منوي اصلي
وصيت شهدا
وصیت شهدا
نويسندگان
آمار وبلاگ
  • بازديد امروز :
  • بازديد ديروز :
  • بازديد اين ماه :
  • بازديد ماه قبل :
  • کل بازديدها : 4211
  • آخرين بازديد :
  • آخرين به روز رساني : پنج شنبه 22 خرداد 1393 
  • تعداد نويسندگان :
  • تعداد کل مطالب : 13

اصل اول، خيرخواهي است و مهم است نيت ما براي هدايت مخاطب به سوي نماز از روي خيرخواهي باشد نه قصد تخريب و ضايع كردن. وقتي نيت ما خير باشد قطعا ً گفتار ما نيز گوياي نيت قلبي ما خواهد بود.

 

اصل دوم، احترام به مخاطب و حفظ كرامت و شخصيت و انسانيت مخاطب است. ممكن است به كسي كه مي‌خواهيم تذكر بدهيم و او را به كار نيك و پسنديده‌اي مثل اقامه نماز و مسجد دعوت كنيم يا از كار زشت و ناپسندي باز داريم، چه بسا در بسياري موارد ديگر او از ما بيشتر بداند و بفهمد و فقط در اين مورد مرتكب خطا شده است.

 

اصل سوم، شناخت و آگاهي است، بدين معنا كه خود ما به عنوان دلسوز و ناصح امين، نسبت به موردي كه مي‌خواهيم به مخاطب تذكر دهيم، بايد از لحاظ شرعي و قانوني و عرفي اطلاعات كافي داشته باشيم.

 

 اصل چهارم، كنجكاوي بي‌مورد و افراطي در مورد مخاطب است كه ممنوع است، زيرا سد بزرگي براي برقراري ارتباط با او مي‌شود.

 

اصل پنجم، صبر است كه كليد كاميابي است. در مقابل ناملايمات و سختي‌هاي ‌احتمالي تبليغ احكام دين، بايد صبور بوده و استوار باقي بمانيم و عجله و شتابزده و احساساتي اقدام نكنيم.

 

اصل ششم، عدم اصرار به مخاطب، زيرا وظيفه ما در مقابل افرادي بي‌نماز و سهل‌انگار در نماز، فقط تذكر دادن دوستانه است. تذكر بدهيم و عبور كنيم و اصلا ً با مخاطب دهن به دهن نشويم، حال اگر در مقابل يك منكر چندين نفر به مخاطب تذكر دهند، فرد ناخود‌آگاه خود را ملزم به رعايت معروف و ترك منكر مي‌بيند.

 

اصل هفتم كه آخرين اصل از جذب مخاطب به نماز است، برخورد ساده اما هنرمندانه است به گونه‌اي كه در جذب مخاطب به نماز و امر به‌معروف و نهي از‌منكر بايد مانند هر اثر هنري، تلاش كرد تا محتوايي خوب در شكلي اثر‌گذار به مخاطب ارائه شود و نبايد براي يك موضوع هميشه از يك روش ثابت استفاده كرد، بلكه لازم است گاهي با نگاهي به مخاطب و شرايط حاكم بر زمان، ارتباط، روش مناسب و شايسته‌اي را انتخاب كنيم.

گام ها ي اساسي جذب مخاطب

چهار گام از مراحل جذب مخاطب به نماز و با راه‌هاي كارآمدي تبليغ معارف نماز و فرهنگ مهدويت(عج) عبارتند از:

 گام اول روبه رو شدن؛ اعمال و رفتاري ملاك است كه نياز به جستجو، تحقيق نداشته باشد و شما آن عمل را مثل بي‌توجهي به نماز را در ملأ‌عام مشاهده كرديد و يا خود فرد رسما ً اعلام مي‌كند من از نماز خوشم نمي‌آيد، كه ما بايد از روش‌هاي تبليغ چهره‌به‌چهره و تكنيك‌هاي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيم

 

گام دوم؛ تشخيص اصل برخورد، چگونگي برخورد و توجه به آمادگي پذيرش مخاطب. مثلا ً وقتي به شدت گرسنه، تشنه، عصبي، خسته و بي‌حوصله هستيد، وارد عمل نشويد. اگر مخاطب در شرايطي خاص است كه تذكر دادن شما موجب هتك‌حرمت و يا ضايع شدن او مي‌شود، يا وقتي براي خود و همراهانتان احساس خطر جاني و مالي مي‌كنيد و احتمال درگيري مي‌دهيد يا وقتي مخاطب در تألم روحي شديدي مثل فوت يا بيماري عزيزانش هست يا مخاطب تعادل جسمي و روحي ندارد. مثلا ً قرص و مواد مخدر يا مشروبات الكلي مصرف كرده وارد عمل نشويد. بايد مطالعه كنيم كه براي اثرگذاري و جلوگيري از پيامدهاي منفي چه روش يا روش‌هايي را با توجه به موفقيت مكاني، شرايط سني، جنسيت و آداب و رسوم و.... انتخاب كرد. از جمله روش‌هاي برخورد :
1. مستقيم كلامي

2. مستقيم غير كلامي
3. غير مستقيم كلامي

4. غير مستقيم غير كلامي است.

 

گام سوم عبارت است از؛ اجرا كه قاطعانه اما مؤدبانه بگوئيد، تذكر به مخاطب در جمع و حضور ديگران نباشد. مگر آنكه مطمئن باشيد لازم است ديگران نيز از كار شما درس بگيرند، جملات و تذكرات با اعتماد به نفس و توكل به‌خدا و به دور از هرگونه تحقير و ضايع كردن مخاطب باشد. اگر از روش كلامي مستقيم استفاده مي‌كنيد جمله خود را با سلام و لطفا ً آغاز كنيد و تذكر شما در جذب مخاطب به اقامه نماز همراه با منت گذاشتي، مسخره كردن و بزرگ‌نمايي كردن نباشد، ضمن جلب اعتماد طرف مقابل و برخورد كوتاه از كلمات مثبت استفاده كنيد. معمولا ً افعال مثبت بيش از افعال منفي در مخاطب امكان پذيرش را فراهم مي‌‌كند.

 

گام چهارم؛ آمادگي در مقابل واكنش‌هاي احتمالي مخاطب است، وقتي شما كسي را مي‌خواهيد به دين و نماز دعوت كنيد چند حالت دارد 1.تذكر را مي‌پذيرد و به آن عمل مي‌كند كه از او تشكر صميمانه مي‌كنيد. حتي اگر به همه تذكرات شما هم عمل نكرد، 2.تذكر را ظاهرا ً مي‌پذيرد اما عمل نمي‌كند، 3.تذكر را نمي‌پذيرد و با پاسخ‌هاي سربالايي بي‌ربط يا بهانه‌گيري موضوع را به اصطلاح از سر خود باز مي‌كند كه بهتر است شخصي ديگري با روش متفاوتي او هم تذكر دهد، 4.تذكر را نمي‌پذيرد اما نسبتا ً با تندي يا تندي همراه با ناسزا و دشنام همراه مي‌كند. مقابله به مثل نكنيد و تلاش كنيد با حفظ آرامش و متانت از محيط دور شويد.


 

والذين اتخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤ منين و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل و ليحلفن ان اءردنا الا الحسنى و الله يشهد انهم لكاذبون # لا تقم فيه اءبدا لمسجد اءسس على التقوى من اءول يوم اءحق اءن تقوم فيه فيه رجال يحبون اءن يتطهروا و الله يحب المطهرين . (1)
منافقان كسانى هستند كه مسجدى ساختند به قصد زيان رساندن بر پيامبر و مؤ منان و تقويت كفر و ايجاد جدايى ميان مؤ منان و كمين گاه براى كسانى كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بودند. آنان سوگند ياد مى كنند كه نظرى جز نيكى نداشته ايم ، اما خداوند گواهى مى دهد كه آنان دروغ مى گويند، هرگز در آن به نماز نايستاد، آن مسجدى كه از روز نخست بر اساس تقوا بنا شده شايسته تر است كه در آن به نماز قيام كنى ؛ در اين مسجد، مردانى هستند كه دوست دارند پاك و منزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد.

اين آيات در شاءن گروهى از منافقان است كه با توطئه هاى ابو عامر مسيحى و براى تحقق بخشيدن به اهداف شوم و نقشه هاى شيطانى خود، به ساختن مسجدى در مدينه اقدام كردند كه بعدا به نام مسجد ضرار معروف شد؛ ماجرا از اين قرار است كه به هنگام ظهور قدرتمند اسلام در مدينه ، ابو عامر به شدت ناراحت شد، وى براى مبارزه با اسلام با منافقان اوس و خزرج همكارى صميمانه اى آغاز كرد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هنگامى كه از نقشه ها و اهداف وى آگاه شد، در صدد تعقيب وى بر آمد، ابو عامر از مدينه گريخت و به مكه آمد و از آنجا به طائف و سرانجام به شام رفت و در آنجا رهبرى منافقان مدينه را بر عهده گرفت ؛ او در نامه اى به منافقان مدينه نوشت كه لشكرى از سپاهيان رم به كمكشان خواهد آمد تا محمد صلى الله عليه و آله و يارانش را از مدينه خارج سازند.

همچنين از آنان خواست براى خود مسجدى نزديك مسجد قبا بسازند و در موقع نماز، آنجا گرد آيند و زير نقاب مسجد، برنامه هاى خود را عملى كنند.

هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عازم غزوه تبوك بود، گروهى از اين منافقان به نزد آن حضرت آمدند و به بهانه اينكه افراد ناتوان و بيمار و پيرمردان از كار افتاده نمى توانند در شب هاى بارانى و سرد زمستانى به مسجد قبا بيايند، از پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند تا اجازه دهد كه مسجدى در ميان قبيله خود (بنى سالم ) بسازند؛ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
اكنون آماده نبردم و اگر به خواست خداوند متعال بازگشتم ، پيش شما خواهم آمد و با شما در آن نماز خواهم گذارد.

منافقان در غياب پيامبر صلى الله عليه و آله ساختمان مسجد را به پايان رساندند، پس از جنگ تبوك ، نزد حضرت صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: دوست داريم كه پيش ما بيايند و با ما در آن مسجد نماز گذاريد؛ حضرت فرمود: لباس مرا بياوريد تا بپوشم و با آنان بروم .

در اين هنگام آيات فوق نازل شد و پرده از نقشه پليد آنان برداشت ؛ بى درنگ پيامبر صلى الله عليه و آله گروهى از اصحاب را خواندند و به آنان دستور دادند كه مسجد را آتش بزنند و بقاياى آن را ويران كنند و به جاى آن براى مدتى محل زباله شد. (2)

همان گونه كه از اين آيات بر مى آيد، بنيانگذاران اين مسجد در زير نقاب اين نام مقدس ، اهداف شومى را دنبال مى كردند. بر اين اساس ، خداوند به پيامبرش دستور مى دهد كه در چنين مسجدى كه براى زيان رساندن به مسلمانان و گستردن كفر و الحاد در جامعه اسلامى بنا شده است هرگز قيام به عبادت نكند و به جاى آن شايسته است پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجدى به نماز ايستد كه اساس تقوا و هدفى الهى بنياد شده است . به اعتقاد مفسران و تاءييد روايات معصومان عليهم السلام ، مراد از اين مسجد، همان مسجد قبا است كه در مقايسه با مسجد ضرار آمده است .(3)

هر چند بنابر روايات كه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است (4) ، اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد، مسجد رسول اكرم صلى الله عليه و آله باشد؛ اما با توجه به تعبير اول يوم در اين آيه شريفه و با توجه به اينكه مسجد قبا نخستين مسجدى بود كه پس از هجرت نبوى ساخته شد، احتمال اول ، مناسبتر به نظر مى رسد. سپس قرآن به ويژگى ديگر اين مسجد اشاره كرد، فرموده است :
(فيه رجال يحبون ان يتطهروا...).

در اينكه مراد از طهارت در اين آيه ، پاكيزگى صورى و اجتناب از پليدى هاى ظاهرى است يا پاك شدن از گناهان و طهارت معنوى ، در ميان مفسران اختلاف است . (5) پاره اى از روايات طهارت ظاهرى را تاءييد مى كند (6) . البته اين روايات دليل بر منحصر بودن مفهوم آيه به اين مصداق نيست ، يعنى ممكن است منظور از طهارت در اينجا هر گونه پاكيزگى از صورى و معنوى باشد.

در هر صورت ، از اين بحث چنين بر مى آيد: مسجد كه كانون ايمان و تقوا و محيط پاكى و قداست و مركز تبلور عبوديت و نيايش در برابر پروردگار جهان است ، بايسته است كه شالوده و اساس آن بر تقوا و پاكى بنا شده باشد و پاسداران و دست اندركاران آن افرادى مؤ من ، پرهيزكار و مصمم باشند و هر گاه بنايى براى اغراض ناپاك با نام مقدس مسجد به وجود آيد، بايد در هدم و از بين بردن آن كوشيد، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور ويران كردن و به آتش كشيدن مسجد ضرار را صادر فرمودند.

برگرفته از: کتاب جايگاه مساجد در فرهنگ اسلامى

پی نوشت

1-سوره توبه / 107 - 108.
2-واحدى نيشابورى ، على : اسباب النزول ، ترجمه محمد جعفر اسلامى ، انتشارات بنياد علوم اسلامى ، تهران ، صص 175 و 176.
3-الميزان ، ج 9، ص 622.
4-تفسير الضوح رازى ، ج 5، ص 253.
5-مجمع البيان ، ج 5، ص 73.
6-الميزان ، ج 9، ص 622.
.


دستورات شريعت مقدّس اسلام همواره با مصلحتي مادي يا معنوي يا هر دو همراه است، گر چه فكر ما از درك آن عاجز باشد در این مقاله در سدد بیان برخی ازآثار دنیوی و اخروی نماز از دیدگاه آیات قرآن  و روایات معصومین علیهم السلام هستیم.

 

در اين بحث به برخي از آثار پر بار نماز كه در دنيا و آخرت تحقق مي يابد و در آيات و روايات به آن تصريح شده، مي پردازيم.

 

 آثار دنيوي

 

الف- جلوگيري از گناه و فحشا

 

جنبه باز دارندگي نماز از فحشا و منكر يكي از آثار ارزشمند اين فريضه الهي است؛ نماز از آن جهت كه موجب توجه انسان به خدا مي شود و در شبانه روز، حداقل پنج بار تكرار مي شود، انسان را از فحشا و منكر باز مي دارد؛ زيرا نمازگزار براي نزديكتر شدن به خداوند تلاش خود را در جهت انجام كارهاي نيك و كسب اخلاق حسنه بيشتر مي كند. قرآن با توّجه به اين اصل مسلّم مي فرمايد:

 

 

 

«أَقِمِ الصلوه إِنَّ الصلوه تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» [1]

 

 

 

نماز را بر پا كن كه آدمي را از گناهان و كردار زشت باز مي دارد.

 

 

 

چند تن از ياران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به حضور آن حضرت رسيدند و درباره يكي از مسلمانان كه هميشه پشت سر پيامبر نماز جماعت مي خواند، ولي مرتكب گناهان نيز مي شد، گفتگو كردند. حضرت به آنها فرمود: (نگران نباشيد) نمازش او را از گناه باز مي دارد. طولي نكشيد كه آن شخص گناه را ترك كرد و توبه نمود.[2]آن حضرت فرمود:

 

 

 

«كسي كه از نماز اطاعت نكند، نماز واقعي را به جا نياورده است. اطاعت از نماز اين است كه از منكرات و زشتيها دوري كند.»[3]

 

 

 

ب ـ بهداشت تن و روان

 

 

 

نمازگزاران همواره از صفاي ظاهري و باطني خاصّي برخوردارند كه بي نمازان فاقد آنند.

 

 

 

بهداشت تن: برخي از شرايط نماز، موجب بهداشت تن، لباس و به تبع آن بهداشت محيط زندگي مي شود. در برخي از سخنان معصومين براي برخي نمازها اثر مستقيم بهداشتي عنوان شده است، بطور مثال، علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:

 

 

 

«قيامُ اللّيلِ مصحّهٌ للبدن»[4]

 

 

 

برخاستن شب (براي نماز) سبب سلامتي جسم است.

 

 

 

بهداشت روان: يكي از فلسفه هاي تشريع نماز، «ياد خدا» است چنانكه در قرآن آمده است؛

 

 

 

«أَقِمِ الصلوه لِذِكْرِي»[5]

 

 

 

براي ياد من نماز بگزار.

 

 

 

و ياد خدا، منشأ آرامش دل و امنيت رواني است، همانطور كه در قرآن مي خوانيم:

 

 

 

«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[6]

 

 

 

هان! به ياد خدا دل ها آرام گيرد.

 

 

 

پس، تأثير نماز در بهداشت رواني مردم نمازگزار قطعي است و آرامش و امنيّت نسبي بيشتري كه در جوامع اسلامي حكمفرماست. شاهد اين تاثير است. به تعبير امام خميني رضوان الله عليه:

 

 

 

« شما پرونده هايي كه در دادگستريها در جاهاي ديگر دادگاههاست برويد ببينيد، از نماز خوانها ببينيد پرونده هست آنجا؟ از بي نماز ها پرونده هست، هر چه پرونده پيدا كنيد، پرونده بي نماز ها هست.» [7]

 

 

 

ج ـ استقامت در برابر مشكلات

 

 

 

از ديگر آثاري كه در سايه نماز، نصيب نمازگزار مي شود، قدرت و نيروي مقاومت در برابر مشكلات و سختيهاست. به عبارت ديگر، نماز كه رابطه معنوي بين شخص و عالم بالاست، قدرتي در انسان ايجاد مي كند كه با وجود آن در مقابل سختيها و مشكلات ، شكست ناپذير خواهد بود. قرآن مي فرمايد:

 

 

 

«إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلي صَلوتِهِمْ دائِمُونَ» [8]

 

 

 

آدمي حريص خلق شده، وقتي كه شر و بدي به او مي رسد، جزع و بي تابي مي كند و زماني كه نعمت و خير به او مي رسد حق مستمندان و فقرا را نمي دهد، مگر نمازگزاران؛ كساني كه در نمازشان مداومت دارند.

 

 

 

از اين رو، قرآن به مؤمنين سفارش مي كند:

 

 

 

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوهِ»[9]

 

 

 

اي مومنان، از شكيبايي و نماز كمك جوييد.

 

 

 

د ـ نوراني شدن چهره

 

 

 

حضرت صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:

 

 

 

«صلوه اللّيل تبيّض الوجوه»[10]

 

 

 

نماز شب، چهره ها را نوراني مي كند.

 

 

 

نيز از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است كه فرمود:

 

 

 

«صَلوةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ .....»[11]

 

 

 

نماز شت چهره را زيبا مي سازد.

 

 

 

ه ـ استجابت دعا

 

 

 

از ديگر آثار نماز، قبول شدن دعاها و رفع نيازهاست. نماز چون بين عبد و معبود پيوند برقرار مي كند و نشانگر تلاش نمازگزار براي رسيدن به ملكوت اعلا و پيوستن به حق است، چنين تلاشي از نظر كردگار عالم مخفي نمانده، در مقابل، دعاهاي او را قبول مي كند و خواسته هايش را برآورده مي سازد. رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود:

 

 

 

 

 

«مَنْ‏ أَدَّى‏ فَرِيضَةً فَلَهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ‏ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَة»[12]

 

 

 

هر كس واجبي را انجام دهد، در نزد خدا يك دعاي مستجاب دارد.

 

 

 

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:

 

 

 

«إذا أردت حاجهً، فصلِّ ركعتين وصلِّ علي محمّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ و سل تعطه»[13]

 

 

 

هرگاه حاجتي داشتي، دو ركعت نماز بخوان و بر محمد و آل او درود فرست و سپس از خداوند (خواسته خود را) بخواه كه به تو داده مي شود.

 

 

 

و ـ تأخير عذاب دنيوي

 

 

 

از آنجا كه نماز يكي از بهترين عبادات و افضل آنها به شمار مي رود و نمازگزار محبوب خداوند است و از جايگاه رفيعي برخوردار مي باشد؛ سزاوار است كه خداوند به احترام نماز و نمازگزار، خشم خود را از ديگران بردارد و از خطاي آنها درگذرد. حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمود:

 

 

 

«گاهي خدا اراده مي كند كه مردمي را به خاطر گناهانشان طوري عذاب كند كه احدي باقي نماند ولي در آن ميان نمازگزار پيري را كه با قدم هاي لرزان به جايگاه نماز مي رود و كودكاني را كه در حال تعليم قرآن هستند مي بيند، از عذاب آنها چشم پوشي كرده، آن را به تأخير مي اندازد.»[14]

 

 

 

 آثار اخروي

 

 

 

الف ـ رحمت و مغفرت الهي

 

 

 

بيشترين آثار عبادات، بويژه نماز در آخرت تجلّي پيدا مي كند و نتايج آن در آخرت نسبت به دنيا بسيار بيشتر است. رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود:

 

 

 

«از آن هنگام كه مؤمني به نماز مي ايستد، تا آنگاه كه نمازش را به پايان مي برد، رحمت از بالاي سرش تا افق آسمان بر او سايه مي افكند و فرشتگان، اطراف او را تا افق آسمان، در بر مي گيرند.»[15]

 

 

 

همچنين فرمود:

 

 

 

«لَن يَلجَ النّار أحد يصلّي قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا»[16]

 

 

 

كسي كه پيش از طلوع و غروب آفتاب نماز گزارد داخل آتش نمي شود.

 

 

 

ب ـ راهيابي به عالم ملكوت

 

 

 

نماز برگ عبوري است در دست نمازگزار كه او را تا اوج كمال و عالم ملكوت مي رساند. رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود:

 

 

 

«وقتي بنده مؤمن براي نماز به پا مي خيزد، درهاي بهشت برايش گشوده مي شود و پرده هاي ميان او و خداي متعال برداشته مي شود و همسران بهشتي به استقبال او مي آيند.»[17]

 

 

 

نماز موجب تقرّب انسان هاي با تقوا به خداوند بزرگ است، چنان كه علي ـ عليه السلام ـ فرمود:

 

 

 

«الصلوه قربان كلّ تقيّ»[18]

 

 

 

نماز نزديك كننده متقين به خداوند است.

 

 

 

امام صادق ـ عليه السلام ـ دراين باره فرمود:

 

 

 

«ُ أَفْضَلُ مَا يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ بِهِ الصَّلَاةُ و....»[19]

 

 

 

پس از خداشناسي و معرفت هيچ عاملي، بهتر از نماز انسان را به خدا نزديك نمي كند.

 

 

 

رهبر معظّم انقلاب حضرت آيه ا... خامنه اي «دام ظله العالي» در بخشي از پيام خود به سمينار نماز با عنايت به اين حديث شريف فرمودند:

 

 

 

«هيچ وسيله اي محكمتر و دائمي تر از نماز براي ارتباط ميان انسان با خدا نيست.»[20]

 

 

 

ج ـ ورود به بهشت

 

 

 

نمازگزاري كه با انجام فرمان الهي به درجه بالايي از معرفت رسيده و به درگاه الهي تقرّب جسته؛ تنها بهشت سزاوار اوست. رسول خدا ـصلي اللّه عليه و آله ـ فرمود:

 

 

 

«مَنْ عَلِمَ أنَّ الصَّلاةَ حَقُّ واجِبٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ»[21]

كسي كه بداند نماز حقي است كه خدا واجب كرده ، داخل بهشت مي شود.

 

 

[1] . عنكبوت (29)، آيه 45.

 

[2] . بحارالانوار، ج 82، صفحه 198.

 

[3] . سيري در فلسفه احكام، صفحه 46، به نقل از مجمع البيان، ج 8،صفحه 285.

 

[4] . بحارالانوار، ج 83، صفحه 126.

 

[5] . طه (20)، آيه 14.

 

[6] . رعد (13)، آيه 28.

 

[7] . صحيفه نور، ج 12، صفحه 148.

 

[8] . معارج (70)، آيات 20ـ23.

 

[9] . بقره ( 2)، آيه 153.

 

[10] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شيخ صدوق، صفحه 63، مكتبه الصدوق.

 

[11] . وسائل الشيعه، ج 5، صفحه 271.

 

[12] . بحارالانوار، ج 82، صفحه 208.

 

[13] . فروع كافي، ج 3، صفحه 479، بيروت.

 

[14] . ثواب الاعمال، صفحه 91.

 

[15] . فلاح السائل، سيد بن طاووس، صفحه 160، دفتر تبليغات اسلامي.

 

[16] . كنزالعمال، ج 7، صفحه 207.

 

[17] . همان، صفحه 212.

 

[18] . مستدرك الوسائل، ج 1، صفحه 175.

 

[19] . مجموعه ورام، ج 2، صفحه 86.

 

[20] . روزنامه اطلاعات، 16/7/70.

 

[21] . كنز العمال، ج 7، صفحه 201.




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |