متن وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند
ولي قلبش سياه ميشود
دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
----------------------
درد را از هر طرف بنويسی
همان درداست
مثل درد من
مثل درد تو
مثل دردهمسایه،
که دلش گرفته است
و چراغ خانه اش را خاموش کرده است.
من به روشنی بد نکرده ام
که تو افتاب کوچه مرا شکسته ای
و قلبم را به رنج الوده ای
و زخم خنجر بر پشت من نهاده ای
من و تو غباری بیش نیستیم
در این ویرانسرا
یادت باشد
------------------------
هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم...
ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!!
ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ...
دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟
ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ...
پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوست دارم
-----------------------
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی
ولی از اون روزی بترس که همون بشه درد دلت
--------------------
میدونی سخت ترین لحظه زندگی آدم چه موقع هست؟
وقتی که بفهمی واسه کسی که تمام زندگیت بوده فقط یک تجربه بودی
---------------------
هر آنکه پرستو خواندمش سفر کرد و رفت، تو را پرستو نخواهم خواند.
تو مرغ عشقي هستي که در قفس قلب من گرفتار است
و تا زماني که پيوندهاي اين قفس پا برجاست تو در آن خواهي ماند
-------------------
پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند .
عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند.
بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند.
به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند.
محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند
-------------------
گفتم دوستت دارم ،
چه صادقانه پذيرفتي ،
چه فريبنده آغوشم برايت باز شد ،
چه ابلهانه با تو خوش بودم ،
چه کودکانه همه چيزم شدي ،
چه زود نيازمندت شدم ،
چه حقيرانه به خاطر يک کلمه مرا ترک کردي ،
چه ناجوانمردنه وازه غريب خداحافظ به ميان آمد ،
چه بي رحمانه و من سوختم ،
چه عاشقانه ولي هنوز هم دوستت دارم غريبه
------------------