بانک و گنجینه سخنان بزرگان جهان در مورد اندوه و غم
آنكه خوشي خود را در رنج ديگران ببيند، هرگز روي خوشي را نمي بيند.((بودا)) 
اگر يك روانپزشك ادعا كند كه بيشتر اختلافات زناشويي بوجود آورنده ناكامي هاي جنسي نيست، خيلي نادان است. به طور كلي، اگر زن و مرد در زندگي جنسي از يكديگر خشنود شوند، ساير اختلافات و ناراحتي هاي زندگي را ناديده خواهند گرفت.((دكتر هاميلتون)) 
اميد دارويي است كه شفا نمي دهد، اما درد را قابل تحمل مي كند.((مارس آشار)) 
بي صبري، شخص را از هيچ رنجي نمي رهاند، بلكه درد جديدي را براي از پا در آوردن او به وجود مي آورد.((افلاطون)) 
به سختي مي توان در بين مغز هاي انديشمند جهان، كسي را يافت كه داراي يك نوع احساس مذهبي مخصوص به خود نباشد؛ اين مذهب با مذهب يك شخص عادي تفاوت دارد.((آلبرت انيشتين)) 
چنانچه در زندگي، قوانين ناسازگار بسياري داريد، درد و رنج زيادي را به جان خواهيد خريد و نااميد و سرخورده خواهيد شد.((آنتوني رابينز)) 
احساس شادماني و خوشبختي راستين در زندگي، آن است كه گاهي درد و رنجهايي كوتاه و گذرا را به جان بخريد، چرا كه شادماني برتر و نهايي، همان منش و ماهيتي است كه براي خود رقم ميزنيد.((آنتوني رابينز)) 
زندگي بايد بياندازه سرشار از زمانهاي اشتياق باشد كه بدان اعتبار ميبخشد و آن را داراي ارزش زيستن ميكند، وگرنه، آرزوي مرگ براي كساني كه ميخواهند با دردي پايانناپذير يا بيزاري زنده بمانند، چَم پيدا ميكند.((كولين ويلسون)) 
به راستي تسلي بزرگي است كه كسي بتواند در زمان هاي درد و تنهايي و فراق، دست كم يك خاطره ي كامل درخشنده را به ياد آورد.((آندره موروا)) 
چيزي كه بدون زحمت و رنج آموخته شود روزي فراموش مي شود.((آندره موروا)) 
طوفان، درد و تباهي را آشكار ساخته، اما او به هيچ وجه آفريننده ي تباهي و درد نبوده است.((آندره موروا)) 
نويسنده اي كه مي كوشد بر ترجمه ي رمانهايش نظارت كند، همچون چوپاني كه در پي گله اي از گوسفندان ناآرام است، به دنبال كلمه هاي بي شماري مي گردد؛ حالت اين نويسنده براي خودش غم انگيز است و براي ديگران خنده آور.((ميلان كوندرا)) 
هدف مورد نظر يا روش ما نه شادي است و نه اندوه؛ كار كردن است و بس، بدان گونه كه هر روز از روز گذشته گامي پيش تر باشيم.((هنري وادزورث لانگفلو)) 
اگر آدمي به درستي بداند كه چه ميكند، حتي اگر بچه گريه كند، درد داشته باشد يا ناله كند نيز با نيرو و توان به كنش ميپردازد.((آبراهام مازلو)) 
اگر دانسته ميخواهيد كمتر از آنچه هستيد باشيد، پس بدانيد كه باقي زندگيتان را در اندوه ژرفي به سر خواهيد برد و استعدادها و توانمنديهاي خود را ناديده خواهيد گرفت.((آبراهام مازلو)) 
فراموش نكنيد كه اگر با عشق به سوي انجام كاري برويد، نه از آن كار خسته ميشويد و نه احساس رنج و افسردگي خواهيد كرد.((استيو چندلر)) 
به درد نخورها و بي اهميت ها فضاي بينابيني فروتنانه ميانه اي در زندگي حقيقي ما مي گشايند.((فرناندو پسوا)) 
اندوه تلاش گران سخت كوش بدترين نوع اندوه است.((فرناندو پسوا)) 
نه رنج انساني بي نهايت است و نه رنج ما ارزش برتري از خود رنج را دارد كه بايد تاب آوريم.((فرناندو پسوا)) 
همه چيز هيچ است، درد ما هم همين طور.((فرناندو پسوا)) 
اثري را آفريدن و پس از پايان، بد شمردن، از رنج هاي روان است؛ به ويژه اگر شخص بپذيرد كه اين بهترين اثري بود كه مي توانست بيافريند.((فرناندو پسوا)) 
چيزي كه به تندي رشد نكند، در زير وجود پيشامد گونه ي انديشه ي ما رنج مي برد.((فرناندو پسوا)) 
رنج كشيدگان راستين گردهم نمي آيند و گردهمايي تشكيل نمي دهند. هركس رنج مي كشد، به تنهايي رنج مي كشد.((فرناندو پسوا)) 
هنر ما را به گونه اي رويايي از درد هستي رها مي سازد.((فرناندو پسوا)) 
رنج هاي مشترك در پيوند با ما هستند و حقير اند، چون رنج ها حقير اند.((فرناندو پسوا)) 
اي ستاره ي نيرو، تو را مي بينم كه ايستاده اي و بر درد من لبخند مي زني؛ تو با دست فولادين خود اشاره مي كني و من نيروي خويش را باز مي بابم.((هنري وادزورث لانگفلو)) 
آرام باش اي دل غمگين! از شِكوه بس كن؛ پشت ابرها هنوز خورشيد مي درخشد؛ سرنوشت تو همان است كه ديگران دارند. در هر زندگي بايد بارانهايي فرو ريزد و برخي روزها تيره و حزن انگيز باشند.((هنري وادزورث لانگفلو)) 
اكنون روزگاري است كه شخصي كه هيچ كار نمي كند پولهاي اضافي هنگفتي به دست مي آورد، در حالي كه بيشتر كساني كه با زحمت و سختي، كار زيادي انجام مي دهند هيچ سهمي از آن به دست نمي آورند!((جواهر لعل نهرو)) 
هر قدر علل و موجبات اندوه آدمي كمتر باشد، نيك بخت تر است و هر چه ميزان خواسته ها و تمايلات كمتر باشد، زندگي او آرامتر و به نيكبختي نزديكتر خواهد بود.((گوته)) 
بدن ناقص است و به خودي خود نميتواند درد خويش را دوا كند و فن پزشكي براي اين هدف بنا شده كه آنچه به جهت بدن سودمند است، فراهم كند.((افلاطون)) 
سبب جنگ، حس زيادهخواهي است كه هر زمان بروز كند، هم براي جامعه و هم براي افراد، بزرگترين رنج است.((افلاطون)) 
بشر در اين دنيا بيشتر از همه موجودات، گرفتاري و عذاب كشيده است. بهترين دليلش هم اين است كه در بين تمام آنها تنها او مي تواند بخندد.((نيچه)) 
اي فايده باوران، حتي شما نيز هر فايده اي را به مثابه ارابه خواست خويش دوست مي داريد. آيا شما نيز از سر و صداي چرخهاي آن ناراحت نيستيد؟((نيچه)) 
به نظر من اولين موسيقيدان كسي است كه فقط اندوه عميق ترين خوشبختي را درك كند، نه اندوهي ديگر را. تاكنون چنين موسيقيداني پيدا نشده است.((نيچه)) 
كتابي كه نتواند ما را به فراسوي كتابها ببرد به چه درد مي خورد؟((نيچه)) 
چه چيز موجب قهرماني است؟ همزمان به استقبال بزرگترين رنج و بزرگترين اميد خود رفتن.((نيچه)) 
براي سرشت هاي مغرور، طعمه آسان چيز تحقير آميزي است. آنان تنها در مقابل مرداني كه هنوز مهار نشده اند و مي توانند به دشمنان آنها مبدل شوند و يا در برابر ملكي كه به سختي تسخير مي شود، احساس آسايش و خشنودي مي كنند.((نيچه)) 
جهان در نظر آن كس كه به مقام رفيع انساني نايل گردد، غني تر مي شود؛ وسوسه و جذبه هاي حرص و ولع افزايش يافته و براي انسان دام مي گسترند. همچنين، انواع گوناگون تحريكها، لذتها و دردها بيشتر مي شوند.((نيچه)) 
اگر نمي خواهيم چيزي را كه رسوايي به بار مي آورد در خود مخفي كنيم، زندگي در انزوا به چه درد مي خورد؟((نيچه)) 
حكمت درد كمتر از حكمت لذت نيست. درد نيز مانند لذت، يكي از نيروهاي بنيادين بقاي نوع است؛ زيرا اگر جز اين بود، نيروي درد مدتها پيش از بين رفته بود.((نيچه)) 
هرگاه انسان رنجي عظيم را در خود ايجاد كند و فرياد آن را بشنود و از يأس و نااميدي دروني نميرد و جان بدر ببرد، عظمت يافته است.((نيچه)) 
شاد ماندن به هنگامي كه انسان در گيرودار كارهاي ملال آور و پر مسئوليت است، هنر كوچكي نيست.((نيچه)) 
آن كس كه شادمانه گام بر هيزم گردآورده براي سوزاندنش مي نهد، بر درد غلبه نمي كند، بلكه بر احساس درد در جايي چيره مي شود كه انتظارش مي رود.((نيچه)) 
اگر ناگزير شويم نظر خود را در مورد كسي تغيير دهيم، به خاطر اين زحمتي كه فراهم كرده است، انتقام سختي از او خواهيم گرفت.((نيچه)) 
فرد خودپسند از هر نظر نيكي كه درباره خود مي شنود، خوشحال مي شود (بدون توجه به سودمندي و يا اصولا درستي يا نادرستي آن) و از هر نظر بدي ناراحت مي شود؛ زيرا خود را تسليم هر دو مي كند.((نيچه)) 
آدمي با رنج عميق دروني از ديگران جدا مي شود و والا مي گردد. انسان هاي آزاده، دلِ شكسته و پر غرور خود را پنهان مي كنند.((نيچه)) 
فرد خلوت نشين مي گويد كه حقيقت در كتابها نيست و فيلسوف آن را پنهان مي كند. فرد والا از فهميده شدن توسط ديگران در هراس است نه از بد فهميده شدن؛ چون مي داند كساني كه او را بفهمند به سرنوشت او يعني رنج كشيدن در دنيا دچار خواهند شد.((نيچه)) 
كساني كه در خود احساس حقارت مي كنند به ديگران رحم مي كنند، اما به دليل غرورشان دم نمي زنند! يعني درد مي كشند و مي خواهند با ديگران همدردي كنند. كساني كه با ديگران همدردي مي كنند به دليل دردمند بودن خودشان است.((نيچه)) 
هر اندوهي، برانگيزاننده و اندرزي ارزشمند است.((رالف والدو امرسون)) 
آنچه در زندگي بيشتر مردم، مايه ي اندوه است، اين است كه بيشتر، مي دانند در زندگي خود خواهان چه چيزهايي هستند، ولي به درستي نمي دانند كه چه كسي مي خواهند باشند.((آنتوني رابينز)) 
كساني كه به مجردِ برخورد با سختي، كار را رها مي كنند، هرگز به جايي نمي رسند.((آنتوني رابينز)) 
افراد، براي فرار از رنج، تلاش بيشتري مي كنند تا براي كسب لذت.((آنتوني رابينز)) 
اگر زندگي خود را به گونه اي بنا كنيم كه خوشبختي ما وابسته به اموري بيرون از دسترس ما باشد، در آن صورت، احساس رنج خواهيم كرد.((آنتوني رابينز)) 
اگر كامروا نشويد، زندگي، خود به خود و به ميزان كافي، شما را دچار رنج خواهد ساخت و نيازي نيست كه با ايجاد قوانين سخت، پيوسته خود را دچار رنج و اندوه كنيد.((آنتوني رابينز)) 
اگر قرار باشد كه در برابر هر چيزي، واكنش نشان دهيم، پيوسته از فشار رواني، رنج خواهيم برد.((آنتوني رابينز)) 
با رنج عميق درون، آدمي از ديگران جدا مي شود و سرافراز مي گردد.((نيچه)) 
شايد من بهتر مي دانم كه چرا بشر تنها حيواني است كه مي خندد؛ تنها انسان است كه به شدت رنج مي برد و ناگزير است خنده را بيافريند.((نيچه)) 
اگر با مطلبي مخالف هستيد، چنان به نرمي و مهرباني آن را رد كنيد كه گوينده ناراحت نشود.((جان كايزل)) 
اگر وجود خار در گل مايه اندوه ماست، وجود گل در كنار خار بايد مايه شادي ما باشد.((گوته)) 
آنكه به فكر فردا نيست، به غم فردا گرفتار خواهد شد.((كنفوسيوس)) 
از همه اندوهگين تر شخصي است كه از همه بيشتر مي خندد.((ژان پل سارتر)) 
اگر ما ديگران را در سختيها و گرفتاريها دلداري دهيم، خود نيز آرام مي شويم.((آبراهام لينكلن)) 
اسارت و بندگي مردم به خود آنها و ميزان تحمل رنج و قبول فداكاري شان بستگي دارد.((گاندي)) 
هرگاه تمام بلاها و سختي هاي بشر را در يك جا جمع كنند و در ميان مردم تقسيم نمايند، بدبخت ترين مردم چون سهم خود را ببينند، از سهم نخستين خويش راضي شده، لب از شكايت مي بندند.((سقراط)) 
اشخاص شريف و درد كشيده اي وجود دارند كه با كمترين مهرباني قادرند رنج و درد خود را با شكيبايي تحمل كنند.((بودلر)) 
هيچ كس بدبخت تر از كسي نيست كه هرگز به بلا و مصيبتي گرفتار نشده است.((جرمي تيلور)) 
فقير براي سير كردن شكمش در عذاب است و ثروتمند براي معالجه ناراحتي.((بنجامين فرانكلين)) 
كار كنيد تا همه غصه ها و پريشانيهاي خود را فراموش كنيد.((گاليله)) 
هيچ چيز بهتر از كار كردن به جاي غصه خوردن، آدمي را به خوشبختي نزديك نمي كند.((موريس مترلينگ)) 
عشق بايد شادي آور باشد نه رنج آور.((ناپلئون بناپارت)) 
آنان كه مي خواهند خوب زندگي كنند بايد به حقيقت نزديك شوند؛ زيرا پس از نيل به مقام حقيقت يابي است كه دست از غم و اندوه دنيا برمي دارند.((افلاطون)) 
كساني را مي شناسيم كه براي آرايش ظاهري و داشتن لباسي گرانمايه، شكم خود را گرسنه نگاه داشته و خانواده خود را در تنگدستي مي گذارند و براي فريب دادن چشم ديگران، خود را دچار رنج و محنت مي كنند.((بنجامين فرانكلين)) 
انسان آنقدر كه از فكر رويدادهاي آينده غمگين مي شود، از خود آن رويدادها ناراحت نمي شود و بدبختانه فكر اينكه فردا چه حوادثي روي مي دهد، هميشه بر ما غلبه دارد.((مونتن)) 
رنجها و ناراحتي ها فكر انسان را قوي مي كند.((ناپلئون بناپارت)) 
غفلت از ناداني خود، دردي است كه نادانها به آن گرفتارند.((الكوت)) 
براي زندگي فكر كنيد، اما غصه نخوريد.((ديل كارنگي)) 
بيشتر سختي هاي زندگي براي اين است كه مي كوشيم از حقيقت آن بگريزيم.((غ-ذ)) 
آنها كه غم كمتري دارند، با خودنمايي بيشتري مي گريند.((تاسيت)) 
زندگي با شادي و غم همراه است و نبايد از آن بيم داشت.((لارشفوكولد)) 
شاعر، سازي است كه استاد طبيعت ساخته و پرداخته و به دست خود گوشمالي داده است و به هر نسيمي كه بر او بوزد، به نوا مي آيد. ما چون از هيچ باد سختي به صدا نمي آييم، گويندگان را شوريده تصور مي كنيم.((حجازي)) 
عشق در حقيقت عذاب است، ولي محروم بودن از عشق، مرگ است.((ويليام شكسپير)) 
زن براي آن آفريده نشده كه وجودي پوچ و بيهوده باشد و تنها به درد زينت و تفريح مرد بخورد.((اسمايلز)) 
اگر روح انسان چون آينه از رنگ غم پاك باشد، چه اهميت دارد اگر چهره او پر از چين شود.((لرد آويبوري)) 
براي آنچه كه انجام داده اي، غم خوردن بي فايده است.((ويليام شكسپير)) 
عشق، مزيت دو فردي است كه همواره سبب رنج و اندوه يكديگر مي شوند.((سنت بوو)) 
سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصيبتهاي زندگي لبخند بزند.((كريستوفر مارلو)) 
آدم بدبين، سختي را در هر فرصتي مي بيند، آدم خوش بين فرصت را در هر سختي.((وينستون چرچيل)) 
نصايح دوستانه، پايان بخش اندوه ماست.((ويليام شكسپير)) 
براي درمان بدبختي و دردهاي بشر، دوايي بهتر از موسيقي وجود ندارد.((لودويگ وان بتهوون)) 
هنگام خشم اگر درنگ پيشه كنيد، از صدها روز اندوه خوردن رسته ايد.((ضرب المثل چيني)) 
حاضرم به هر كاري دست بزنم. براي من رنج و ناراحتي گذرا به هيچ روي مسئله اي نيست، به شرط آنكه احساس كنم اين تجربه تازه مرا به سطح جديدي سوق مي دهد. من شيفته ناشناخته ها هستم و تنها راه دستيابي به ناشناخته ها، شكستن موانع است.((دايانا نياد)) 
اگر به جاي توجه به نتيجه و دستاورد كار، براي سختي ها و مشكلات آن ماتم بگيريد، كم كم نااميد و دلسرد مي شويد.((جان ماكسول)) 
كاركنان لغزش هاي صادقانه را تحمل مي كنند، اما اگر به اعتمادشان آسيب برسانيد، ديگر به سختي مي توانيد اعتماد آنها را به دست آوريد. مي توان سر رئيس را شيره ماليد، اما نمي توان سر همكاران و زيردستان را شيره ماليد.((مدير عامل پپسي كولا)) 
جامعه اي كه مهارت در لوله كشي را تحقير مي كند، چون كاري پيش پا افتاده است و هر سخن مهمل فلسفي را بر مي تابد، چون فلسفه مقام بالايي دارد، نه لوله كش خوبي خواهد داشت و نه فيلسوفي به درد خور، نه در لوله هايش آب بند مي شود و نه در نظريه هايش.((جان گاردنر)) 
بزرگترين درد و رنج جهان، "زندگي بدون چَم، مفهوم و هدف" است.((آنتوني رابينز)) 
آدمي، پس از اينكه بر درد خودآگاهي پيروز ميشود، در نهايت، خودآگاهي، چيز زيبايي به نظر ميرسد.((آبراهام مازلو)) 
شخص را آنگاه دلير ميخوانيم كه همواره، چه هنگام رنج و چه هنگام خوشي، پيروي از فرمان خرد نموده و به راهنمايي خرد، اموري را كه بايد از آن به دور بود، از آنچه جز آن است، تشخيص دهد؛ ما اين شخص را خردمند هم ميخوانيم.((افلاطون)) 
چيزي كه جدايي ميآورد، همانا خودخواهي در شادي و اندوه است؛ به اين چَم كه هرگاه براي شهر يا افراد، رويدادي رخ دهد، برخي دلخون و برخي ديگر، شادمان شوند.((افلاطون)) 
بهتر است انسان در برابر سختيها، بردباري به خرج دهد و زاري نكند؛ زيرا نسبت به خير و شر اين مسايل نميتوان باور داشت و سختگيري در اين موارد هم كمكي به آينده نميكند.((افلاطون)) 
نيازي نيست با سختي يا فشار، به خرد راستين دست يافت، بلكه خرد با سرخوشي و نشاط كودكانه به دست ميآيد. اگر به اين امر آگاه باشيد، بيش از هر چيزي بايد سرزنده باشيد.((هنري ديويد تورئو)) 
بدون وجود قهرمانان، انسان، موجود دردمندي است كه نميداند تا كجا ميتواند پيش برود.((برنارد مالامود)) 
آن گونه از سپاسگزاري كه با زبان ابراز نشود، به درد هيچ كسي نميخورد.((گلديز استرن)) 
غم خودش ما را پيدا مي کند، بايد دنبال شاديها گشت.((نيچه)) 
انسانها را از دور دوست داشتن، كار دشواري نيست. دوست داشتن آنهايي كه به ما نزديك هستند، كار دشواري است. بخشيدن يك كاسه برنج براي سير كردن يك گرسنه، بسي آسانتر از كاهش تنهايي و درد و رنج انساني رانده شده در خانهي خودمان است. عشق را به خانهي خود بياوريد؛ چرا كه عشق ورزيدن به يكديگر را بايد از خانه آغاز كنيم.((مادر ترزا)) 
بدون سختيها، نميتوان رشد كرد.((آنتوني رابينز)) 
شگفتانگيز است كه چه اندازه از دشواريها و سختيهاي زندگي ميآموزيد و رشد ميكنيد، بيآنكه خودتان بدانيد.((آنتوني رابينز)) 
زماني كه همه چيز خوب است و در مورد همه چيز، آسوده دل هستيد، گوشتان بدهكار نيست، ولي هنگامي كه در زندگي با دشواري روبهرو شديد يا درد و رنجي به سراغتان آمد، آنگاه گوش شنوا پيدا ميكنيد و پذيرشتان براي باورها و انديشههاي تازه بالاتر ميرود.((آنتوني رابينز)) 
گاهي، درد و رنج، بهترين دوست و آموزگار ماست.((آنتوني رابينز)) 
گاهي درد و رنج، چيزهايي به ما ميآموزد كه شادي و شادماني هرگز نميتواند بياموزد.((آنتوني رابينز)) 
هيچ انساني كامل نيست، اما آدمهايي كه خيال مي كنند كامل هستند هرگز به درد كار تيمي نمي خورند.((جان ماكسول)) 
براي تمام دردهاي دنيا، يا مداوا و چاره اي هست يا نيست. اگر چاره اي هست، براي به دست آوردنش كوشش كن و اگر چاره اي نيست فراموشش كن و فكرش را نكن.((؟)) 
حسهاي بد و منفي مثل كينه، حسد، غم و غصه چنان با قدرت و سرعتي غيرعادلانه راه خود را در افكار آدمي باز مي كند كه به ناچار افكار خوب و خوشايند مجبور به عقب نشيني مي شوند.((ديل كارنگي)) 
وقت خود را با كار پر كنيد. آنان كه دچار نگراني هستند دارويي مناسب تر و ارزانتر از اين براي مقابله با نگراني نمي توانند بيابند. اگر خود را در كار غرق نكنيد قطعاً در غم و نااميدي غرق خواهيد شد.((ديل كارنگي)) 
چنانچه شما بخواهيد نگران گذشته شويد و در مورد آنچه كه از بين رفته، ناراحت و غمگين باشيد درست مثل اين است كه بخواهيد خاك اره را دوباره اره كنيد.((فرد فولرشيد)) 
شاد و بانشاط باشيد، بگوييد و بشنويد و به غم و غصه مجالي براي خودنمايي ندهيد.((ويليام جيمز)) 
زيان و درد برايمان آنقدر مهم نيست؛ آن چيزي كه موجب ناراحتي است، به ياد آوردن آنها است.((كنفوسيوس)) 
چوب و سنگ مي تواند استخوانهايم را بشكند، اما كلمات و جملات هرگز موجبات ناراحتي ام را فراهم نمي كند.((برنارد باروخ)) 
امروز من مردمي را مي بينم كه وراج، خودخواه و ناسپاسند، اما از اين موضوع ناراحت نيستم چون مي توانم دنيا را بدون وجود چنين مردمي در نظر مجسم كنم.((ماركوس اوريليوس)) 
فراموش كردن اظهار تشكر و حق شناسي، جزيي از نهاد بشري است. به اين ترتيب اگر ما هميشه منتظر باشيم كه مورد تقدير و تشكر قرار بگيريم، در حقيقت خود را به سمت يك دنياي پر از غم و ناراحتي هدايت كره ايم.((ديل كارنگي)) 
غمگين بودم كه چرا كفش ندارم، اما در خيابان مردي را ديدم كه پا نداشت.((هارولد ابوت)) 
خيلي كم اتفاق مي افتد كه نسبت به آنچه داريم احساس رضايت و خشنودي كنيم و در عوض، هميشه براي آنچه كه نداريم تاسف مي خوريم و غصه دار هستيم.((آرتور شوپنهاور)) 
شادي و نشاط زياد زماني رخ مي دهد كه بتوانيم بر سختيها و شدائد غلبه كرده و پيروز شويم.((هاري امرسون فوسديك)) 
رنج و غصه را براي خودت بپذير و رفاه و آسايش را براي همه.((آبراهام لينكلن)) 
وقتي براستي ايمان داري كه حق با تو است و درست مي گويي، هرگز از حرفهاي مردم نگران و ناراحت نشو!((الينور روزولت)) 
كسي به جز خودم مسئول سقوطم نيست؛ بزرگترين دشمني كه باعث به وجود آمدن سرنوشتي غم انگيز و اندوهبار برايم شده تنها خودم هستم.((ناپلئون بناپارت)) 
همواره در پي ميانبُر بودن، نتيجهي عكس ميدهد. يعني برخي از ميانبُرها به راستي ميانبرهايي به سوي مرگ، بيماري و غم هستند.((آنتوني رابينز)) 
بزرگترين درد و رنجهاي زندگي، درد و رنجهايي است كه از درون خودمان و به سبب زير پا گذاشتن استانداردها و قوانينمان احساس ميكنيم.((آنتوني رابينز)) 
هر بار كه در زندگي خود برآشفته شده و از كسي رنجيدهايد، رنجش و برآشفتگي شما به سبب رفتار يا كارهاي آن شخص نبوده، بلكه سبب برآشفتگي و درد و رنجتان، تفاوت قوانين شما با آن فرد بوده است.((آنتوني رابينز)) 
همواره به ياد داشته باشيد ممكن است آنچه را دشواري يا سختي ميدانيد، به راستي، يك هديه يا بخشش ارزشمند و گرانبها باشد. اين، تنها گذشت و مرور زمان است كه اين حقيقت را روشن خواهد كرد.((آنتوني رابينز)) 
اگر درد و رنج شكست را به جان نخريد، هرگز نميتوانيد برنده از زمين بيرون بياييد.((آنتوني رابينز)) 
زماني كه بُريدهايد و ناتوان هستيد و شكست خوردهايد، يا احساس ميكنيد ديگران، نيرومندتر، ماهرتر يا حتي خوش شانسترند، به درون خود دست يازيد و درد و رنج را به ميل، آرزومندي و انگيزه بدل كنيد.((آنتوني رابينز)) 
سن هر كس با توجه به ميزان درد و رنجي كه در برخورد با ايده هاي نو تجربه مي كند، تعيين مي شود.((كوينسي جونز)) 
بيشتر اشخاص در سه موقعيت، اقدام به تغيير خود مي كنند: از بس كه رنج مي برند به اين كار تن مي دهند؛ از بس كه آموخته اند مايل به اين كار مي شوند؛ يا از بس كه عايدي دارند از توان انجام اين كار برخوردارند.((جان ماكسول)) 
زندگي را نبايد تنها با پول سنجيد. من از اين كه بكارم و ديگران درو كنند ناراحت نيستم. زماني بايد تاسف خورد كه بكاريم و كسي درو نكند.((چارلز گوديِر)) 
انجام هر نوع خدمت و تحمل هر گونه سختي و مذلت را به راه معشوق، ننگ عاشق نشماريم، بلكه آن را از افتخاراتش دانيم و مايه آراستگي و برازندگي او شناسيم.((افلاطون)) 
عشق، نزديكترين دوست آدميان است و شفابخش دردهايي است كه راه خوشبختي و سعادت را بر بشر فرو بسته اند.((افلاطون)) 
اگر از دوست خود جدا شدي، مبادا كه بر جدايي اش افسرده و غمين گردي؛ زيرا آنچه از وجود او در تو دوستي و مهر برانگيخته است، اي بسا كه در غيابش روشن تر و آشكارتر از دوران حضورش باشد.((جبران خليل جبران)) 
گاهي، كمي درد و رنج براي رشد و آموختن هرچه بيشتر لازم است.((آنتوني رابينز)) 
هر چه بلندپروازتر باشيد تپش قلبتان كمتر خواهد شد، فشار و دردهاي رواني تان نيز.((اُرد بزرگ)) 
اگر قدرت [ آن را ] نداريد كه با نيروي خود سختيها را در هم شكنيد، دست كم مرد باشيد و در برابر حوادث بايستيد.((حسن صباح)) 
نمي توانيم كاري كنيم كه مرغان غم، بالاي سرِ ما پرواز نكنند، اما مي توانيم نگذاريم كه روي سرِ ما آشيانه بسازند.((ضرب المثل چيني)) 
اي كه در رنج و عذابي! تو آنگاه رستگار مي شوي كه با ذات و هويت خويش يكي گردي.((جبران خليل جبران)) 
خدا هرگز وعده آسمان هميشه آبي، مراتع هميشه سبز و قلب هميشه رها از رنجها را نداده است، بلكه او وعده عشق و محبت ناميرا و حضور وفادارانه و همدلانه خود را داده است.((ناشناس)) 
هيچ سرزمين سختي نمي تواند مانع جوشيدن چشمه هنر و دانش ايرانيان گردد.((شاه اسماعيل ساماني)) 
براي ارواح بشري چه چيزي بالاتر از اين است كه در هر رنج و محنتي غمخوار يكديگر و در هر شادي، شريك خنده هاي هم و در خلوت خاطره هاي يكديگر تنها تصاوير ماندگار و ابدي وجود هم باشند.((جرج اليوت)) 
خردمند به چيزي كه اگر به دستش نيايد غمگين و دل آزرده شود، هرگز دل نمي بندد.((بزرگمهر)) 
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر مي كنند و در آن هنگام كه يكي بر سفره ي شما نشسته است، ديگري در رختخوابتان آرميده باشد. شما پيوسته چون ترازويي بي تكليف در ميانه ي اندوه و نشاط هستيد.((جبران خليل جبران)) 
رنج و شادي؛ اين سخن مرا جز با عاقلان مگوييد، زيرا مردم عوام جز نيشخند كاري نمي توانند كرد.((گوته)) 
غم جهان مخور كه غم خوردن، سرنوشتت را دگرگون نخواهد كرد، اما تعادل زندگانيت را به هم خواهد زد.((گوته)) 
از اين مصيبتي گرانتر نيست كه ابلهان، دانايان را به فروتني بخوانند.((گوته)) 
براي كسي كه از رنج روحي شديد در عذاب است، درد جسماني تمامي مفهوم خود را از دست مي دهد.((آرتور شوپنهاور)) 
وحشت مرگ كه ما را با وجود اينهمه درد، سخت به زندگي چسبانده، براستي موهوم و غير واقعي است.((آرتور شوپنهاور)) 
آن كه از سر عشق ازدواج كند، بايد در اندوه زندگي كند.((ضرب المثل اسپانيايي)) 
آغاز وجود انسان از سينه ي زنان حيات مي يابد، آغازين كلمات را لبان او مي آموزاند، آغازين گريه ها را نوازش انگشتان او آرام مي دهد و واپسين آه ها را هم اغلب گوشِ زني مي شنود، آنگاه كه مردان از تحمل بار اندوه جانگزاي ديدن واپسين دم حيات مردي كه ايشان را پيشوا بوده، تن مي زنند.((بايرون)) 
راز اضطراب و اندوه مدام در به زبان آوردن همه چيز است.((آرتور شوپنهاور)) 
لذت راستي چنان است كه هيچ كس دوست ندارد در رنج و دروغ فرو افتد.((اشو)) 
آنچه مردم را سنگدل مي سازد اين است كه در هر انسان تنها آن ميزان توان هست كه بتواند دردها و رنجهاي خود را تحمل كند.((آرتور شوپنهاور)) 
هيچ كس نمي داند چه توانايي هايي براي تقلا و تحمل رنج در خود دارد، تا زماني كه اتفاقي مي افتد و اين نيروها را به جنبش در مي آورد.((آرتور شوپنهاور)) 
پس از مدتي طولاني امكان دارد كه بر مرگ رقبا و دشمنانمان هم تقريباً به قدر مرگ دوستان و عزيزانمان غصه بخوريم؛ البته زماني كه ايشان را به عنوان شاهدان پيروزيهاي درخشانمان از دست داده باشيم.((آرتور شوپنهاور)) 
با رشد يقين و اطمينان، شادماني رشد مي يابد و با رشد شك و ترديد، تنش، بي قراري و بدبختي. شك و ترديد در نهايت به رنج و عذاب و نگراني مي انجامد.((اشو)) 
عشق دردي است كه تنها سه دارو دارد: گرسنگي، انتظار و انتحار [= خودكشي ].((كراتس)) 
عشق دردي شديدتر از تمام دردهاي ديگر است، زيرا در عين حال، روح و قلب و كالبد را مي رنجاند.((ولت)) 
كسي كه از رنج زندگي بترسد، از ترس در رنج خواهد بود.((مثل چيني)) 
اگر شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگر غمگين بودي آروم گريه كن تا شادي نااميد نشه.((چارلي چاپلين)) 
خداوند براي ما نيكي و شادي را پسنديده است؛ اين ماييم كه از ميان هزاران شادي به دنبال حاشيه غمگين شادي ها مي رويم.((فرانك)) 
هميشه دشمنانت را ببخش؛ هيچ چيز بيش از اين آنها را ناراحت نمي كند.((اسكار وايلد)) 
زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش؛ در اين ميان، از جايي به جايي شدن رنج آور است.((آيزاك آسيموف)) 
هرچيز را پيش از وقوع، ديدن و عاقبت انديش بودن، كار خوبي است؛ اما براي مشكلات احتمالي آينده، از امروز اندوهگين شدن، شايسته نيست.((ديل كارنگي)) 
گذشته، سرمايه اي است كه اندوخته ايم؛ مي توان آن را به تأسف و اندوه صرف كرد يا براي موفقيت آينده به كار برد.((محمد حجازي)) 
هر عيش و لذتي را كه در دنيا مي بينيد، داراي رنج و زحمت است و اگر همان زمان براي ما زحمت ايجاد نكند، در آينده اسباب دردسر مي شود. فقط دو لذت وجود دارد كه هرگز نتيجه ناگوار و پشيماني دربر ندارند: نيكي كردن به مردم و انجام وظيفه.((ژان ژاك روسو)) 
از آينده ناراحت نباشيم؛ بار روزانه را به منزل برسانيم!((لاكوردر)) 
پيوسته امواج شادي و اندوه از دو طرف ما مي گذرد؛ استفاده از آنها به اراده ي خودمان بستگي دارد.((ابوالعلاء)) 
جهان هنر، جهان دردها، يادها، ناكامي ها و اميدواري ها است. هر رنجي زخمي است كه تارهاي دل شاعر را به لرزه و ناله در مي آورد و يادِ هر اميد از دست رفته اي مايه ي انديشه ي هنري شاعر است.((محسن هشترودي)) 
پيروزي از آن مردماني است كه هميشه تواناييِ [ ايستادگي ] در برابر سختي ها را داشته باشند.((خواجه نصير توسي)) 
وقتي فرد در فشار درد و رنج باشد و مانند افراد شكست خورده به نظر برسد، تازه فرصت پيدا مي كند چيزي ياد بگيرد.((رالف والدو امرسون)) 
بين رنج بردن و هيچ، به ما حق انتخاب داده اند؛ من رنج را برداشته ام.((ويليام فالكنر)) 
اگر مي خواهي اندوهگين نباشي، حسود مباش.((انوشيروان عادل)) 
خوشبختي براي فخر فروشي نيست، بلكه بايد از آن لذت برد. بنابراين، اگر بدانم و احساس كنم كه شاد هستم، هر چند ديگران مرا غمگين و درمانده به حساب آورند، نظر ايشان را نخواهم پذيرفت.((توماس تراهون)) 
همه آرزوها از نياز سرچشمه مي گيرد، يعني از كمبودها و رنجها.((آرتور شوپنهاور)) 
هنر، گونه اي رستگاري است؛ ما را از خواستن، يعني درد و رنج، آزادي مي بخشد و تصاوير زندگاني را دلربا مي سازد.((آرتور شوپنهاور)) 
گشادن عقده هاي درون در پيش دوستان دو تأثير دارد؛ يكي آنكه شادي را دو برابر مي كند و ديگر آنكه غم را دو نيم مي سازد. زيرا آن كس كه دوستان را در شادي خويش شريك مي كند، سرور خاطرش بيشتر مي شود و آن كه غم دل به ياري همراه مي گويد، بار اندوه خويش را سبك تر خواهد يافت.((فرانسيس بيكن)) 
اميد، آهستگي و ملايمت زندگي را روشن و شيرين مي كند، خشم و تيزي مايه ي رنج و بلا است. آهسته رو از عيب جويي مي گريزد و شرم و آهستگي را دوست مي دارد.((بزرگمهر)) 
وقتي براي عروسي خود بسيار هزينه كني، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت!((روزنامه نگار ايرلندي)) 
زناشويي، غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه ي نقد و موجود تبديل مي كند.((مثل آلماني)) 
به اين زمين گرد كه به سرعت مي گردد بنگر كه درمان ما در آن است و درد ما نيز. نگاه كن و ببين كه نه گردش زمانه آن را مي فرسايد و نه رنج و بهبودي حال بشر آن را به آتش مي كشد، نه آرام مي شود و نه همچون ما تباهي مي پذيرد.((فردوسي)) 
اگر عذاب ابدي و شرايط ممتاز فردي با هم يكسان باشد، اگر هيچ تفاوتي ميان عالي و پست وجود نداشته باشد، هستي بشر، حجم و ابعاد خود را از دست مي دهد و به گونه اي تحمل ناپذير سبك مي شود.((ميلان كوندرا)) 
برخي از چيزها كه خيلي به درد نمي خورند، زماني استفاده ي زيادي دارند.((گابريل گارسيا ماركز)) 
عشق، عشق مي آفريند. عشق، زندگي مي بخشد. زندگي، رنج به همراه دارد. رنج، دلشوره مي آفريند. دلشوره، جرات مي بخشد. جرات، اعتماد مي آورد. اعتماد، اميد مي آفريند. اميد، زندگي مي بخشد. زندگي، عشق به همراه دارد و عشق، عشق مي آفريند.((ماركوس بيكل)) 
اگر مراقب سلامتي خود نباشيد، به سختي مي توانيد از عواطف خود بهره مند گرديد.((آنتوني رابينز)) 
چه غصه هايي براي رويدادهاي بدي كه هرگز در زندگيم پيش نيامد خوردم.((ميكل آنژ)) 
شجاعت حقيقي، پيروز شدن بر سختي هاي زندگي است.((ناپلئون بناپارت)) 
اگر مردم مرا نشناسند غصه نخواهم خورد، اما من اگر مردم را نشناسم افسرده خواهم شد.((كنفوسيوس)) 
كار دلخواه برگزين تا رنج نبيني.((كنفوسيوس)) 
هميشه به قلبت بگو كه ترس از رنج از خود رنج بدتر است. تاريكترين لحظه ي شب لحظه ي پيش از برآمدن آفتاب است.((پائولو كوئيلو)) 
آن كه گرفتار رنج و عذاب شده، اما با ذات و هويتش همنوايي دارد، همانند كشتي است كه سكانش درهم شكسته و در گوشه و كنار جزاير و درياها سرگردان است و از هر سو در بر گرفته شده با خطرها؛ اي بسا كه غرق نشود و به ته دريا فرو نرود.((جبران خليل جبران)) 
بسياري از مردم سعادت و شوكت روزگار پيري خود را مديون سختي ها و دشواريهاي روزگار جواني هستند.((ناپلئون بناپارت)) 
گذشتن از سختي هاي پيش رو، چندان سخت تر از آن چه پشت سر گذاشته ايم نخواهد بود.((ارد بزرگ)) 
خنده، سختي ها و مشكلات زندگي را كوچك و رنجهاي روحي را محو مي كند.((ژول سيمون)) 
اينكه كسي تبهكار اجتماعي باشد، مانند اين است كه هفت سال با كوشش و سختي در دانشگاه تحصيل كرده، اما هيچ چيز نياموخته باشد.((أوله جيمز اوناستاد)) 
سعادتمند كسي است كه در هجوم و مقابله با سختي ها خود را نبازد.((بلز پاسكال)) 
اگر شخصي باعث رنج شما مي شود، به اين دليل است كه خود در كُنه وجود خود رنج مي كشد و رنج او لبريز مي شود. بنابراين، او سزاوار مجازات نيست، بلكه نيازمند كمك است؛ اين همان پيام او براي شما است.((تيك نات هان)) 
اگر مي خواهي براي يك روز در شكنجه باشي مهمان دعوت كن. اگر مي خواهي يك سال عذاب بكشي پرنده نگه دار و اگر مي خواهي تمام عمر در شكنجه باشي ازدواج كن!((ضرب المثل چيني)) 
همه جا شادماني قشر نازكي است كه روي رنج و بيچارگي كشيده اند.((ويكتور هوگو)) 
عذاب وجدان، بدتر از مرگ در بيابان سوزان است.((ويكتور هوگو)) 
زن و فرزندان خود را از كسب دانش و پرورش باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نگردي.((پندنامه آذرآباد)) 
هركس كه آموزش روزگار او را نرم و دانا نكند، هيچ دانا را در آموزش او رنج نبايد بردن كه رنج او بي ثمر است.((عنصرالمعالي)) 
سختي ها و ناراحتي ها بهترين وسيله ي آزمايش زندگي زناشويي است، زيرا رنج و محنت، اخلاق حقيقي زن و مرد را آشكار مي سازد.((ساموئل اسمايلز)) 
هركس بر دانش خود افزايد، بر اندوه خود افزوده است.((مثل عبري)) 
سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند.((مثل فارسي)) 
هر بيماري كه با دارو درمان نشود، چاقوي جراحي آن را مداوا مي كند؛ اگر چاقو درمان نكرد داغ، چاره ي آن است، اگر داغ هم مؤثر نبود، دردي است كان را دوا نباشد.((بقراط)) 
اي اميدهاي دوره ي زندگي اگر شما نبوديد و به روي اين حيات پر از مصيبت تبسم نمي زديد، بشر چگونه زنده مي ماند؟((؟)) 
سعادت جز رؤيا چيز ديگري نيست، فقط به نظر حقيقت دارد؛ چه وقتي انسان مي خواهد ميزان زندگي را حساب كند نبايد اندازه ي لذتها را بسنجد بلكه بايد رنجهايي را كه از آنها رهايي يافته است نيز در نظر بگيرد.((فرانسوا ولتر)) 
عشق و سختي بهترين وسيله ي آزمايش زندگي زناشويي است.((ساموئل اسمايلز)) 
عشق با درد همراه است، چون رشد را موجب مي شود؛ عشق با درد همراه است چون عشق چنين مي طلبد؛ عشق با درد همراه است چون عشق دگرگون مي كند؛ عشق با درد همراه است، چون در عشق از نو زاده مي شوي.((اشو)) 
لطافت، نيرومندتر از سختي، آب قوي تر از صخره و عشق تواناتر از بيرحمي است.((هرمان هسه)) 
كتاب خوب به منزله ي بهترين دوست و مونس انسان است. اخلاق و صفات كتاب مانند انسان تغييرپذير نيست و هرچه از اول بوده است هميشه هم به همان حال باقي خواهد ماند. كتاب از تمام دوستان انسان ثابت قدم تر، باوفاتر و صبورتر است و هرگز در ايام بدبختي و محنت به انسان پشت نمي كند. برعكس آغوش مهربان و رأفت آن براي استقبال هميشگي گشوده است. در دوره جواني انسان را سرگرم و مشغول مي سازد و در روزگار پيري و شكستگي تسليت و دلداري مي دهد.((ساموئل اسمايلز)) 
كتاب، مونس و غمخوار اوقات حزن و خستگي است كه غم و اندوه را به سرور و شادماني تبديل مي كند؛ رنج و غم را از آينه ي خاطر زدوده و گنجينه ي ذهن را پر از گوهرهاي گرانبها مي كند.((ساموئل اسمايلز)) 
آنچه هنگام مردن بر اندوه مي افزايد بي هنري فرزند و كارهاي بيهوده و ناپسند اوست و هر آنچه از غم مي كاهد، هنرمندي و اندوخته داشتن كردار نيك و پسنديده اش است.((؟)) 
هيچ چيز بزرگي در جهان، بدون رنج و تلاش به دست نيامده است.((گئورگ ويلهلم فريدريش هگل)) 
بهاي شكست بيشتر از بهاي پيروزي است. بهاي شكست، فقر، افسردگي، نااميدي و روحيه ي رنج كشيده است.((ويرجيل بري)) 
هان! در اين جهان، هراس به دل راه مده؛ به زودي خواهي دانست چه بزرگ مرتبه است رنج كشيدن و قوي دل شدن.((لوئيز هي)) 
عشق، بيشتر گونه اي عذاب است، اما بي بهره بودن از آن مرگ است.((ويليام شكسپير)) 
هيچ چيز از احساس همدردي دشوارتر نيست. حتي تحمل درد خويشتن به سختي دردي نيست كه به گونه اي مشترك با كسي ديگر براي يك نفر ديگر يا به جاي شخص ديگري مي كشيم و قوه ي تخيل ما به آن صدها بازتاب مي بخشد.((ميلان كوندرا)) 
رنج، گريزناپذير است، اما رنج كشيدن ارادي است. پيدا كردن خوشبختي در درون خودمان هرگز كار آساني نيست، اما پيدا كردن آن در جاي ديگر، غيرممكن است.((رپلير اگنس)) 
آنچه كه باعث بروز ناراحتي و احساسات منفي در ما مي شود، در حقيقت خود مشكل نيست، بلكه باورهاي نادرست ما درباره ي زندگي است كه ايجاد مشكل مي كند.((آلبرت آليس)) 
هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه و قلب؛ زيرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند، اما درد بسياري دارند.((چارلز ديكنز)) 
انسان در سختي و شكست مي تواند تولدي ديگر اما نيرومندتر پيدا كند. شوق فروتنانه و از روي راستي، براي ارزيابي كنش هاي خويش در كانون شكوفايي انسان قرار دارد.((كونوسوكي ماتسوشيتا)) 
هيچ منظره اي غم انگيزتر از ديدن يك جوان بدبين نيست.((مارك تواين)) 
اگر فكر كنيد كه كار، يعني زحمت و مشقت محض و وسيله اي براي تامين معاش خانواده، به احتمال زياد، چيزي بيش از آن هم گيرتان نخواهد آمد.((آنتوني رابينز)) 
بزرگترين سختي هاي ما آنهايي است كه در نتيجه سهل انگاري براي خود به وجود آورده ايم.((لرد آويبوري)) 
آن كه خيال مي كند شايد فردا گرفتار شود، از اينكه الان گرفتار است بيشتر رنج مي برد.((محمد حجازي)) 
پول گرسنگي را درمان مي كند، ولي درمان اندوه و درد نيست.((جرج برنارد شاو)) 
با هر ناراحتي كوچك خشمگين شدن و به ديگران پريدن، نشانه غرور بي اندازه يا كم عقلي است.((الكساندر پوپ)) 
كسي كه به فكر آينده نيست و پايان كار را نمي بيند، به درد ياري و دوستي نمي خورد.((؟)) 
كسي كه دور انديش نباشد، گرفتار خطرهاي نزديك مي شود. دور انديشي كليد پيشگيري بسياري از سختي ها است.((كنفوسيوس)) 
آنكه از شنيدن رفتار نيك همسايه اش رنج مي برد، از شنيدن عكس آن شاد مي شود و آنان كه از برتري ديگران نااميد هستند، از اينكه ديگران به حدي كوچك شوند كه با آنها برابر گردند، شاد خواهند شد.((بنجامين فرانكلين)) 
كار، بهترين آرامبخش افكار پريشان و غم است.((اُرد بزرگ)) 
رنج منتهي به گنج را كسي خريدار نيست.((فردوسي)) 
اگر با شخص مباحثه كنيم و تمام قدرت استدلال و بيان خود را به كار اندازيم، چقدر ناراحت و خشمگين خواهيم شد، زماني كه بفهميم طرف [ مقابل ] نمي خواهد بفهمد و ما با اراده او سر و كار داريم؛ اينجاست كه منطق بي فايده است.((آرتور شوپنهاور)) 
شكست خوردن ناراحتي ندارد. آدم بايد شجاع باشد تا بتواند از خودش يك احمق بسازد!((چارلي چاپلين)) 
كسي كه خرد ندارد، همواره از كرده هاي خويش پشيمان و در رنج است.((فردوسي)) 
آن كه آفريننده و باشكوه است، در اين جهان رنجهاي بسيار خواهد ديد.((فردوسي)) 
بيكاري نه تنها موجب پريشاني فكر و ناراحتي خيال است، بلكه كدورت و پشيماني هميشگي و باطني پديد مي آورد.((فريدريش شيلر)) 
براي كسب خرد، سختي را بر خود هموار كن.((اُرد بزرگ)) 
كسي كه درد روشنگري و بازگويي تجربه را ندارد، خود نيز زماني براي بهره بردن از آن نخواهد يافت.((اُرد بزرگ)) 
براي به دست آوردن و گسترش خرد، سختي را بر خود هموار كن.((اُرد بزرگ)) 
از آموختن دانش هيچ زمان غافل نمان، گرچه در اين راه رنجها كشي، مبادا كه دلت از آموختن، ناتوان و آشفته گردد.((بزرگمهر)) 
طلوع و غروب عشق، خود را به وسيله درد تنهايي و جدايي آشكار مي سازد.((لابروير)) 
هميشه به دنبال سرنوشتي بهتر براي خود باش و اگر آرمان تو كسب دانش است، به هر ميزان در اين مسير رنج ببري، ارزشش را دارد.((اُرد بزرگ)) 
بدخو چنان به رنج اندر است كه از زندگاني و تندرستي و خواسته لذت نمي برد.((بزرگمهر)) 
اميدوار مباش كه ديگران همراهيت كنند، تنها به درمان دردهاي روزگار خويش بيانديش.((اُرد بزرگ)) 
اگر اميدواري كه رنج تو بار نيكو دهد، هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سرپيچي نكن.((بزرگمهر)) 
اندرز پيران در بيشتر زمانها پر از خون و درد است كه بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است.((اُرد بزرگ)) 
عشق همچون تعطيلات است: با لذت تدارك ديده ميشود، با رنج تجربه ميشود و از سر افسوس از آن ياد ميشود.((شي ويليامز)) 
سرآمد دشواري و سختي، دانايي است و دانا چشم خويش را بر بسياري از زيبايي هاي زود گذر گيتي خواهد بست.((اُرد بزرگ)) 
هر ضعيف و ناچيزي كه در ميان شما عذاب ديده و نابود گشته است، نيرومندترين و ايستاده ترين چيزي است كه در هستي شماست.((جبران خليل جبران)) 
پول با شادماني كم داخل كيسه مي شود، اما با غم زياد از آن خارج مي گردد.((مولير)) 
بزرگترين شادي تولد است و بزرگترين غمها مرگ.((هوارد فاست)) 
همه آدميان به شيوه هاي گوناگون، سختي هاي روزگار را مي چشند.((اُرد بزرگ)) 
آدمي شاگردي است كه درد و اندوه او را آموزش مي دهد و هيچ كس بدون احساس اين آموزگار قادر به شناسايي خود نيست.((آلفرد دوموسه)) 
براي تحمل سختيهاي زندگي بايد عاشق چيزي بود، كاري، زني، آرماني و ... .((ماركوس آنا)) 
فكر نو بسيار ظريف و حساس است؛ با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را به سختي مجروح مي كند.((هربرت اسپنسر)) 
نگاهت رنج عظيمي است، وقتي به ياد من مي آورد كه چه چيزهاي زيادي را هنوز به تو نگفته ام.((آنتوان دوسنت اگزوپري)) 
سختي هاي بزرگ به آدمي نيرويي دو چندان مي بخشد.((اُرد بزرگ)) 
خدا اميد و خواب را براي جبران غم هاي زندگي به ما ارزاني داشته است.((فرانسوا ولتر)) 
هر زمان احساس مي كنم كه درد و رنج و بيماري مي خواهد مرا رنجه كند و آزار دهد، به كار پناه مي برم. كار، بهترين درمان دردهاي من است.((فرانسوا ولتر)) 
كشورهاي پيشرفته از فقر درك و فهم، فقر اراده، تنهايي و فقدان عشق و معنويت رنج مي برند. امروزه بيماري وحشتناك تر از اين در جهان وجود ندارد.((مادر ترزا)) 
لحظاتي هست كه جز غم و رنج چيزي رخ نمي دهد و نمي توانيم از آن دوري كنيم. تنها زماني دليلش را مي فهميم كه بر آن غلبه كرده باشيم.((پائولو كوئيلو)) 
هرگز نمي توانيم درباره زندگي ديگران قضاوت كنيم، چون هر كس رنجها و درماندگي هاي خودش را دارد.((پائولو كوئيلو)) 
هر كه در حال توانايي نيكويي نكند، در حال ناتواني سختي ببيند.((سعدي)) 
بدترين پريشاني، پريشاني عقل است و بزرگترين مصيبت ها از ناداني برخيزد.((لقمان)) 
ايستادگي در برابر سختي ها در شما اعتماد به نفس ايجاد مي كند و توانايي شما را نيز افزايش مي دهد.((برايان تريسي)) 
رنجهاي ناشي از سركوبي و قوانين بي رحم ناشي از وفادار ماندن به يك الگو، هيچ يك منجر به درك حقيقت نمي شوند.((كريشنا مورتي)) 
آتشي مانند هواي نفساني، كوسه اي مانند نفرت، دامي مانند ناداني و عذابي مانند حرص وجود ندارد.((؟)) 
سختي هاي حقيقي حيات آنقدرها زياد نيست. عذاب و بدبختي هميشگي ما نتيجه پريشاني، وسواس و هوسبازي است.((لردآويبوري)) 
اگر وجدان پاكي داري، پس چرا غصه مي خوري؟ چرا كه چيزي كم نداري.((مثل هندي)) 
اگر انسان، غم فردا و رنج ديروز را به غصه ي امروز خود نيفزايد، ميزان آن هر چه باشد به آساني مي توان تاب آورد.((هامولتينك)) 
سعادتمند كسي است كه غم فردا و بود و نبود [ چيزي ] را نخورد و در برابر سختيها خود را نبازد و آنچه را كه در دست اوست، غنيمت شمارد.((اپيكور)) 
سختيهاي بزرگ، مردان بزرگ مي سازد.((جان اف كندي)) 
كاري كه حتي فكرش تو را ناراحت مي كند، انجام نده.((مثل آفريقايي)) 
اگر مردم مي دانستند براي احراز مقام استادي چه رنجها برده ام و چه روزها و شبها جان كنده ام، هرگز از ديدن شگفتي هاي هنريم متعجب نمي شدند.((ميكل آنژ)) 
اگر مي دانستيد كه يك محكوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوي بازگشت به زندگي را دارد، آنگاه قدر روزهايي را كه با غم سپري مي كنيد، مي دانستيد.((ابوعلي سينا)) 
اگر شغلي داري كه هيچ گونه سختي در آن وجود ندارد، پس بدان كه در حقيقت شغلي نداري.((ماكلوم اس فوربس)) 
اشخاص جدي و فعال طوري به كار عادت مي كنند كه بيكاري باعث صدمه و عذاب آنان مي گردد و اگر بر حسب اتفاق از شغل و رشته مخصوص به خود باز بمانند، به حكم اجبار، مشغله اي ديگر براي خويش تدارك مي بينند.((اسمايلز)) 
اشخاصي كه حل و فصل سختيهاي زندگي خود را به عهده ديگران مي گذارند، مانند كساني هستند كه براي عبور از رودخانه منتظر مي شوند تا آب آن خشك شود.((هوراس)) 
هيچ رنجي بالاتر از رنج كودكي نيست كه براي اولين بار طعم ستم و سنگدلي را چشيده باشد.((رومن رولان)) 
كسي كه مي خواهد خود را از مصيبت ها برهاند، بايد در جستجوي لذات خيالي نباشد. چه اگر باشد، همچون نابينايي است كه راه را از چاه تشخيص نمي دهد.((گوته)) 
براي [ شخص ] قانع حتي فقر و گمنامي شيرين است و براي ناراضي حتي ثروت و افتخار، [ مايه ] رنج است.((مثل چيني)) 
بهترين كتاب آن است كه انسان را به انديشه وادارد، وگرنه به درد پاره كردن هم نمي خورد.((الف بس)) 
بدبختي، گونه اي نقطه نظر است. كسي كه كارش فروش آسپيرين است از سر درد شما احساس خشنودي مي كند.((آنتوني رابينز)) 
براي رفع فشارهاي عصبي بايد دو گام برداشت: گام نخست اينكه براي مسائل جزيي، خود را ناراحت نكنيد، گام دوم اينكه بدانيد همه ي مسائل جزيي هستند.((آنتوني رابينز)) 
اگر پايهي شادماني خود را، دستيابي به هدف ويژهاي بدانيد، در مسير زندگي، به شدت احساس اندوه خواهيد كرد.((استيو چندلر)) 
اگر همه ي ما اين سختي را به خود بدهيم كه گاهي به غريبه ها لبخند بزنيم، جهان مي تواند روزهاي خود را بر پايه ي زد و خوردهاي كمتري آغاز كند.((ريچارد تمپلر)) 
انسان مي تواند در هر زمان، هر رنجي را تاب آورد، مادام كه معنايي [ =چمي ] در آن بيابد.((ويكتور فرانكل)) 
جانوري كه طعمه ي خود را با دندان مي درد نيز ممكن است خوشبخت باشد، ولي تنها انسان مي تواند نسبت به همنوع خود محبت كند و اين والاترين دستاوردي است كه آدمي مي تواند آرزو كند.((سولژنيتسين)) 
اندوه، نخست مغز را از بين مي برد و سپس جسم را.((مثل هندي)) 
اندوه، مرگ روح است و شادي، زندگي آن.((وينه)) 
افسردگي، غم و اندوه در جهان وجود ندارد و آنچه هست، "انديشه ي" پريشان، خشمناك و اندوهگين است.((وين داير)) 
شادي نعمت هميشه هماهنگ با رنجي است كه برده ايم.((محمد حجازي)) 
بيشتر، پيش از كاميابي بزرگ، انديشه هاي عذاب دهنده مي آيند.((فلورانس اسكاول شين)) 
انسانها هرچه حساستر باشند، رنج بيشتري ميكشند.((لئوناردو داوينچي)) 
سبب اندوه است كه اشخاص در حد ميانه نيز به حواس خود توجه نميكنند. نگاه ميكنند، ولي نميبينند، گوش ميدهند، ولي نميشنوند، لمس ميكنند، ولي احساس نميكنند، غذا ميخورند، ولي مزه ي آن را حس نميكنند.((لئوناردو داوينچي)) 
چگونه ميتوانيد آنان كه عذاب وجدانشان بيش از گناهانشان است را مجازات كنيد؟((جبران خليل جبران)) 
اگر از دوست جدا شديد، اندوهگين نباشيد، زيرا عشق شما نسبت به او بيش از خود او است.((جبران خليل جبران)) 
نادان با انديشههايي چون "اينها پسران من هستند يا اين دارايي من است"، در رنج است؛ خود او نيز آنِ وي نيست، چه رسد به پسران و دارايي.((بودا)) 
نيكان در همه حال با دورانديشي گام بردارند؛ نيكان از براي برآوردن خواهش شهواني، سخن نگويند؛ خردمندان در غم و شادي هرگز به هيجان نيايند و افسرده نگردند.((بودا)) 
آنكس كه مايهي رنج ديگران گردد تا از براي خويش خوشي خواهد، در بند دشمني گرفتار است و از دشمني رهايي نيابد.((بودا)) 
روح غمگين، در تنهايي آرام ميگيرد و از انسانها ميهراسد؛ چون آهويي زخمي كه گله را به جا نهاده و به زندگي غار رو ميآورد تا بهبود يافته يا بميرد.((جبران خليل جبران)) 
كوله بار غم را از دوش برداشته، شاديهاي زودگذر را فراموش و دقت خود را به رشد و پيشرفت روحمان معطوف كنيم.((هنري لانكفلر)) 
نبايد وابسته به ترحم شد، زيرا انسانهاي به نهايت والايي هستند كه رنج و درماندگي آنان را از سر تصادف شاهد خواهيم بود.((نيچه)) 
اندوه و شوق را به هم پيوند بده... به هيچ روي تكه پاره زندگي نكن، فقط بپيوند.((فورستر)) 
شعر، وصف شخصيت نيست، بلكه نوعي گريز از شخصيت است و ميان انساني كه رنج مي كشد و ذهني كه مي آفريند، بايد بيشترين فاصله ي ممكن وجود داشته باشد.((ت.اس.اليوت)) 
قدرت سخنوري، خوبي را تشويق و بدي را نفي و شخص ناراحت را راحت مي كند؛ ترس را از ترسو دور و آدم بي حيا را آرام مي كند.((فلوريو)) 
بسياري از كتابها ملال آورند و آن كه بي وقفه مي خواند و روح يا قضاوتي هم شأن اين خوانده ها در خود نمي پرورد، نامطمئن و بي قرار برجاي مي ماند؛ غوطه ور در كتابها و سطحي در نفس خويش.((ميلتون)) 
ناچيز شمردن درد و مرگ، نخستين وظيفه ي مرد است.((سيسرون)) 
جان آدمي چه اندوهگين است، هنگامي كه اندوهاش از عشق است.((ويكتور هوگو)) 
اگر انسان بتواند رنج را نيز بهمانند شهري ترك گويد، ميتواند خوشبختي را از سر گيرد.((ويكتور هوگو)) 
زماني كه پسري چهارده ساله بودم، پدرم آن چنان بيسواد بود كه به سختي ميتوانستم وجودش را تاب آورم. ولي زماني كه بيست و يك ساله شدم، از اينكه پيرمرد در طي اين هفت سال، چقدر آموخته، شگفت زده شدم.((مارك تواين)) 
به ياد داشته باشيد كه شادماني به اندازه ي غم و غصه واگيردار است. نخستين وظيفه ي افراد شاد اين است كه ديگران را از شادماني خود آگاه سازند.((موريس مترلينگ)) 
شوخي، اين توانايي را به فرد مي دهد كه بدون آنكه تبديل به چهره اي مصيب بار شود، در ميانه ي رويدادهاي مصيبت بار زندگي كند.((اي. تي . "ساي" ابرهارت)) 
براي ذهني كدر و تاريك، طبيعت اندوهگين است. براي ذهني روشن، كل دنيا در حال درخشيدن و سرشار از نور است.((رالف والدو امرسون)) 
بزرگترين بازدارنده بر سر راه زندگي لذت بخش، اين است كه كمابيش همه به اندوه با اندوه پاسخ مي گويند، به خشم با خشم و به كينه با كينه.((وين داير)) 
هزار آسايش، به خوشي يك پيروزي پس از رنج و تلاش نمي ارزد.((كريستين آندرسن)) 
آسايش بايد راستين باشد، آسايش مصنوعي، بدتر، سبب رنج است.((نيوتون)) 
چيزهايي را كه به درد بخور يا زيبا نيستند، در خانه ي خود نگاه نداريد.((ويليام موريس)) 
همواره، انتخاب [=گزينش]، بركت است؛ ولي زماني كه اين گزينش، با تواناييها و فرصتها همسو نشود، رنج است تا بركت.((جيم رآن)) 
اگر آدم گرفتار رنج عشق است، سبب نميشود اجازهي هر كاري را به خودش بدهد.((كريستين بوبن)) 
هيچ دردي ژرفتر از پوچي ناشي از خطر نكردن نيست.((لئوبوسكاليا)) 
اگر دلي را از شكستن بازدارم، بيهوده زنده نخواهم بود، اگر درد كسي را آرام كنم، يا مرهمي بر زخمي نهم، يا سينه سرخي بيتاب و توان را به آشيانه برسانم، بيهوده زنده نخواهم بود.((اميلي ديكنسون)) 
چه بسا كساني كه از رويارويي با هر مسأله و امر سختي مي گريزند و توجه ندارند كه دشواري ها، انسان را آبديده مي كند و ويژگي هاي مثبت او را آشكار مي سازد.((آنتوني رابينز)) 
اگر در رويارويي با سختي هاي زندگي، با نگرش "فكر مي كنم بتوانم" پيش برويد، بسيار پيش تر از كساني خواهيد بود كه از شكست مي هراسند.((زيگ زيگلار)) 
نابرده رنج، گنج ميسر نمي شود.((مثل)) 
بيشتر زمانها، پيشامدي كه بسيار اندوه بار و نااميد كننده به نظر مي رسد، سبب بروز بزرگترين دگرگوني در زندگي مي شود.((زيگ زيگلار)) 
شرافت، آن است كه انسان با دليري در برابر سختي ها بايستد.((زيگ زيگلار)) 
ناراحتي هاي بزرگ نيست كه صبر و بردباري نياز دارد، بلكه اين ناراحتي هاي خرد خرد و جگر سوراخ كن را با تبسم برگزار كردن، به راستي نيازمند روحيه است.((جين وبستر)) 
به ناراحتي ها (حتي دندان درد) مانند تجربه ي جالبي مي نگرم و از اينكه از تجربه ي تازه اي بيخبر نمانده ام، شادمانم. آسمان بالاي سر من به هر رنگي باشد، من براي هر گونه سرنوشتي آماده ام.((جين وبستر)) 
هيچ قلبي وقتي در پي روياهايش بوده، هرگز رنج نكشيده است.((پائولو كوئيلو)) 
نتيجه ي فريب و رياكاري، نااميدي و اندوه؛ و راه خيانتكاران، دشوار است.((فلورانس اسكاول شين)) 
آرزوهاي به ستوه آورنده ي آدمي، به گونه اي اندوه بار برآورده مي شوند.((فلورانس اسكاول شين)) 
هرچند كه مادرم براي من دچار سختي هاي فراواني شده است، ولي فكر مي كنم از آنها لذت نيز برده است.((مارك تواين)) 
براي رسيدن به آرزوهايتان و زندگي كردن به گونه اي كه دوست داريد، بايد هر روز كارهاي سختي انجام بدهيد.((مايكل ال اشتال)) 
درون [هر] چارچوب، دنيايي ابدي توسط شخص ديگري آفريده شده است كه از هر شائبه ي فنا به دور است؛ دنيايي كه جريان ازلي علت و معلول، يا رنج و شادي را در آن راهي نيست.((اريك نيوتن)) 
امر بسيط [ =گسترده ] بر پريشان سران، تك شكل و يكنواخت نمود مي يابد و يكنواختي، موجد ملال [ =رنجش ] است. ملولان تنها يكنواختي (امر يكرويه و پيش پا افتاده) را مي يابند.((هايدگر)) 
آدمي مي خواهد [ بر آسيب رسان ] رنج و اندوه ببارد. به عكس، اندك نشاني از ايمن كردن خويش از زيان هاي بعدي، در منظر انتقامجو ديده نمي شود.((نيچه)) 
بيش از همه، ظريفترين و كاري ترين حيوانات آماده ي رنج و سختي هستند.((نيچه)) 
پيمان ها و قراردادها [ي هنري] همانا ابزارهاي هنري غالب براي دريافت شنوندگان هستند، زباني مشترك و فراگرفته با مشقت بسيار، كه با ياري آن هنرمند مي تواند به راستي خود را به كسي كه با او سخن مي گويد بشناساند.((نيچه)) 
كسي كه رنج هايش را بر صفحه ي كاغذ آورد، نويسنده اي اندوهگين مي شود: اما وقتي به ما بگويد از چه رنج مي بُرد و چرا اكنون در شادماني آرميده، نويسنده اي جدي به شمار مي رود.((نيچه)) 
شاعران و هنرمنداني كه از سينه تنگي [ = آسم ] رنج مي برند، كاري مي كنند كه قهرمانانشان بيش از همه نفس نفس بزنند: آنها چيزي از آرام و سبك نفس كشيدن نمي دانند.((نيچه)) 
كمي تندرستي، هرازگاه نيك ترين دواي درد بيماران است.((نيچه)) 
آه، بر چه ملال ها بايد چيره شد و چه مايه عرق بايد ريخت تا آدمي بتواند رنگهاي خودش، قلم موي خودش و بوم خودش را پيدا كند!((نيچه)) 
چرخ و ترمز، وظايف گوناگوني دارند، اما يك وظيفه ي يكسان نيز دارند: به درد آوردن يكديگر.((نيچه)) 
هرگاه كه دردمندي را هنگام درد كشيدن ديده ام، از شرم اش شرمسار شده ام، زيرا به ياري برخاستن من غرور اش را پايمال كرده است.((نيچه)) 
لذت و بي گناهي شرمگين ترين چيزهايند و نمي خواهند كسي خواهانشان باشد. آنان را بايد داشت، اما گناه و درد را همان به كه بخواهند.((نيچه)) 
گر چه بر روي زمين انبوه مردابها و رنجها هست، آن كه سبُك پاست بر سر گِل و لاي چنان مي دود و مي رقصد كه بر سر يخ هموار.((نيچه)) 
رنجور را چشم بر گرفتن از رنج خويش و به فراموشي سپردن خويش لذتي مستانه است.((نيچه)) 
هيچ گاه در برابر رنج، بي شرم تر از زماني كه عشق مي ورزيم و هيچ گاه ناكام تر از زماني كه ابژه ي عشق را از دست مي دهيم نيستيم.((زيگموند فرويد)) 
اگر نمي توانيم همه ي رنجها را از بين ببريم، [ دست كم ] مي توانيم برخي از آنها را از بين برده و برخي ديگر را آرامش بخشيم.((زيگموند فرويد)) 
به جاست از سر حسرت آه بكشيم كه برخي با استعدادشان مي توانند ژرفترين ادراك ها را از احساس هاي خويش بيرون آورند، حال آنكه افرادي مانند ما با ترديد رنج آور و تلاش هاي مداوم مي تواند به آن راه پيدا كند.((زيگموند فرويد)) 
اگر پديده هاي خارجي باعث رنج شما مي شوند، گناهكار، آنها نيستند، بلكه داوري هاي شما در مورد آنها مايه ي رنجش تان مي شود. هم اكنون مي توانيد آن داوري ها را از ميان برداريد تا ديگر رنج نبريد.((ماركوس ارليوس)) 
زندگي، كوتاهتر از آن است كه حتي دمي از آن را با غم و غصه بگذرانيد؛ پس هميشه شاد باشيد.((اريك تِيلر)) 
به سختي مي توان كسي را كه عاشق پژوهش است، از كتاب خواندن بازداشت.((كريستين بوبن)) 
اگرچه پنهان كردن رنج، به نيرنگ و تردستي، روا نيست، اين راه در سنجش، شگردي پسنديده تر است.((كريستين بوبن)) 
نوزادان، آموزندگان انديشه اند كه هرگز غم به خود راه نمي دهند.((كريستين بوبن)) 
اندوه، چون شيشه ي عطري بسيار گرانبها است؛ به اندازه اي كه نمي توان برايش بهايي در نظر گرفت.((كريستين بوبن)) 
هوش سرشار، به تنهايي، به ويژه هوش سرشار بدخيم، پاسخگوي هيچ دردي نيست.((كريستين بوبن)) 
زيباترين لبخندها همان است كه به ناگهان بر چهره اي خاموش و غمگين نقش مي بندد.((كريستين بوبن)) 
كمتر غمي است، هر اندازه هم جانكاه، كه درآمد خوب در آن كارساز نباشد.((لوگان پيرسال)) 
پول به درد اين ميخورد كه انسان به كمك آن، در تنگناهاي زندگي به خودش رشوه بدهد.((رينهارت)) 
عشقي كه در ازاي خود، خواهان عشق است، از اين داد و ستد، جز رنج بهرهاي نخواهد بُرد.((دينا مولاك كريك)) 
عشق، هميشه به دست آمدنيست. بايد پرسيد آيا آنقدر خواهان آن هستيم كه رنج جستوجو و تكاپوي سخت روح را بر خود هموار كنيم، يا فقط خودمان را سر كار گذاشتهايم؟((لئوبوسكاليا)) 
بسا زمانها از آنچه بيش از هر چيز بدان نيازمنديم، ميگريزيم و از همين رو، دچار تنهايي، اندوه و بيكسي ميشويم. رشد كردن، راه بهتري پيش پايمان ميگذارد.((لئوبوسكاليا)) 
زماني، رنج يا نوميدي، بيدار كننده خواهد بود كه در پي آن، خويشتن را بهتر بشناسيم.((لئوبوسكاليا)) 
نگراني، هرگز اندوه فردا را از بين نخواهد برد؛ فقط امروز را از شادي تهي ميكند.((لئوبوسكاليا)) 
هرگاه به همان اندازه كه پذيراي خوشيها هستيم، درد و اندوه و سوءتفاهم را هم پذيرفتيم، راهي را كه در طي آن، عاشقي راستين خواهيم شد، آغاز كردهايم.((لئوبوسكاليا)) 
جرقه براي ايدههاي خلاق [=آفريننده]، زماني ايجاد ميشود كه شما به سختي سرگرم كار و انديشه هستيد.((كيم وو چونگ)) 
فرصتها زاييدهي سختيها هستند.((كيم وو چونگ)) 
موضوع [=جستار] هر گفتگو به گونهاي اجتنابناپذير [=گريزناپذير]، وضع زندگي و پول شده است: گفتگو، هيچگاه به نگراني و درد و رنج افراد نميكشد – اگر چنين ميشد، دستكم ميتوانستند به يكديگر كمك كنند – و نه به بيان كلّي اين وضعيت.((والتر بنيامين)) 
هرگاه انسان، تنها به يك جستار، به سختي دلبسته شود، از شدت دلبستگي او به چيزهاي ديگر كاسته ميشود؛ مانند سيلي كه در يك مسير جريان يابد.((افلاطون)) 
اگر بگوييد از مرگ ميترسيد، اين نشانگر آن است كه هرگز با راست و درست زندگي برخورد بسزايي نكردهايد و از راستي، هراسان هستيد. اين ترس سبب شده است كه در دنياي سكوت خود رنج ببريد.((ديويد ويسكات)) 
همهي ريشههاي رنج انسان، از اين توهم آغاز ميشود كه گمان ميكند او در جهان ميزيد، حال آنكه، جهان در او ميزيد.((ديپاك چوپرا)) 
انسان بايد گنجايش رنج كشيدن خود را بالا ببرد.((اسكات پك)) 
از افسوس خوردن نسبت به رويدادهاي گذشته دست بشوييد. غم و اندوه و افسوس، كوچكترين تغيير در گذشتهي شما پديد نميآورد.((وين داير)) 
براي اينكه هيچگاه دچار درد و رنج نشوي، به هيچ چيز به عنوان من و يا مال من نچسب.((يك استاد بودايي)) 
شما بايد بياموزيد كه با درد و رنج، شادي كنيد؛ زيرا همهي كارهاي خدا خير است.((يوگاناندا)) 
اگر بخندي، دنيا با تو ميخندد و اگر گريه كني، تنها خود، گريه خواهي كرد؛ زيرا زمين پير و اندوهگين بايد شادمانيات را امانت بگيرد، در حالي كه به اندازهي كافي، درگير دشواريهاي خويش است.((الاويلر ويلكاكس)) 
شادي كن، مردم به سوي تو جذب ميشوند؛ اندوهگين باش، برميگردند و ميروند. آنان شادي بيكم و كاست تو را ميخواهند، ولي به غم و اندوه تو نياز ندارند.((الاويلر ويلكاكس)) 
گاهي، يك نه به جا، از صدها غم و اندوه جلوگيري ميكند.((پرمودا باترا)) 
ذهن ما همچون يك جريب زمين است كه ميتوانيم در آن، شادي يا غم و اندوه پرورش دهيم. چنانچه تلاشي براي رشد بذر شادي صورت نگيرد، متاسفانه طبيعت انسان، غم و اندوه را پرورش ميدهد.((پرمودا باترا)) 
با كساني همنشيني ميكنم كه با چيزهايي كه دارند، شاد هستند و غم چيزهايي را كه ندارند، نميخورند.((پرمودا باترا)) 
كسي كه آمادهي چشمپوشي از دلبستگيهاي شخصي نيست و فراموش كرده كه هنگام زايش، چيزي با خود نياورده است، به سختي ميتواند در جادهي خدمت به مردم گام نهد.((گاندي)) 
شادماني، نه در پيروزي، كه در مبارزه و تلاش و رنج برآمده از آن نهفته است.((گاندي)) 
آنگاه كه از دنياي محسوسات درگذري و از زندان تعلقات و بيزاريها جان به در بري، صلح و يكرنگي فرا خواهد رسيد، رنجها پايان مييابند و زندگيات، غرق در نور معرفت ميگردد.((باگاواد گيتا)) 
عشق، هيچگاه درخواست نميكند، همواره ميبخشد. عاشق، همواره رنج ميبرد، هرگز آزرده نميگردد، هرگز تلافي نميكند.((گاندي)) 