازتولید می‌کند و قدرت اقتصادی درون‌زایی فراهم می‌سازد.

وظیفه سنگین دستگاه‌های فرهنگی

اگر به سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی نگاهی بیندازیم، بی‌شک درمی‌یابیم که این سیاست‌ها تنها به دستگاه‌های اقتصادی اختصاص ندارد، بلکه بیش از ۱۰ عنوان از ۲۴ عنوان از این سیاست‌ها به‌طور عام و شش عنوان به‌طور خاص برای دستگاه‌های فرهنگی نیز لازم‌الاجرا است که این عناوین عبارتند از:

* تشویق همکاری‌های جمعی (بند ۱)
* پیاده‌سازی و اجرای نقشه‌ی جامع علمی کشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری (بند ۲)
* افزایش سهم سرمایه‌ی انسانی از طریق ارتقاء آموزش (بند ۵)
* ترویج مصرف کالاهای داخلی (بند ۸)
* تقویت فرهنگ جهادی (بند ۲۰)
* تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان‌سازی آن به‌ویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی (بند ۲۱)

بخش عمده‌ای از تکلیف تحقق موارد فوق بر دوش دستگاه‌های فرهنگی است که نیازمند برنامه‌ریزی و تشکیل کارگروه‌های فعال و همگرا در درون این دستگاه‌ها و تشکیل کمیته‌ی ویژه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی برای تدوین مؤلفه‌های اجرایی این حوزه و پیگیری تحقق آن‌ها در ماه‌های آینده است.
شورای عالی انقلاب فرهنگی و شوراهای اقماری باید با ایجاد گفتمان اقتصاد فرهنگ‌محور برای تحقق الگوی اقتصاد مقاومتی گام بردارند و با برنامه‌ریزی و پایش برنامه‌های فرهنگی زمینه‌ساز، این مطالبه‌ی تمدن‌ساز را پیگیری نمایند.


[یک شنبه 18 اسفند 1392 ]  [3:37 PM]  [مریم اسمعیلی]

بیش از یک قرن است که اقتصاد ایران، به لحاظ ساختاری اقتصادی وابسته به نفت است. به همین دلیل مشکلات امروز اقتصاد ایران همان مشکلات سال های متمادی گذشته اقتصاد ایران است و با تغییر بدون هدف دولتمردان، حل نخواهد شد. کانون تحریم ها هم، همان جایی است که نقطه ضعف بزرگ اقتصاد ایران است. با وجود تأکیدات مقام معظم رهبری در دو دهه گذشته، سیاستمداران ایران با چشم داشت به درآمدهای نفتی برای اداره ایران هیچ گاه حاضر نشدند که از این منابع چشم پوشی کنند و با وجود درآمدهای نفتی، نظام شایسته سالارانه مدیریتی کشور در سطوح اجرایی و تقنینی در جایگاه واقعی خود به سر نمی برد. شاید اگر درآمدهای نفتی نبود بهترین متخصصین متعهدی انتخاب می شدند که با وجود ظرفیت های بالای اقتصادی و نیروی انسانی ایران، به صورت بهینه، درآمد برای اقتصاد کشور ایجاد کنند و بصورت بهینه درآمدها را هزینه نمایند.
به عبارت دیگر اقتصاد پر ظرفیت ایران، دچار مشکلات نهادی جدی است که تا آنها اصلاح نشود، راه برای به جریان افتادن اقتصاد مقاومتی و جهادگران و حماسه سازان اقتصادی سخت است. اصلاح راه و برداشتن موانع، باید توسط دولت مردان سیاسی، اقتصادی و قوای مقننه و قضائیه متعهد و متخصص، بصورت جهادگونه و حماسه سازانه  صورت گیرد تا جهادگران عرصه تولید و سازندگی و آحاد مردم نقش آفرینی حماسه سازانه خود را نشان دهند. ما می توانیم بدون تکیه بر نظام سلطه مشکلات نهادی خود را بر طرف نماییم. ملت ایران با انتخاب بهترین خط شکن در عرصه اجرایی، باید موانع پیش روی « حماسه اقتصادی » را بردارند. منتخب ملت باید آسیب شناسی مناسبی نسبت به وضعیت موجود داشته باشد و شجاعانه اقدام به رفع مشکلات نهادی نماید:

 

اما سؤال این است که ایران در حال حاضر با چه مشکلات اقتصادی روبه رو است؟

 

پاسخگویی به سؤال فوق، ساعت ها بحث می طلبد. اما بطور کلی پاسخ ها بشرح ذیل است:
یک- وابستگی بودجه جاری کشور به نفت
دو-نداشتن یک نقشه علمی منسجم و استراتژی مشخص برای هدایت اقتصاد کلان از طریق سیاستگذاری در دولتها و روزمره بودن سیاست های مالی، پولی.
سه- بالا بودن بازدهی در بخش های واسطه گری و بازرگانی نسبت به بخش های صنعتی و کشاورزی
چهار-عدم شناسایی  و اهمیت به ظرفیتهای موجود اقتصادی کشور که قابلیت دارد درآمدزایی بیشتری نسبت به نفت داشته باشد. مانند حوزه گردشگری، کشاورزی و انرژی های تجدی پذیر و...
پنجم- عدم دخالت کارشناسان اقتصادی معتقد به اقتصاد اسلامی و اقتصاد نهادی در تصمیم گیریها و سیاستگزاری های اقتصادی
ششم- عدم اعتماد به آمار و اطلاعات ارائه شده از طرف دولتهای گذشته و حال
هفتم - افتادن سایه سیاست بر اقتصاد و سیاسی کاری برخی از اقتصاددانان و برخی از دولتمردان مؤثر
هشتم- نداشتن دیپلماسی اقتصادی مشخص و غیر فعال بودن بسیاری از سفارتخانه ها از لحاظ اقتصادی
نهم- عدم وجود فرهنگ کار و تلاش مولد در خانواده ها و جوانان
دهم -بالا بودن نسبت مصرف به تولید همراه با بازدهی و بهره وری پایین کار
یازدهم-حاکمیت نگاه کوتاه مدت نسبت به نگاه بلندمدت در دولتمردان، مجلسیان و آحاد مردم
دوازدهم- مردمی نبودن اقتصاد
سیزدهم- وجود رانتهای متعدد اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی
چهاردهم- عدم ثبات اقتصادی در ابعاد مختلف مدیریتی-اجرایی و سیاستگذاری و ...
پانزدهم –وجود نقدینگی غیر مولد و عدم وجود نقدینگی مولد که در چند سال اخیر، کشور را با بی ثباتی شدید اقتصادی مواجه کرده است.

 

برای رهایی از مشکلات، چه راهکار هایی وجود دارد و وظیفه دولتمردان و نخبگان چیست؟

 

الف-شناسایی وضعیت موجود بلحاظ واقعی نسبت به شاخص های اقتصادی و ظرفیتهای بالقوه اقتصاد و اعتمادسازی به آمار و اطلاعات منتشر شده از طرف بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و دولت
ب- شناسایی تحقیقات موجود انجام گرفته و بکارگیری بهترین آنها در سطوح حوزوی و دانشگاهی در مورد اقتصاد ایران
ج- بکارگیری تیم مدیریت اقتصادی ماهر در کشور از صاحبنظران حوزه اقتصاد اسلامی- اقتصاد نهادی و اقتصاد انرژی و معتقدین به بانکداری واقعی اسلامی.
د- اصلاح نظام آموزشی و پژوهشی اقتصاد در ایران و تربیت نیروی محقق و کارشناس و معتقد به بومی سازی سیاست های اقتصادی و تولید علم اقتصاد متناسب با جامعه مسلمین
ه-جایگزین کردن ظرفیتهای بالقوه کشور بجای ظرفیت درآمدهای نفتی
و-تفکیک بانک مرکزی از دولت
ز- ثبات مدیریتی اقتصادی سیاسی
ح- فعال کردن سفارتخانه ها در معرفی ظرفیتهای اقتصادی ایران به جهان
ط- زمینه سازی برای بالارفتن بازدهی در بخش صنعت و کشاورزی نسبت به سایر بخش های اقتصادی با تزریق نقدینگی هدفمند و نیروی انسانی متخصص و متعهد به این بخش ها
ی- اصلاح قوانین موجود و اصلاح نظام بانکی غیر مولد به نظام بانکی مولد
ک- بهبود ارزش پول کشور با ثبات بازار ارز
ل-اصلاح رفتار اقتصادی مردم از طریق مکانیسم قیمت و آموزه های دینی و قوانین تشویقی و تنبیهی بصورت تؤمان
م- ارزش گذاری مشوقانه برای تولید ثروت توسط آحاد مختلف جامعه به غیر از دلالان و واسطه گران

 

اولویت در مباحث و مشکلات اقتصادی با چه چیزهایی است؟

 

الف- ثبات اقتصادی سیاسی
ب- شناسایی وضعیت موجود
ج- اعتمادسازی بین دولت و سرمایه گذاران
د-اصلاح نظام بانکی و پولی
ه- اصلاح روند هدفمند کردن یارانه ها
و-جداشدن از نفت و مالیات محور شدن اقتصاد ایران از طریق تنوع مالیاتی
ز- محور قرار گرفتن بخش صنعت و کشاورزی بجای بخش واسطه گری و دلالی
ح- جمع آوری و اصلاح روند جریان نقدینگی به سمت تولید
ط- اصلاح نظام بودجه ریزی
ی-اصلاح الگوی رفتار مصرفی مردم، مخصوصا طبقات مرفه جامعه

امید است در سال « حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی » با تحقق منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جهت اصلاح الگوی مصرف، جهاد اقتصادی، تولید ملی و اقتصاد مقاومتی با حاکم شدن مجریان شایسته، مشکلات نهادی اقتصاد ایران مرتفع شود. / رویش نیوز


[یک شنبه 18 اسفند 1392 ]  [3:34 PM]  [مریم اسمعیلی]

اگرچه سال حمایت از تولید ملی به ظاهر به پایان رسیده اما تولید ملی و نیاز حمایت از آن همچنان پا برجاست و بدیهی است که مقدمه حماسه اقتصادی همین مساله تولید ملی باشد. مساله‌ای که در سال گذشته همچون آزمونی همگانی که همه مردم کشور در آن شرکت داشتند؛ برگزار شد که نتیجه آن شامل همه می‌شود و لطیف اینکه هر کس خود به تنهایی می‌داند که در آن سر بلند یا مردود شده است.
در شرایطی که خرید مواردی نظیر دارو هم اگر موجب وابستگی به دولت‌های کافر شود؛ مظان شبهه مراجع تقلید است و مواردی که موجب صدمه اقتصادی به بازار مسلمین شود حرام قطعی و عینی است و حضرت امام فرمودند تجار این چنینی کمک کار به هدم احکامند؛ حکم خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های خارجی اظهر من‌الشمس است و در باب کالاهای مصرفی هیچ توجیهی باقی نمی‌ماند. جالب اینکه قسمت اعظمی از واردات محصولات خارجی به کشور، شامل همین نیاز‌های کاذب می‌شود و سهم مواردی که توجیهات منطقی‌تر درباره آنها بیان می‌شود بسیار کمتر از حجم لوازم آرایشی و تجملاتی است! اگرچه درباره واردات همین موارد به ظاهر مهم‌تر نیز نظایر تاریخی متعددی در کشور‌های صنعتی شده‌ امروز مثل آمریکا، ژاپن، آلمان، چین و هند وجود دارد که در برهه‌های مشخصی از تاریخ، دروازه‌های واردات از کشور‌های دیگر را - جز در موارد بسیار محدود- به کشور خود بستند و در آینده درباره آنها صحبت خواهد شد؛ توجه نگارنده در این گفتار به خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها معطوف است.
از جمله توجیهات متواتری که در این باره بیان می‌شود نبود مشابه داخلی استاندارد و قابل رقابت با خوردنی‌های وارداتی است که با اندکی تامل به این نتیجه می‌رسیم اساسا مهم نیست که خیلی چیزها مشابه داخلی نداشته باشد یا مشابه داخلی آنها قابل قبول نباشد! چرا که قاطبه آنها حتی اگر اساسا نباشند هم اتفاقی نمی‌افتد! به عنوان مثال تنها برای واردات کالای بی‌ارزشی مثل آدامس سالانه بالغ بر 500 میلیون دلار ارز از کشور خارج می‌شود و جالب اینکه عمده واردات آدامس از کشورهایی است که در عداوت و رقابت هیچیک از آنها با جمهوری اسلامی، کمترین شبهه‌ای وجود ندارد. به عنوان مثال ترکیه که سهم عمده‌ واردات خوراک و پوشاک به ایران را داراست؛ در سوریه، منافع خود را در حمایت از گروه‌های سلفی و تروریستی و در لبنان در حمایت از گروه‌های مخالف مقاومت و در باقی مسائل منطقه‌ای در اتحاد با رژیم صهیونیستی تعریف کرده که همه و همه مغایر منافع حیاتی جمهوری اسلامی است. درباره نوشیدنی‌های پالپ‌دار و مواد اولیه آنها که از امارات و عربستان وارد می‌شود رفتارمان جالب‌تر است! همزمان با اینکه بسیاری از مسافرت‌های خارجی به مقصد دوبی انجام می‌شود و درصد قابل توجهی از واردات انواع نوشیدنی‌های گازدار نیز از همان شیخ‌نشین صورت می‌گیرد؛ به محض اینکه امیرزادگان درجه‌ چندم آن، جزایر ایرانی را متعلق به خود می‌خوانند؛ از غیرت رنگ به رنگ می‌شویم و از موزه‌های تاریخ نقشه‌های جغرافیایی پیدا می‌کنیم که گستاخی‌‌شان را پاسخ داده باشیم حال آنکه عامل اصلی تقویت آنها، برای این رفتارها، خودمان بوده‌ایم! هلندی‌ها پرواز‌های هواپیمایی ما را به خاک کشورشان ممنوع می‌کنند و ما در عوض از آنها آدامس و رانی و ماء‌الشعیر و نوشابه‌ انرژی‌زا می‌خریم. انگار نه انگار جریان دیگری هم در جریان است! دانمارکی‌ها در نشریاتشان هر چند وقت یکبار به مقدسات ما توهین می‌کنند و ساخت مناره‌های مسلمانان را در شهرهایشان ممنوع می‌کنند اما ما همچنان به خرید کره حیوانی و شیرینی آردی و پنیر از آنها ادامه می‌دهیم. سوییسی‌ها همزمان با تحریم بانک‌های ما به ما قهوه فوری و شکلات می‌فروشند. دولت آلمان در حالی که تمام قوای خود را در تحریم کردن ملت ایران به کار می‌گیرد و سعی می‌کند تولید انرژی هسته‌ای را در ایران متوقف کند، با ما قرارداد فروش ماء‌الشعیر و قهوه و شوینده و گلدان تزئینی امضا می‌کند!
نکته جالب توجه در این باره این است که اینها همه در بحبوحه‌ تحریم‌ها علیه ایران رخ می‌دهد، چرا که تحریم‌ها هیچ وقت شامل موارد این چنینی نمی‌شود!‌ اگرچه فروش غله و دارو به ایران ممنوع است اما فروش شکلات؛ ماءالشعیر، آدامس و ... آزاد است، چرا که اینها صرف تولید نمی‌شود، صرف پیشرفت هم نمی‌شود و حتی برای بدن نیز فایده ندارد. فقط کود می‌شود و به فاضلاب می‌ریزد! در این حالت دلار سبزی که با یک ریال بالا و پایین رفتنش فریاد از نهاد این و آن بلند می‌شود؛ صرف وارد کردن صنعت و تکنولوژی و سوخت و... نمی‌شود بلکه خرج مزه‌های مختلف و شربت بادام تلخ فرانسوی و شیره افرای آمریکایی می‌شود!
این کشور‌ها همه هم اگر دوست و متحد ما بودند که نیستند ما ثروتمان را داده‌ایم و در عوض هیچ چیزی نگرفته‌ایم! جالب‌تر اینکه این خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های رنگارنگ فرنگی محدود به مغازه‌ها و بوتیک‌های بالای شهر تهران نیست و هر کجا و در هر سوپرمارکتی، انواع و اقسام اینها وجود دارد! بحمدالله هر چقدر هم وضعیت اقتصادی بد باشد و مردم در تاکسی و اتوبوس و میهمانی و ... بنالند همچنان همه برای خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های خارجی آماده‌اند که کمترین مواردی است که می‌شود از آن اجتناب کرد! گفتمان حمایت از تولید ملی این نیست که صنعت وارد نکنیم اما اصرار بر این دارد که هیچ کس از نخوردن قهوه صرع نگرفته! دلار نباید صرف شامپو و دستگیره‌ در و حوله و ملحفه بشود! باید صرف تحصیل و تولید علم شود و صرف وارد کردن دارو و مواد اولیه‌ای که در کشور ما نباشد. این مثال‌ها اگرچه ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌آید، واقعی است و حجم ارزی که برای واردات آنها از کشور خارج می‌شود سر به آسمان می‌ساید! مملکتی که درآمد ارزی‌اش یکصد میلیارد دلار است نباید یک‌دویستمش تنها صرف واردات آدامس شود! در حالی که بودجه راهنمایی و رانندگی سالی هزار و 500 میلیارد تومان است نباید سالی 2 هزار میلیارد تومان خرج واردات آدامس شود! خوردنی‌های دیگر بماند!
مثالی که بیان آن در این زمینه خالی از لطف نیست کمپانی نستله است. اگرچه وابستگی آن به دشمن قطعی جمهوری اسلامی بدیهی بوده و تا به حال بسیار درباره آن سخن گفته شده و شاید به مثالی کلیشه‌ای تبدیل شده باشد اما همچنان حجم واردات محصولات آن و مصرف آن توسط مردم بهت‌آور است:
نستله در سال 1997 میلادی 51 درصد سهام اوسم که بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد غذایی اسرائیل است را در یک فقره چک 140 میلیون دلاری خریداری کرد و سود خالص اوسم را در سال 2001 به 460 میلیون دلار رساند. سال بعد نخست‌وزیر اسرائیل جایزه ژوبیلی را به این کمپانی داد که بزرگ‌ترین جایزه دولت اسرائیل است و به بزرگ‌ترین حامی اقتصاد اسرائیل داده می‌شود. نستله در شهرک صداروت کمی دورتر از نوار غزه 4000 کارگر دارد. در سال 2002 نستله 24 درصد هدیه 5/6 میلیون دلاری تشویق سرمایه‌گذاری در اسرائیل را از آن خود کرد. از همان سال عواید کارخانجات نستله در سرزمین‌های اشغالی برای دولت جعلی به بیش از 80 میلیون دلار در سال رسید و سوای تاسیسات تحقیقاتی و کارخانجات تولیدی در سرزمین‌های اشغالی، نستله کمک‌های مداومی نیز به مدارس اسرائیل انجام می‌دهد. محصولات نسکافه، پیورلایف، مگی، اسمارتیز، افتر ایت، کیت کت، پولو، لورئال و ... نام‌های تجاری دیگری است که توسط این کمپانی اداره می‌شود و در کمال تعجب در بیشتر فروشگاه‌های جمهوری اسلامی به فروش می‌رسند.
بسیاری از کالاهای مصرفی که وارد می‌شود مصارف کاذب و غیر‌ضروری دارند و آن دسته‌ای هم که اینطور نیستند قاطبه‌شان مشابه داخلی دارند و اگر هم ندارند وقتی وارد نشوند تولید می‌شوند و وقتی که تولید شدند کار ایجاد می‌کنند و سرمایه و این سرمایه صرف تولید بیشتر می‌شود و پیشرفت. اگر نمی‌توانیم ریزتراشه‌های الکترونیکی و کامپیوتر و لپ‌تاپ تولید کنیم و وارد نکنیم در عوض می‌توانیم قهوه نخوریم!
اگر نمی‌ترسیدم که شاید عذری وجود داشته باشد و می‌توانستم می‌گفتم منافق است آن کسی که لباس خارجی به تن می‌کند و قلم خارجی به دست می‌گیرد و وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی را نقد می‌کند! هر کسی از هر چیزی در هر کشوری سهمی دارد! اگر وظیفه خودمان را درست انجام دادیم می‌توانیم بگوییم چرا! نه اینکه نظام، عملکرد اقتصادی بی‌نقصی داشته باشد که اگر داشت می‌شد آنچه باید لیکن این مایی که هر کجا که می‌نشینیم و بلند می‌شویم بی‌وقفه از وضعیت دلار و سکه و قیمت پسته و غیره و غیره صحبت می‌کنیم و فلان وزیر و وکیل را مواخذه می‌کنیم باید اول وظیفه‌ خودمان را از آنچه باید انجام داده باشیم! این چیزهایی که از چین و ماچین وارد می‌شود اگر خریدار نداشته باشد وارد نمی‌شود و وقتی وارد نشود تولید می‌شود!
اگرچه این بحثی است که شامل همه ایرانیان می‌شود اما مخاطب من بیشتر آنهایی هستند که ادعای وطن‌پرستی دارند و آنهایی که مثل من حتی اگر نماز صبح‌شان تأخیر شود، راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس و فعالیت انتخاباتی‌شان ترک نمی‌شود! چرا که متاسفانه این قشری که بار وظیفه‌اش سنگین‌تر است هم، همچنان الگوی مصرفش اصلاح نشده و آنهایی که کلام و قلم انتقادشان سرتاپای نظام را در بر می‌گیرد و آنهایی که به اصطلاح حزب‌اللهی هستند و آن دسته تحصیلکرده‌هایی که مدام از نبود امکانات در داخل و شرایط بهتر در فرنگ می‌گویند، صبحانه نسکافه می‌خورند! برای مایی که در دوران عافیت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم و امتحان‌مان به جای مبارزه با رژیم طاغوت و زندان و جنگیدن با دشمن بعثی و اسارت، نخوردن شکلات و قهوه و پوشیدن لباس داخلی است، ننگ است که روسیاه بمانیم و شرمنده‌ شهدایی باشیم که از جانشان گذشته‌اند و ما نتوانیم از خمیردندان و صابون خارجی‌مان بگذریم!


[یک شنبه 18 اسفند 1392 ]  [3:28 PM]  [مریم اسمعیلی]

چگونگی شکل گیری سبک زندگی

ما ایرانی ها تمدن بزرگی داریم که پیوند آن با تمدن اسلامی اوج شکوفایی یک تمدن کامل را برای جوامع بشری پدید آورده است اما با کمال تاسف ما نتوانسته ایم این تمدن بزرگ را کارآمد سازی نماییم بنحوی که در زندگی اجتماعی مردم نمود خارجی داشته باشد بر این اساس است که ما به شیوه تمدن غربی زیست می کنیم اما دارای اعتقادات اسلامی هستیم این دو نوع متد زندگی که کاملا باهم در تعارض هستند در نتیجه از یکسو انسان مومن اما از اجتماع گریزان پدید می آورد و یا انسانی می شود که دین خود را متعلق به گذشته بداند و درنهایت دین گریز شود.

تردیدی نداریم که صورت زندگی کنونی ما تنها شکل ممکن و بهترین شکل موجود برای زندگی نیست. برخی از بخش هایی که ما آن را جزء ضروریات می دانیم در گذشته ای نه چندان دور اصلا وجود نداشته است. بی گمان اقشار پیشتاز جامعه مانند عالمان، اساتید برجسته دانشگاه،حاکمان و بزرگان،نخبگان علمی و فرهنگی و ورزشی و هنری در شکل دهی به سبک زندگی موثر هستند. البته میزان دریافت و ضریب تاثیر گذاری هر یک از این گروهها متفاوت است. همچنین در یک مقیاس وسیع تر سبک زندگی توده جامعه ما به شدت تحت تاثیر رسانه های تصویری قرار گرفته اند. در دنیای مدرن رسانه ها ارتباط فراوانی با زندگی پیدا کرده اند آمارها نشان می دهد که تقریبا در سراسر دنیا پس از خواب و کار ، رسانه ها سومین کاری است که بشر انجام می دهد و مصرف رسانه ای از محوری ترین عناصر زندگی شده است. به همین دلیل است که نقش رسانه ها در ترویج سبک زندگی غربی در دنیای کنونی و تخریب و تضعیف باورها و ارزشهای اسلامی نقش بسیار جدی داشته است تن دادن به الگوی زندگی غربی در واقع دور شدن از شریعت اسلامی است. این اتفاق به سهولت و تا حدی بدون حساسیت در جامعه ما در حال صورت گرفتن است. یکی از ریشه های آن نا آشنایی با الگوی زندگی اسلامی است.

نگاه انسان دینی به دنیا

نوع نگاه انسان به دنیا، در انتخاب سبگ زندگی و آداب رفتاری او تاثیر دارد. کسی که این دنیا را جای خوش گذرانی و لذت جویی می بیند به گونه ای زندگی می کند و کسی که آن را مزرعه آخرت و محل آزمایش می داند زیست دیگری برای خود انتخاب می کند. بنا براین نوع زیست ما در دنیا و شیوه زندگی مان تماما به نوع نگاهمان به دنیا بستگی دارد. آموزه های اسلامی بینش صحیح و در ست از رابطه دنیا و آخرت به انسان می دهد به همین دلیل هرگز در کلمات اولیای دین سخنی از نادیده گرفتن دنیا و رها کردن نعمت های دنیوی دیده نمی شود . بلکه برعکس، دنیا به عنوان وسیله خوب و ارزشمند برای بهره مندی از نعمتهای اخروی معرفی شده است.در جهانبینی اسلام دنیا مرحله بسیار کوتاه و زودگذر از زندگی انسان بشمار می رود به همین دلیل دل بستن به دنیا و غایت دانستن چنین حیاتی را موجب غفلت از زندگی واقعی می داند و چنین وضعیتی را نکوهش و سرزنش می کند.

بر این اساس هرکسی دنیا را وسیله ای برای دیدن حقایق و عبرت آموزی از سرگذشت بدان قرار دهد این دنیا به او بصیرت می دهد دنیا برای چنین کسی وسیله تعالی و تکامل است اما کسی که دنیا را هدف نهایی خود قرار بدهد و همه تلاشش دست یابی به مطاع های دنیوی باشد دنیا او را از دیدن حقایق عالم عاجز می کند و موجب گمراهی و ضلالتش می شود.

بنا براین انسان دین دار در زندگی دنیوی خود حد تعادل میان دنیا و آخرت را برقرار می کند او از سویی نعمتهای دنیا را نادیده نمی گیرید و از سوی دیگر آنقدر در این نعمت ها غرق نمی شود بلکه او تلا ش می کند تا با ابزار قرار دادن متعلقات دنیا، زندگی و رفاه نسبی در جهان ماده برای خود فراهم آورد و توشه ای برای آخرت خود بنا نهد.

با توجه به مباحث مطروحه به این نکته می رسیم که اگر قرار است ما بر اساس باور ها و اعتقادات خود زندگی نمایم و روش زندگیمان دستمایه تمدن مادیگرایانه و خداگریز غرب نباشد باید نوع نگاهمان به مقوله دنیا بر اساس آموزه های دینی باشد و برای تحقق چنین رویکری باید با مفاهیم و مولفه های دین خود آشنا شویم عدم آشنایی با مقوله دین در جامعه ما سبب شده است که ما در روش زندگی خود دچار تزلزل شده و به فرهنگ زندگی دیگران پناه ببریم .

منبع: بر داشت آزاد ا ز کتاب« همیشه بهار ، اخلاق و سبک زندگی اسلامی» نوشته احمد حسین شریفی ، انتشارات دفتر نشر معارف، چاپ دوم، تابستان ۱۳۹۱


[سه شنبه 13 اسفند 1392 ]  [3:23 PM]  [مریم اسمعیلی]

نظرات كلي راجع به مال:
الف. «و لا تؤتوا السفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما»؛ و اموالي كه خداوند آنرا وسيله قوام زندگي شما قرار داده در اختيار سفيهان قرار ندهيد. (نساء/ 5).
ب. «لاتأكلوا اموالكم بينكم بالباطل الا ان تكون تجارة عن تراض»؛ اموال خود را ميان خودتان به ناروا مخوريد، مگر آنكه داد و ستدي با رضايت يكديگر باشد. (نساء/ 29).
ج. آيات نهي از اسراف و تبذير: «ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين»؛ همانا اسراف كنندگاه برادران شياطين به شمار مي روند. (اسراء/ 27).
د. «كي لايكون دولة بين الاغنياء منكم»؛ ... تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد، .... (حشر/ 7).
ه. «و الذين في اموالهم حق معلوم* للسائل و المحروم»؛ و همانان كه در اموالشان حقي معين است، براي سائل و محروم. (معارج/ 24 و 25).
و. آيات منع از ربا.

2- انفاقات:
الف. آيات عمومي راجع به انفاقات.
ب. انفاقات واجبه:
«و اعلموا انما غنمتم من شي‏ء ...؛ و بدانيد هر گونه غنيمتي به دست آورديد از هر چه باشد..... (انفال/ 41) انما الصدقات للفقراء و المساكين...»؛ صدقات «زكات مال» تنها به فقرا و بينوايان و ..... تعلق دارد. (توبه/ 60)

3- في‏ء و غنائم:
«و ما افاء الله علي رسوله منهم فما اوجفتم عليه من خيل و لا ركاب ولكن الله يسلط رسله علي من يشاء و الله علي كل شي‏ء قدير* ما افاء الله‏ علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين‏ و ابن السبيل كي لايكون دولة بين الاغنياء منكم»؛ و آنچه خدا از «اموال» آنان «يهوديان» به رسم «فيء» عايد پيامبر خود گردانيد، شما «براي به دست آوردن آن» هيچ اسب و شتري بر آن نتاختيد «پس در آن حقي نداريد» ولي خدا فرستادگان خود را بر هر كه بخواهد چيره مي گرداند، و خدا بر هر كاري تواناست. آنچه خداوند «به صورت فيء» از اموال ساكنان آن قريه ها عايد پيامبرش گردانيد، خاص خدا و پيامبر و خويشاوندان «او» و يتيمان و مستمندان و در راه مانده است، تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد و... (حشر/ 6 و 7).
ايضا: «يسئلونك عن الانفال، قل الانفال»...؛ از تو درباره غنيمت ها مي پرسند، بگو، غنيمت ها .... (انفال/ 1)


[دوشنبه 12 اسفند 1392 ]  [3:36 PM]  [مریم اسمعیلی]

 

با نام گذاری سال جدید با عنوان"تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" بر آن شدیم تا زنجیره اتصال دو عامل ملی، یعنی تولید و سرمایه را که همان کار معرفی شده است را مورد بازشناسی قرار دهیم.

از جمله مهم ترین عامل اقتصادی مورد توجه در اسلام، عامل نیروی انسانی است. در قرآن و سنت کار ایجاد شده از انسان بسیار مورد توجه قرار گرفته است به صورتی که جزء اعمال عبادی به حساب می آید و پاداش آخرت انسان ها به سعی و تلاش آنها در دنیا وابسته است. در قرآن مجید آیات زیادی درباره ارزش کار و تاکید بر عمل صالح وجود دارد. قرآن به شدت انسان را از حرف زدن های بیهوده و بی عمل منع نموده است و همواره تاکید می نماید که فضل خدا نصیب کسانی خواهد شد که اهل جهد و کوشش و تلاش باشند. به عنوان مثال در آیه 38 سوره مدثر، به صراحت این موضوع مطرح شده است که هر کس در گرو اعمال خویش است. رویکرد دین در آموزه های دینی ما بالا بردن بهره وری در جامعه است که از طریق کارو تلاش بدست می آید.

زمانی که در یک جامعه فرهنگ کار نهادینه گردد، کار کردن یک ارزش تلقی خواهد شد و همه افراد جامعه در سطوح مختلف، کارکردن را مسیر موزون جامعه دانسته و به سمت درست کار کردن حرکت خواهند کرد.

آسیب شناسی فرهنگ کار

حال با این همه سفارش های موکد و قوی برای پیوند کار دنیوی با پاداش آخرتی و روایات قرآنی و دینی که به عنوان مسلمان به آنها اعتقاد داریم، چه اتفاقی افتاده که نسبت به کار و بهره وری در فرهنگ خود فاقد انگیزه و عملکرد مناسب هستیم.

 بنا بر نظر اکثر کارشناسان اقتصادی، فرهنگ و اخلاق کار در ایران نسبتاً ضعیف بوده و بنابراین لازم است فقدان این فرهنگ در جامعه به عنوان یک معضل اقتصادی، اجتماعی تلقی شود و برای شناسایی بهتر وضع موجود از نظر فرهنگ کار، بررسی ها و ریشه یابی هایی صورت گیرد.

 

عملکرد بخش عمده ای از شاغلان بخش خصوصی و دولتی در جایگاه مناسب و شایسته خود قرار ندارد. کار یک سرگرمی غیرسازنده و فعالیتی تکراری تلقی می شود که افراد خود را ناگزیر از انجام آن می دانند. برای امرار معاش و رفع تلکیف و توجیه شاغل بودن خود، به آن روی می آورند.این مسائل باعث کاهش انگیزه و خلاقیت در نظام کاری کشور خواهد شد و فرهنگ کار چهره کنونی را پیدا خواهد کرد. در صورتی که اگر در سازمان ها، نهادهای اجتماعی و حتی خانواده ها به شرافت، صداقت و اعتبار حقیقی اهمیت داده شود و شایسته سالاری ملاک قضاوت قرار گیرد،فرهنگ کار نمود زیباتری پیدا خواهد کرد و می توان بسیاری از مفاسد اداری را که هم اکنون از غلبه روابط بر ظوابط ایجاد شده است را برطرف نمود. تجربه سازمان‌های موفق در کشور نشانگر آن است که به رغم تأثیر عوامل محیطی، امکان بسیاری از تحولات مثبت در درون سازمان‌ها وجود دارد و این تحولات خود می‌تواند بسترساز تحولات وسیعتری در کل جامعه باشد. فرهنگ کار و نظم‌پذیری در سازمان‌ها زمینه‌های استفاده مفید و موثر از منابع انسانی و مادی را فراهم می‌سازد و آثار مطلوبی در بعد بهره‌وری و کسب مزیت رقابتی دارد. برای ارزشی کردن تولید و سودآوری، گریزی نیست جز اینکه در سازمان و جامعه فرهنگ کار رواج پیدا کند.

کار آفرینی

بررسی وضعیت بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که در صورت برخورداری از استراتژی‌های جامع و تبدیل آن به برنامه‌های مشخص و معین می‌توان به توسعه دست یافت. در صورتی که ما بتوانیم با کشورهای دارای اقتصاد پیشرفته و مدرن تبادل تجربیات داشته باشیم و به تشریح تاریخ و نحوه زندگی آنان بپردازیم، می توانیم الگوهای جهان پیرامون را به افراد جامعه معرفی کنیم و نشان دهیم که ارتقاء جایگاه هر کشوری در هر زمینه ای منوط بر سختکوشی و تلاش و کار مستمر مردم آن کشور است.این ویژگی در کشورهای شرق دور کاملا مشهود است. نگاهی به تجارب آنها نشان می دهد که در آن جوامع افراد سخت کوش بر افراد دارای استعداد ترجیح داده شده اند. ما نیز می توانیم علاوه بر استعدادیابی و ایجاد افراد شاخص، به سخت کوشی اهمیت بدهیم. بزرگترین فایده این تغییر اولویت، مشارکت بخش بیشتری از جامعه در مسائل اجتماعی خواهد بود و شایسته سالاری محقق خواهد شد.

فرهنگ کار یک هنجار فرهنگی است که یک ارزش اخلاقی مثبتی را برای انجام یک شغل درست وضع نموده است و مبتنی بر این باور است که کار فی‌نفسه دارای یک ارزش ذاتی است. مثل سایر هنجارهای فرهنگی، علاقه‌مندی و باور یک فرد به اخلاق کار اساساً تحت تأثیر تجارب و تعلیم یافتن فرد در خلال دوران طفولیت و نوجوانی است. خانواده یکی از عواملی است که در تقویت فرهنگ کار و دوام و اسمترار آن نقش دارد. این به خاطر این است که فرد دائماً تحت تأثیر خانواده قرار می‌گیرد.

 

بنابراین با برقراری ارتباط و کنش متقابل بین خانواده و فرد می‌توان به صورت ضمنی و غیرمستقیم بسترسازی لازم برای ایجاد و پرورش فرهنگ کار را فراهم ساخت والدینی که یک فرهنگ کار قوی را ابزار می‌دارند فرزندان خود را به سوی بهره‌مند شدن از فرهنگ کار قوی می‌کشانند. همین که فردی وارد محل کار می‌شود در ارتباط با تصورات و عکس‌العمل دیگران، نگرش‌های کار شکل یافته او در دوران طفولیت تایید شده و یا مورد نقض قرار می‌گیرد. در این میان مفهوم اشتغال پایدار رابطه تنگاتنگی با جایگاه کار در جوامع دارد. اشتغال پایدار مفهومی نیست که بتوان با فعالیت ها و پیگیری های مستمد اقتصادی ایجاد نمود بلکه زیر ساختی است که باید با ایجاد فرهنگ درست کار در سنین کودکی و نوجوانی در آحاد جامعه ایجاد شود. نظام آموزشی کشور می تواند در این زمینه گام های اساسی بردارد.

فرهنگ کار بدون کار مفهومی ندارد. کار کردن و فرهنگ کار بایستی نهادینه شود تا از این طریق بتوان بنیادهای فرهنگ کار را بنا نهاد و در جهت تقویت آن گام برداشت. فرهنگ کار به معنای پذیرش اصول، الگوها، رفتارها و قواعد صنعت تولید است که با اعمال ساز و کارهایی بایستی آن را ایجاد، مراقبت و کاربردی کرد. بدون تردید ساختار اقتصادی جامعه بر فرهنگ کار موثر است. امید است بتوانیم با جدیت بیشتری شعار سال جدیدمان را جدی بگیریم و تلاش روزافزون را سرلوحه زندگی فردی مان قرار دهیم


[یک شنبه 11 اسفند 1392 ]  [2:48 PM]  [مریم اسمعیلی]

نویسنده: حجت الاسلام کیوان عزتی 


با توجه به نام‌گذاری سال 1392 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان « سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی » نگاهی خواهیم داشت به 7 آیه از قرآن کریم که پیام‌هایی مرتبط با نام‌گذاری این سال دارند؛ و سعی می‌کنیم با استفاده از بیانات مقام معظم رهبری به شرح این آیات بپردازیم.

 

* آیه‌ی اول، آل عمران/ 139: «ولاتهنوا و لاتحزنوا و أنتم الأعلون إن کنتم مؤمنین»

ترجمه: و [شما مسلمانان] سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!

 

نکته :

 طبق صریح آیه‌ی یاد شده، مؤمنین نسبت به دیگران برتری خواهند داشت. از طرف دیگر می‌دانیم که یکی از لوازم برتری، بی‌نیازی اقتصادی از دولت‌های استکباری و خودکفایی مسلمانان است؛ زیرا بدیهی است که نیاز و احتیاج به دیگران همیشه ملازم با ذلت و اسارت است. از این رو ملتی که بخواهد عزیز و سربلند زندگی کند باید ابتدا خود را از بند اسارت کفار آزاد سازد. چنین ملتی است که سزاوار صفت ایمان است و ملتی که با ذلت و خواری دست نیاز به سوی بیگانه دراز می‌کند، طبق صریح این آیه، ملت مؤمنی نیست.

 

مقام معظم رهبری :

 «آمریکا و اذناب او هرچه تلاش کنند، نخواهند توانست این ملت را از رسیدن به قله‌اى که امام عزیزش همه را به آن سمت هدایت مى‌کرد، باز بدارند. اگر تمام گردن کلفت‌ها و قلدرهاى دنیا هم دست در دست یک‌دیگر دهند، نمى‌توانند ما را از حرکت به سمت جامعه‌ى اسلامى مرفه و عادل و آباد باز بدارند. ما بحمداللَّه اراده‌ى پیمودن این راه و انجام این کار را با لطف الهى و کمک مردم داریم و چیزى هم کم نداریم.
فقط مواظب باشید وحدت و شور و احساس تکلیف را در خود حفظ کنید. قرآن به مسلمان‌ها خطاب مى‌کند و مى‌گوید: «اگر مؤمن باشید [إن کنتم مؤمنین]، نه از کسى بترسید و نه سست شوید [ولاتهنوا و لاتحزنوا]. مظهر ایمان، همین شور و نشاط و تلاش و وحدت و حضور در صحنه است؛ دشمن هم از همین مى‌ترسد. تا وقتى حضور قوى و پُرشور شما مردم استمرار دارد، ان شاء اللَّه لطف خدا هم با ما خواهد بود.»[1]

 

* آیه‌ی دوم، نساء/ 141: «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً»

ترجمه: و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.

 

نکته :

در اقتصادی که مدنظر قرآن است، سعی بر این است که با استفاده از سلاح پویایی اقتصاد، حاکمیت سیاسی دولت اسلامی در روابط با بیگانگان حفظ شود، زیرا در روابط خارجی بین دولت‌ها، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته و درهم تنیده‌اند، هم اکنون وابستگی سیاسی‌ای که در بسیاری از کشورهای به ظاهر مسلمان مشاهده می‌شود، نتیجه‌ی مستقیم وابستگی اقتصادی آن‌ها به ابرقدرت‌ها است. از این رو برای حفظ اعتبار و حیثیت اسلامی، دولت‌های اسلامی موظف هستند از هرگونه عملی که راه نفوذ کفار را برای تسلط بر مسلمین می‌گشاید، خودداری کنند و پیشاپیش راه‌های نفوذی آنان را با تدبیر و سیاست ببندند و از آن جا که بزرگ‌ترین راه نفوذ آنان، تأمین نیازمندی‌های اقتصادی است، از این رو اِعمال سیاست اقتصادی خودکفا و همیاری عموم اقشار در قطع وابستگی و بستن راه‌های نفوذی آنان، از مهم‌ترین مسؤولیت‌های ملت اسلامی است.

 

مقام معظم رهبری :

«یک نکته این است که ما هر چه که عرض می‌کنیم، با این پیش‌فرض‌ها بایستى ملاحظه بشود. ما چند پیش فرض داریم. یکى این است که پیشرفت علمى، ضرورت حیاتى کشور در علوم مختلف است؛ البته رتبه‌بندى علوم را بعد عرض می‌کنیم که یکى از کارهاى مهم است. پیش فرض د‌وم این است که این پیشرفت علمى، اگرچه که با فراگیرى علم از کشورها و مراکز پیشرفته‌ترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشک این است - اما فراگیرى علم یک مسأله است، تولید علم یک مسأله‌ى دیگر است. نباید ما در مسأله‌ى علم، واگن خودمان را به لوکوموتیو غرب ببندیم. البته اگر این وابستگى ایجاد بشود، یک پیشرفت‌هایى پیدا خواهد شد؛ در این شکى نیست؛ لیکن دنباله روى، نداشتن ابتکار، زیرِ دست بودنِ معنوى، لازمه‌ى قطعىِ این چنین پیشروى است؛ و این جایز نیست.»[2]

 

 

* آیه‌ی سوم، نساء/144: «یا أیها الذین آمنوا لاتتخذوا الکافرین أولیاء من دون المؤمنین، أتریدون أن تجعلوا لله علیکم سلطاناً مبیناً»

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! کافران را در مقابل مؤمنان برای خود دوست مگیرید. مگر می‌خواهید برای خدا علیه خودتان دلیلی آشکار قرار داده باشید؟!


* آیه‌ی چهارم، مائده/51 : «یا أیها الذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری أولیاء، بعضهم أولیاء بعض و من یتولهم منکم فإنه منهم، إن الله لایهدی القوم الظالمین»

ترجمه: ای مؤمنان! یهود و نصاری را به دوستی مگیرید. بعضی از آن‌ها دوستان بعضی دیگرند. هر که از شما با ایشان دوستی کند خود از ایشان است. همانا خداوند مردم ستمگر را هدایت نمی‌کند.


* آیه‌ی پنجم، مائده/57 : «یا أیها الذین آمنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزواً و لعباً من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار أولیاء ، واتقوا الله إن کنتم مؤمنین»

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با آن گروه از کفار و اهل کتاب که دین شما را به سخریه گرفته، بازیچه‌اش پندارند دوستی نکنید و از خدا بپرهیزید اگر مردمی با ایمانید.

 

نکته :

در این آیات می‌خوانیم: «مسلمانان از قبول ولایت کفار سخت برحذر داشته شده‌اند و از آن جا که یکی از ریشه‌های خطرناکی که عامل پذیرش ولایت کفار و قبول این اسارت می‌شود، چیزی جز نیازهای اقتصادی نیست، این آیات هرکدام با بیان ویژه‌ای تأکید بر ضرورت عدم تحمل ولایت کفار و یهود و نصاری دارد و طبعاً بهترین علاج آن خودکفایی مسلمین برای رهایی از یوغ کفار است؛ چرا که نیازمندی، سرانجام آنان را در شبکه‌ی صید کفار می‌اندازد و به سیادت و عزت و عظمت آنان لطمه وارد می‌سازد.»

 

 

مقام معظم رهبری :

«موفقیت هر ملتى در پیشرفت‌هاى خود، نسبت معکوس با نفوذ بیگانگان و دشمنان در آن کشور دارد. این‌ها نسبت‌شان متعاکس است؛ یعنى هرگاه بیگانه و یک قدرت خارجى- ولو آن قدرت خارجى علناً اظهار دشمنى نکرده باشد - نفوذش در بین مردم، قشرهاى مختلف و فضاى سیاسى بیش‌تر باشد، این ملت از آینده‌اى همراه با عزت و همراه با افتخار و تأمین شده، فاصله‌اش بیش‌تر است. نه این که با هر بیگانه‌اى باید ستیزه گرى کرد؛ نه، گاهى هم انسان به خاطر مصالح، با بیگانه‌اى دوستى مى‌کند؛ اما به همان بیگانه دوست هم نباید اجازه داد که در امور داخل این خانه، این خانواده، این کشور و این جامعه بتواند نقش ایفا کند. از اولِ انقلاب که به کلى رشته‌هاى نفوذ آمریکا و دیگر قدرتمندان- فقط هم آمریکا نبود؛ منتها بدترین‌شان آمریکا بود- در این کشور گسسته شد، این‌ها دایم در فکر بودند که به نحوى در داخل کشور نفوذ کنند و به پیاده کردنِ فکر خودشان، حرف خودشان، کار خودشان و مقاصد و هدف‌هاى خودشان بپردازند. از همه‌ی راه‌ها هم براى این کار استفاده مى‌کنند.[3]»

 

* آیه‌ی ششم، فتح/29: «محمد رسول الله؛ و الذین معه أشداء علی الکفار رحماء بینهم، تراهم رکعاً سجداً یبتغون فضلاً من الله و رضواناً، سیماهم فی وجوههم من أثر السجود، ذلک مثلهم فی التوراة، و مثلهم فی الإنجیل کزرع أخرج شطئه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار، وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و أجراً عظیماً»

ترجمه: محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرستاده‌ی خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آن‌ها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند؛ نشانه‌ی آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و به قدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وا می‌دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آن‌ها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند وعده‌ی آمرزش و اجر عظیمی داده است.

 

نکته :

مفاد این آیه، با توجه به توصیف امت اسلام با جمله‌ی «فاستغلظ فاستوی علی سوقه» (نیرومندی و بر پای خود ایستادن)، قدرت یافتن مسلمانان و رسیدن آنان به آن درجه از شکوه و عظمتی است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را نداشته باشند. به طور حتم تا چنین هدفی در عملیات اقتصادی منظور نگردد و مسلمانان خود را از نقش پیرو و دنباله رو بیرون نیاورند، نه تنها در صحنه‌ی اقتصاد پیوسته شکست می‌خورند، بلکه در اخلاق و فرهنگ که منشأ هر گونه شکست مادی و معنوی دیگر است، شاهد سقوط قطعی خود خواهند بود. در نتیجه مسلمین باید اقتصادی خودکفا و غیرمتکی به غیر داشته باشند و اقتداری که به دنبال آن هستند باید هم اقتدار سیاسی، هم اقتدار نظامی و هم قدرت اقتصادی و هم توانمندی فرهنگی باشد.

 

 

مقام معظم رهبری :

«اسلام پیروان خود را این جور تربیت می‌کند: «و الّذین معه اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم تراهم رکّعا سجّدا یبتغون فضلا من اللَّه و رضوانا سیماهم فى وجوههم من اثر السّجود»؛ این‌ها نشانه‌هاى امت اسلامى است. این‌ها آن معنویتى است که در آن‌ها وجود دارد؛ آن توکل، آن توجه به خدا، آن تذکر، آن خضوع در مقابل پروردگار. این، خاصیت پرورش انسان مسلمان و مؤمن است. اسلام این جور انسانى پرورش می‌دهد. در مقابل خداى متعال، خاضع؛ با برادران ایمانى، رحیم، مهربان؛ اخوت اسلامى برقرار؛ اما در مقابل مستکبران، در مقابل ظالمان، مثل کوهِ استوار مى‌ایستند؛ «و مثلهم فى الانجیل کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوى على سوقه». این، همان مراحل رشد امت اسلامى است؛ سر می‌زند، رشد می‌کند، بالندگى پیدا می‌کند، مستحکم می‌شود. «یعجب الزّرّاع»؛ خود آن کسانى که این زمینه را فراهم کردند، به شگفت مى‌آیند. این دست قدرت الهى است که این جور انسان‌ها را رشد می‌دهد. «لیغیظ بهم الکفّار»؛ دشمن مستکبر وقتى به این انسان مسلمانِ تربیت شده‌ى بالیده‌ى در دامان اسلام نگاه می‌کند، معلوم است که به خشم مى‌آید و ناراحت می‌شود. ما باید این جورى عمل کنیم. خود را بسازیم. خود را با قرآن تطبیق دهیم. اخلاق خود را، رفتار خود را، با دوستان، با معارضان و معاندان، با مستکبران، طبق برنامه‌ى قرآن تنظیم کنیم. خداوند متعال وعده کرده است که به افرادى که این جور حرکت کنند، پاداش خواهد داد، اجر خواهد داد. این اجر، هم در دنیاست، هم در آخرت. در دنیا عزت است، برخوردارى از زیبایى‌ها و تمتعات الهى در این عالم است - که براى انسان‌ها فراهم کرده است - در آخرت هم رضوان الهى و بهشت الهى است.»[4]

 

 

* آیه‌ی هفتم، ممتحنه/1: «یا أیها الذین آمنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم أولیاء تلقون إلیهم بالمودة و قد کفروا بما جاءکم من الحق»

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبت می‌کنید، در حالی که آن‌ها به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده‌اند!

 

نکته :

پاره‌ای از مؤمنان که از مکه به مدینه مهاجرت کرده بودند در نهان رابطه‌ی دوستی خود را با برخی از مشرکان حفظ کرده بودند تا بدین وسیله کفار مشرک از فامیل و کسانشان در مکه نگهداری کنند و آن‌ها را تحت حمایت خود بگیرند. آیه‌ی یاد شده مسلمانان را حتی از این مقدار مودت و پیوند برحذر می‌دارد. اکنون که تا این حد رابطه با کافران ممنوع است باید دید اسلام در مورد پاره‌ای از زمامداران کشورهای اسلامی که از نظر بازرگانی، کشاورزی، صنعتی و سرانجام در همه‌ی امور اقتصادی، کشورهای خود را وابسته به کفار، مشرکان و یهود صهیونیست کرده‌اند، چه نظری دارد. تردیدی نیست که این گونه پیوندها قبل از این که مسلمانان را از مشکلات اقتصادی نجات بخشد به مفاسد اخلاقی و ضلالت‌های فکری که منشأ همه گونه وابستگی‌های اقتصادی است، می‌کشاند و سرانجام با دریافت وام‌های ربوی، در مقابل تاراج ذخایر ملی، آنان را به ورشکستگی اخلاقی و اقتصادی سوق خواهد داد. بنابراین بار دیگر با صراحت اعلام می‌شود که هیچ گونه راه حلی برای نجات مسلمین از چنگال این استعمارگران دیو صفت، جز خودکفایی خود مسلمانان، نخواهد بود.[5]

 

مقام معظم رهبری :

«هر ملتى و کشورى در طول زندگانى ممتد خویش، دوران‌هایى و حوادثى را مى‌گذراند که تأثیر آن در سرنوشت تاریخى او، بسى تعیین کننده و ماندگار است و مى‌تواند او را به نیک بختى و عزت و اقتدار، یا سیه روزى و ذلت و حقارت بکشاند. این حوادث هر چند سال‌ها به طول انجامد در مقایسه با عمر ملت‌ها، در حکم لحظه‌اى زودگذر است و اگر ملتى در تند باد چنین حوادثى قرار مى‌گیرد از خود اراده و هوشمندى و ایمان و استقامت نشان دهد قله‌هاى شرف و بهروزى را فتح مى‌کند و قدم در جاده‌ى پیشرفت و تعالى مى‌گذارد و با هر گردنه‌ى دشوار و سنگلاخى مواجه شود از آن عبور مى‌کند و خود را به هدف مى‌رساند. ولى اگر ضعف و تن پرورى و دل سپردن به لذت و راحت موقت و ناهوشمندى و بى‌ارادگى و بى‌ایمانى گریبان‌گیر او شود آینده‌ى خود را تباه مى‌کند و دست‌خوش ذلت و اسارت و وابستگى مى‌شود و همه‌ى سختی‌ها و گرفتاری‌هاى ملل عالم که ناشى از وابستگى و اسارت است پى در پى و به تدریج بر او مى‌تند و او را دچار بدبختى دنیا و آخرت مى‌کند.
ملت‌هاى پیشرو و موفق جهان در همه‌ى دوران‌ها، ملت‌هایى هستند که در یکى از چنین لحظه‌هاى تاریخى تصمیمى شرافتمندانه و شجاعانه گرفته و سختی‌هاى مجاهدت و پایدارى را با شوق و شور، تحمل کرده‌اند و خود را با تلاش و هوشمندى به نقطه‌ى امن و عزت و استقلال رسانده‌اند. ملت بزرگ ایران در انقلاب اسلامى کبیر خود در سال 1357 به اولین پیروزى تاریخى خود رسید. یکى از زیباترین و شگفت انگیزترین نمایش‌ها را از این گونه در صحنه‌ى تاریخ اجرا کرد. رژیم پهلوى که در بى‌کفایتى و فساد و سرسپردگى به بیگانگان در میان حکومت‌هاى فاسد این منطقه از همه روسیاه‌تر بود در طول ده‌ها سال حکومت خود بزرگ‌ترین ضربه‌ها را بر ملت و کشور ایران وارد آورده بود، ملت را با دیکتاتورى خشن و سرکوب بى‌رحمانه از صحنه‌ى سیاسى کشور بیرون رانده، منافع کشور را قربانى بندوبست با قدرت‌هاى مداخله‌گر و کمپانی‌هاى غارت‌گر کرده، جوانان را با رواج ابتذال و شهوترانى از اندیشیدن به سرنوشت کشور بازداشته و صداى هر معترض و آزادی‌خواهى را در گلو شکسته بود.
با نابود کردن کشاورزى ملى و وابسته کردن صنعت ناقص و معیوب و باز گذاشتن دست بیگانگان حریص و نوکران دربار و غارت منابع نفتى و بذل و بخشش ثروت ملى به اربابان آمریکایى و اروپایى و ویران کردن روستاها و تبدیل ایران به بازار کالاهاى بى‌ارزش خارجى و پس‌مانده‌ى محصولات کشاورزى آمریکا و برنامه‌هاى خائنانه‌ى دیگرى از این قبیل، اقتصاد کشور را دچار انحطاط مزمن و وابسته به اراده‌ى قدرت‌هاى خارجى کرده و رگ حیات ملت را به دست دشمنان سپرده بود.
[...] نهضت اسلامى به رهبرى امام خمینى عظیم در میانه‌ى سال‌هاى 1341 تا 1357 در چنین شرایطى آغاز شد و رشد و تکامل یافت. امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدى(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و با اعتماد به ایمان دینى مردم و با شجاعت و اخلاص و توکل کم نظیر خود، راه مبارزه را در میان سختی‌ها و مصائب طاقت فرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعیت‌هاى تلخ و راه علاج آن آشنا کرد. ملت ایران که از اولین قدم‌ها به نداى این مرد الهى و روحانى گوش فراداده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگیزه‌ى نیرومند ایمان و عشق به اسلام، فداکاری‌ها و جانفشانی‌هاى فراموش ناشدنى کردند.
[...] در سازندگى مادى کشور آنچه در این بیست سال اتفاق افتاده، در همه‌ى دوران حکومت جباران پهلوى و پیش از آن بى‌سابقه است و حجم خدماتى که در این مدت به دست فرزندان کشور و پروردگان انقلاب تقدیم ایران عزیز شده است فهرستى بلند و افتخارآمیز دارد و البته در رأس همه‌ى آن‌ها و مهم‌ترین خدمت انقلاب در زمینه‌ى بناى علمى و عمرانى کشور، روح خودباورى و اعتماد به نفسى است که سرمایه‌ى از دست رفته‌ى ملت ایران در طول قرن‌هاى اخیر بود و نابود کردن آن، گناه بزرگ پادشاهان بى‌کفایت و دست نشانده‌ی غرب بوده است.
امروز ایرانى احساس مى‌کند که خود قادر به اداره‌ى کشور، قادر بر سازندگى، قادر بر عبور از موانع و قادر بر ابتکار و نوآورى است و این همان سرمایه‌ى لایزالى است که هر ملتى را در رسیدن به هدف‌هاى خود کامیاب مى‌سازد و همین است که در 20 سال گذشته آن همه افتخارات را در زمینه‌هاى علمى و صنعتى و نظامى و سیاسى نصیب ملت ایران کرده است.»[6]


[یک شنبه 11 اسفند 1392 ]  [2:45 PM]  [مریم اسمعیلی]


نزدیک به یک دهه است مقام عظمای ولایت، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با تدبیری هوشمندانه در ابتدای سال جدید با نامگذاری آن سال جهت گیری های کلان کشور را برای رسیدن به قله های پیشرفت تعیین می کنند.
امسال نیز به روال سالیان گذشته ایشان در ابتدای تحویل سال جدید شمسی با تبریکات صمیمیانه افق کاری را برای برنامه های کشور در سال پیش رو جلوی دیدگان مسئولین و مردم قرار دارند و با نامگذاری “ سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی ” تکلیف ورود به عرصه های مهم کشور را مشخص کردند.
از دید نگارنده این نامگذاری از دو جهت قابل تامل است، اول اینکه با چه هدفی این نامگذاری صورت گرفته است؟ و دوم آنکه در ادامه وظیفه مسئولین کشوری و ملت در قبال توصیه و فرمایشات رهبری چیست؟
اگر سیر نامگذاری این چند سال را مورد کاوش قرار دهیم، درمی یابیم که ایشان با تدبیری حکمت آمیز هرسال پله ای را برای صعود به قله سربلندی و پیشرفت ایران اسلامی پیش پای ما قرار داده اند و در یک سیر به هم پیوسته قدم گذاشتن در جهت گیری آن سال، زمینه ساز و تکمیل کننده برنامه های نامگذاری شده در سال بعدی می باشد و همه این مقدرات راهی است برای فتح قله پیشرفت و عزت ملی.
در برهه ای که رهبری دهه چهارم انقلاب را دهه “ پیشرفت و عدالت ” نامیدند و در ادامه آن با نامگذاری هرسال به برنامه ریزی های کلان کشوری جهت دادند، هدف این بوده و هست که ما نباید فقط در زمینه جبران کاستی های به جا مانده از دوران قبل از انقلاب و جنگ ۸ ساله دفاع مقدس باشیم. این یک هدف کوچک از اهداف بلند مدت چشم انداز بیست ساله کشور است. بلکه باید با بالا بردن افق دیدمان به فکر کسب و فتح قله های تمدن اسلامی-ایرانی در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و… باشیم. همان هدفی که در مبحث آینده پژوهی اسلامی در حال شکل گیری است.
رهبری معظم با محور قرار دادن دو عرصه مهم که در سال ۹۱ چالش هایی با آتن داشتیم و در سال ۹۲ با در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر و از طرفی پیگیری مرحله دوم هدفمندی یارانه ها و پیشبرد اهداف کلان اقتصاد مقاومتی در کشور، خواستار ورود هر چه قوی تر مسئولین و ملت در این میدان هاست تا به قولی در این دو عرصه که در سال گذشته با تحریم های فلج کننده شان و از طرفی با سیاسی کاری غرب برای منزوی کردن ملت و قرار دادن مردم در مقابل نظام تیرشان به سنگ خورد امسال با عزم بیشتر بتوانیم دشمن را در زمین خودش ضربه فنی کنیم.
سال گذشته که کار شکنی های دشمن در زمینه تحریم نفتی و بانک مرکزی و دارو به اوج خود رسید و از طرفی کوتاهی بعضی از مسئولین در این زمینه کمک یار دشمن شدعه بود و فشار اقتصادی و گرانی ها به عموم مردم فشار می آورد و از سوی دیگر استکبار جهانی با مسموم کردن فضای سیاسی کشور با هدف دلسرد کردن ملت از نظام و رهبری خود را تجهیز کرده بود.مقام معظم رهبری بر یک نکته تاکید زیادی داشته و همواره دعوت به استقامت تا رسیدن به پیروزی می نمودند. ایشان مثال کوهنورد صبوری را مطرح می کردند که برای رسیدن به قله کوه از دامنه کوه شروع کرده و سختی های زیادی را متحمل شده و از پیچ و گردنه های صعب العبور رد می شود تا به فتح قله نائل آید. رهبر عزیزمان موقعیت ملت ما را در حال عبور از این پیچ های سخت  می دانند و فشارهایی که مخصوصا در این سال اخیر پشت سر گذاشتیم را مایه دلگرمی برای رسیدن به پیروزی نهایی معرفی می کنند.
به همین علت است که فرمودند کشور دوران حساسی را پشت سر می گذارند و در حال عبور از پیچ خطرناک است و مسئولین و ملت سفارش می کردند مراقب عملکرد و مواضع و گفتار خود باشید که کوتاهی شما مصداق خیانت به کشور است. الحمدلله مردم همیشه در صحنه ها با همه کیدهای دشمن، مردانه با تحمل همه سختی های اقتصادی و بارگرانی ها در راهپیمایی ۲۲ بهمن بار دیگر از این امتحان سربلند بیرون آمدند و ثابت کردند پشتیبان نظام و ولایت فقیه خود هستند و حتی به برخی از مسئولین و خواص نشان دادند که در این راه از آنها هم جلوتر قدم بردارند.
از منظر نگارنده هدف رهبری معزز از نامیدن امسال به سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی  فراهم آوردن زمینه های دستیابی ملت ایران به عزت و شرافت ملی است.ایشان در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) عزت ملی را اینگونه معنا می کنند:” عزت ملی فقط حرف نیست. این ترجمه عملی در همه عرصه های زندگی ما دارد. عزت ملی در مدیریت کشور به این معناست که یک دولت  یک نظام به ملت متکی باشد، به مردم متکی باشد. عزت ملی در مسائل اقتصادی به این است که کشور به قدرت خودکفایی برسد. بتواند اگر چیزی از دنیا نیاز دارد می گیرد، چیزی هم دنیا به او نیاز داشته باشد و در مقابل از او بگیرد، مغلوب نباشد، مقهور نباشد. عزت ملی در عرصه علم به این است که جوان دانشجو او، پژوهشگر او، عالم محقق او سعی کند مرزهای علم را درنوردد و علم را تولید کند.
عزت یک ملت در سیاستهای گوناگون و در تعاملش با کشورهای دیگر و دولتها و قدرت ها این است که از استقلال رای برخوردار باشد. عزت ملی در عرصه فرهنگ به این معناست که یک ملت به سنت های خود پایبند باشد. مقلد فرهنگ های بیگانه و مهاجم نشود.”
حماسه به چه معناست؟ چرا مقام معظم رهبری بر روی فعالیت های اقتصادی و سیاسی نام جهاد حماسی گذاشتند؟!
ایشان در پیام نوروزی خود فرمودند:” زمینه ها برای حرکت رو به جلو فراهم شده و در زمینه سیاسیت و اقتصاد جهش لازم آماده است. سال ۹۲ سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران است.”
پس اگر بخواهیم در بخش دوم تحلیلمان وارد شویم با توجه به فرمایشات رهبری، وظیفه ای که ایشان بر عهده مسئولین و مردم نهادند باید مورد توجه قرار گیرد.
یعنی در عرصه ی سیاست که امسال انتخابات مهمی را در پیش داریم باید هم حضور مردم جهادی و پرشور باشد تا حماسه ای سیاسی و چشم دشمن کورکن محقق شود و هم نامزد های شرکت کننده منافع شخصی و حزبی خود را کنار گذاشته و فقط برای حفظ نظام و مملکت شان پا به عرصه بگذارند تا تکمیل کننده پازل دشمن نشوند.
در عرصه اقتصادی هم باید حمایت از تولید ملی از یک سو و قوی تر کردن بدنه اقتصاد مقاومتی از سوی دیگر جدی گرفته شود تا از نظر اقتصادی بتوانیم به جایگاهی برسیم که اگر تمام امکانات خارج از کشور را هم برایمان تحریم کردند، با خود کفائی ، نیازی به آنها احساس نشود.
در حال حاضر وظیفه تک تک مسئولین لبیک به سکاندار انقلاب است اما نه فقط در شعار دادن هایشان و نصب بنر و پوستر!
بلکه در عمل باید همه مدیران دولتی و غیر دولتی مرد میدان شده و با حماسه آفرینی، ایران اسلامی را به عزت ملی و پیشرفت بومی برسانند.


[یک شنبه 11 اسفند 1392 ]  [2:27 PM]  [مریم اسمعیلی]

یکی از راه ها و شیوه های رهنمون سازی و هدایت هدفمند جامعه به سمت و سوی رشدی همه جانیه و فراگیر در تمامی عرصه ها و حوزه های حیات سعادتمند جامعه اسلامی که با هدف دستیابی به آمال و آرزوهای کمال گرایانه و ترسیم شده برای یک اجتماع متعالی و اسلامی صورت می گیرد، ارائه برنامه ای جامع، ریل گذاری شده و کلان نگر برای تمامی سطوح، طبقات و آحاد مختلف جامعه است. در این راستا طرح ها و برنامه های مختلفی بر اساس نیاز و موقعیت و برای نیل به این اهداف ارائه می گردد؛ یکی از برنامه های بسیار کارآمد با سبقه ای بیش از یک دهه در کشور، تعیین عنوان و شعاری است که در عین کوتاهی، خلاصه نویسی و مختصر گویی دارای جمع جهات باشد و بتواند حق مطلب را به نحو احسن ادا نماید. این عنوان، کلمات و جملات در عین حال که از جامعیت لازم برخوردار است باید دارای ظرفیت و توانایی برنامه ریزی و سازماندهی و بکارگیری تمامی پتانسیل های موجود برای به بالفعل در آوردن و دستیابی به نقطه هدف گذاری شده نیز باشد. همزمان با آغاز سال نو شمسی، هر سال از سوی مقام معظم رهبری نامگذاری می شود و سنتی جاری، نیکو، حسنه و بسیار هوشمندانه است و این پیام، فصل الخطابی است آگاهانه و بایسته که با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی برای تمامی اقشار و لایه ها و سطوح مختلف جامعه اسلامی تبیین شده و با ابلاغ رسمی از سوی معظم له برای اجرا، در سطح جامعه ساری و جاری می گردد. سال 92 با عنوان حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامگذاری شده که این عناوین برای وضعیت حال جامعه ما و نیز رویدادهایی مهمی که در این سال در در پیش روی داریم بسیار لازم و ضروری بوده و حاکی از انتخابی زیرکانه، با ذکاوت و بسیار خردمندانه است.
الف- حوزه سیاسی: برگزاری همزمان دو انتخابات مهم در سال 92، نماد مردم سالاری دینی را بار دیگر در معرض دید ناظران و افکار عمومی جهانی قرار می دهد؛ انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و همچنین شوراهای اسلامی شهر و روستا درسراسر کشور که در اوایل سال 92 برگزار خواهد شد و با توجه به حساسیت موضوع انتخاب رئیس دولتی که بتواند سکاندار جامعه اسلامی در حوزه اجرایی باشد بسیار حایز اهمیت است؛ چرا که انتخاب اصلح با داشتن شرایط حداکثری نسبت به بقیه رقبا، همواره از دغدغه هایی است که در تمامی انتخابات از حساسیت لازم برخوردار بوده و از سوی دیگر به خاطر جایگاه والای ریاست قوه مجریه در نظام اسلامی است که دشمنان نظام نیز از مدت ها قبل وارد میدان شده و با ارائه برنامه هایی جهت دار و تحلیل هایی یک جانبه و توأم با غرض ورزی در صدد ایجاد اخلال و مشکل در این امر مهم هستند. با عنایت به این امر مهم، انتخابات هم از سوی نظام و هم از سوی دشمنان نظام دارای اهمیت بسیار می باشد و تنها چیزی که می تواند در این خصوص دشمنان را مأیوس و دوستداران نظام را خرسند سازد خلق حماسه ای دیگر و حضور حداکثری مردم و رای بالا به فرد اصلح از میان کاندیداهاست، به همین منظوراز این مشارکت آگاهانه و فراگیر در واقع تولد حماسه ای دیگر تعبیر می شود و بیان این نکته نیز ضروری است که برگزاری با شکوه این دو انتخابات، پیام های زیادی را برای دشمنان در پی دارد.
ب- حماسه اقتصادی: یکی از مهم ترین نیات استکبار جهانی در تحریم های مکرر و همه جانبه مردم ایران در حوزه اقتصادی، وارد ساختن فشار مضاعف و نفس گیر و ایجاد شورش های داخلی با هدف به تسلیم در آوردن مسئولان نظام می باشد. چیزی که تا کنون با درایت و تصمیمات آگاهانه مسئولان نظام که بخشی در قالب اقتصاد مقاومتی صورت گرفت دشمن را در دستیابی به اهداف شومش ناکام گذاشت و از این رو دشمن قطعاً در سال جاری و در پوشش و ظاهر دوستی و ارتباط، همچنان که از شواهد و قراین بر می آید در صدد تشدید فشارها و گسترده تر کردن دایره تحریم هاست؛ اگر چه در ورای اهداف اقتصادی ناشی از تحریم ها مسایل سیاسی پنهان شده و قصد نهایی و پلید استکبار جهانی، نابودی نظام اسلامی می باشد. آن چه از شرایط موجود و نقشه های غرب استنباط می گردد فشار همزمان تودمان اقتصادی و سیاسی به کشور است و به همین دلیل تنها مقابله هوشمندانه و همه جانبه جهت خنثی سازی و تبدیل تک به پاتک خلق حماسه در این دو حوزه است. در این راستا با توجه به این که تحقق این شعار نیاز به بسترها و زمینه های لازم در تمامی حوزه ها بخصوص حوزه سخت افزاری و نرم افزاری دارد باید تمامی داشته ها و امکانات موجود در این دو حوزه را وارد میدان نمود و بر تمامی سازمان ها، نهادها و دستگاه های اجرایی و سیاستگذاری و... و اشخاص حقیقی و حقوقی فرض و واجب است که با توجه به توانمندی ها و ظرفیت های خویش وارد عرصه اجرا شده و گام های عملی را برای عملیاتی کردن منویات مقام معظم رهبری بردارند. یکی از ظرفیت های بسیار غنی و فرصت های طلایی برای تحقق شعار سال، بهره گیری از فضای مساجد با توجه به پیشینه روشن و جایگاه والای آن که همواره از آغاز شکل گیری آن از صدر اسلام تا کنون، زمینه ساز الگو برای جامعه اسلامی بوده می باشد. به همین خاطر شایسته است از مساجد به صورت ویژه جهت تحقق این امر استفاده شود و در تمامی برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها مدنظر قرار گیرد. همچنان که با واکاوی و بررسی کارکردهای مختلف و متعدد مسجد از صدر اسلام تا به حال، نتایج و یافته هایی به دست می‌آید که حاکی از نقش انکار ناپذیر و محوریت و جامعیت مسجد در همه عرصه ها و زمینه های عبادی، مناسکی، آموزشی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، تربیتی، نظامی و قضایی است که در همه این بسترها جایگاه محوری مسجد در رهنمون سازی و هدایت جامعه اسلامی کاملاً مشهود است. اهمیت پایگاه مسجد در ساختار و شاکله جامعه اسلامی به اندازه‌ای است که در زمان حضور پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در مدینه، خود اداره مسجدالنبی (صلّی الله علیه و آله) را به عهده گرفتند. در این مقال بر آنیم تا نقش و جایگاه مسجد در تحقق شعار سال در کارکردهای اقتصادی و سیاسی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد:
کارکرد سیاسی: اگر به آموزه های دینی که در سیره و سنت پیشوایان دینی ما همواره ساری و جاری بوده نظری توأم با دقت داشته باشیم درخواهیم یافت که امور دینی با امور سیاسى عجین و رهبرى اسلامی و حکومت در ارتباطی تنگا تنگ با یکدیگرند. در این خصوص فضایی به نام مسجد، بستر و محور ترویج و بسط اندیشه مشارکت فعالانه مسلمانان در جهت امور سیاسى و دینی به طور همزمان بوده است. به همین خاطر است که «دو واژه دین و سیاست، در آیین مقدس اسلام مقوله‏ى واحدى را تشکیل مى‏دهد. به عبارتى دیگر، عبادت و سیاست یک عنصر هم‏شکل هستند که به موازات هم در جهت اعتلاى کلمةاللَّه تعریف و تجلى مى‏یابند و به هیچ وجه قابل تفکیک از همدیگر نیستند. آنان که وجود یکى‏از این دو عنصر را مزاحم دیگرى تلقى کرده‏اند به بیراهه افتاده و مخاطب این کلام الهى شده‏اند که «فَاَیْنَ تَذْهَبونَ»1کجا به بیراهه مى‏روید!»2 شعار «سیاست ما عین دیانت ماست» که از شعارهای راهبری نظام اسلامی محسوب می شود و از سوی معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) تبین شده است نیز براساس همین آموزه ها صورت گرفته است. از میان کارکردهای بسیار متنوع و متعدد مساجد می توان اذعان نمود که کارکرد سیاسی مسجد از مهم ترین آن ها به شمار می رود. «از آن جا که در حکومت اسلامى ‏میان مقامات مسوول و توده‏هاى مردم جدایى نیست و مسلمانان مى‏توانند بر مسیر و جهت‏گیری هاى حکومت و بر روند امور جامعه نظارت کنند و موضع خود را در مسائل سیاسى به طور آشکار اعلام نمایند و با ارایه برنامه‏ها، طرح ها و پیشنهادهاى سازنده حکومت را یارى دهند. بر همین اساس پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) پس از بنیانگذارى نظام نوین اسلامى در مدینه و به منظور دخالت مسلمانان در شیوه حکومت و آگاه ساختن آنان با اهداف سیاسى اسلام، مسجد را که مرکزى عمومى و محل تجمع مسلمانان براى اداى فرایض دینى بود به عنوان پایگاه حکومت و نهاد سیاسى اسلام برگزید. باید یادآورى کرد که مسجد از نظر عملکردهاى سیاسى در دوره‏هاى بعد نیز همچنان فعال بود و بیشتر امور سیاسى آن روز مانند معرفى خلیفه مراسم بیعت با وى، عزل و نصب استانداران و دیگر کارگزاران و مسوولان مملکتى، نشست هاى مشورتى، تحریض و ترغیب مسلمانان براى جهاد با کفار و... همگى در مسجد صورت مى‏گرفت. به این ترتیب، مسجد از آغاز حیات سیاسى‏اش در زمان رسول‏اکرم(صلّی الله علیه و آله) تا اوایل عصر عباسى، مرکز کل فعالیت هاى سیاسى جهانى اسلام به شمار مى‏رفت.»3 به همین دلیل برجسته در شیوه اداره حکومت توسط نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله) بود که نقش سیاسى مسجد از جایگاهی والا برخوردار و از آن پس به عنوان یک نهاد سیاسى در میان اجتماع مسلمانان محسوب شد که مهم ترین نتیجه ای که از این رویکرد نسبت به مساجد می توان متصور شد زمینه‏سازی آن برای ایجاد بسیاری از تحولات ژرف و جنبش های اصلاحگرایانه در میان جوامع مختلف اسلامى است. در طول تاریخ حیات این مکان مقدس، رابطه مسجد و سیاست به چند صورت نمود یافت. «یکى در این واقعیت هویداست که مسلمانان در پى هر فتح همواره مى‏کوشیدند مسجد اصلى خود را در مرکز شهر و در مجاورت محلّ زندگى حاکم که معمولاً دارالاماره نامیده مى‏شد ایجاد کنند. در برخى شهرها مسجد چنان نزدیک «دارالاماره» ساخته مى‏شد که هر دو ساختمان ظاهراً به هم متّصل بودند. این پیوستگى نزدیک نشانگر این عقیده همگانى بود که تمام قدرت سیاسى و مذهبى در دست حاکم است: «خصلت ذاتى اسلام آن است که سیاست و مذهب نمى‏توانند از یکدیگر جدا باشند. یک تن، حکمران و مجرى تمام اختیار این هر دو مورد بود و یک ساختمان، یعنى مسجد مرکز ثقل سیاست و مذهب. همچنین رابطه‏ى مسجد و سیاست را مى‏توان از این جا نیز دریافت که بیت‏المال همیشه در مسجد اصلى شهر نگهدارى مى‏شد.» 4ازکارکرد های دیگر سیاسی مسجد در صدر اسلام که توسط پیامبر مکرم (صلّی الله علیه و آله) در آغاز شکل گیری حکومت اسلامى در مدینه صورت می گرفت فرمان‏هاى غزوات، مشاوره در مورد صلح و جهاد و سرانجام در مسایل حقوقى و فراخوان عمومى براى یادگیرى فرمان‏هاى الهى بوده است که از این تاریخ کم کم مسجد پذیرای نقش اصلی خود به عنوان مقر حکومتى اسلامی شد و در همین راستا بود که ایشان بسیاری از وفدها، هیئت ها و فرستادگانی را که از اقصا نقاط به مدینه می آمدند در مسجد پذیرا می شد و با آن ها به گفتگو می پرداخت که یکی از محورهای اصلی مباحث ایشان در این جلسات، مسائل مربوط به دین تازه اسلام و سیاست مبتنی بر این آیین جدید بوده است. به همین منظور یکى از ستون هاى مسجدالنبی، استونه الوفود نام گرفت و این ستون جایگاه ویژه‏اى براى پذیرش و دیدار با هیئت‏ هاى نمایندگى قبایل و دولت‏ها و مذاهب خارجى بود. در همین مکان (ستون) مسجد بود که دیدار پیامبر با این هیئت‏ها انجام مى شد و با توجه به این حقیقت است که افکار عمومى جامعه اسلامى در زیر سقف مسجد و بر اساس شوراها شکل گرفت. مارسل بوازار در کتاب «L' Humaisme de l' islam» در بخش «اسلام در جهان امروز» راجع به نقش نیرومند مسجد در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و وحدت مسلمانان چنین مى‏نویسد: «مسجد، عامل نیرومندى در همبستگى و اتحاد مسلمانان جهان است. مخصوصاً در روزگار معاصر که مسلمانان شور و حرارت صدر اسلام را دگرباره از خود نشان مى‏دهند مساجد به صورت مراکز تربیت روحانى و پایگاه جنبش امت مسلمانان نسبت به ستمگران و سلطه‏جویان درآمده است. اقامه نماز جمعه وسیله‏اى براى گردهمایى مسلمانان در روز تعطیل و طرح مسائل مهم اجتماعى و بحث و گفتگو در باب کمبودهاى رفاهى و تصمیم‏گیری هاى سیاسى و غیره است و در سال هاى اخیر و در ممالک آزاد شده اسلام که به سوى پیشرفت اقتصادى و حاکمیت سیاسى مى‏روند کارآیى بسیار داشته است.5 همچنین مسلمانان به واسطه «مراسم گوناگونى چون اعیاد، تولد پیشوایان دینى، عاشوراى حسینى و... در مساجد حضور مى‏یابند و این وضعیت، ارتباط جمعى میان مسلمانان را تقویت و فرصت مناسبى براى روشنگرى سیاسى و تنویر افکار عمومى مسلمانان را فراهم مى‏سازد.»6 در این راستا حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) به عنوان بنیانگذار این حرکت بزرگ اسلامی با الگوبرداری از تاریخ صدر اسلام و «نقش تعیین کننده مساجد در دوران حکومت حضرت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام)، موفق شد تا کارکرد سیاسی مسجد را در تاریخ معاصر احیا نماید. به گونه ای که پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر محور مسجدها، ساختار سیاسی حاکم بر نظام بین المللی را به چالش کشاند و طرحی نو در اندیشه سیاسی ارائه داد. به فرمایش ایشان نقش مسجد به لحاظ سیاسی و تحولات اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و غفلت جوامع اسلامی از تأثیر سیاسی مسجد ها، عمده ترین عامل مشکلات مسلمانان در تاریخ معاصر است. مسائل و معضلات و تمامی گرفتاری های جوامع اسلامی به خصوص در دو قرن اخیر، تنها در اثر توجه به بعد عبادی مسجد بوده که نتایج آن، سلطه استعمارگران بر سرزمین های اسلامی و غارت منابع دنیای اسلام گردید. به بیان بهتر و دقیق تر در اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی تا شرک و کفر است مبارزه هست و تا مبارزه است ما هم هستیم و در این راستا، مساجد مهم ترین مرکز مبارزه مسلمانان است. لذا هشدار می دهد مسجد سنگر است، سنگرها را پر کنید، زیرا شیاطین از مساجد می ترسند.»7 با توجه به همین نگرش سیاسی و عبادی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) «هشدار به مردم مبنی بر این که اهداف برگزاری نماز جماعت در مسجدها صرفاً عبادی نیست، بلکه باید به جنبه سیاسی نماز هم توجه کنند نقش بسیار مهمی در حرکت مردم به سوی فعالیت های سیاسی داشته است؛ زیرا امام از آنان خواست تا در مساجد، مسائل روز را مورد نقد و بررسی قرار دهند و علیه برنامه های دشمن بر ضد کشورشان فریاد بزنند. همچنین آن حضرت در مقابله با حرکت رژیم، با توجه به شرایط زمانی با اتخاذ مبارزه منفی، دولت و برنامه هایش را به چالش کشاند. توضیح این که امام با طرح تعطیلی مساجد در ماه مبارک رمضان در سراسر کشور در صدد برآمد تا با توقف فعالیت مسجدها در این ماه، افکار عمومی را علیه رژیم بسیج نماید.»8 در حوزه کارکرد سیاسی مسجد از نقش تأثیر گذار اقامه نماز جماعت که به صورت همایش معنوی در طول شبانه روز چند بار با اجتماع مسلمانان شکل می گیرد نباید غافل شد. «در یک تحلیل نهایی می توان گفت برگزاری نماز جماعت فضای مناسبی است تا راه نیکی و تقوا بر روی مسلمانان گشوده شود. تنویر افکار، ایجاد همبستگی نیروهای مسلمان بر محور دستورات الهی در زمینه های مختلف سیاسی – اجتماعی، عمده ترین عامل هدایت مردم برای حراست از سلامت جامعه و باز داشتن از ارتکاب معاصی است. چنان چه که رسول گرامی اسلام در آغاز رسالت خویش، در اوج فشار و اذیت و آزار مشرکین، در پیش چشم مشرکان در مسجدالحرام نماز جماعت برگزار می کردند. در این باره سخنرانی سیاسی و افشاگرانه بانوی قهرمان کربلا حضرت زینب (علیها السلام) و امام سجاد (علیه السلام) در دوران اسارت در مساجد کوفه و شام می تواند الگوی برجسته مبارزه علیه ظلم و ستم باشد. بنابراین، نگاه معصومین از مسجد صرفاً جنبه عبادی، آن هم به صورت فردی نداشته است؛ چه بسا نتایج اثربخش سیاسی و اجتماعی نماز جماعت در ایجاد وحدت مسلمانان می باشد که اهل بیت به حضور شیعیان در نماز جماعت اهل تسنن تأکید دارند. » 9 یکی از جلوه های مهم کارکرد سیاسی مسجد از صدر اسلام تا به حال که در آن بروز و ظهور پیدا نموده و یکی از ظرفیت های بسیار مناسب مساجد نیز به شمار می رود برپایی انتخابات در آن می باشد؛ چرا که انتخابات با مساجد از گذشته های دور تا به حال گره خورده است. حتی در صدر اسلام نیز بیعت با زمامداران و خلیفه مسلمین در مسجد انجام می گرفت و از این حیث مساجد توانسته اند این نکته مهم را به اثبات برسانند که توانایی و قابلیت نقش دهی به افکار عمومی جامعه در ایجاد فضایی مدنی در رقابتی سالم در میان کاندیداها دارند و با روحیه معنوی و سلامت نفسی که بر اهالی مساجد بویژه متولیان و مدیران آن حاکم است می توانند سلامت عمومی انتخابات را نیز از این طریق تضمین کنند. البته حضور مسجد در عرصه انتخابات که توأم با بسیج میلیونی اجتماعی همراه با شادابی و طراو تبخشی به این امر مهم می باشد میسر و ممکن نمی شود مگر با تلاش مضاعف و گسترده ائمه جماعات و متولیان مساجد. چون نفس مشارکت فعالان مسجدی در امر برگزاری انتخابات بر اساس نیتی خالصانه و خدایی می باشد در نتیجه هر اقدامی که از ناحیه آن ها صورت می گیرد همراه با قداست خواهد بود و به شدت از رقابت ناسالم و انحرافی پرهیز می شود. «انجام انتخابات در مساجد راهی برای ایجاد ارتباط سالم میان مردم و کاندیداها بوده و بستر معنوی مسجد باعث شکل گیری رابطه ای بدون انتقام گیری، دنیا طلبی و برتری جویی می شود و آرامش لازم را برای انتخاب کاندیدای اصلح مردم فراهم می کند. چرا که سخنرانان در دوره انتخابات در مساجد همواره با زبان و بیان کنترل شده ای با مردم صحبت می کنند و از این طریق با حضور قلب و آرامش لازم فضایی را ایجاد می کنند که باعث منحرف شدن از برنامه های سیاسی شان نشود.» 10 در این میان نباید از نقش خطیر و برجسته ائمه جماعات مساجد، علما و روحانیون در جهت دهی برای برگزاری انتخاباتی پر شور و تشویق و ترغیب در حضوری پرشکوه مردم پای صندوق های رأی و انتخاب کاندیداهایی اصلح و خبره غافل شد. در هر حرکتی که تاکنون، چه در قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سطح جامعه شکل گرفت آن جایی که مسجد و مسجدی ها میدان دار این حرکت ها بوده اند نتایج حاصل از این حضور پر شور، غالباً موفقیت آمیز و دشمن شکن بوده است و با توجه به این که مساجد خاستگاه انقلاب اسلامی به عنوان بزرگ ترین حرکت سیاسی در تاریخ معاصر ما هستند این اماکن دارای وظیفه ای خطیر و رسالتی بزرگ و نیز ادای مسئولیتی انقلابی عهده دار می باشند. همان طور که ملاحظه شد «نقش مساجد در امور سیاسى بسیار مهم و حایزاهمیت بوده است؛ اما آن چه که در حال حاضر واجد اهمیت است بازنگرى در خرده نقش هاى سیاسى مساجد و به سازى آن متناسب با ضرورت‏هاى زمانى مى‏باشد. در این راستا مساجد باید در زمینه تشکل‏هاى سیاسى فعال شوند و در این زمینه برنامه و طرح‏هاى مشخصى را دنبال نمایند.». 11
کارکرد اقتصادى‏: مباحث اقتصادی یکی از موضوعاتی است که در فضای امروز در جوامع انسانی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد و به همین دلیل «مسائل اقتصادی از مهم ترین مسائل دولت ها و افکار عمومی است که بر سلطه سیاسی، فرهنگی و نظامی کشورها مؤثر است. اسلام، دینی کامل است که به همه جنبه های زندگی بشر توجه دارد و زندگی اقتصادی جامعه را نیز به خوبی هدایت کرده است. مسجد، یکی از نهادهای دینی است که جنبه های اقتصادی نیز دارد: تقویت حس خداباوری؛ کاهش هزینه های نظارت و کنترل مسجد به عنوان کانونی دینی با تقویت برتری های اخلاقی حس خداباوری را در افراد اهل مسجد بارور می کند و به این وسیله، در همه حال خدا را بر کارها و فعالیت های خود ناظر و شاهد می داند و بدون این که کسی بر آن ها نظارت کند کار خود را به بهترین شکل انجام می دهند.»12 اگر چه این نکته مهم را باید مد نظر قرار داد که «کارکرد اقتصادى مسجد غیر مستقیم است و تأثیرى که بیشتر از طریق موعظه و نصیحت و نیز بیان احکام خرید و فروش و انجام کارهاى اقتصادى در آن صورت مى‏گیرد و نیز مطابق تاکیدات فراوان حضرت رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) و ائمه هدى‏ مبنى بر رعایت انصاف و عدالت در انجام معاملات و نیز انجام دادن کار اقتصادى، این امور فقط با هدف رضایت خداوند و رفع حوائج و نیاز مسلمانان و نه در نظر گرفتن انگیزه مادى و سودجویانه انجام می گیرد و زمینه ‏هایى را در جهت ایجاد رقابت سالم و تأثیر در روند معاملات و کارهاى اقتصادىایجاد می کند.»13 اگر نظری به چگونگی ارتباط مسجد و امور اقتصادی در صدر اسلام داشته باشیم مشخص می شود که «اکثر تجّار و بازرگانان به محض این که وارد شهرها مى‏شدند به مساجد مراجعه مى‏کردند. با توجه به نقش محوری مساجد، حضور این تجّار و بازرگانان در این اماکن نشان از ورود کالاهاى جدیدى داشت که به محض اتمام نماز، خریداران کالا وارد بحث و مذاکره براى خرید و فروش یا مبادله مى‏شدند. اگر چه مستقیماً خرید و فروش در داخل مسجد انجام نمى‏گرفت و هنگام حضور در مسجد، اصل همه کارها بر محور عبادت و نیایش بود دید و بازدید و گفتگو براى تبادل و خرید بعد از انجام اعمال عبادى صورت مى‏گرفت و حتی بیت‏المال، در مسجد نگهدارى مى‏شد. خزانه یا دارالمال، معمولاً روى چند ستون مستقل در وسط مسجد ساخته مى‏شد تا از همه جهت در معرض دید باشد و کاملاً محافظت شود. علاوه بر بیت‏المال مسلمانان، اهالى محل یا شهر، اشیاى قیمتى خود را به آن جا مى‏سپردند. همچنین، تنظیم قراردادها در مسجد انجام مى‏گرفت و بازرگانان هنگام مسافرت هاى خود که اغلب به درازا مى‏کشید اموال با ارزش خود را در خزانه به امانت مى‏گذاشتند و پس از بازگشت، پس مى‏گرفتند.»14 از دیگر خدماتى که در زمینه اقتصادى در زمان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) در مسجد صورت مى‏گرفت، «پخش کمک هاى مالى میان مسلمانان بود. در آن زمان هرگاه مالى از ناحیه‏اى به مدینه مى‏رسید آن را به مسجد پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مى‏آوردند و با نظر آن حضرت میان مردم تقسیم مى‏شد. اموال عمومى در این مسجد تقسیم و غنایم جنگى نیز در آن جا میان مسلمانان توزیع مى‏شد. در صحیح بخارى آمده است: مالى را از بحرین براى رسول‏خدا(صلّی الله علیه و آله) آورده بودند. آن حضرت فرمودند: آن را در مسجد توزیع کنید. آن گاه رسول‏خدا (صلّی الله علیه و آله) براى اداى نماز به مسجد آمد. پس در کنار آن مال نشست و هیچ کس نبود مگر این که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) چیزى از آن مال را به او بخشید.»15 از انواع دیگر کارکرد اقتصادى که عمدتاً در مساجد و با مشارکت و همیارى و در جهت کمک اقتصادى به مردم، انجام مى‏گیرد، مى‏توان از تشکیل صندوق قرض‏الحسنه، ارائه خدمات بانکى اعم از حفظ سپرده‏هاى مردم و واگذارى وام بدون بهره که از طریق شوراى صندوق قرض‏الحسنه صورت می گیرد نام برد و این سنت حسنه قرون متمادى است که در بین مؤمنین نمازگزار مساجد انجام مى‏شود. با توجه به تأکیدات فراوان آیات و روایات در خصوص منع انجام معاملات ربا، تشکیل صندوق هاى قرض‏الحسنه از بهترین روش هاى اقتصادى براى رفع احتیاجات مالى و اقتصادى مردم مى‏باشد که خاستگاه اولیه تشکیل این نوع صندوق هاى خیریه و قرض‏الحسنه، مساجد بوده‏اند. علاوه بر آن مى‏توان از تشکیل فروشگاه ها و تعاونى‏هاى مصرف محله نام برد که توسط هیئت امناء مساجد جهت رفع نیازهاى ضرورى جمعیت، حوالى مسجد انجام مى‏گیرد. نوعی دیگر از فعالیت های اقتصادى که عمدتاً در مساجد صورت مى‏گیرد و بیشتر جنبه خیرخواهانه و بشر دوستانه دارد، جمع آورى پول براى مستمندان و نیازمندان، خرید جهیزیه براى خانواده‏هاى کم درآمد و فقیر، پیدا کردن کار براى بیکاران و نیز جمع آورى کمک و اعانه براى ساخت کارگاه هاى تولیدى و مراکز کوچک اقتصادى برای کمک رسانى به صورت خیرخواهانه و فى سبیل‏الله است. با توجه به این که در ادوار گذشته، مساجد در مراکز شهرها قرار داشتند و بازار در کنار آن ایجاد مى‏شد، اکثر مساجد داراى حجره‏ها و دکاکین بوده‏اند که درآمد حاصل از اجاره یا تجارت آنان براى مسجد هزینه مى‏شد و این درآمدها بخشى از فعالیت‏هاى اقتصادى مسجد را تشکیل مى‏داد که در راه کارهاى عام‏المنفعه، تعمیر و نگهدارى و توسعه مساجد یا کمک به ابن‏سبیل و فقیران و مستمندان هزینه مى‏شد. از دیگر راه هاى تأمین هزینه مساجد وقف مى‏باشد. معمولاً بعضى از مساجد داراى زمین، مغازه یا کارگاه‏هاى تولیدى هستند که با هدف توسعه و ترویج فرهنگ اسلامى توسط مومنین وقف می شوند و درآمد حاصل از این زمین ها بالنسبه صرف امورات فوق الاشاره مى‏شود. از دیگر نقش های غیر مستقیم مسجد در امر اقتصاد، اجرای جلسات وعظ و خطابه و سخنرانى ائمه جماعات و سخنرانان در مساجد در خصوص رعایت اخلاق اسلامى در معاملات اقتصادى مى‏باشد. با توجه به این که مساجد در اکثر کشورهاى جهان اسلام داراى محوریت اصلى بوده و در مرکز بازار و مرکز اقتصادى هر شهر مسجد داراى نقش فعالى است. و هنگام نماز مسجد محل مراجعه بازاریان، کسبه، و اصناف اطراف بازار مى‏باشد. امام جماعت نیز در هر جلسه از نماز، ضمن دعوت نمازگزاران که عمدتاً در فعالیت‏هاى اقتصادى فعالند آنان را به رعایت اخلاق اسلامى و اقتصادى، انصاف و عدل در معاملات و کارهاى اقتصادى دعوت مى‏کند که این موعظه و سخنرانى ائمه جماعات در مساجد، تأثیرى عمیق در نمازگزاران ایجاد کرده و به تبع، آنان نیز براى رعایت مسائل شرعى مجبور به فعالیت های سالم اقتصادى مى‏شوند.16 در حوزه اقتصادی مساجد، راه های مختلفی وجود دارد که امکان ارتباط تنگاتنگ را در بین آن ها فراهم می سازد. مسجد با « تقویت دین داری و با توجه به فضای معنوی حاکم بر آن، نمازگزاران را به شیوه اسلامی تربیت می کند و در نتیجه آنان با پرداخت خمس و زکات به فقیران مسلمان کمک می کنند. انفاق و صدقه یکی از ارزش های اسلامی است؛ اجتماع مسلمانان در مسجد، روحیه تعاون و همکاری را افزایش می دهد و با پند و اندرز مبلغان دینی در مسجد، جریان های فقرزدایی در سطح جامعه افزایش می یابد. با قرار دادن صندوق صدقه، و کمک به فقیران در مسجد، شناسایی فقیران آبرومند به وسیله هیئت امنا و جمع آوری کمک های نمازگزاران، گام مهمی در زدودن فقر برداشته می شود. در فرهنگ اسلامی، قرض دادن و برطرف کردن نیازهای مؤمنان، کار پسندیده ای به شمار می آید. از سوی دیگر، مؤسسه های مالی، چون صندوق قرض الحسنه در رونق اقتصادی مؤثرند و این کار، افزون بر شکوفایی مساجد با تقویت سنت مذهبی قرض (وام)، در برطرف کردن مشکلات اقتصادی مردم نیز مؤثر است.»17 پی نوشت ها: 1- قرآن‏کریم، سوره تکویر، آیه 26. 2- رهبری، حسن، مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، ص 250. 3- فراهتى، عباسعلى، مسجد نخستین پایگاه عبادى سیاسى...، مجله مسجد شماره 18، ص 23 و ص 24. 4- مکى سباعى، محمد، تاریخ کتابخانه‏هاى مساجد ، ص 39 تا 42. 5- بوازار، مارسل، اسلام در جهان امروز (ترجمه محسن موّیدى)، ص‏101 و ص 102. 6- فتحى و اجارگاه ، کورش، تأملى دوباره بر کارکرد مسجد، (مسجد نقطه وصل)، ص 18 . 7- حسینی، زینب السادات، فروغ مسجد، ج7، ص 522. 8- همان منبع. 9- همان منبع. 10- www.shabestan.ir 11- فتحى و اجارگاه کورش، تأملى دوباره بر کارکردهاى مسجد، مسجد نقطه وصل، ص 18. 12- www.shabestan.ir 13- فراهتى، عباسعلى، مسجد نخستین پایگاه عبادى سیاسى...، مجله مسجد شماره 39، ص 56. 14- موظف رستمی، محمد علی، آیین مسجد، جلد دوم، ص 158. 15- همان منبع. 16- همان منبع. 17- www.shabestan.ir


[یک شنبه 11 اسفند 1392 ]  [2:26 PM]  [مریم اسمعیلی]
تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7