دیشب مدینه بودیم و میگفتی و میخندیدم
لالایی هات تو گوشمه رو دستت آروم خوابیدم
بابا نگو خواب میدیدم
دیشب میون دفترم کنار داداش اصغرم
عکس عموم و با علم کنار دریا کشیدم
بابا اینم خواب میدیدم
یه شب میون قافله چشام میرفت که خواب بره
با سیلی از خواب پریدم.
کاش که اینم خواب میدیدم

ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 5 آذر 1393










